آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

این برگ‌های زرد
به خاطر پاییز نیست که از شاخه می‌افتند
قرار است تو از این کوچه بگذری
و آن‌ها پیشی می‌گیرند از یکدیگر
برای فرش کردن مسیرت
گنجشک‌ها از روی عادت نمی‌خوانند،
سرودی دسته‌جمعی را تمرین می‌کنند
برای خوش‌آمد گفتن به تو…
باران برای تو می‌بارد
و رنگین‌کمان
ایستاده بر پنجه‌ی پاهایش
سرک کشیده از پسِ کوه
تا رسیدن تو را تماشا کند.
نسیم هم مُدام می‌رود و بازمی‌گردد
با رؤیای گذر از درزِ روسری
و دزدیدن عطرِ موهایت!
زمین و عقربه‌ی ساعت‌ها
برای تو می‌گردند
و من
به دورِ تو!

“یغما گلرویی”

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۹ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۳۰ اردیبهشت, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

تو را دوست دارم
چون لحظه ی شوق، شبهه ، انتظار و نگرانی
در گشودن بسته ی بزرگی
که نمی دانی در آن چیست.

تو را دو ست دارم
چون سفر نخستین با هواپیما
بر فراز اقیانوس
چون غوغای درونم
لرزش دل و دستم
در آستانه ی دیداری در استانبول

تو را دوست دارم چون گفتن
«شکر خدا زنده ام.»

ناظم حکمت

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

تو نمی دانی…

من عکسی از نگار چشمانت….

به رخ قلب دارم…

تو نمی دانی…

آن روز کنار آن تیر چراغ…

ایستاده، مغرور بودی…

تو نمی دانی…

کشیدم…

نقش اندام را به نگار قلب ام…

عطش نفس ها را…

به شر یان های کرونری….

و تو نمی دانی…

در گرمای جان سوز ظهر تابستان…

عکسی از تو…

به یادگار دارم…

و حیف…

حیف که…

تو نمی دانی…….

دانوشتهـ : سیاوشـ

[پاسخ]

مريمگفته :

من
براى غم خوردن بسیار دارم
تو برایم لقمه نگیر…

[پاسخ]

مريمگفته :

هفت شهر عشق
شهر اول:نگاه و دلبریایى
شهر دوم:دیدارو اشنایى
شهرسوم:روزهاى شیرین و طلایى
شهر چهارم:بهانه،فکرو جدایى
شهر پنجم:بى وفایى
شهرششم:دورى و بیست اعتنایى
شهر هفتم:اشک،آه،تنهایى..

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۵۰:

اینا که هفت شهر عشق نیست
بلکه
هفت شهر بازی و سرکارگذاشتنه

[پاسخ]

مريمگفته :

قلبى که به راستى عاشق بوده است هرگز فراموش نمى کند..

[پاسخ]

مريمگفته :

اگر دیوانگى نیست پس چیست؟که در دنیاى به این بزرگى دلت فقط هواى یک نفر را میکند.

[پاسخ]

لیلاگفته :

آدم رو به مرگ را دیدی ؟
باغ بعد از تگرگ را دیدی ؟
آدم رو به مرگ من بودم
باع بعد از تگرگ من بودم
زیر پایم انار باریدند
در دلم انفجار باریدند
دارم از چوب سیب‌ها باشد
حلقه از نانجیب‌ها باشد
شاعر از من عبور خواهد کرد
خانه را سوت و کور خواهد کرد
کوله بارم همیشه تاریک است
این جهنم چقدر باریک است
می‌برم روی دوش دارم را
می‌کشم نعش کوله بارم را
سیب نا خورده را به من بستند
جرم حوا کشم اگر باشم . . .

علیرضا آذر

[پاسخ]

sara پاسخ در تاريخ خرداد ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۱۴:

فوق العادست

[پاسخ]