آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی
اگر کتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن می کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی.
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌ اندیشی بروی.
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن…

پابلو نرودا / ترجمه احمد شاملو

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۱۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۷ شهریور, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
Eminگفته :

بسیار زیبا

[پاسخ]

لیلاگفته :

این روزها

جای دو نفر در من خالی است:

من که بی تو هیچم

و تویی که

هیچ وقت نیستی…
ناصر رعیت نواز

[پاسخ]

daryaگفته :

بی نهایت زیبا بود
مرسی لیلا جان

[پاسخ]

daryaگفته :

ضربان قلبم تند می شود
درست همان لحظه ای که
صدای تو می لرزد
چقدر محتاج صدایت هستم
وقتی با آن لحن مردانه و مبهم
حرفهایی را می زنی
که ربطی به آنچه در دل داری
ندارد!
چقدر طفره رفتن هایت را دوست دارم
وقتی میدانم
تمام تو فقط یک چیز می خواهد… من.

[پاسخ]

farnazگفته :

کابوس میدیدم از خواب پریدم،
خواستم ب آغوشت پناه ببرم…!
افسوس…
فراموش کرده بودم ک از نبودنت…
ب خواب پناه برده ام

[پاسخ]

یلداگفته :

خیلی زیبا بود.

[پاسخ]

فاطیماگفته :

دکمه ی بالایی پیراهنت را که باز میکنی …گره ی کرواتت را که شل میکنی….چیزی از هنرپیشه های هالیوود دهه ی هفتادی کم نداری و بمحض اینکه جلوی من می ایستی دنیا تمام میشود…اخر الزمان که میگوییند همین است دیگر….

[پاسخ]

چرکن پاسخ در تاريخ شهریور ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۶:

زیبابود

[پاسخ]

فاطیماگفته :

چمدان را که کنار در میگذارم همه چیز بینمان تمام شده من خود خواه تر از انکه برگردم و تو مغرور تر از انکه حرفی بزنی اما یکدفعه نمیدانم چه میشود خدا معجزه میکند و تو پیشانی ام را میبوسی..

[پاسخ]

فاطیماگفته :

اغوش تو مستحکم ترین قلعه ی دنیاست میگذاری بانوی قلعه ات شوم؟

[پاسخ]

فاطیماگفته :

توزندگی یه حقایقی هست که میشه فهمید اما نمیشه فهموند!!!!!!

[پاسخ]

roseگفته :

امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت

این سیب را برای چه قسمت نمی کنی

یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام؟

این کلبه را دوباره مرمت نمی کنی؟

زیبا قرارمان همه جا هر زمان که شد

گر چه تو هیچ وقت رعایت نمی کنی

[پاسخ]

roseگفته :

هر شب می‌نشینم پای حساب و کتابم .
چند بار گفته‌ای دوستم داری .
چند بار دوستم داشته ای .
چند بار بارونی شده‌ای برای من .
چند بار باریده ای .
چند بار عارف شدی ، عاشق شدی ، شاعر شدی .
چند بار برای نبودنم مردی و زنده شدی .
چند بار از رفتنم شکستی .
چند بار از دیدنم دوباره بهاری شدی
چند بار از آمدنم ناامید شدی
هر جور حساب می‌کنم می بینم هنوز هم من بیشتر دوستت دارم .
می بینم هنوز هم لحظه های بی‌ تو کشنده است .
می بینم صبورانه تحمل می‌کنم بودن و نبودنهایت را .
می بینم هر شب خواب من از خیال تو در بدر می‌‌شود .
هر شب دلم برای لیلی می سوزد .
هر شب خیسی پنجره‌ها داغی‌ گونه‌هایم را به تن می‌‌کشد .
هر جوری حساب می‌کنم می.بینم حساب و کتابمان یکی‌ نمی‌شود ،
من و کتابم اینجا منتظر ، بیا کمی‌ عاشقی کن ، عارفی کن ،
بیا و دلت رو با دل ما یکی‌ کن ، بیا حسابت را تسویه کن . (نیکی فیروزکوهی)

[پاسخ]

roseگفته :

باید به بعضیا گفت:اونی که سه بار بهت مهلت میده من نیستم “پسورد گوشیته”

[پاسخ]

roseگفته :

حریم من “حریم سلطان” نیست که حرمسرا باشد!
حریم من “حرمت” دارد….
باید لایق باشی تا دعوت شوی.

[پاسخ]

aramگفته :

من برای با تو بودن

از غرور خود گذشتم

هرچه گفتی من شنیدم

سر نهادم،

برنگشتم،

من برای باتو بودن

آسمان را سحر کردم

رنگ آبی روشن به رویش پخش کردم

من برای باتو بودن

گرچه لب از خنده هرگز وا نمی شد

مستانه خندیدم

خستگی را ترک کردم

و همواره برایت رقص کردم

من برای باتو بودن

از لب دریا سفر کردم

واز هرچه که با من بود، دیده بر بستم

من برای باتو بودن

زندگی راباتو می خواهم

بیا باری مرا بشناس و با من زندگی کن.

” باقر ابراهیمی “

[پاسخ]

*مبارکه*گفته :

لیز خوردن تو زندگی
بهانه ایست تا
دست اونیکه
دوسش
داری
رو
محکمتر بگیری!

[پاسخ]

nafasگفته :

درهمین حوالی هستندکسانی که تا دیروز میگفتند: بدون تو حتی نفس هم نمی توانم بکشم، و امروز درآغوش دیگری نفس نفس میزنند…

[پاسخ]