آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

balhayat ra koja gozashti [aloneboy.ir].

پرنده بر شانه‌ های انسان نشست. انسان با تعجب رو به‌ پرنده کرد و گفت: اما من درخت نیستم. تو نمی‌ توانی روی شانه‌ های من آشیانه بسازی.
پرنده گفت: من فرق درخت‌ ها و آدم‌ ها را خوب می‌ دانم اما گاهی پرنده‌ ها و انسان‌ ها را اشتباه می‌گیرم.
انسان خندید و به نظرش این بزرگ‌ ترین اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟
انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید.
پرنده گفت: نمی‌ دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است.
انسان دیگر نخندید.
انگار ته‌ ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد؛ چیزی که نمی‌ دانست چیست.
شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی…
پرنده گفت: غیر از تو پرنده‌ های دیگری را هم می‌ شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است اما اگر تمرین نکند، فراموشش می‌شود.
پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد، و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.
آنوقت خدا بر شانه‌ های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:‌ یادت می‌ آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟
زمین و آسمان هر دو برای تو بود اما تو آسمان را ندیدی.
راستی عزیزم، بال‌هایت را کجا گذاشتی؟
انسان دست بر شانه‌ هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد.
آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست

عرفان نظر آهاری

موضوع : داستان پند آموز, داستان جالب, داستان کوتاه
نویسنده :   ,   ۲ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۲ بهمن, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
*فاطمه*گفته :

خدایا ای خدای عزیزم
تو هستی آن توانایی که بار مسوولیتها را بلند میکند
تو مرهمی هستی که دردها را تسکین میدهد
تو نور هستی وقتیکه تاریکی وجود دارد
تو پناهگاه هستی در باران
تو دستی هستی که شفا را برای همه ما جملگی می آورد
تو آن نغمه ای هستی که ترسها را فرو می نشاند
تو آن صلح و آرامشی هستی که برای همه ما آسایش می آورد
تو خدا هستی که همیشه نزدیکی
*خدا* نغمه و توانایی من است و او به من پیروزی داده است
” از متنی انگلیسی ترجمه کرده ام”

[پاسخ]