آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

khatere [AloneBoy.com]

گاه گاهی لب این پنچره ی بسته هنوز
می توان منتظر رد شدن خاطره بود
یادم آید
که به هنگامِ شکوفایی صبح
رد پای تو
پراکنده برین گستره بود
می رسیدی ز ره و چشمِ مرا شبنم اشک
همچنان شیشه ی باران زده
کم سو می کرد
عطر گیسوی تو بر دامن رقصنده ی باد
دردل کوچه
فزاینده، هیاهو می کرد
همه دنیای من ساده دل این رویا بود
که سرآسیمه
قدم های تو را بشمارم
تا تو اِستاده، نگاهم بکنی با لبخند
و بدانی
که در آن لحظه… چه حالی دارم
حال من مانده ام و حسرت عشقی خاموش
هیچ راه تو بدین کوچه نمی افتد باز
در دلم خاطره ی روشنی از لبخندی ست
که به لب های تو
بیننده نبود از آغاز
کاش می شد که زمان را به عقب برگرداند
تا من آن پنجره ی یخ زده را بگشایم
و به فریاد بگویم
که… تو را می خواهم
و به شوقت نفسی تازه کند، فردایم
آه اگر رهگذر کوچه ی ما بودی باز
جرأتم فاصله ها را ز میان بر می داشت
راحت از عشق برای تو سخن می گفتم
و نگاهت به دلم
بذر عطوفت می کاشت
حیف، دنیایِ من امروز
پر از تنهایی ست
و خیالات تو
بی دغدغه پابرجایند
آرزوهای “رها” بسته به آن چشمانی ست
که پس از حادثه ی کوچِ تو… نا پیدایند

امیر ساقریچی- رها

موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۹ خرداد, ۱۳۹۴  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
*فاطمه*گفته :

خیلی شعر احساسی و قشنگی بود
بسیار متشکرم

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــد دلبنــــــــــــــدم(just m)گفته :

کاش می شد که زمان را به عقب برگرداند
عــــــــــــــــالی.

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

فکر کنم بچه های این سایت هم مثل من امتحان دارن
آخه هیچی نمی نویسن
موفق و پیروز باشید

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــد دلبنــــــــــــــدم(just m)گفته :

میون چند تا اتاقک سوت و کور خسته و خاموش

یه نفر نشسته تنها انگاری شده فراموش

دو تا چشم….بارون نم نم میزنه به روی گونه

چقدر این دل غصه داره…آخ فقط خدا می دونه

لحظه ها آسه و آسه دست غم پاشونو بسته

صدای خرد جوانه…یه نفر دلش شکسته

توو دل یه قصر تاریک چند نفر شادن و مستن

انگاری خبر ندارن دل پیرا رو شکستن

اونا اون پیر رو روندن….فکر حالشو نکردن

ندیدن پیرای خسته توی خلوت گریه کردن

از توی همون اتاقک قاصدک خبر میاره

یه نفر داره میمیره تنها…..این چه رسم روزگاره؟!!!!!!!

کی دلش این همه سنگه که اونو گذاشته رفته !!!

خیلی ساله !!..خیلی وقته !!…نه یکی دو روز و هفته….

مگه رفته از توو یادش تنها همدمش تو بودی !!!…

کوه پر صبر و صمیمی واسه گریه هاش تو بودی !…

تووی این روزا عزیزم منتظر باش بر میگرده…

کوره ی داغ جدایی دیگه خاموش و سرده…

باز میاد پیشت گل تو..سر به زیر و با خجالت

اما اینقدر تو بزرگی نداری هیچی شکایت

اون دو تا چشمای خسته واسه ما چراغ راهه

ما می خوایم همیشه باشی با صفا …خدا گواهه…

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــد دلبنــــــــــــــدم(just m)گفته :

وقتی که گریه ام میگیره، دلم میگه مبارکه
قدر اشکاتو بدون، هنوز چشات بی کلکه

وقتی که گریه ام میگیره یه آسمون بارونی ام
اما به کی بگم خدا من تو دلم زندونی ام

سرمو بالا میگیرم کسی جوابم نمیده
خیلی شباست یه رهگذر به گریه هام نخندیده

چه روز و روزگاریه من و یه دنیا بی کسی
شدم یه مشت خاطره یه کوره ی دلواپسی

می خوام تلافی نکنم حرمت دل رو میشکنن
دارن به جرم سادگیم چوب حراجم میزنن

تو این ولایت غریب دل مرده ها عزیزترن
قحطی عشق عاشقاست قلب های سنگی می خرن

[پاسخ]