آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

dastan [aloneboy.ir] koutah

سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد .
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه ی فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید.
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست!
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند!
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب  دعوا را شنید،  گلویی صاف کرد و گفت :     نمی دانم چه بگویم سخن هر دو را شنیدم !
یک سو مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند!
وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد…!

پائولو کوئیلو

موضوع : داستان پند آموز, داستان جالب, داستان کوتاه
نویسنده :   ,   ۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۶ خرداد, ۱۳۹۴  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
*فاطمه*گفته :

یادمان باشد هیچ کس را نفرین و لعنت نکنیم حتی شیطان را
برای همه باید دعا کرد
برای عزیزانمان بیشتر
به گفته مولانا
باید بدی باشد تا خوبی دیده شود
اما
خداوند در قرآن به حضرت موسی میگوید” هرچه میخواهی از من بخواه حتی نمک طعام”
پس دعا کارگر است
من که خود بارها آن را دیدم
دعای خوب بکنید و به اندازه توانتان مثلا شخصی در زمان پیامبر دعا کرد که هر چه عذاب در مورد گناهانش دارد همین دنیا ببیند تا برای آن دنیا چیزی نماند. چند روز در بستر بیماری به حالت زار افتاد.پیامبر به دیدارش رفت و موضوع را فهمید و برایش دعا کرد که خوب شود و از او خواست دعای بکند که در حد توانش است
به قول خواجه عبدالله انصاری
خدایا مرا آن ده که آن به
برای همه شماها بهترینها را از خداوند میخواهم

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۰۸:۲۰:

راستی شاید آه یک مظلوم، مغازه اش را آتش زده است و نه نفرین عابد
چون در حدیثی خوانده ام که ظلم به دیگران از گناهانی است که در همین دنیا نتجه اش را می بینیم
این از عدالت خداست، اصلا لازم نیست کسی را نفرین کنیم خدا حواسش جمع است
شاید حتی آن مظلوم نفرین هم نکرده است اما بنا به عدالت خدا، ظالم باید نتیجه اش را ببیند و گر نه بدی کردن، مقام می یابد

[پاسخ]

صالحگفته :

*صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از “ملای” مسجد خسارت خواست!*
به نظرم اگه از “خدای” مسجد خسارت می خواستبهتر بود تا از ملای مسجد.
نمیدونم و تحقیق هم نکردم که این داستان کوتاه از کوئیلو هست یا نه، ولی پیشنهاد می کنم اگه در مورد نوع و طرز تفکر این نویسنده تحقیقی انجام بدین و بعد داستان هاش رو بزارین بهتر باشه.
ممنون. من گاه گاهی به این سایت سر میزنم. خیلی خوب و زیباست. ممنون از تلاش شما.

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۰۰:۳۴:

آیا صاحب اصلی همه چیز خدا نیست، پس شکایت از صاحب مال! مگر درست است یا ممکن است!؟
همچنین
دنیا با قوانین خدا در جریان است
همچنین
گاهی برکت و خیر شما در لباسی دیگر ظاهر میشود که شما درست برعکسش تصور میکنید
در قرآن آمده است
خداوند بهترین است چه در پاداش دادن و چه در مجازات کردن

[پاسخ]

رهاگفته :

chera khodaye masjed?
inke kharabiye restouran ro faghat va faghat be khatere doaye mola bedounim eshtebast
har kasi bardashte khodesh ro az har dastani dare
dar har sourat mamnoun az nazaratetoun
baz ham dar rabete ba nevisande dastan tahghigh mishe

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــد دلبنــــــــــــــدم(just m)گفته :

(ا) الا یا ایها الاول به نامت ابتدا کردم

(ب) برای عاشقی کردن به نامت اقتدا کردم

(پ) پشیمانم پریشانم که بر خالق جفا کردم

(ت) توکل بر شما کردم بسویت التجا کردم

(ث) ثنا کردم دعا کردم صفا کردم

(ج) جوانی را خطا کردم زمهرت امتناع کردم

(چ) چرایش را نمیدانم ببخشا که خطا کردم

(ح) حصارم شد گناهانی که آنجا در خفا کردم

(خ) خداوندا تو میدانی سر غفلت چه ها کردم

(د) دلم پر مهر تو اما چه بی پروا گناه کردم

(ذ) ذلالم داده ای اکنون که بر تو اقتدا کردم

(ر) رهت گم کرده بودم من که گفتم اشتباه کردم

(ز) زبانم قاصر از مدح و کمی با حق صفا کردم

(ژ) ژنم را از غزل دادی ژنم را مبتلا کردم

(س) سرم شوریده میخواهی سرم از تن جدا کردم

(ش) شدی شافی برای دل تقاضای شفا کردم

(ص) صدا کردی که ادعونی خدایا من صدا کردم

(ض) ضعیف و ناتوانم من به در گاهت ندا کردم

(ط) طلسم از دل شکستم من که جادو بی بها کردم

(ظ) ظلمت نفس اماره که شکوه بر صبا کردم

(ع) علیمی عالمی بر من ببخشا که خطا کردم

(غ) غمی غمگین به دل دارم که نجوا با خدا کردم

(ف) فقیرم بر سر کویت غنی را من صدا کردم

(ق) قلم را من به قرآن کریمت مقتدا کردم

(ک) کتابت ساقی دلها قرائت والضحی کردم

(گ) گرم از درگهت رانی نمی رنجم خطا کردم

(ل) لبم خاموش و دل را با تکاثر آشنا کردم

(م) مرا سوی خود آوردی از این رو من صفا کردم

(ن) نرانی از درمیخانه ات یا رب که ساقی راصدا کردم

(و) ولی را من علی دانم علی را مقتدا کردم

(ه) همین شعرم به درگاهت قبول افتد دلم را مبتلا کردم

(ی) یکی عبد گنهکارم اگرعفوم کنی یارب غزل را انتها کرد

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۰۱:۰۳:

خیلی زیبا بود
ممنونم

[پاسخ]

lina پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۲۲:۵۷:

aali

[پاسخ]