آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

نذر کرده ام

یک روزی که خوشحال تر بودم

بیایم و بنویسم که

زندگی را باید با لذت خورد

که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید

و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

یک روزی که خوشحال تر بودم

می آیم و می نویسم که

این نیز بگذرد

مثل همیشه که همه چیز گذشته است و

آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

یک روزی که خوشحال تر بودم

یک نقاشی از پاییز میگذارم , که یادم بیاید

زمستان تنها فصل زندگی نیست

زندگی پاییز هم می شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر

یک روزی که خوشحال تر بودم

نذرم را ادا می کنم

تا روزهایی مثل حالا

که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است

بخوانمشان

و یادم بیاید که

هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد

و

هیچ آسیاب آرامی بی طوفان

مهدی اخون ثالث

[پاسخ]

الیناگفته :

وقتی کســـی رو دوســـت داری
حاضــری جــون فــداش کنـی
حاضــری جونـتـــو بــدی
فقط یه بار نگـــاش کـنــی
به خاطــرش داد بـــزنــی
به خاطـــرش دروغ بـــگی
رو هـــــمه چی خط بکشی
حـــــتـــی رو برگ زندگی …….
ولی حیف که این روزا همگی خسته ایم….

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۲۲:

خیلى قشنگ بود..واقعا همین طوره.

[پاسخ]

الینا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۹:

اوهوم…ولی چ فایده

[پاسخ]

مريمگفته :

نه نمیدانى
هیچکس نمى داند
پشت این چهره ى ارام
در دلم چه میگذرد!
نه نمیدانى!
هیچ کس نمى داند
این ارامش ظاهر و این دل ناارام
چقدر خسته ام میکند…!

[پاسخ]

مريمگفته :

گاهى این که صبح ها ..
دلت نمى خواد بیدار بشى..
همیشه نشونه تنبلى نیست!
خسته اى از زندگى…!
نمى خواى قبول کنى یه روز دیگه
شروع شده..!

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۰۷:

میفهمم چی میگی مریم جون، گاهی برای منم پیش میاد(گاهی انگیزه هام ته میکشه)
اما من
اول از همه یه سلام به خدای عزیزم میکنم
و احساس قدرشناسی نسبت به خدا و همه بندگانش رو در خودم بیدار میکنم
بعدش فکرمو از نگرانیها خالی میکنم و
بهش اعتماد میکنم که مواظب منه
آرامش عجیبی پیدا میکنم و نیرویی برای بلند شدن
توی یه کتاب چند جمله قشنگ نوشته بود که صبحها از ته دل بخونیم
“صبحتان به خیر باد
خداوند است که با شما حرف میزند
همه مشکلات خویش را امروز به من بسپارید
نیازی به یاریتان ندارم
پس روز را به خوشی سپری کنید”
امیدوارم برات مفید باشه و سرحال روز رو شروع کنی

[پاسخ]

مريمگفته :

تمام تنم میلرزد..
از زخم هایى که خورده ام..!!
من از دست رفته ام…خسته ام
مى فهمى ؟؟
به انتهاى بودنم رسیده ام
اما…!
اشک نمیریزم
پنهان شده ام پشت
لبخندى که درد میکند

[پاسخ]

مريمگفته :

از من نرنج..
نه مغرورم و نه بى احساس
فقط خسته ام
خسته از اعتماد بیجا..
کاش انسان ها در تمام حالت
یک دیگر را “درک ” مى کردند نه “ترک “

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

از روی خستگی نیست
این بوی تن توست که مرا خوابم میکند

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

خسته ام از دوست داشتنت
ازاینکه من اینگونه بی تاب تو باشم و تو
بی قید حضور من
مشغول زندگیت هستی

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۲۶:

این دستنوشته ی منه :)) چقدر جالبه که میبینمش اینجا بدون هیچ ذکر نامی ……

[پاسخ]

دخترخوانسار پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۳۳:

نمیدونستم دست نوشته شماست
واقعا زیبا نوشتین…

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۲۹:

ممنونم از لطفت عزیزم

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۲۶:

دست نوشته زیباییستــــــــــ…

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۳۰:

مرررسی سیاوش

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۸:۲۸:

خسته ام

از دوست داشتن…

از رستگاری

این عشق یک طرفه اما:

تا آخر میمانم…

خب من ام دیگر…من…….

“سیاوشـ”

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

انگار خسته بود
چون بامن راه نیومد
بااون خوابید…

[پاسخ]