آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم
از لحظه تولد سفر تقدیر من بود
تنم اسیر جاده دلم اسیر تن بود
یه قصه ی تازه نیست خونه به دوشی من
هراس دل سپردن عذاب دل بریدن
اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد
لحظه ی رفتنه دستاتو می بوسم
باید برم حتی اگه اونجا بپوسم
منو ببخش منو ببخش که ناگزیرم
باید برم حتی اگه بی تو بمیرم
دریایی از مصیبت پشت سرم گذاشتم
وقتی به تو رسیدم دیگه نفس نداشتم
من مرده بودم اما دوباره جونم دادی
هم گریه ی من شدی عشقو نشونم دادی
اگه یه شب تو عمرم چشمای من آسوده
همون یه خواب کوتاه زیر سقف تو بوده
اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۶۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۱ فروردین, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
..::رضا::..گفته :

گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود .

[پاسخ]

..::رضا::..گفته :

من دلم میخواهد: خانه ای داشته باشم پردوست! دوستهایم بنشینند آرام! گل بگویند و همه گل شنوند.
بر درش برگ گلی بگذارم!
روی آن هم بنویسم: »خانه ی ما اینجاست«
تا که سهراب نپرسد دیگر: خانه ی دوست کجاست؟

[پاسخ]

مهدیگفته :

ﻣــﻦ ﺑــﻪ ﻫﯿﭽﮑــﺲ ﻧﻤﯿﮕـﻮﯾـــﻢ ﭼﻘـــﺪﺭ ﺩﺭﺩ
ﺩﺍﺭﻡ ،
ﺍﻣـــﺎ … ﺧـــﺪﺍﯾـــــﺍ …
ﺗـــﻮ ﮐـــﻪ ﻣﯿـــﺪﺍﻧـــﯽ؟
ﺩﺭﻣـــﺎﻧــــﻢ ﺑــــﺎﺵ !

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

مرا پناه بده ای تمام هستی من
مرا پناه بده
نهال نورس اندام بیپناهم را به باغ پر گل آغوش خویش راه بده
من از کشاکش امواج باد فتنه گری
من از کرانه ی دریای عشق و بی خبری
به تو که در نگهت نوبهار خنده زند
به تو که در دل خود شوقها نهان داری
پناه آورده ام
مرا به خود بپذیر
به دست های نوازشگر سخنهایت
ز بند خاطره های عبث رهایم کن
به جاده های دل پاکت آشنایم کن
بگیر دست مرا
به هر کجا که دلت خواست با تو میایم
به مرز بی خویشی
به اوج دلهره انگیز صخره های خیال
به میهمانی پروانه های رنگین بال
به شهر دلکش مهرو به آسمان صفا
به هر کجا که بخواهی به هر کجا که روی
مرا پناه بده.. مرا به خود بپذیر….

[پاسخ]

wooerگفته :

آهای مرغ عشق …
فخر نفروش
معشوقه ی تو هم به لطف قفس وفادار مانده

[پاسخ]

wooerگفته :

خنده هایم شکلاتی شده اند ولی زیادی خالص…

تلخ تلخ

[پاسخ]

atenaگفته :

ایــــــن “مَـــــن” چِــــــقَـــــدر زبـــآن نَـــــفهم اســــت!!!

بِـــــفهم دیـــــگـر!!!

!!!او….. کـــــسی دیگـــــر را دوستــــــ دارد

[پاسخ]

atenaگفته :

خدایا !!!!!!!! ببخش امانت دار خوبی نبودم

…دلی که داده بودی شکست

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۲:

عااااااااااالی بود

[پاسخ]

sara پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۹:

laAnat b ooni k delamo shekast… laAnat

[پاسخ]

atenaگفته :

خدایا التماست می کنم!!!

همه دنیایت ارزانی دیگران…

ولی…

آنــکــه دنیای من اســت سهــــــم دیگری نبــــاشـــد

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

من صبورم اما… بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند
میترسم…!!!
من صبورم اما…این بغض گران صبر نمیداند چیست!!!

[پاسخ]

atenaگفته :

دکتر:

پای نسخه ام بنویس “ممنوع الملاقات” ، بگذار تنهاییم دلیل

پزشکی داشته

باشد .

[پاسخ]

atenaگفته :

هـــــی ” “لعنــــــــــــــــتی ”

” منــــــــی ” کـه کـنـارش

” تـــــــو ” نـــباشـــــــی

” تـــــــومــــــــــنی ” نـمـی ارزد ………… !

[پاسخ]

atenaگفته :

از دنیـــای ِ واقــعـی و نــامــردیــاش ! پنــــاه آوردیــــم بــه دنیــای ِ مـجــازی !

غــافـل از این کــه ، آســمون ، هـــمون آسـمونــه …

[پاسخ]

farniya پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۹:

Vagheannnnnnnnnnn
Haminjuriyasttttttttt

[پاسخ]

farniya پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۸:

اسمهای مجازی…تصویرهای مجازی…مشخصات مجازی…
و در بیـن این همه چیـــزهای مجـــازی…
تنها یک چیز حقیقت دارد…
تنهایی من و تو…

[پاسخ]

atena پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۰:

واقعا همینه . . .

[پاسخ]

atenaگفته :

چنـــــد وقتیستــــ تمام چـــــــای هایم سرد میشوند!!!

وقتی بی اختیـــــــار داغ خاطراتتــــــــــ هستمــ …

[پاسخ]

atenaگفته :

با “یکی بود یکی نبود “شروع شد این قصه

با یکی ماند یکی نماند،تمام

یکی،من بودم یا تو…!؟

مهم نیست

مهم

قصه ایست که تمام شد!

[پاسخ]

atenaگفته :

میخندم….
دیگر تب هم ندارم..
داغ هم نیستم…

دیگر به یاد تو هم نیستم
سرد سرد شده ام….
کسی چه میداند شاید دق کرده ام

[پاسخ]

سایه یخ زده پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۲:

آتنا جان من عاشقه متنای توأم
خیلی قشنگه
مرسی

[پاسخ]

atena پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۹:

خواهش می کنم عزیزم ممنون از اینکه کامنتامو میخونی و نظر میدی

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

دایا

نه آنقدر پاکم که کمکم کنی

نه آنقدر بدم که رهایم کنی

میان این دو گمم !

هم خود را و هم تو را آزار می دهم

هرچقدر تلاش می کنم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی

و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی . . .

آنقدر بی تو تنها هستم

که بی تو یعنی هیچ

خدایا پس مرا ببر!

ببر به آنچه خودت می خواهی

پروردگارا

هیچ وقت رهایم نکن . .

[پاسخ]

لیلاگفته :

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛
گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !
هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛
کـــه دریـــده شـــده ایــــم

[پاسخ]

لیلاگفته :

هر چقدر هم که فرشته باشی

گاهی وقت ها لازم است با صدای بلند

به زندگی بگویی

به جهنم!!!

[پاسخ]

لیلاگفته :

یه میز هرچقدرم که گرون قیمت و شیک و سلطنتی باشه
اگه ۴تا پایه ش مثل هم و یه اندازه نباشن میز نمیشه …
کسی رو پیدا کن که پایه ت باشه !

[پاسخ]

لیلاگفته :

یکدیـــ ! ــــگر را گـــــــــم کرده ایم
تا یــــــ ! ــــکی دیگر را پیدا کنیم
به همین سادگی… !

[پاسخ]

لیلاگفته :

عشق لیاقت میخواهد و عاشق شدن جرات…
همیشه در پی کسی باش که
با تمام کاستی ها و کمی ها و عیب هایت،
حاضر باشد به تو عشق بورزد
و تو را به همه دنیا نشان بدهد
و بگوید که: “این تمام دنیای من است

[پاسخ]

لیلاگفته :

بعضی ها ،
هیچ وقت آدم نمی شوند !
در چرخه ی تکامل …
چگونه ظاهرِ آدم یافتند ، نمیدانم !
خصلتشان زخم زدن است !
و
خراشیدنِ روح !
حالا تو بگو ،
چگونه در کنارِ چنین گرگهایی ..
اگر چنگ در نیاوری !
دوام می یــابــی !

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

اسمش را میگذاریم : دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته است . . .

خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند . . .

وقتی دلتنگی هایش را مینویسد وقت میگذارد برایم . . .

[پاسخ]

لیلاگفته :

زمین جایگاهی برای فرار ندارد
آسمان بمب و موشک می بارد
ستاره های نگهبان هم که می پایند
مانده ام پایبند کدام عشق بمانم
به زندگی …

[پاسخ]

لیلاگفته :

روزها نمی گذرند،
ما میگذریم
از هم
و هیچکس سوالى نکرد
حداکثر سرعت مجاز
چه بود . . !

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

تقدیم به همه ی دخترای aloneboy:
تورا دختر خانوم می‌نامند .
مضمونی که جذابیتش نفس‌گیر است…
دنیای دخترانه تو نه با شمع و عروسک معنا پیدا می‌کند
و نه با اشک و افسون.
اما تمام این‌ها را هم در برمی‌گیرد…
تو نه ضعیفی و نه ناتوان،
چرا که خداوند تو را بدون خشونت و زورِ بازو می‌پسندد.
اشک ریختن قدرت تو نیست، قدرت روح توست.

[پاسخ]

nilofar پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۳:

Mer30..fogholade ziba bod….

[پاسخ]

nilofar پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۵:

Mer30….fogholade bod…

[پاسخ]

atena پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۱:

عالی بود عزیزم عالی . . .

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۳۹:

قابلتونو نداشت بچه ها…

[پاسخ]

sara پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۲:

kheili qashang bood

[پاسخ]

farniya پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۲:

vegheannnn ashk rikhtan ghodrat man nist
ghodrat rohe maneeeeeeeeeeeeeeeeeee

[پاسخ]

لیلاگفته :

بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

کدامـــین چشــــــمه ســمی شــد کـه آب ازآب میترسد؟

کـــه حتــــی ذهــــــن ماهیــــگیر از قــــلاب میـــــترســد؟

گرفــــــته دامـــــــــن شــــــب راغبــــاری آنـــــچنان برهـم

که پلـــک ازچشـــم، چشم از پلک وپلک ازخواب مــیترسد

[پاسخ]

لیلاگفته :

هر انسانی یک بار،
برای رسیدن به یک نفر،
دیر می کند.
و پس از آن،
برای رسیدن به کَسان دیگر،
عجله ای،
نمی کند…!

[پاسخ]

لیلاگفته :

از کل دنیا به این بزرگـــــی فقط
یک گوشه ی دنج میخواهم برای پایان
همین . . .

[پاسخ]

abedگفته :

من همونم که همیشه غم وغصم بیشماره
اونی که تنهاترینه حتی سایه م نداره
این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته
اونکه که در راهه رفاقت همه هستیشو باخته
هر رفیقه راهی با من دوسه روزی همسفر بود
ادعای هررفاقت واسه من چه زود گذر بود
هرکی با زمزمه ی عشق دوسه روزی عاشقم شد
عشق اون باعثه زجره همه دقایقم شد
اونکه عاشق بود و عمری ازجداشدن میترسید
همه حراسو ترسش به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت چه ثمر نجابت
وقتی قده سره سوزن به وفا نکردیم عادت

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

گاهی وقتا دلم برای خود خودم تنگ میشود،،آنقدر تنگ که میخواهم گریه کنم اما آخرش یک بغض میشود و میماند ته گلوییم ،،خدایا چقدر از خود خودم فاصله گرفته ام،،،

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

اگرمیتوان سود واستفاده برد…
چراسوءاستفاده!؟

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

” دلتــنـــگی ” بخشــی از رونـد فـرامــوشیـست…
پـس نگــذار دلتنــگی باعــث شــــود خــود را در آغــــوش کســی بیـندازی کـه هیــچ آیــنـده ای بــا او نـــداری…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

برای رسیـــــدن به تو
خودم را قسمت کردم !!
تو را سهم تمام رویاهایم کردم !!
انصاف نبود….
تو که میدانستی با چه اشــتیاقی خودم را قسمت میــکنم
پس چــرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردی؟؟
برای خداحــــــافظی خیـــــــــــــــــــــلی دیر بود!!
خیلی…..

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

برایم تعریف کن تا من هم بدانم….
“هرگزفراموش نشدن”
چه حالی دارد؟!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

پشت سرم راه میرفت که هوامو داشته باشه… بى انصاف خنجر زد

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

یه “دوستت دارم”هایی هم هست …میدونی دروغه ها …
ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

چ کار ب حرف مردم دارم؟!؟!زندگی من همین است……شب ک میشود سیگاری روشن میکنم…عاشقانه ای مینویسم….و خیره میشوم ب عکست و با خود فکر میکنم ک”مگر میشود تو را دوست نداشت”

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

چه ساده بودم
آن هنگام که می پنداشتم
شکستنه دله کسی
ناگوارترین حادثه ی عالم است.
امروز که دلم شکست
عالمی تکان نخورد
به سادگیه خودم می خندم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

دســـتــشــو آروم کــشــیــد روی صــورتــم …. چــشـمـامــو آروم بــــاز کــــردم …. بــوی عــطــرش
ســرعــتِ تــپــیـدنِ قــلــبــمــو زیــاد کــرده بــود …. بــا یــه لــبــاسِ ســفــیــد بــالــای ســرم نــشـسـتـه
بـود خــواســتــم بــگــم ســلــام …. انــگــشــتــشــو گــذاشــت جــلــوی دهــنــمــو گــفــت :
مــن اول بــایــد ســــلــام کـــــنــــم …………. ســـــــلـــــامــــــــ ……………
نـــیــگــاش کــردم ،،، مـــاتــــم بـــرده بـــود……
انــگــار یــه دفــــه فــهـــمــیــدم کـــه هــمـــش خــوابــه…
بــدون جــواب تـــو آغـــوشــم کــشــیــدمــشــو شــروع کــردم بــه اشــک ریــخــتــن…
/// بــه خــاطــرِ شــدتـِــــ اشـــــکـــام از خــــواب بــــلــنــد شــــدم ///
جــز مـــتــکــای خــیــســـــِـ از اشــکــام چــیــزی تــو آغـــــــوشـــــــم نــبــود…..
ایـــن کـــابــوس بـــود یــا رویــای عــاشــقــانــه ؟؟؟؟؟ نـــمــیـــدونـــم…….

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

بیا به دور از واهمه ی زشت مردم،چون یاران کهف بخوابیم.
اینجا روزگارش بد است،
می رویم…
قرنی دگر می آییم،
شاید عشق رنگی دگر یابد…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

دســـــت خودت نیسـت زن که باشـــی گاهــــی دوســت داری تکـیـه بدهــی…پــناه بــبری….ضعیــف باشــی…دســت خودت نیــست…گهگاه حریـــصانه بــو می کنــی دســـت هایـــت را…شایــــد عطــر تـــلخ مــردانه اش لا به لای انگــشتانت باقــی مانــده باشـــد…! دســت خــودت نیـــست زن که باشــی…گاهی رهــایش می کنــی و پشـــت ســرش آب می ریــزی و قناعــت می کنــی به رویــای حضـــورش… بــه ایــن امیــد که او خوشــبخت باشد..دســت خــودت نیــست زن که باشــی همــه دیــوانگی های عالـــم را بلدی!!!!!!!!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

دلم نه عشق میخواهد
نه دروغ های بزرگ
نه ادعاهای بزرگ
نه بزرگ های پر ادعا!
دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهد و یک دوست!که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد!!!

[پاسخ]

نـــرگـــسگفته :

چند وقتیست هر چه می گـــــردم هیــــچ حرفــــی بهتـــر از سکوت پیدا نمی کنم … نگـــــاهم امـــا … گـــــاهی حـــرف مـــی زند گاهی فــــریاد می کشد… و مــــن همیشه به دنبال کســـی می گردم که بفهمــــد یک نگـــاه خستـــــه چه می خواهــــد بگوید …

[پاسخ]

نـــرگـــسگفته :

هَـمیشه بـآید کَسـی باشد
کـــہ سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هایَتـــ را بفهمد
هَـمیشه
بـآید کسـی باشد تا بُغض‌هایتــ را قبل از لرزیدن چـآنه‌ات بفهمد
بـآید کسی باشد
کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد
کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد….
کسی بـآشد کـــہ اگر بهانه‌گیـر شدے بفهمد
کسی بـآشد کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن
بفهمد به توجّهش احتیآج دارے
بفهمد کـــہ درد دارے
کـــہ زندگی درد دارد
بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران…
براے بوسیـدَنش… ‏↳‏
براے یک آغوشِ گَرمــ تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد

[پاسخ]

نـــرگـــسگفته :

خیالت راحــتـــــــــــــ… دل شکسته ها نفرین هم بکننـــــــــــــــــد ، گیرا نیـــــــــــــ ست…!
نفــــــــــــــــرین ، ته دل می خواهــــــــــد
دل شکسته هم که دیــــــــگر ســـــــــر و ته نــــــــدارد…

[پاسخ]

نـــرگـــسگفته :

گاهی وقتا توی رابطه هانیازی نیست طرفت بهت بگه :
بـــــــــــــرو !
همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره …
همین که نپرسه چجوری روزا رو به شب میرسونی…
همین که کار و زندگی رو بهونه میکنه.
همین که دیگه لا به لای حرفاش دوستت دارم نباشه
و
همین که حضور دیگران توی زندگیش پر رنگ تر از بودن تو باشه ..
هزار بار سنگین تر از کلمه ی برو واست معنا پیدا میکنه!!!

[پاسخ]

نـــرگـــسگفته :

ای تنـــهاتـرین دلــیل عــاشقـانه هایـم!
در کــنارم نیــستی
و
“نــبودنــت”
در بـــاور ♥♥ دلــــــ♥ ـــــ♥♥ بـی قــرارم نمـیگنجــد
چنان به عـــشـق تــو دل بســتـه ام که در ایـــن
سکــــــوت تــلــخ فــاصله ها
فــقط
در تــمـنای آمـــدنــت نشـــسـتــه ام

[پاسخ]

نـــرگـــسگفته :

بـه مَــن قـــول بـده
در تـمـــام ســـال هـــایـی کــه بـــاقـی مـانـده تــ ـآ ابـَـد …..
مـُــواظـبــ ِخـــودت بــاشـی ..
دیگــر نـیستــم کـــِ یـــاد آوری ات کُنـم پِســـر جـــان ( ! )

[پاسخ]

نـــرگـــسگفته :

خــاطــرات نــه ســر دارنــد و نــه تــه …
بــی هــوا مــی آیــنــد تــا خــفــه ات کــنــنــد . . .
مــیــرســنــد گــاهــی وســط یــک فــکــر .. . ( ! )
گــاهــی وســط یــک خــیــابــان . . .
ســردت مـــیـــکــنــنــد . . .
داغــت مـــیـــکــنــنــد . . .
رگ خــوابــتـــ را بــلــدنــد . . .
زمــیــنــت مــیـــزنــنــد . . .
خــاطــرات تــمــام نـــمــیـــشـــونـــد . . .
تـــمـــامــت مـــیـــکــنــنــد

[پاسخ]