آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سوماگفته :

رها جونم نمیدونم الان سایت دست تویه یا یکی دیگه آخه هر چی میخونم تو نویسندشونی اول بگم که واقعا انتخابات قشنگن و کارت حرف نداره خیلی با سلیقه ای دوم اینکه خیلی ازت ممنونم بی نهایت بازم بی نهیت دیگه که اجازه میدی باهم حرف بزنیم و به هم کمک کنیم خدا خیرت بده عاقبت به خیر بشی الهی اون عاقبت به خیری و خیلی دوست دارم که آدما به هم میگن خیلی دعای خوبیه موفق و مؤید باشی عزیزم

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۲۴:

درود سومای عزیز
مدیریت سایت بامن نیست اما انتخاب پست ها و نویسندگی سایت رومن انجام میدم
اول اینکه ممنون، لطف داری دوست عزیز
دوم اینکه سایت بانظرات شما دوستان هست که زیباترمیشه، ممنون ازهمه ی شماکه دوستدار همیشگی aloneboy هستید
انشالله که غم وغصه از دل تمامی شمادور باشه
آمین میگم برای آرزوهای زیباتون
خدایاورهمیشگیتون باشه…

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۰۵:

ممنونم از لطفت رها جون که به نوشته هامون داری
انتخاباتون خیلی قشنگه و با معنیه متشکرم از همه زحماتت
ان شاالله شما هم شاد باشی و غم نبینی
همه خوبیها سهمتان باد و خدا همراهتان باد

[پاسخ]

gold girlگفته :

لایک!
واقعا کسی که نخواد بمونه اگه با غل و زنجیر هم ببندیش بازم میره….

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

آنکس که دل برد، مشعوف وشادمان
آنکس که دل دهد، رسوای عالم است
جعفرمقیمان

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

امروز دل بریدم از مهر پدری
چه روز سختی بود امروز
امروز باید شادمانه ترین روزم می بود
اما با زخم زبانهای پدرم
برای اثبات بی لیاقتیم
شد یکی از روزهای پر گریه ام
دیگر اشکهایم دست من نبود
درست مثل همین الان
روز عجیبی بود
اما من به خاطر خبر خوشی که مدتها منتظرش بودم
به خاطر لطف حق
بی نهایت سپاس گذارم
خدا آمد و نشست و
تک تک تیرها را از قلبم بیرون کشید
جایش را بوسید
همه بندهای انتظار مهر پدری را برید
و گفت: “من هستم کنارت و روزی به پایان میرسد همه غمهایت”
عقلم یادآوری کرد که از نظر پدر همه بی لیاقتند الا خودش.
اکنون
من ادا میکنم وظیفه انسانیم را
اما دل بریده ام
و محکمتر از همیشه دستهای خدا را چسبیده ام
اگر چه دیگر رمقی برایم نمانده است

[پاسخ]

saraگفته :

اندازه ی صد سال نوری از دلت دورم
باید همیشه دور باشم از تو ، مجبورم!

یا گریه هایم را میان شعر میگویم
یا مینوازد گریه را نت های سنتورم

یعقوب عاشق توی این دنیا فراوان است
یعقوب… مثل من… که از این گریه ها کورم!

هر دفعه دل دادم به دریا باز هم افتاد
شکل تو یک ماهی قرمز در دل تورم

مثل تمام پسته ها که تلخ میخندند
پنهان شده صد بغض پشت خنده ی شورم

یک آسمان افتاده در قلبم که غیر از ابر
در بین باران های دلتنگی ش محصورم

شاعر شدن یعنی فقط حسرت… فقط حسرت!
یعنی تو دانشگاهی و من پشت کنکورم!

[پاسخ]

saraگفته :

بی خبر می روم و بی خبری توهین نیست
به خدا روح من از دست تو دلچرکین نیست
می روم تا که به فرهاد بگویم: ای مرد!
عشق اگر خوب به آن فکر کنی شیرین نیست
از تو دلگیرم و این درد بزرگی است، ولی
همه ی مشکل من با تو لزوما این نیست
گنج پنهانم و عادت به تواضع دارم
این گناه تو و آن مردم ظاهربین نیست
خار رویاندی و تهدید به خواری کردی
هر که آمد به تماشای لبت گلچین نیست
گرچه لبخند تو زیباست ولی چاره ی زخم
آن زمانی که دهان باز کند تسکین نیست
کند چشمان تو با دست خودش گورم را
خاطرت جمع! سرم بعد تو بی بالین نیست
هر که یک بار شنیده است ” خداحافظ” را
از خداحافظی بار دگر غمگین نیست!

[پاسخ]

شهريوريگفته :

آن کس که دل بریده، تو پا هم ببرّی اش

چون طفلی از کنارتو با دست می رود

“رفتن” همیشه راهِ رسیدن نبوده است

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

علی حیات بخش

[پاسخ]