آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

برگشته بودی بشکنی من را، شکستی!
این زخم ها جز بانمک درمان نمیشد
ممکن نبود اصلا مرا از نو بسازی
تا این خرابه کاملا ویران نمیشد!

کارش به طغیان میکشد رودی که یک سد
راه وصالش را به دریا بسته باشد
اما اگر دریا نخواهد رود خود را…
اما اگر رود از دویدن خسته باشد…

می ترسم و اصلا برای تو مهم نیست
لعنت به این دلشوره های دخترانه!
حالا کجایی با تعصب پس بگیری
بغض مرا از دیگران شانه به شانه؟!

دیگر حواس پرت من پیش خودم نیست
یادم نمی ماند تمام حرف ها را
مادر نمی داند که دلتنگ تو هستم
وقتی نشسته می گذارم ظرف ها را

ازخانه بیرون می زنم در کوچه ها هم
دنبال ردپای تو دربرف هستم
گم می شوم دربین عابرهای این شهر
اینروزها یک دختر کم حرف هستم

هر بار بادی آمد از شهر تو گفتم،
شاید همین از بین موهایش گذشته
تومثل دنیای منی، هرچند دنیا
اینروزها از خیر رویایش گذشته

شاعر شدم تا درخیابان های این شهر
با این جنون لعنتی درگیر باشم
آهو همیشه در پی یک تکیه گاه است
ترجیح دادم درنبودت شیر باشم!

رویاباقری

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۳۹ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۳ تیر, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
میلادگفته :

بسیار زیبا بود
خیلی خیلی حض کردم

[پاسخ]

Arezooگفته :

عالی بووووووووووووود،مثل همیشه

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

خیلی قشنگ بود، متشکرم
مخصوصا
ترجیح دادم در نبودت شیر باشم

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

باد نمی پرسد در می زند
می پیچد بر در سر می زند
من ولی از باد پریشان ترم
نبضم با کوبه ی در می زند
حبس سکوتم پر از آواز هیس
ساز مرا مرگ مگر می زند
خاموشم تنها با یاد تو
گنجشکی در من پر می زند
روز و شبم نیست پُرم از تپش
دل به هوایت چقدر می زند
ساز الفبای تو با شعر من
هر دم آهنگ دگر می زند
“عبدالجبار کاکایی”

[پاسخ]

دل شکستهگفته :

کاری که من الان دارم میکنم
خدایا کمکم کن توی نبودنش شیر باشم

[پاسخ]

بی اسم پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۰۱:

وقتی بخوای حتما میتونی
اولش سخته ولی کم کم به نبودنها عادت میکنی
به اینکه تو تنها بدنیا اومدی و تنهام میمیری
امیدوارم بین زندگی و مرگ تنها نباشی

[پاسخ]

شبنم پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۱:

اره کم کم میشه اما هرجاقدم میزاری خاطراتش بازمرورمیشه…اما وقتی بخنده برام درددوریش اسونه

[پاسخ]

بی اسم پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۰۳:۳۷:

شبنم جونی درسته هرجا بری به یادشی اما دیگه نه با عشق دیگه با نفرت با بی تفاوتی باور کن عین حقیقته فقط یکم زمان میبره
ایشالله که هرچی ب صلاحت باشه

بی اسمگفته :

کارمون شده تکرار تکرار تکرار مثل اهنگی که سالهاست در خانه ی متروکه شنیده میشود اهنگی که گوش میدهی گوش میدهی تا حالت بهم بخوره
کارمان شده تکرار صبحی که با ناراحتی میگیم پووووف بازم صبح شده ای کاش زودتر شب بشه و وقتی که شبمیشه میگی وایییی خدایا امشبو چیجوری بگذرونم
میشی یه ادم.تکراری ی اهنگ تکراری یه زندگیتکراری کم کم دور میشی از اطرافیانت دور دور قلبت پرواز میکنه اما پسرک شیطونی با تیرکمونش قلبتو نشونه میگیره و بالشو میشکنه
سقوط میکنی درد میکشی اما بعد یه مدت دور پرواز میکنی اینبار با یه بال پرواز میکنی بازم قلبت را نشانه میگیرند و اینبار بی بال میشی
پسرک اینبار خوشحال بالا و پایین میپرد و میگوید کارش را تمام کردم
و تو بی بال طعمه ی ی گربه صفت میشی
انجاست که دیگه قلبی در سینه نداری حتی دل سنگی هم نداری فقط بی تفوات میشوی بی تفاوت

[پاسخ]

بی اسمگفته :

حال این روز های من در هیچ متنی در هیچ اهنگی توصیف نمیشود حالا این روزهای من نه دیدنیست نه شنیدی حال این روزهای من فاتحه میخواد تا کمی ارام گیرد

[پاسخ]

شبنم پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۲:

اره واقعا…

[پاسخ]

بی اسمگفته :

ای کاش در دنیای من تنهایی و تنها گذاشتن گناه بود
یا حتی تاوانش مرگ بود
ان وقت کسی بخاطر جانش دلی را تنها نمیزاشت

[پاسخ]

بی اسمگفته :

قلبم تیر میکشد ریه هایم بهمن چه تضاد فصلی مگر گرم و سرد سنکوب نمیکند؟

[پاسخ]

بی اسمگفته :

تنها که باشی دلت خط خطی هایی میکنه که با هرکلمه ش قلبت میسوزد

[پاسخ]

بی اسمگفته :

میگن بدترین حالتوقتیه که ادم درد بکشد اما من میگویم بدترین حالت وقتیه که ادم هیچی حس نکند بدترین درد بی تفاوتیست

[پاسخ]

بی اسمگفته :

تنها ها هم مقام و درجه دارند گاهی به درجه ای میرسند که دیگه هیچی حس نمیکنند این بالاترین درجه ی تنهایست

[پاسخ]

بی اسمگفته :

خلاصه بیشتر داستان های عشقی این میشود
یکی بود که یه روزی منو دوست داشت حالا رفته
یکی نبود بدونه بی خبر اون کجا رفته

[پاسخ]

بی اسمگفته :

وقت خود را برای کسانی حرفت را نمیفهمنند هدر ندهید
مگر شده خری با دو پایش راه رود؟

[پاسخ]

بی اسمگفته :

دلم میگیرد از بالا رفتن سنیکه بزرگنمیکند پیر میکند

[پاسخ]

بی اسمگفته :

تو فقط ادم باش من قول میدهم باتمام زنانگیم برایت مردانگی کنم تو فقط ادم باش

[پاسخ]

بی اسمگفته :

من در اغوش تنهایی تو در اغوش چند تایی؟

[پاسخ]

بی اسمگفته :

من اگر بخواهم خودم را معرفی کنم میگویم

کسی بودم که هیچکس نبود ارزوهایی داشتم که هیچوقت نرسیدم
قلبی داشتم که اونقدر شکست و خرد شد ک دیگه قلب نشد
اسمی داشتم که لعنت به این تنهایی فراموشش کردم
عشقمی داشتم که عشق او نبودم
دنیایی داشتم که دنیا نبود جهنم بود
دوستانی داشتم که دوستشان نبودم
ولی تنهایی داشتم با معرفت تر از همه دنیا

[پاسخ]

بی اسمگفته :

دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست و هیچ چیز تمام احساس من است

[پاسخ]

بهارگفته :

عالی بود.
ممنون

[پاسخ]

بی اسمگفته :

خدایا خسته م خسته چرا این مردم ولم نمیکنند دیگه نمیشممممم نمیشم

[پاسخ]

بی اسمگفته :

ایخدا نابود شدم له شدم چرا بعضیا هنوزم که هنوزه دست از سر من برنمیدارند
اخه من چیکارشون دارم خدا چرا تا اخرین قطره خونم میخوان اذیتم کنند خدا چرا این ادمها درک ندارند چرا نمیفهممند عذاب چیه چرا نمیفهمند حال یه ادم تنها و گناهکارو چررررا خدا دیگه بریدم بهشون بگو دست از سر من بردارند

[پاسخ]

دخترخوانسار پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۱۰:

این بی قراری ها دست من نیست
باورکن عاقل ترین آدم ها نیزگاهی
دلتنگ خاطرات احمقانه شان میشوند…

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۵۵:

“بی قرارم روز و شب
سر ز کویت برندارم روز و شب”
میدانی خاطراتی که با تمام وجود ساخته شده باشند هرگز از یاد نمی روند

[پاسخ]

بی اسمگفته :

اون هایی که فکر میکنید سنگ دلن درواقع سنگ دل نیستن اونها یه روزی خدای احساس بودن اما بعضیا کاری کردم که احساسو تو خودشون بکشن

[پاسخ]

بی اسمگفته :

بعضی وقتا ادم دوست داره پرواز کنه دوست داره پر باز کنه و بره بالای بالا تا به خدا برسه

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۲۱:

منم میخوام پر بزنم و همینجوری که از زمین دور میشم محبوبم رو تماشا کنم، اگه نگام کرد براش دست تکون بدم و اگه دوست داشت، دستشو بگیرم تا با هم پرواز کنیم و زندگی رو سر بکشیم

[پاسخ]

بی اسم پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۰۳:۴۰:

توکل کن به خدا
اگه توکلت به اون باشه پر میزنی میری اسمون نوک قله
وقتی دلت با خدا باشه پر میزنی وقتی عاشق باشی پر میزنی
و این پرواز لذت بخش ترین پروازه

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

من بودم و تو بودی و
یک آسمان سخن
گفتی ،بگو تو رازت دلت را به هر کلام

من آمدم که بگویم که :
“تو” …
هرگز ولی نشد

این ” تو” ،
میان گلویم ، شکسته ماند
دیگر کلام ، نه
واژه کجا ؟
من کجا ؟
این “تو” میان قلب و زبانم
نشست و ماند

صد آفرین به اشک
او حرف می زند
می گوید او تمام حرف دلم را ز راه چشم
می ریزد او به گونه تب دار عاشقم

من بسته ام دو لب
اما دو چشم خیس
می گوید آنچه را که شنیدن ، نه
دیدنی ست

من ماندم و تو ماندی و
یک کهکشان سکوت

“شاهبداغی”

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۰۶:

سکوت
واژه ها را گم کرده ام

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۰۷:

سکوت
واژه ها را گم کرده ام
حرف بزن با من

[پاسخ]

samiraگفته :

واقعاعالی بود

[پاسخ]

شاپرکگفته :

بسیارزیباوتاپیرگذاربود….وصف حال من هم اینگونه است

[پاسخ]

شاپرکگفته :

بسیارزیباوتاثیرگذاربود……………وصف حال من نیزاینگونه است

[پاسخ]

amenehگفته :

واقعاخیلی جالب بود

[پاسخ]