آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
هانیهگفته :

افسانه بود شاید!!

آن روزها که در حماسه ی عشق تو، به بار می نشستم…

سالهای حاصلخیز گذشت

ملخ های خاطره ویرانم کردند

من مانده ام و اندام مترسک…

تنهایی مرا باد هم نمی برد!!

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

سهم من از بودن، لحظه ایست بن بست

و پلی لرزان به سمت هیچ!

من،

سایه وار به زندگی می نگرم

و شعله ی آخرین آرزوی زیست را

در نهان، خاموش می کنم

و فرو می روم درون حفره های این زندان!

ذهن من تاریک می شود

و ترس می میرد!

دیگر از مرگ نمی ترسم وقتی،

تمام نبض زندگی ام ته نشین شده است

و تابوت من در سکوت سیال،

شناور است!

آسمان فانی بود!!

دلتنگ می شوم از آسمان دور دستی که

در هیاهوی زندان جاریست

و گم می شوم در رویش بی نهایت مرگ…!

[پاسخ]

سینا پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۲:

like

[پاسخ]

سیناگفته :

ریشه کرده ای در من!

سالهاست دلتنگی ات را با اشک آب می دهم

و تو

آن بالاهای دور،

تا خاطره قد می کشی…

دست دلم کوتاه!

و زمین، تمام قلب من

که می تپد زیر پای تو…

در مردمکان تو می میرم!

شاید هر آینه مرا در چشم تو زنده کند…

چشمهای تو،

عمیق ترین مرگ برای زندگی ست!!

[پاسخ]

smart پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۴:

like

[پاسخ]

هانیهگفته :

قد کشیده ام پشت این تنهایی

چه لبریز بود آن روزها

آن روزها که خالی بودم از همه

و همه پُر بود از تمام من!

آن روزها که هنوز،

گم نبودم در قصه ی تکرار زندگی

و روزمرگی، عادتِ دلم نشده بود!

از شکاف سرد امروز به دیروزهای زیبا نگاه می کنم

[پاسخ]

behnazگفته :

خسته ام…
از تو.. از من..
از این مای بی تو و من…
از این دروغ بی غلط…!!!

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

like

[پاسخ]

behnazگفته :

تنهائی یک دروغ بزرگ است
هیچکس تنها نیست
غم تنهایش نمی گذارد…

[پاسخ]

behnazگفته :

تو…
مرا به تجربه های تازه برده ای
اما.. کنار رفتنت
یکی بیش از همه…
مرا به رنج مدام می برد هنوز…
آنکه باید قلبم را بیاموزم..
تورا دوست نداشته باشد…

[پاسخ]

behnazگفته :

وقتی دلت می خواهد…
به خنده لب بگشائی اما..
در سردی مجبور یک آه..
یخ می زند دلت..
مرا بخاطرآور…
بی تو !!

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۶:

مرا به خاطر اور بی تو عشقی که مرا به بازیچه گرفتی اما باز دوستت دارم

[پاسخ]

behnazگفته :

به آسمان می مانی..
هرجا که می روم..
در وسعت حضور تو..
محصورم !!

[پاسخ]

behnazگفته :

و هنوز هم من
پر از آیا..
و هنوز هم تو
پر از اما…

[پاسخ]

behnazگفته :

دلم تنگ است..
برای تو.. برای من..
و یک آغوش که می گیرد..
مرا در تو.. تورا در من…

[پاسخ]

behnazگفته :

گاهی چنین خوب نباش..
که حجم هستی ام
در انبساط عشق تو..
بر دلم آوار می شود !!

[پاسخ]

مریمگفته :

کوه های عظیم پر از چشمه اند و قلب های برزگ پر از اشک.

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۱۶:

عالی بود
متشکرم

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۴:

خواهش می کنم.

[پاسخ]

مریمگفته :

شاید به رسم جاده از من دور باشی ولی به رسم دل هیچ وقت…

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۱۵:

از دلم هیچ وقت دور نبوده ای عزیز دلم

[پاسخ]

مریمگفته :

تنها که باشی…گاهی ارزو میکنی
که یک نفر صدات کند حتی اشتباهی..

[پاسخ]

rahaگفته :

به سلامتی خودمون که خوبیم ….
ولی بعضیا فکر میکنن خوبی از خودشونه !!!

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۶:

لطفا نگو
خودشیفتگی که سلامتی نمیخواد

[پاسخ]

dokhtari az jense sokotگفته :

سوختنم را دیدی
و خندیدی…
خنده ات را دیدم
و سوختم…
خنده هایم را خواهی دید…
دیدارِ ما به وقت سوختنت………

[پاسخ]

dokhtari az jense sokotگفته :

خــدایا ؟
کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . .
مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . !
ایـن یـک اعــتـراف اســت . . .
مــن ..
بــی او ..
دوام نــمی آورم… :-(

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۷:

خدایا دوام نمی اورم.

[پاسخ]

نسیـمگفته :

شاید من بیش از آنچه سزاوار است
زنی هستم که میخواهد: به راستی زندگی را دریابد
و در میان رازهای این دشت تاریک
در پی چاه ها بگردد …
چه کسی با عصای نسیان بر سرم میکوبد
تا برق حقیقت در چشمانم بدرخشاند
و ستارگان نیمروز
مرا به شب راستین
راهبری کنند؟

[پاسخ]

نسیـمگفته :

بیچاره خورشید دلش به زمینی خوش است که هر روز دورش میزند!

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۰۴:

شاید هم زمین عاشق خورشید است که به دورش میگردد

[پاسخ]

smart پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۶:

like

[پاسخ]

نسیـمگفته :

روزگار میبینی؟
روی هرچه دست گذاشتیم،…
روی ما پا گذاشت

[پاسخ]

گلی پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۳:

like

[پاسخ]

حدیث پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۲۶:

واقعیت زندگی خیلیا ………….مثل من

[پاسخ]

Rahaگفته :

بی هم همه گم شدیم … پیدا نشدیم

تنــها بودیم … فکر تن ها نشدیم

سی مرغ یکی شدند و سیمرغ شدند

اندازه ی مرغی ، من و تو مـا نشدیم !

شاعـــر : بیژن ارژن

[پاسخ]

مردهگفته :

خیلی قشنگ بود نسیم جون
واقعا حقیقت داره و خیلی هم
تلخه
شراب تلخ میخواهم
که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم
ز دنیا و شر و شورش

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

عشق مثل فلفله
یه گاز ازش میزنى
مزه مزه میکنى
خوشمزس
لذت داره
امایه دفعه . . .
همه ى وجودت گر میگیره

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

من برای دوست داشتنت ..
برای لمس دستانت ..
برای نگاه در چشمانت ..
برای بوسیدنت ..
برای غرق شدن در آغوشت ..
برای زندگی با خیالت ..
برای نفس نفس زدن در دلتنگی هایت ..
برای زندگی با نامت ..
برای نجواهای عاشقانه در گوش ات ..
از هیچ کسی اجازه نمی گیرم !!
حـــــتی از خـــــــودت …

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

گـرمـای دسـتـایـــ تـــو
آتـشـیـسـتـــ کـهــ

تـمـامـ وجـودمــ را گـرمـ خـواهـد کـرد

حـتـی در سـرمـای زمـسـتانــ

و ایـنــ یـعـنـی هـمـانـــ دوسـتـــ داشـتـنــ

و مـنـــ بـرای دوسـتــ داشـتـنــ دلـیـلــ نـمـیـخـواهـمـ

هـمـیـنــ دسـتـانــ تـــــــــو کـافـیـسـتــ

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

کمی زود بود
ولی دعایت گرفت مادربزرگ
پیر شدم !!!

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

قدیمـا همه چیزهایمان بوی ماندن می داد
آن روزها حتی بیسکویت ها هم مادر بودند
ولی حالا شده اند: هـای بـای

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

دودی که ازدهانم بیرون میاد ، دود سیگارنیست !
قلبم سوخته…

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

عاشق دست های گرم و امنت هستم …
وقتی که محکم دستم را میگیری , نمیخواهم مغرور شوم..نه…..
اما اگر از گرمی دستانت نفهمم که دوستم داری دیوانه ام !
پس بدان که دستانت راز دلت را رسوا کرد !

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

بعد از مـرگـم . . .

قـلــبـم را جــدا از مـن خـــاک کنید

من و دلـــم هیچ گاه آبـمـان توی یک جـوی نرفت

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

میکشم میکشی می کشد !!!
هر ۳ میکشیم !!!
او ناز تو را . . .
تو دست از من . . .
و من ….
ای وای باز فندکم را کجا گذاشتم ؟

[پاسخ]

حسین پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۴۳:

هیچوقت مزه ی سیگار با کبریت رو با روشن کردنش با فندک خراب نکن…

[پاسخ]

دلشکستهگفته :

عاشق هوس های عاشقانه با توام

دست هایت را به من بده

به جهنم که مرا به جهنم میبرند بخاطر عشق بازی با تو!!!!

تو خود بهشتی…

[پاسخ]

نسیمگفته :

مرگ من روزی فراخواهد رسید :
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور،
یاخزانی خالی از فریادو شور،
مرگ من روزی فراخواهد رسید :
روزی ازاین تلخ و شیرین روزها،
روز پوچی همچو روزان دگر،
سایه ای ز امروز ها، دیروزها!

فروغ فرخزاد

[پاسخ]