آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

 

khodahafez [AloneBoy.com] khodahafez

تنها که می شوم

یادم می افتد که رفتنی شده ای

من هنوز چمدانم را نبسته ام

بس که نشسته ام

و به ناخن های دستم خیره شده ام.

تو امروز زیباتری

موهایت را از این کوتاه تر نکن

بگذار باد،

فرصت کند تا پریشان ترش کند

گندمزار دور دست مرا…

کسی چه می داند؟

شاید با رفتنت

باد هم مرا فراموش کند

دلش برایم بسوزد

و دیگر هیچ وقت

در حوالی دلتنگی من پرسه نزند.

انگار رفتنی شده ای

من هنوز چمدانم را نبسته ام

این بوسه خداحافظی نیست

همیشه دیر می کنم

آن قدر که

در پیچ کوچه گم می شوی

در کدام پیچ؟

در کدام کوچه؟

کسی چه می داند

خبر های بد از کدام سمت می آید؟

و چرا باد

به گندمزار که می رسد

باران می بارد؟

نیلوفر لاری پور

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۶ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۷ فروردین, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
مردابگفته :

تنها که می شوم … یادم می افتد که رفتنی شده ای
اره رفتنی شدی اونم واسه همیشه تو با اون میری منم میشم تنهای همیشگی….
واقعا عالیییییی بود ممنونم.

[پاسخ]

farnazگفته :

من هنوز چمدانم رانبسته ام …
محشره

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

خوشحالم!
آنکه از رفتنم به ظاهر می ترسید حال خوشحال است…
پس من که به عادت به خوشی اش، خوش میشوم حال خوشحالم….

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

اونــی کــه لــیــاقــت مـا رو نــداره… خـب نــداره دیـگـــه!!! چــیــکــار کـنـیـم؟؟؟
غـــصـــه کـم سـعـــادتــــی مـــردم هـم مـا بـخـوریـــــم؟؟؟!!!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

سلام رهاجون میشه این متنو برام بصورت کارت پستال کنی. ممنون میشم

وقتی میگویم دوستت دارم … وقتی با شادیت شادم … با غمت غمگین…
اصلا وقتی تو را با صمیمیت تمام صدا میزنم …
از خیلی ترس ها … از خیلی شاید ها و باید ها … گذشته ام… این ها یعنی ” اعـــتـــمــــاد “

[پاسخ]

سیاوشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

باران…

دگر برای چه می آیی…

مگر نمیدانی…

اینجا گورستان مهرهاست…

تو باید بباری…و بباری بر گسل آرامگاه من…

فقط…و…فقط ببار…

دلنوشته : سیاوشـ

[پاسخ]