آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

تخت برای اتفاق های عاشقانه کوچک است

من بوسه ای را می شناسم

که باید به خیابان رفت

و آن را از دنج ترین کوچه ها دزدید

شهر برای اتفاق های عاشقانه کوچک است

من دریایی را می شناسم

که عمقش به اندازه ی جیب های ماست

من فکر می کنم دنیا برای اتفاق های عاشقانه کوچک است…

 

“صبا کاظمی”

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۲۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
هستـــــیگفته :

من دوستت دارم و تو…
بماند…
من دوستت دارم…

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۰۸:۱۸:

بین ما هم چیز تمام شد

جز یک چیز

این که من هنوز هم دوستت دارم…!

[پاسخ]

mahnaz پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۲۵:

آن قدر دوستت دارم که گاهی فراموش میکنم دوستم نداری|

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

میخواهم
دست بندازم دور زمین
دنیا را خفه کنم…
تو که نباشی، خاک بر سر زمین…

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

لبخندت
هم جان می دهد
هم جان می گیرد…
بلا تکلیف مانده روحم
در مقابل خنده هایت…

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

هوا دو نفره هم که باشد
نگران تنهای نیستم
خیالت همیشه کنارم قدم میزند…
به رویای تو
تابستان هم هوای دو نفره دارم…
حتی زیر سقف اتاقم…

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

فکر میکردم

دوستت که داشته باشم

گره کور زندگی شل میشود

خوشبختی سرش به سنگ میخورد

بهشت را میگذارد برای خدایی

که عشق را تبعید کرد

و برمیگردد

میخواستم

با هر چرخ این زمین گرد

هی ببوسمت

ببوسمت

ببوسمت

میخواستم بخوانم چرخ چرخ عباسی …

و خوشبختی

مرا بندازد توی آغوشت

اما نشد که نشد که نشد

حالا هر لحظه

گره دو دست از درون

روی گردنم فشرده تر میشود

و نبضم

کندتر و

کـندتــر و

کـــنـــد تــــر و

کـــــــــــنــــــــد …

واقعیت دارد

دوستم نداری

و دیگر نه زمین

نه خوشبختی

نه حتی خدا

هیچ کس نمیتواند

دست مرگ را از گلویم بردارد

[پاسخ]

mohammad mahdiگفته :

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمْ♥

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْر

وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِین.

[پاسخ]

mohammad mahdi پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۰۳:۵۵:

وان یکاد خوندم عشقمون چشم نخوره

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

دارم فکر می کنم
چقدر خوب می شد
نزدیک صورتم نفس می کشـیدی
می دانی؟
من رک تر از آنم
که نبوسمت…

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

بوســه هایـی که سهــم مـــن است….
گرمــی آغوشــت….
دستـانـت….
نگـاهـت….
و….
نفـس هایـــت….
و همــه و همــه….
حرامــــش بــــــــاد…..!!!
حـــراااااااام………

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۲۰:

حرامــــش بــــــــاد

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

همه گفتند :
او که رفت ، زندگی کن !
ولی …
کسی درک نکرد که او ..
خود زندگی ام بود ….

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

می دانم!
آخر یک روز …
خسته می شود از نیامدنش !
شوخی که نیست !
مگر آدم …
چقدر می تواند نیاید

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

دیشب خوابت را دیدم
از صبح با خودم قهر کرده ام که چرا بیدار شدم !
لعنت به من . . .

[پاسخ]

الیناگفته :

سلام…من همیشه پای ثابت این جا بودم عاشق نبودم شکست نخورده بودم ولی نوشته هاتون حس خوبی بهم میداد وبا کلی سوال…امروز والان که دارم مینویسم…منم به خیلی از شماها پیوستم…امروز شکست خورده ایی بیش نیستم…نشستم وخاطره هارو مرور میکنم ومیسوزم…بعد از من وجان کندن من نوبت….بهش گفتم مپسند این همه نابود شوم…ولی….حالا مجنونم وخون در دهنم میرقصد…مرا فراموش کرد…بچه ها میشه کمکم کنید؟کسی رو ندارم…جایی رو ندارم…به اینجا پناه اوردم…این درد جهانی شده رو بهم بگین چطور کنار بیام…داغونم وداغون…

[پاسخ]

نازنین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۰۴:

فقط زمان….عزیزم فقط گذر زمان دردتو درمون میکنه بخودت فرصت بده …با مرور کردن خاطرات با گریه کردنات با هیچکدوم از این حسا و رفتارات نجنگ و لج نکن ….همه چیز دوباره درست میشه بهت قول میدم

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۰۵:

واقعا زمان همه چیو عوض میکنه. به زندگی بدون اون عادت میکنی شاید فراموشش نکنی ولی بعد از یه مدت عادت میکنی که نیست… منم حاله تورو دارم چند ماهه دارم دیونه میشم تا عادت کنم ولی میخوام منطقی فکر کنم … همه چی عشق نیست …

[پاسخ]

هستـــــی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۴۳:

الینا همون طور که بچه ها گفتن فقط زمتن میتونه کمکت کنه
هرچند هرگز از یادت نمیره اما داغ دلت رو سردتر میکنه
تو دنیا و تو گیرو دار این دردای زمینی و دردای دلبستگی ,صبر تنها چیزیه که دل رو آروم تر میکنه
خاک عزیزترین کس زندگی بعد از چهل روز سردتر میشه. جای خالیش همیشه حس میشه اما داغش کمی سردتر
و بدون که این روزای سخت تموم میشه چرا که اگر قرار باشه این شکست ها تاثیر همیشگی تو زندگی داشته باشن آدم دق مرگ میشه
عزیزم این که خاطراتش رو مرور میکنی خودش باعث میشه کم کم به نبودش عادت کنی. اینکه بخای یک شبه همه خاطراتشو از زندگی حدف یه حسی مثه نفرت و یا سنگی شدن دل جاشو پر میکنه
عزیزم این شکستها هرچقد کوچیک یا بزرگ همه دخترا و پسرا تو زندگیشون داشتن…

کاری از کسی بر نمیاد جز صبر و صبر و صبر..

یه روز خوب میاد…

[پاسخ]

الینا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۰:

نازنینم نیلوقرم وهستی عزیزم….
ممنون از حرفاتونواقعا نیاز داشتم تا کسی این حرف هارو بهم بزنه….
حق با همتونه درست میگید باید صبرکنم منم چاره ایی جز صبر ندارم….
من بااین کارهام شاهد نابودی خودم میشم…پس باید صبر کنم وبگذرم…
واقعا ازتون ممنونم که حرف هامو خوندین و بهم دلداری دادین….
خیلی ممنونم ازتون…
ولی خیلی سختمه خیلی تازه ۳روزه…چطوری تاب بیارم وکم نیارم نمیدونم…
ولی تنها امیدوارم زمان زود بگذره ومن هم بشم همون الینای قبل…
میگذره ولی جون میگیره تا بگذره

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

من این هوای آلوده رو باید نفس بکشم…

تند تند و بی وقفه…

زنده هستم تا وقتی سرب آلوده به نفسهای توست…

دلنوشتهـ : سیاوشـ

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۱۹:

قوق االعاده بود…

نوشته هاتونو خیلی دوست دارم .بسیار زبیا….

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۴۰:

ممنون…شما لطف دارین…
بی انتها سپاس از محبتتون…

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۴۲:

ممنون…شما لطف دارین…بی انتها سپاس از محبتتون…

[پاسخ]

مریمگفته :

من دوستت دارم مگر میشود تورا دوست نداشت تو لایق دوست داشتنی بگذار همه دنیا بدانند که تو مرا نمیخواهی به اندازه تمام دوست نداشتنهایت هم تورا دوست دارم

[پاسخ]