آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

آدم گاهی دوست دارد برود
ولی نرسد
دوست دارد گریه کند
ولی کسی دلیلش را نپرسد
دوست دارد بغض کند
ولی بی بهانه
آدم گاهی دوست دارد گوشه ای از این دنیارا
برای خودش پیدا کند
خودش را بغل کند
وآرام خودش را آرام کند

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۵۱ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۸ بهمن, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
ناشناسگفته :

واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.چقر خوبههههههههههههههههههههه

[پاسخ]

نسیمگفته :

بعضــی شب هـا حـال عجیبــی دارم…

یــه دلتنگــی
یــه بغـض

یـه دلـواپسـی بـزرگ
نـه بخـاطـر اینکـه تنهـام…
نـه…
بـه خـاطـر اینـکـه بـریـدم
حتـی از خـودم…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۸:

دیگه نمیشه اینجوری ادامه داد…

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۲:

Like

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۶:

تاکی باید ادامه داد…تا کی…

[پاسخ]

ehsan پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۴:

تا مردن

[پاسخ]

niloo پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۹:

حس منه تو این لحظه..کاش میشد که برم و دیگه نباشم

[پاسخ]

نسیمگفته :

خدایا….

دستانم را زده ام زیر چانه ام

مات ومبهوت نگاهت میکنم

طلبکار نیستم

فقط مشتاقم بدانم

ته قصه چه میکنی؟

بامن…

[پاسخ]

villain پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۴:

like

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

گاهی کمی اشک بریز… سختی و غم وجود دارد اما ادامه بده!
تنها کسی که تمام طول زندگیمان کنارماست، خودماییم…
پس تا وقتی که زنده ای، زندگی کن…!

[پاسخ]

smartگفته :

LIKE
ای کاش می شد آدم گاهی فقط یه لحظه خودش نباشه و از قید دنیا آزاد باشه.

[پاسخ]

مریمگفته :

به سلامتی کسی که تااسم عشقش میاد بی
اراده دلش میلرزه و بغضش میگره از دلتنگی ولی نمیتونه به کسی بگه عاشق کیه
حتی رفیقش…

[پاسخ]

مریمگفته :

شب برات اس ام اس زدم که بگم ..دنیام
تاریکه مثل شب .تنهام مثل ماه. کوچیکم مثل ستاره
.اما دوستت دارم اندازه اسمونی که اندازه نداره..

[پاسخ]

نسیمگفته :

گاهی دلت بهونه هایی میگیره که خودت انگشت به دهان میمونی…

گاهی دلتنگیایی داری که باید فریادشون بزنی اما سکوت میکنی..

گاهی پشیمونی از کرده و ناکرده ات…

گاهی دلت نمیخواد دیروز رو به یاد بیاری انگیزه ای برای فردا نداری و حال

هم که …

گاهی فقط دلت میخواد زانوهات رو تنگ در آغوش بگیری و گوشه ی

گوشه ترین جایی که میشناسی بشینی و فقط نگاه کنی ….

گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ میشه…

گاهی دلگیری شاید از خودت … شاید از ….

[پاسخ]

villain پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۸:

like

[پاسخ]

mohabatگفته :

اعتراف تلخی است …ولی عشقم وان غریبه چقدر بهم می ایند…

[پاسخ]

دختر خوانسار پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۸:

like

[پاسخ]

اقیانوس تنهایی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۵:

اعتراف تخلی است

[پاسخ]

mohabatگفته :

دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۵:

ای کاش میشد رفت از این دنیای کثیف…

[پاسخ]

mohabatگفته :

نوشت سلام نفسم درحالی که تازه بهم شب بخیر گفته بود،!!!
چه اشتباه تلخی!؟!

[پاسخ]

mohabatگفته :

اگر یار مرا دیدیدبه او بگویید:بگویید دیگر دلتنگش نیستم بگویید دیگر به او فکر نمیکنم بگویید در قلبم کشتمش برایم دیگر اهمیت ندارد . . .و آخر سر بگویید دروغ می گوید ، هنوز هم “عاشق توست”

[پاسخ]

mohabatگفته :

سلامتی اون کس که داشت میرفت گفتم:نرو نمیتونی منو فراموش کنی برگشت نگام کرد گفتم دیدی نمیتونی ، گفت ببخشید شما ؟

[پاسخ]

mohabatگفته :

چقدرسخته توهق هق گریه هات نفس کم بیاری و عشقت به یکی دیگه بگه نفس. . .

[پاسخ]

mohabatگفته :

دردهایم درآغوشی مداواشدکه ندانستم وقتی ندارمش بزرگترین دردم میشود…!

[پاسخ]

mohabatگفته :

دستم راگرفت و گفت:دستانت چقدر عوض شده اند. سری تکان دادم و دردل گفتم:
بی انصاف!
دستان من تغییری نکرده،تو به دستان دیگری عادت کرده ای……..

[پاسخ]

mohabatگفته :

آرامم…
مثل مترسک شکسته یک مزرعه،که بود و نبودش دیگر برای کسی فرقی ندارد….

[پاسخ]

اقیانوس تنهایی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۹:

ارامم …
مثل جنگلی که نیمی از ان را اتش سوزانده نیمی از ان را موریانه ها خورده اند ….
دیگر نگران ظلم تبر نیستم …….؟؟؟؟؟

[پاسخ]

mohabatگفته :

حالم راپرسیدند،گفتم :روبه راهم ولی کسی نفهمید رو به کدوم راهم…

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۳۸:

هیچ وقت نمی فهمن..هیچ قت..

[پاسخ]

اقیانوس تنهایی پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۴۶:

حالم را نپرس که هنجار ها باعث می شود بگویم
بهترم

[پاسخ]

saloosگفته :

عـشق بازی فقط تـوی رخـتخواب نــیست

عشـق بازی میتـونه دقـیقن اون لحظه ایی بـاشه که

یـه زن با دقـت آستـین ِ مرد رو تا مـیزنه که تا بالـای آرنــج بـیاد …..

و یـا وقتی مـرد مـوهای زن مـورد علاقشو با دستاش میفرسته پشت گوشش …

و فـقط و فـقط یه نـگاه مـعامله مـیشه ….

که به هـمون نـگاه مـیشه جـون سـپرد تـا آخـر ِ عــمر.

[پاسخ]

دلشکسته پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸:

لایکــــــــــــ

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۲:

like

[پاسخ]

villain پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۳:

like

[پاسخ]

saloosگفته :

❤ به افتخاری پسری که تا فهمید دوست دخترش سرطان داره با اون ازدواج کرد. ❤

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۰:

این نهایت عشقه
عمر دست خداست

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

غمگین مباشید ، چرا که خوشبختی ، می تواند از درون تلخ ترین روزهای زندگی شما ، زاده شود .

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

عجبــــ وفـــایـــی دآرد این دلتنگــــی…!
تنهـــــاش که میـــذآریـــی میــری تو جمـــع و کلّی میگـــی و میخنــــدی…
بعد کـــه از همه جـــدآ شدی از کـُنـــج تآریکـــی میآد بیرون
می ایستـــه بغـــل دستــتــــ …
دســتـــ گرمشـــو میذاره رو شونتــــ
بر میگـــرده در گوشــتـــ میگـــه:
خـــوبــی رفیـــق؟؟!!
بـــآزم خودمـــم و خـــودتــــ …

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

شب است…

کلنجار میروم با خودم

با دلتنگی هایم

با قلب له شده ام

سراغش را بگیرم…

نگیرم…

بگیرم…

نگیرم…

نزدیک صبح است…

دل را به دریا زدم!

“دستگاه مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد…”

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

روزگار لعنـــــــتی …

هر سازی که زدی رقصیـــــــــــــــــــدم.

بی انـــــــــــــــصاف یکبار هم تو به ســــــــــــــاز من برقص ؛

ببین دلـــــــــــــ♥م چه ” شـــــــــــــــوری ” میزند !!؟

[پاسخ]

ehsanگفته :

برای خیانت

هزار راه هست

اما هیچ کدام

به اندازه

تظاهـــر به دوست داشتن

کــثـیــف نـیـست

[پاسخ]

ehsanگفته :

ساده که باشی . . .
همیشه رو بازی می کنی…
ساده که باشی . . .
آدم ها اوقات بیکاریشان را با سادگی ات پُر می کنند

و در لحظه های اندوه ، تنها می مانی …
ساده که باشی . . .
سادگی ات را حماقت می خوانند
و کسی نمی فهمد که تو از فرط ِ ” آدم بودن ” ساده ای

[پاسخ]

villain پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۸:۴۸:

like

[پاسخ]

تو....شاید من....گفته :

به سلامتی اونایی که این روزاشون به تظاهر می گذره

تظاهر به بی تفاوتی

تظاهر به بی خیالی

به شادی

به این که دیگه چیزی مهم نیست

ولی فقط خودشون می دونن چقدر سخت می گذره ….

[پاسخ]

تو....شاید من....گفته :

حرف‌هایی هست‌ برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی‌گوییم..
و حرف‌هایی هست برای نگفتن، حرف‌هایی که هرگز‌ سر‌ به ابتذال گفتن فرود نمی‌آورند.
حرف‌های شگفت، زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه ماورایی هرکس به اندازه حرف‌هایی است که برای نگفتن دارد،

حرف‌های بی‌تاب و طاقت‌فرسا، که هم‌چون زبانه‌های بی‌قرار آتش‌اند و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند؛
کلماتی که پاره‌های بودن آدمی‌اند.
اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند، اگر یافتند، یافته می‌شوند و در صمیم وجدان او آرام می‌گیرند..
و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند..
و اگر او را گم کردند، روح را از درون به‌ آتش می‌کشند و دمادم، حریق‌های دهشتناک عذاب بر می‌افروزند.

دکتر علی شریعتی

[پاسخ]

تو....شاید من....گفته :

بـــــیا با پـــنجه راه برویم …

روی تـــــــــــــــــنِ ایـــــــــــــــن ،دنــــــــــــیا !!!

بگذار خــــــــــــــــواب بماند …

نــــــــــــــــفهمد از قـــــــــــانونش گریخته ایم !!!

و دل بــــــــــاخته ایم …!!!

[پاسخ]

تو....شاید من....گفته :

از یک جایی به بعد آلیس می‌شوی در عجایب سرزمینی
که جز خاطره پای هیچ عصایی به آنجا باز نمی‌شود.

از یک جایی به بعد به خودت که می‌آیی پر شدی از رفت و آمد رویاهای پابرهنه‌ای
که اعتبارشان نسبت مستقیم دارد با آرزوهای خطور نکرده در سر واقعیت!

از یک جایی به بعد خارج از فهم جوانی و پیری خاطره در تو دلقکی می‌شود
که زورش دیگر به اتمام یک سیرک خنده‌دار نمی‌رسد..

از یک جایی به بعد شهر در خاطرات ذهنی‌ات به گل می‌نشیند تا دست از عصا درازتر برگردی..
برگردی به خواب، به رویا، به هر چیزی که دیدنش از زندگی عینی، لذت‌بخش‌تر است.

از یک جایی به بعد فقط باید خوابید که تنها خواب تو را به تمامی آنچه که از دست رفته است
و به رویاهای خوش بر باد رفته پیوند خواهد زد..

نادر ابراهیمی

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

این روزا خیلی تنهام، خیلی داغونم

هست کسی که مثل من دلش

نه برای کسی،

نه برای عشقی،

نه برای جایی…

نه برای چیزی!

بلکه دلش برای خودش تنگ شده…

برای خود خودش!؟

[پاسخ]

اقرارگفته :

دم از بازی حکم میزنی!

دم از حکم دل میزنی!

پس به زبان قمار برایت میگویم!

قمار زندگی را به کسی باختم که “تک” “دل” را با “خشت” برید!

جریمه اش یک عمر “حسرت” شد!

باخت زیبایی بود!

یاد گرفتم به “دل”،”دل” نبندم!

یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!

“دل” را باید “بــُـر” زد،

جایش “سنگ” ریخت که با “خشت”

“تک بـُـری” نکنند!

[پاسخ]

تو....شاید من..... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۵۰:

خیلی نامردی همین فقط همین………….
از دلم با خبری و این طوری میگی آخرشی.

[پاسخ]