آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

آهنگ بی کلام دلنشین و روح نواز Du Am ساز ویولن و گیتار از آلبوم دریای من

چقدر هم آغوشی خیسی است باریدن باران روی دریا و چقدر غم بزرگی است آنگاه که مردی رخت خوابش را زیر باران پهن می کند چرا که خواب دریا نمی بیند… نام این اثر فوق العاده زیبا دریای من می باشد و مجموعه است از ملودی های عاشقانه و روح نواز که با دو ساز محبوب و آرامش بخش ویولن و گیتار اجرا می شوند. شاید این اولین باری باشد که اثری با چنین تلفیق ساز ها خواهید شنید اما بطور حتم یکی از بهترین و زیباترین تجربه هایتان خواهد بود. شاید خیلی ها تصور کنند که احساسات نقطه ضعف ما انسانهاست اما بر عکس احساسات نقطه ی قوت ما هستند بخاطر اینکه ما با احساساتی چون امید، دوست داشتن، ایمان، شادی، غم و حتی ترس و کینه زندگی می کنیم و هر کدام از این ها می تواند به خودی خود عامل محرکی برای یک اتفاق بزرگ در زندگی باشد. اولین چیزی که از شنیدن قطعات این آلبوم به مخاطب منتقل می شود حس آرامش و دوست داشتن است که در ادامه با امید همراه می شود و گیتار در کنار ویولن تصویری از قدم زدن روی شن های خیس ساحل و گوش دادن به صدای موجهایی که خود را به ساحل می رسانند و همینطور صدای مرغان دریایی که در لابه لای باد پیچ و تاب می خورد و به گوش می رسد.

پخش آنلاین:

دانلود با لینک مستقیم:

حجم = ۴/۵۶ مگابایت | مدت = ۴:۵۵ دقیقه | فرمت فایل = MP3 | کیفیت : ۱۲۸

کد این آهنگ برای پخش آنلاین در وبلاگ و سایت شما:

توجه : کلیه محصولات فرهنگی سایت از نظر قانونی مجاز بوده و با کسب رضایت صاحب اثر در سایت قرار می گیرند ، وبسایت AloneBoy.com با احترام به قانون کپی رایت در صورت عدم رضایت صاحبان اثر آنها را از روی سایت حذف میکند.
موضوع : ساز گیتار, ساز ویولن, موزیک, موسیقی بی کلام
نویسنده :   ,   ۳۹ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۷ مهر, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سایه یخ زدهگفته :

نــــایِ ایستادن ندارم

آن لحظه که گــونــه هــای خیسُ و سردِ من

در بینِ زانـــوانِ بی جـــانُ و بــازوهای وا رفتــه ام

پنــــاه گرفته اند

فقط به مـــن بگو کـــــه…

آن لحظه تــــو کجـــایی؟؟!!!

آن دَم که با فشردنِ دندانهـــایم رویِ بدنـــم

صدایـــم را در گلـــو خفــه می کنـــم

چـــانۀ لــرزانم، غــمِ صورتـــم را به بـــازی می گیــــرد

و در مهمانی سنگینیِ سینه ام، نفس های بریده بریده، پایکوبی می کنند

آن لحظه تو کجایی؟؟!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

حــال ِ مــن خــوب است
امــا
عــالی می شــوم
وقــتی کــه
تــــو…
با نگــرانی در آغوشــم می گــیری و می گویــی :
” نــه عــزیزم ، تو خــوب نیســتی …

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

میدانم که یک روز…

حوالیِ یک هرگــــزِ بزرگ به هم خواهیـم رسیـد!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

کتاب آغوشـت

سوره ی لبهایت

آیه ے بوس ـه هایت

انچنان پایبندم به این کیش

که هزار شیطان نمیتواند

لحظه اےذره اے ایمانم را سست کند!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

دخــتـر باش . . .

خــــودت بــاش . . .

بــگــذار گــرگـــ های شــهــر هـــــر چــهــ

مــی خــواهــنــد بــــــگـــویــنــد . . .

بــه دنــیــا آمـــده انــد تا زوزه بــکــشــنــد . . .

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

مادرم می گفت:
دوستانت را ببین…
همه به جایی رسیده اند!
نمیدانست که من منتظر مانده ام تا به تو برسم!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

چه خوبه من دخترم؛ چون می تونم هر وقت که دلم خواست گریه کنم و هیچ کس هم به خودش حق نمی ده که بهم بگه مرد که گریه نمی کنه! هر وقت که دلم بگیره می تونم گریه کنم، یا نه هر وقت دستم بی هوا بخوره به یه جا حتی اگه زیاد دردم نگیره! یا هر وقت مامان و بابا بهم اخم کنند یا هر وقت یه پروانه مرده رو می بینم یا هر وقت هوا ابریه و نمی تونم تو آسمون خوشه پروین رو پیدا کنم! آره هر وقت که دلم بخواد می تونم گریه کنم و با گریه کردن به خودم نزدیک تر بشم!

چون یه دخترم، حتی اگه دوره نوجوانی رو طی کنم و بشم یه جوون سنگین و رنگین بازم می تونم مامانم رو محکم توی بغلم بگیرم و هی بوس کنم. می تونم دستام رو دور گردن بابام حلقه کنم، بوسش کنم یا حتی روی شونه هاش زارزار گریه کنم.

چون یه دخترم، کسی از من توقع نداره صبح زود از خواب نازم بزنم و برم نونوایی.

می تونم روزی چند بار برم جلو ایینه و موهامو شونه کنم و چقدر خوب که دیدن این صحنه ها برای هیچ کس عجیب و مسخره و بچه بازی به نظر نمی رسه!

من سراسر احساسم. به خاطر همین می تونم احساسات همه رو درک کنم. می تونم رد شدن خون رو از زیر پوست هر کسی که دوستش دارم حس کنم. می تونم رد شدن آب رو از توی ساقه گل حس کنم.

چقدر گریه کردن قشنگه، چقدر مامان رو محکم تو آغوش گرفتن لذت بخشه چقدر مادر شدن حیرت انگیزه.

آخیش، چه خوب شد من یه دخترم!

[پاسخ]

محمدرضا پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۰:

چه خوبه که من پسرم: چقدر حال خوبو عجیبیه وقتی که نمیتونم ناراحتیمو یه کسی بگم، نمیتونم هر
موقع که بخام مامانمو بقل کنمو بهش بگم دوسش دارم، نمیتونم غمو غصه هامو به هر کسی بگم، آره هر وقت که دلم بخاد نمیتونم گریه کنم، نمیتونم این اجازه رو به خودم بدم تا جلوی کسی گریه کنمو غرور مردونمو بشکونم…عاشق این پنهان کاریامم… عاشق این اشکای پنهونیم…اما…

اما وقتی تنهام دیگه هیشکی نمیتونه مزاحممم شه، هیشکی نمیتونه گریه هامو ببینه…همه این بغضامو توی تنهاییم میشکنم…توی تنهابی همه گریه هایی که نکردمو رو خودم تلافی میکنم…توی اتاقم درو میبندم یه آهنگ غمگین میذارم، صداشو کم میکنم…تا کسی نفهمه…انقدر بهش گوش میکنم تا خوابم ببره…

صبح باید از خواب بلند شم، باید برم نون بگیرم…نمیتونم خودمو بشتر از ۱ دقیقه توی آینه ببینم…آره چقد خوبه که هیشکی دردامو نفهمیده…چقدر خوبه که همه فکر میکنن من خوبم..خوبه خوب…
آره، همینائه که از من یه مرد ساخته…یهتره بگم همینائه که از من یه درد ساخته…

حالاکه بیشتر فک میکنم میبینم، چه خوب شد که من یه مردم!

[پاسخ]

darya پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۵:

چقدر خوب که من عاشقم…
چه فرقی می کند
آدم باشم یا حوا.

[پاسخ]

آیسان پاسخ در تاريخ اسفند ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۷:

غم وغصه مرد وزن نداره .من زنم اما مثل مرد کسی گریه هامو نمیبینه

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

گفتند: بهت خیانت میکند!

گفتم:میدانم…

گفتند: این یعنى دوستت ندارد!

گفتم:میدانم…

گفتند: روزی میرود وتنها میمانی !

گفتم:میدانم…

گفتند: پس چرا ترکش نمیکنی!

گفتم:این تنها چیزی ست که نمیدانم…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

سلام بابا لنگ دراز من …

این روزها کسی حرفهای مرا نمیفهمد….

شاید من زبانم عوض شده…

یا شاید مردمان این شهر گاهی کر میشوند…

گاهی دلم برای کودکیم تنگ میشود….

بابا لنگ دراز عزیزم….

تو به من یاد دادی شاد باشم در هر شرایطی…

اما من شاد بودن را دوست ندارم….

چون تو دلم غمگین ترین فردم….

بابا لنگ دراز عزیز ….

دلم برایت تنگ میشود ….

برای آن قد بلندت….

برای آن ته ریش مردانه ی زیبایت….

برای آن کت بلند مشکیت….

آری مدتی است سایه ات هم این ورا پیدایش نمیشود….

بابا لنگ دراز عزیز دوستت دارم….

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۷:

بابا لنگ دراز عزیزم
لطفا گاهی خودت رابه نفهمیدن بزن وبگذاردوستت بدارم…
بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را
نخواهدخواند…
نمیگذارم…
نمیخواهم…!
بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم…
حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم!
بابا لنگ دراز

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

من دلم تنگ کسی است ….

که به دلتنگی من

می خندد…!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

پسر:عشقم شرط بندی کنیم؟؟؟

دختر : باشه عزیزم…بکنیم…

پسر : تو نمی تونی ۲۴ ساعت بدون من بمونی…

دختر : می تونم…

پسر : می بینیم…

۲۴ ساعت شروع می شه….

و دختر از سرطان عشقش و اینکه خیلی زود قراره بمیره خبر نداشته…

۲۴ ساعت تموم می شه و دختر میره جلوی در خونه ی پسر…

در می زنه ولی کسی در رو باز نمی کنه…

داخل خونه می شه و پسر رو می بینه که روی مبل دراز کشیده

و دستش یه یادداشت هست…

یادداشت : ۲۴ ساعت بدون من موندی…یه عمر هم بدون من می تونی بمونی

عشق من…دوستت دارم….

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

تو میدانستی;

رویای شیرینم، یخیست

“هایش” کردی

چه ساده ذوب شد از گرمی نفسهایت…

و من با ته ماندۀ جانم، تبخیر شدن آخرین قطراتش را به نظاره نشستم

شاید شوری من و اشکهایم، باعث همه چیز بود

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم….

با تو رازی دارم !..

اندکی پیشتر اَی ..

اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!.

… زیر چشمی به خدا می نگریست !..

محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست .

نازنینم اَدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!..

یاد من باش … که بس تنهایم !!.

بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!

به خدا گفت :

من به اندازه ی ….

من به اندازه ی گلهای بهشت …..نه …

به اندازه عرش ..نه ….نه

من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!

اَدم ،.. کوله اش را بر داشت

خسته و سخت قدم بر می داشت !…

راهی ظلمت پر شور زمین ..

زیر لبهای خدا باز شنید ،…

نازنینم اَدم !… نه به اندازه ی تنهایی من …

نه به اندازه ی عرش… نه به اندازه ی گلهای بهشت !…
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!

خدای عزیزم امشب بی نهایت به یادتم به جرم روزهایی که به یادت نبودم

دریابم که تنهاییت را همه جوره با همه ی گل وجودم حس می کنم

گویی هنگام آفرینش به خمیر ماییه ی جانم تنهایی آمیختی

تنها بودم از تو ،لبریزم کن از خودت

ای آفریدگار مهربانم

دریابم….

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۵:

mahshar bod

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۵:

گفتم: خسته‌ام.

گفتی: لاتقنطوا من رحمه الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/۵۳) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره.

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه

.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/۲۴) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم.

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/۱۶) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم

.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا

.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/۶۳) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الل
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/۱۰۹) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک… یه
اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم

.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/۲۱۶) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل… اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم – نسبت به همه – مهربونه (بقره/۱۴۳) ::.

گفتم: دلم گرفته.

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/
۵۸) ::.

[پاسخ]

عطیه پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۷:

عاااااااالی بود

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

درد آدمارو باید از

آهنگایی که روی ریپیت میذارن

فهمید!!!….

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۱:

************دقیقا************

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

در این بیابان خشک از عاشقانه ها

درخت سالخورده عاشق پرنده ای شده که روی شاخو برگش لانه کرده

فصل کوچ پرنده از درخت خدا حافظی کرد و به او قول بر گشتن در سال بعد را داد

درخت هر روز منتظر برگشت او روزها را سپری میکرد تا که….

باد خبر مرگ پرنده را برایش اورد.

.

.

.

و اکنون…..

لانه خالی پرنده تنها یادگار دوران خوش عاشقی اوست…!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

دخـتــَــر کـه بــاشی

میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ

آغــوش گــَرم پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی

کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و

دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی

دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه

هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی

چه بـاشه چـه نبــاشه

قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۳:

دلم واسه باباییم تنگ شده. کاش دوباره همه چی مثل گذشته ها میشد

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۸:

rahajan doroste ke nemishe be gozashte bargasht
vali doa mikonam behtarin ha ro khoda behet bede
va arom beshi azizam

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۳۹:

یخ زدم نفس دلم یه گرمای عمیق میخواد. خیلی تنهام

nafas پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۷:

elagi fadat sham rahajan
chera az kasi komak nemikhay
nemidonam ye moshaver ya .
Midonam hich kas jay aziz adam ro nemigere
va az dast dadaneshon ye faje hast
vali ghanon zendegi hamine

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

زخم هایت را نشان مردم نده

حوصله اشان که سر میرود

نگران خودشان که میشوند

با زخم های تو بازی میکنند ….

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد !

ســــر و تـــه ….!
شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد … !!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

بابـا که شـدم ، به دُختـرم پـول تو جیبـے نمیـدم (!)

تـا یـواش از پشـت سـرم بیاد ،دستـاشو حلقـه کنـه دور گردنـم

موهاشـم بخـوره تو صـورتـم در گوشـم پـچ پـچ کنــه . . .

بگـه بابایـے بهـم پول میـدے ؟داریـم با بچـه ها میـریم بیـرون

موهاشـو بزنـم کنـار ،ماچــش کنم ،

بگـم بـرو از جیبـم وردار بابایـے

به خاطـر دخترم هـم که شـده ،

” یه روزے” بـابـا میشم…..!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

بعضی ها خیال می کنند
دوست داشتن ساده است
خیال می کنندباید همه چیز خوب باشد
تا بتوانند کسی را عاشقانه دوست داشته باشند
اما من ….
دوست داشتنم…!

دوست داشتن درست از زمانی شروع می شود
که بی حوصله می شود ،که بهانه می گیرد
که یادش می رود بگوید:دلتنگ است
یادش می رود برایت بگوید دوستت دارم و ….
دوست داشتن از زمانی شروع می شود
که خنده هایتان بغض شود،بغض هایتان آغوش بخواهد
و ببیند آغوشش کمرنگ است
اگر در روزهایِ ابری و طوفانی
دوستش داشتی
شاهکار کرده ای

و دیگر هیچ…

[پاسخ]

darya پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۰:

دوستش دارم
در این روزها که کار دلم
از هوای ابری و طوفانی گذشته!
دوستش دارم
حتی آن وقتهایی که
دلم برای هوایش تنگ میشود؛اما
نمیدانم کجاست…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

گاهی وقت ها

دلت می خواهد با یکی مهربان باشی

دوستش بداری

و برایش چای بریزی

گاهی وقت ها

دلت می خواهد یکی را صدا کنی

بگویی سلام

می آیی قدم بزنیم؟

گاهی وقت ها

دلت می خواهد یکی را ببینی

گاهی وقت ها…

آدم چه چیزهایِ ساده ای را

ندارد…..!

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۰۶:

ایول گفتیا ! ! ! !
منم خعلی تهنام به خاطرش از همه چی گذشتم دوستام خونوادم حالا اونا از من گذشتنو
منمو بی کسی . . . .

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

این متن به این پست ربطی نداره اما…

دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..

یک شب وقتی اس ام اس اومد بدون اینکه اونو باز کنه

موبایل رو گذاشت زیر بالشش و خوابید

صبح مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده…

دختره شوکه شد و با چشم پر از اشک

بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..

پسره نوشته بود… تصادف کردم

با مشکل خودم رو رسوندم دم در خونتون

لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت…

«خیلی خیلی دوستت دارم»

[پاسخ]

محمدرضا پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۹:

«خیلی خیلی دوستت دارم»

[پاسخ]

daryaگفته :

بیا و یک لطفی کن
یکبارهم که شده به من بگو:
“دریای من”…

[پاسخ]

yasserگفته :

هی رفیق ….دیدی من حق دارم سیگارم را از همه کس بیشتر دوست داشته باشم ؟؟؟؟؟
دیدی کسی جز سیگار نبود که فقط ۵ دقیه …به پای تنهاییم بسوزد …..

[پاسخ]