آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

همه همیشه بعد از مردن یک فرد میگویند که زندگی ادامه دارد و به زندگی خود ادامه میدهند اما من معتقدم که این مرگ است که ادامه دارد و زندگیهای مختلفی را دائما متوقف میسازد

عقاید یک دلقکهاینریش

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۵۶ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۷ آذر, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
ghazalگفته :

یه روز میرسه یه پارچه ی سفید پایان میدهد به من
به شیطنت هایم ،
به بازیگوشی هایم ،
به خنده های بلندم …
روزی که همه با دیدن عکس هایم بغض میکنند و میگن :
دیوونه ، ما دلمون واسه دلقک بازیات تنگ شده ،
کجا رفتی پــس؟؟!!

[پاسخ]

ghazalگفته :

میدانم روزی که من نباشم ،
غمگین خواهی بود ،
نه برای من ، من که مدتهاست رفته ام… برای خودت !
دیگرکسی نیست
که با تمام وجود تو را دوست بدارد
دیگرکسی نیست که بی محلی هایت را طاقت بیاورد ،
دیکر کسی نیست که برای دیدن لبخند زیبایت دنیا را به رقص بیاورد
دیگر کسی نیست که خدایش باشی
و پرستش ات کند !!!!!

[پاسخ]

avin پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۷:

و من غمگین خواهم ماند..
که دیگر نمیشود بارها برای تو مرد!!!!!!!!

[پاسخ]

love sickگفته :

دقیقا.

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

چه فرقی می کند…
در سیرک یا در خانه؟!
خنده ات که تلخ باشد
دلت که خون باشد
تو هم دلقکی!

[پاسخ]

سحر* پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۴:

چند وقتیست هرچه میگردم
هیچ حرفی بهتراز سکوت پیدا نمیکنم
نگاهم اما
گاهی حرف میزندگاهی فریادمیکشد
ومن همیشه دنبال کسی میگردم
که بفهمدیک نگاه خسته چه میخواهدبگوید

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۲۹:

توانا ترین مترجم کسی است که ..
بتواند سکوت دیگران را ترجمه کند ،
شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتی زیبا باشد ..

[پاسخ]

mojtaba_alone پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۰:

من به دنبال نگاهی هستم…

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزد

من نه عاشق هستم

و نه دلداده به گیسوی بلند

و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی هستم

که مرا از پس دیوانگی ام می فهمد!!

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۶:

تنها ایستادن نشانه بی کی بودن نیست!
بلکه یعنی آنقدر قوی هستتم…
که به تنهاییی از عهده تمامی مشکلاتم بر می آیم!!!

mojtaba_aloneگفته :

ناخواسته به دنیا آمدم
مادر را می بخشم
پدر را شاید
خدا را هرگز!!!

[پاسخ]

سحر* پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۲:

صدای مارو
ازپشت شیشه ی مانیتور میشنوید
مانیتوری که الان،خیلیاپشتش بغض دارند
مانیتوری که الان،خیلیادسشون زیر چونشونه
درضمن
پشت همین مانیتورخیلیادلشون گرفته…

[پاسخ]

mojtaba_alone پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۴:

از درد گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردی است
مهرداد اوستا

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۲۸:

وای عــــــــــــــــالی یود
عــــــــــــــــاشقتم مهرداد اوستا
مر۳۰ مجتبی جوووون

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۵:

درد اینجاست
که درد را نمی شود
به هیچ کس حالی کرد
محمود دولت آبادی

ناشناسگفته :

آخ گفتیا

[پاسخ]

یه بیمعرفتگفته :

برا اولین بار دلم یه چیزی ازم میخاد!!!!!
خدایا … منو نبخش… بذار همینجوری عذاب بکشم!
حقمه !!
بذار انقد آه بکشم و گریه کنم تا اون دلش خنک شه … خودت میدونی تو دنیای بزرگت هیشکیو تاحالا ازت نخاستم
خدایا ؟؟ واقعا من جز الان تا حالا شده بود اسم کسیو بیارم و بگم من اینو میخام؟؟؟
فقط تو میدونی چرا بیمعرفتی کردم … اشتباهمو قبول دارم .. من گناه کردم
من اشکشو دراوردم
من دل شکستم

تاوانشو بگیر… خدا اذیتم کن … مثل قبل … گریه های هرروزمو ازم نگیر!!
بذار دلش خنک شه!! خدایا حالشو خوب کن .. بذار منو لعنت کنه ولی حالشو خوب کن ک فکر کردن ب حال گرفتش آتیشم میزنه :'(

[پاسخ]

لیلاگفته :

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند.
استیو جابز

[پاسخ]

لیلاگفته :

آیا تلاش من یکسر بر سر آن بود

تا ناقوس مرگ خود را پر صدا تر به نوا آورم
شاملو

[پاسخ]

پسرک تنهایـﮯگفته :

آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت
و سبزه ها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجره های پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامه ی خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچکس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید
در غارهای تنهایی
بیهودگی به دنیا آمد
خون بوی بنگ و افیون میداد
مرداب های الکل
با آن بخارهای گس مسموم
انبوه بی تحرک روشنفکران را
به ژرفنای خویش کشیدند
و موشهای موذی
اوراق زرنگار کتب را
در گنجه های کهنه جویدند
خورشید مرده بود
خورشید مرده بود و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشده ای داشت
آنها غرابت این لفظ کهنه را
در مشق های خود
با لکه ی درشت سیاهی
تصویر مینمودند
بیچاره مردم،
دلمرده و تکیده و مبهوت
در زیر بار شوم جسدهاشان
از غربتی به غربتدیگر میرفتند
و میل دردناک جنایت
در دستهایشان متورم میشد
گاهی جرقه ای، جرقه ی ناچیزی
این اجتماع ساکت بیجان را
یکباره از درون متلاشی میکرد
آنها به هم هجوم میآوردند
مردان گلوی زنش را با کارد میبرید
و مادری یکایک اطفالش را
در آتش تنور می افکند
آن ها غریق وحشت خود بودند
و حس ترسناک گنهکاری
ارواح کور و کودن شان را
مفلوج کرده بود
پیوسته در مراسم اعدام
وقتی طناب دار
چشمان پر تشنج محکومی را
از کاسه با فشار به بیرون می ریخت
آن ها به خود فرو می رفتند
و از تصور شهوتناکی
اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
اما همیشه در حواشی میدان ها
این جانبان کوچک را میدیدی
که ایستاده اند
و خیره گشته اند
به ریزش مداوم فواره های آب
شاید هنوز هم
در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد
یک چیز نیم زندهء مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بی رمقش میخواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آب را
شاید، ولی چه خالی بی پایانی
خورشید مرده بود
و هیچکس نمیدانست
که نام آن کبوتر غمگین
کز قلبها گریخته، ایمانست
آه، ای صدای زندانی
آیا شکوه یأس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقیبی بسوی نور نخواهد زد؟
آه ، ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صداها …
فروغ فرخ زاد
آیه های زمینی

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

پرسه زدن در خیالت زیباترین نیاز من است ….

هوایم باش !

تا نفسم نگیرد …..

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

کودک که هستی
با هرچه که هست
شــــــــــــــــــــادی
بزرگ که میشوی
با هرچه که نیست
غمــــــــــــــــــــگین

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

من از ایــنجا صدات میکنم
تــو از اونجا بغــلم کن
دلــم گرفته
بـــدجـــور دلــــم گرفــتـه

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۰:

من هم خیلی دلم گرفته که دارم دق میکنم

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ آذر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۴:

har vaght migoftam delam gerefte migoftfek kon tu baghalami sareto bezar ru sinamo harf bezano man harf mizadam dar vaghe mineveshtamo khodamo tu baghalesh tasavor mikardamo gerye mikardamo khali mishodam…ama hala ke nist…….

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

این روزا خیلی تنــ ــــــ ــــــ ـــــهام،
خیلی داغـــــــ ــــــونم
هست کسی که مثل مـــــ ـــــــــ ـــــن دلش
نه برای کســــــــــــــــــــــی،
نه بـــــــــــ ــــــــــرای عشقی،
نه برای جایی…
نه برای چیزی!
بلکه دلش برای خـــــ ـــــــ ــــــــ ـــودش تنگ شده…
برای خود خــــ ـــــــــ ـــــــــ ــــــــ ـــــودش!؟

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۲:

آخرین خان عاشق . . . .

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۷:

اره.دلم بای خود مغرور قبلیم تنگ شده

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

هر کـسیـ رو میـ تـونســـــ ـــــــــ ــــــــ ــتـمـ دوستـ داشتـهـ بـاشمـ

اگــــ ـــــــــ ـــــــــــ ـــــــــــ ــــــــــــــ ـــــــــــــ ـــــــــر

دوست داشتـنـ “تــــــ ــــو” رو تجربهـ نکرده بودمـ …

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۸:

عالیه

[پاسخ]

المیرا پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۹:

ممنون رها جان

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ آذر ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۶:

elmira jan damet garm aliiiiiiii bud be khoda be dustam migam kheily portavagho shodam dige har adamio nemitunam dust dashte basham fek konam hichvaght dige natunam kasio dust dashte basham akhe on tak bud…..

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

ما به هـــــ ــــــــــ ــــــــــــمـ نمی رسیمـ

امّــــ ــــــــــ ـــــــــــــ ـــــــــا

بهترینـ غریبه اتـ مـــــــــــــــــــــــی مانمـ

که تو را همیشهـ دوســـــــ ــــــــتـ خواهــــ ـــد داشتـ . .

[پاسخ]

یاسمن پاسخ در تاريخ آذر ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۴۱:

خیلی عالی بود

[پاسخ]

المیرا پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۹:

مرسی یاسمن جان

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

گاهیـ چقدر دلـــ ـــــ ــمـ هوسـ شیطنتـــ میکند
از همــــــ ـــــانـ شیطنتـ هایی کهـ
حــــــــ ـــــــرف تو پشتـ بند آن باشد که بگویی:
مگهـ دســ ــــــــ ـــــتمـ بهتـ نرسهـ…

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

به من مجــــــــــوز چاپ نمی دهند…

می گویند داستـــــــانی که نوشتی قابل باور نیست

اما من….

فقط خاطــــــراتم را نوشــــتم

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

مادرم میگوید:خودت را هم بُکُشی.
ردّ این غم ِمشکوک پشت شیطنت های دائمی نگاهت گم نمی شود..

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

تمام می شوم شبی
یک روز می آیی و می بینی
… نه من هستم نه این کلمات

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

ای کاش آدمیزاد..
سختیه تحمل تمام تنهایی ها..گریه ها..دلتنگی های بی بهونه..
و بی خوابی های شبونه..را می فهمید..
و زندگی را رو سرت آوار نمی کرد.
با گفتن جمله ی بی رحمانه ی
مرا ببخش..من لیاقت عشق تو را ندارم.

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

نمــــــی دانستم..
دلتـــــنگی دل نـــــازکم می کند..
آنقــــدر که بــــه هر بهـــآنه ی کوچکی چانه ام بلرزد..و چشمهایم پر..
نمـــــــی دانستم نبودنت کودکـــــــــــم می کند..
آنقــــــدر که ساعـــــــتها گوشه ای بنشـــــینم و
با همــــه قهـــــر که چرا نیستی؟؟

[پاسخ]

avin پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۱۵:

هنوز هم مث بچگیمون هر کی بیشتر باهامون بازی کنه بیشتر دوسش داریم. . .

[پاسخ]

الـمــیــــــــراگفته :

به جون ثانیه هایی ک در فراق چشات میگذره… دل کوچیکم تنگ نگاهته

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۵:

خیلیییی جمله هات قشنگه
همش حرفای دلم را میزنی
ولی کو گوش شنوا که بگی دلم تنگه شده//باور نمی کنن.

[پاسخ]

المیرا پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۸:

ممنون مریم جان

[پاسخ]

arefehگفته :

سلام آقا مسعود
چرا چند وقته که نیستید
از آخرین بار ازتون خبری ندارم
نگران مدیر با احساسمونم

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

چه قدر هولناک است وقتی که مرگ آدم را نمی خواهد و پس می زند.

مرگ بهترین پناه دردها و غمها و رنجها و بیدادگری های زندگانی است.

ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگانی نجات می دهد.

ای مرگ تو فرستاده ی سوگواری نیستی،تو درمان دلهای پژمرده هستی.

اگر مرگ نبود فریادهای ناامیدی به آسمان بلند می شد.به طبیعت نفرین می فرستاد.

مرگ،سیه روز تیره بخت سرگردان را سروسامان می دهد.

(بر گرفته از کتاب بوف تنهایی من دربرگیرنده جملات کوتاه زنده یاد صادق هدایت)

[پاسخ]

سحر* پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۳۵:

خداوندا..
به دل نگیراگرگاهی
زبانم ازشکرت بازمی ایستد!!..
تقصیری ندارد
قاصراست
کم می اورد دربرابر بزرگیت
لکنت میگیردواژگانم در برابرت
دردلم اما همیشه
ذکرخیرت جاریست!!…

[پاسخ]

سیــــزدهگفته :

– من هجر یار دیده ام و هنوز زنده ام

این شرط عاشقی نبود،خاک بر سرم! –

[پاسخ]

سیــــزدهگفته :

تو بگو دوستم داری…
من ثابت می کنم
انسان جانوری پرنده است

حسن خرمی

[پاسخ]

سیــــزدهگفته :

گنجشکان لاف می زنند:
جیک جیک جیک جیک

جیک هیچ یکشان در نیامد
تو که دور می شدی

شمس لنگرودی

[پاسخ]

غصهگفته :

آه ای مرگ خیلی وقت است صدایت میکنم
چرا با من قهری
چرا مرا که می بینی رو برمیگردانی
چرا مرا میبینی پلک هایت را میبندی
من دوست دارم خیره شوم در چشمانت
دلم هری بریزد و عاشقت شوم
این بار که مرا دیدی بی تفاوت نگذر
بدان من منتظرت هستم
میدانم نمی ایی
اخر میدانم
میدانم عشق یک طرفه نفرت می اورد
تو را هم نتوانسم عاشق خودم کنم
برو
برو که بعد از تو باز هم زندگی ادامه دارد

[پاسخ]

یه بیمعرفت پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۲:

عشق یه طرفه نفرت نمیاره!

[پاسخ]

sepinood پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۸:

میاره،حتی خودتم از خودت متنفر میشه بخاطر این عشق

[پاسخ]

saloosگفته :

متن آهنگ مدارا از شهرام شکوهی

بیا با من، مدارا کن / که من مجنونمو مستم
اگر از عاشقی پرسی / بدان دلتنگ آن هستم

بیا با من، مدارا کن /که دل غمگین و جان خستم
اگر از درد من پرسی / بدان لب را فرو بستم

بیا از غم شکایت کن / که من همدردِ تو هستم
بیا شکوه از دل کن / که من نازک دلی خستم

جدایی رو حکایت کن / که من زخمیه آن هستم
اگر از زخمه دل پرسی / برایش مرحمی بستم

مجنونم و مستم / به پای تو نشستم
آخر زِ بدی هات ، بیچاره شکستم

مجنونم و مستم ، به پای تو نشستم
آخر زِ بدی هات ، بیچاره شکستم

برو راهه وفا آموز / که من بار سفر بستم
دگر اینجا نمی مانم / رهایی از وفات هستم

برو عشق از خدا آموز / که من دل را بر او بستم
نمیخواهم تو را دیگر / بدان از دام تو رستم

مجنونم و مستم / به پای تو نشستم
آخر زِ بدی هات / بیچاره شکستم

مجنونم و دل را / به چشمانه تو بستم
هشیار شدم آخر/ از دامه تو جستم
مجنووووونمو مستم / عاشــــــــــــقمو خستم

[پاسخ]

دخترکگفته :

سلام خیلی خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

فاطمهگفته :

میگن یه روزی نیمه گمشدت پیدامیشه که با وجود اون تنهایات تموم میشه پشیمونم که اونو نیمه گمشدم فرض میکردم ولی اون منو بازیچه دوران جونیش حالاهم همش منو تهدید میکنه که ابروتو میبرم پشیمونم پشیمون که گذاشتم با احساسم بازی کنه با عشقو قلبم فکرم.ب امید روزی که نیمه گمشده واقعیم پیداشه

[پاسخ]