آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

عکس  دل و جگر سیاه میزنن رو پاکت سیگار که به خیال خودشون ما رو ترک بدن!

مشتی، ما اگه  دل و جگرمون نسوخته بود که سمت سیگار نمیرفتیم…

توجه: سیگار بسیار زیان بار است
smoking%20%5BAloneBoy.com%5D%20kills قدر سیگارت را بدان و عاشقانه سیگار بکش
موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۵۱ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۳ مرداد, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
هستـــــــــیگفته :

در این دوران تنهایــــــــــــــــــــــی یک چیز

جای خالیتو پرکرده

اونم سیـــــــــــــــــــــــــــگارمه

که از همون اولش باهام سوخت وساخت

به سلامتــــــــــــــــــــــی سیگاری که معرفتش از تو بیشتره

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

زمان هایی هست ؛

که تمام عاشقانه ها هم می تواند

خلاصه شود در یک عبارت :

به درک

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

ســــــــــیگـــــــار و فنــــــــدک صورتی ام

را

برمیدارم

امشـــــب من با تمام دخترانگی ام….

خیلی شیــــــــک

همه چیـــــز را دود میکنم

اول از خاطراتت شروع میکنم

لعنتی

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

اسماً من زن هستم و تو مـــــــــــــــــــرد!!

اما نگران نباش به کسی نخواهم گفت که…

در پس مشکلات و دردهایی که تو برایم ساختی و تحمل کردم . . .

در پس نامردی و نامهربانی که دیدم و دم نزدم

در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معرفت به خرج دادم . . .

من ” مـــــــــــــــــــــــــــــــــرد ” تر بودم!!!

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

نخــی سیگار ،

پکی عمــــــــیق ،

لبخند تو رووی دیوار ،

دود می شویم همه با هم امشب …

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

شــَبــــــ هــــــا خـــــوابـــَمـــ نــمـــﮮ بــــَرَב…

از בَرב ضــَرَبـــــاتـــــــ شــَلاق خــــاطراتــَتــــــ روﮮ قـــَلـــبـَــــمــــ….

بـــــﮮ انــــصـــــافـــــــــ……

مــــٌحـــکـــَمـــــ زَבﮮ…. ،

جـــــایــــَش مــــــانـــــבه استـــــــــــ

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

عطــرهای گــرون قیمت رو ول کن
ادم باید بوی اعتماد بده

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

اشکی بر چشم دارم مردم نمی گذارند بریزد می گویند مرد گریه نمی کند

غمی در دل دارم نمی گذارند فریاد بزنم می گویند آزارمان می دهد

می خواهم تلافی بی معرفتی اش را در بیارورم می گویند او بی معرفت است پس معرفت تو کجا رفته

می خواهم سیگاری روشن کنم اما همین سیگار را هم نمی گذارند می گویند غم را سیگار دود نمی کند

پس تکلیف زندگی ام چیست؟

شما میدانید؟

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

سیگــــــــــــــــــار عشـــــق نیست….
آخرین پناه عاشـــــــــــــق است

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

آمده ام باری دیگر
سیگارم را دوباره آتش کنم
لبخند تلخی بزنم و دود کنم
و شما هم برای دردهایم
که درحال دود شدنند
لایک بزنید….

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر)گفته :

تا حالا فکر کردی چرا سیگاری شدم؟؟؟
سر عقده ….
سر کاری که با من کردی و کسی نبود من این کارو باهاش کنم…
منم با سیگارم حکایت تو رو پیدا کردم…
من
از سیگار همه چیز را میکشم…
جلو چشمانش دود هوا میکنم….
اخرشم زیر پام له اش میکنم…….

[پاسخ]

zeynabگفته :

چیزی دارد تمام می شود

چیزی دارد آغاز می شود

ترک عادت های کهنه

و خو گرفتن به عادت های نو

این احساس چنان آشناست که گویی هزاران بار زندگیش کرده ام

می دانم و نمی دانم

[پاسخ]

zeynabگفته :

شب است …
کلنجار میروم با خودم
با دلتنگی هایم
با قلب له شده ام
با غرور شکسته ام
سراغش را بگیرم … نگیرم … بگیرم … نگیرم
نزدیک صبح است … دل را به دریا زدم
” مشترک مورد نظر در حال مکالمه می باشد “

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۲۴:

در عین سادگی زیباست…

[پاسخ]

نفیسهگفته :

از من بترس

از منی که همیشه می خندد ..

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

تعجــب میکنم از آدمـهایی که مَــردانِگی را به اَبــروی دست نَخــورده و مویِ سینه نَــزده میبینَنــد

آخـر مـردانِگی نه جِنسیَــت میشِنــاسد نه احــوالِ ظاهِــر

دوســتِ من

مَــردانِگی به وفــا دار بودن اســت

به پـایبَنــد بودن است

خلاصِــه بگویَــم

بِــه دِل نَشکــاندن است

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

مــادرم مـی گــفـت شـنـیــدم دخـتــر هـمـسـایــه خـیـلـی مـومــنــه

نـمـازش تــرک نـمــیشــه

زیــارت عـاشــورا مــی خــونـه

روزه مـیــگـیــره

مـسـجــد مـیــره

خـیـلــی دخــتــره بــا خـدایـیــه

لـحـظــه ای دلــم گـرفــت

در دل فـریــاد زدم بــاور کـن مــنــم ایـمــان دارم

نـمــاز نـمـی خــونــم ولــی لـبـخـنـد روی لــب هــای مــادرم

خــدا رو بــه یــادم مـیــاره

دســتــای پـیـنــه بـسـتــه ی پــدرم رو دســتــای خــدا مــی بـیـنــم

زیــارت عـاشــورا نـمـی خــونــم ولــی گـریــه ی یـتـیـمــی

تــو دلــم عـاشـــورا بــر پــا مـیـکـنــه

نــه مــن روزه نـمـی گـیــرم ولــی هــر روز از اون دخـتـرک

فــال فــروش فــالــی رو مـی خــرم کــه هـیـچ وقــت نـمـی خــونــم

مـسـجــد مــن خــونــه ی مـادر بــزرگ پـیــر و تـنـهـامــه کــه

بــا دیــدن مــن کـلــی دلــش شــاد مـیـشــه

خــدای مــن نـگــاه مـهـربــان دوســتــیِ کــه در غـمـا تـنـهــام نـمـی ذاره

بــرای مــن تـولــد هــر نــوزادی تـولــد خـداســت و

هــر بـوســه ی عــاشـقــانــه ای تـجـلــی او

مــادرم….

خــدای مــن و خــدای دخــتــر هـمـسـایــه یـکـیــســت

فـقــط مــن جــور دیـگــری او را مــی شـنـاســم و بــه او ایـمــان دارم

خــدای مــن دوســت انـسـان هــاســت نــه پـادشــاه آن هــا

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

من اگه مرد بودم؛

به خاطر نیازهای موقتم

با قلب زنها, یعنی شیشه ی عمرشون بازی نمی کردم

زبونم و دلم رو یکی میکردم تا به اصطلاح مخ زنی نکنم؛

دروغ نمی گفتم

سعی می کردم روی خودم کنترل داشته باشم؛

نه اینکه هر نگاهی … لبخندی … اشتهام رو تحریک کنه

اگه مرد بودم؛

یه جا گوشه ی ذهنم یادداشت میکردم زن فقط توجه میخواد؛

…اگه بدونه دوسش داری, حاضره جونش رو هم برات بده؛

پس این کمترین کاریه که می تونی براش انجام بدی

اگه مرد بودم؛

وقتی عشقم ناز میکرد و بغض میکرد که دیگه دوستت ندارم؛

بوسش میکردم و میگفتم: ولی من خیلی دوستت دارم, چون میدونستم که وقتی زن اینجوری

میگه فقط میخواد بهش توجه بشه

اگه مرد بودم؛

به خاطر کسی که تمام دلش رو به نامم زده؛

یه کم فیتیله ی غرورم رو پایین میکشیدم و بهش میگفتم چقدر برام عزیزه

اگه مرد بودم؛

سعی میکردم یه مرد واقعی باشم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

من دوشیزه مکرمه هستم

وقتی زن ها روی سرم قند میسابند و هم زمان قند در دلم اب میشود

من مرحومه مغفوره هستم

وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت خوابیدم و احتمالا هیچ خوابی نمیبینم

من والده مکرمه هستم

وقتی اعضای هیات مدیره پسرم برای خودشیرینی ۲۰ اگهی ترحیم در روزنامه چاپ میکنند

من زوجه هستم

وقتی شوهرم پس از ۴ سال و ۹ ماه و ۳ روز بحکم قاضی دادگاه خانواده قبول میکند

ماهی ۲۵ هزار تومان ماهیانه بدهد

من سرپرست خانواده هستم

وقتی شوهرم ۲ سال پیش با کامیون قراضه اش از گردنه حیران رد نشد و برای همیشه ته دره خوابید

من خوشگله هستم

وقتی پسر های جوان محل زیر تیر چراغ برق وقتشان را میگذرانند

من مجید هستم

وقتی شوهرم مرا در ایستگاه انوبوس صدا میکند

من ضعیفه هستم

وقتی ریش سفید های فامیل میخواهند ارث مرا از برادر بزرگم بگیرند

من مامی هستم

وقتی دخترم در تولد دوستش دروغ پردازی میکند

من زنیکه هستم

وقتی به همسایه در خصوص پارک ماشینش تذکر میدم

من مامانی هستم

وقتی بچه هایم جرم میکنند تا خلاف هایشان را به پدرشان نگویم

من یک کدبانوی تمام عیار هستم

وقتی شوهرم اروغ میزند و کمربندش را روی شکمش جا ب جا میکند!!

من بانو هستم

وقتی از مرز ۵۰ سالگی گذشتم و هیج مردی نمیخواهد وقتش را با من تلف کند

من در ماه اول عروسی:

خانوم کوجولو -عروسک-ملوسک-خانومی-عزیزم-عشق من-پیشی-عسلم-ویتامین

بودم

دامادم ب من وروره جادو میگوید

حاج اقا مرا والده اقا مصطفی خطاب میکند!!

مادرم مرا ب خان روستا کنیز شما خطاب میکند

تف به این فرهنگ نکبت….

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۸:

تف به این فرهنگ نکبت….
هر چه میکشیم ازین فرهنگ ها و عقاید مزخرفه
به خدا که من خسته شدم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم
ما، نسل بوسه های خیابانی هستیم ،
نسل خوابیدن با اس ام اس ،
نسل درد و دل با غریبه های مجازی ،
نسل غیرت روی خواهر ، روشنفکری روی دختر همسایه ،
نسل لایک و پوک از روی قرض ،
نسل کادو های یواشکی ،
نسل خونه خالی و دعوت شام ،
نسل پول ماهانه ی وی پی ان ،
نسل صف و دعوا ،
نسل هل ، توی مترو ،
نسل مانتو های تنگ ،
نسل ” شینیون ” زیر روسری ،
هنگام سجده ،” play boy ” نسل شرت
نسل کارگران پیر مو رنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار ،
نسل شارژهای اینترنی ،
” copy , paste ” نسل
نسل عکسای لختی در ساحل دوبی ،
نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی
نسل فتوشاپ ،
نسل دفاع از فاحشه ها ،
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس ،
یادمان باشد ، هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم ،
بین عذاب هایمان ، مدام بگوییم ، یادش بخیر ،
دنیای ما هم همین طوری بود

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

من نه ضعیفم نه ناتوان
چرا که خداوند مرا بدون خشونت
و زور و بازو میپسندد
اشک ریختن ضعف من نیست قدرت روح من است
اشک نمیریزم تا توجهی را جلب کنم
با اشکم روحم را میشویم
خانه بی من سرد و ساکت است
چراکه شور و حال زندگی با صدای بلند حرف زدن
و موسیقی گوش دادن نیست
زندگی ترنم لالایی ارمش بخشی را میطلبد
که خدا در جادوی صدای من نهفته است
من تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نیست که معنا میگیرم
من به تنهایی معنا دارم
معنای عمیقی در واژه ی دختر بودن است
اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری مرا ضعیفه میخواند
باز هم قوی تر از قبل از پشت همین واژه سربلند میکنم
و لبخند میزنم چرا که خداوند مرا دختر افریده
و همین برای من کافیست
ودر آخر
من زن خلق شدم
نه برای در حسرت یک بوسه ماندن
برای خلق بوسه ای از جنس آرامش
من زن خلق نشدم که همخواب آدم های بی خواب شوم
زن شدم که برای خواب کسی رؤیا شوم.
من زن نشدم که در تنهایی ام حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشم
زن شدم…..
تا آغوشی در تنهایی عشقم باشم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

زن عشق می کارد و کینه درو می کند
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر
می تواند تنها یک همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسر هستیبرای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است
و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر …؟
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد
و این رنج است

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۰:

ziba bood.
az Dr. Shariyati

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

آهای دختر سرزمین من…!!!ببخشید باز هم جنسیتت را فراموش کردم..آهای پسر سرزمین من…!!!معلوم هست کجایی خیلی وقت است تو را گم کرده ایم…!!!دیروز داشتی مردانه در میدان می جنگیدی و امروز توی آرایشگاه ها ابرو بر میداری،مو رنگ میکنی،دماغت را سر بالا میکنی و…!!!آهای پسر سرزمین من،دختران سرزمینمان نیاز به مردی دارند که در سختی ها محکم و قوی باشد،در دشواری ها همراه و همیارشان باشد..آنقدر قوی که همه دنیا در برابرش کم بیاورد…!!!آهای پسر سرزمین من کمی اهسته برو

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

بر روی زمینی قدم مییزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر می کنند
تا شاید دل سیاه پر از هوس پسرها سرخ شود به بهانه ی عشق
در شهری زندگی میکنم که پسرانش ادای مجنون را درمی اورند
تا شاید تن لیلی های ساده را بدست اورند
در شهری اشک میریزم که پسرانش چشمان هیزخود را درپس عینک دودی
پنهان میکنند تا شاید دختران در شیشه ی سیاه عینک چشمان صادق خویش را ببیننددر شهری می ایستم که دختران بر بوسه های خود قیمت میگذارند تاشاید
پسران پولدار شریک انها شونددر شهری می اندیشم که پسرانش خودرا چون دیوار
محکم تعریف میکنند تا شاید دختران تکیه کنند بر بازوهای شیشه ای انها بدهند

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

کاش می فهمیدی انکه حاضر است برای به دست اوردن محبتت
تنش را به تو بسپارد فاحشه نیست
و انکه برای به دنبال کشاندنت تنش را از تو میدزدد باکره نیست…
دکتر شریعتی

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

ای کاش جاذبه وجود نداشت
و اشک هام درون چشمم حبس می شد
عینه خودکشیه
وقتی غرورت از چشمات قطره قطره چکه کنه
طرف مقابل به ترحم بگه:
باز تو ابغوره گرفتی؟؟؟

[پاسخ]

مـُــرداد بــــانوگفته :

شبیه به کسی شده ام که پشت دود سیگارشب با خود می گوید : باید ترک کنم…
سیگار را…
خانه را…
زندگی را …
و باز پکی دیگر…

[پاسخ]

مـُــرداد بــــانوگفته :

هی لعنتی!
بیا باهم بازى کنیم:
تو پاکت های خالی سیگارم را بشمار
من هم، شماره هاى غریبه هاى توى گوشى ات را…

[پاسخ]

لیلاگفته :

پرسید سیگار را ترک کردی؟
گفتم نه.
کبریت را ترک کردم..
سیگار را با سیگار روشن میکنم..

[پاسخ]

لیلاگفته :

ﭼـﻘـﺪﺭ ﺧـﻮﺑـﻪ ﺑـﻌـﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣـﺎ
ﺑـﺪﻭﻧـﻦ
ﮐـﻪ ﺍﮔـﺮ ﭼـﻴـﺰﯼ ﺭﻭ ﺑـﻪ ﺭﻭﺷـﻮﻥ
ﻧـﻤـﻴـﺎﺭﯼ
ﺍﺯﺳـﺎﺩﮔـیتـــــ ﻧـﻴـﺴـﺖ !
بلکه ﺩﺍﺭﯼ ﺣـﺮﻣـﺖ
ﻳـﻪ ﺭﻭﺯﺍﻳـﯽ ﺭﻭ
ﻧـﮕـﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯼ
ﮐـﻪ ﺍﻭﻧـﺎ ﻳـﺎﺩﺷـﻮﻥ ﺭﻓـﺘـﻪ!!!

[پاسخ]

مـُــرداد بــــانوگفته :

زن که باشی…!
سیگار هم بر لبت باشد…!
هر بی پدری!
زیر سیگاری شهوتش را…!
برای خاکستر ابرویت…
بفرما خواهد زد…!

[پاسخ]

mگفته :

این آخرین پاکت بود
سیگاری نمانده برای کشیدن
تو بمان ، من منّت تو را ” می‌ کشم ”
و تو بودنت را ” بکش ”
به رخ واژه هایم . . .

[پاسخ]

mگفته :

مرا تابزن!
به قرینه هم تا بزن!!
میخواهم تنها درگیر نیمه خودم باشم!!!.

[پاسخ]

saloosگفته :

اسمتو رو سیگار نوشتم وبرای اولین بار کشیدم تا بسوزی فراموشت کنم اما نمیدونستم با
هر پوک ذره ذره میری تو نفسم ومیشی همه کَسَم

[پاسخ]

امیرخسروگفته :

تا حالا شده بدونی عشقت تو یه خونه ای با یکی دیگست و نفست بند بیاد تا صبح به اون خونه خیره شی؟واسه منم اتفاق نیفتاده(:چون همون موقع رفتم تو خونه تا منو دید گفت ببخشید.ترس وجودش رو داشت میخورد.هیچی نتونستم بگم.فقط یه نخ سیکار کشیدم و گفتم یه شب پارتی به ریختن آبروی چند ساله ی من می ارزید؟اونم آروم گفت اشتباه کردم.اینا تنها کلماتی بود که ما تو چند روز گفتیم.

[پاسخ]

yasnakhanom پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۳۹:

متاسفم خیلی ناراحت شدم

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

. نزدیکتر بیا معشوقه ی لعنتی…!!

نمیخواهم اخرین جمله ی میانمان را کسی بشنود؟!

تنت بوی غریبه را گرفته…

حال فهمیدم که…!؟

فهمیدم که سگهای محل بی دلیل

پارس نمیکنند…!!؟؟

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

طعم تلخ سیگارو دوست دارم تلخ مثل آخرین بوسه ی لعنتی ما تلخ مثل آخرین دروغ تو که باز هم همو می بینیم تلخ مثل نبودنت

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

“سیگار برای شما واطرافیانتان زیان آور است”
تو دلم گفتم: تو یه نفر اطراف من پیدا کن
قول میدم به خاطر اونم که شده سیگارو ترک کنم

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

زخم های دستم را میبست گفت چرا با خود چنین کرد
اما زخم های دلم را ندید تا بگوید چرا با تو چنین کردم

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

سیگار میکشم چون پر درررررررررردم
نه اینکه به تو نشون بدم مررررردم…!

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

ایـن روزهـآ سیگــارَم را نِـصفـِ میـکِـشَم!
چون تـــــــــــــو
هَــمیشـِ میـگُفـتی یـک نَـخ روشـَن کُـن
دوتــــایی بِکـشیــم

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

۱٫ هوس سیگار کشیدن روی پشت بام
چند وقتیه به جونم افتاده
دلم میخواد به آسمون نزدیکتر بشم
دودش که اذیتت نمیکنه خدا…!!!

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده
یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛
دوستـش داشتـم , دوستـم داشت
دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد
مانـــــده ام , رفتـــــه
… هستـــــم , ولــــی او نیـــست
به همیـن سادگی …
فقــــط …
فقـط یک نفــر ایـن حـوالی
بـدجــــوری…
سیگـــــــــاری شده

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

دلم می خواهد سیگاری روشن کنم و خاطراتم را بسوزانم ولی وقتی سیگار هم خاطره ساز اوست چه کنم

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

۱٫ چه روز هایی رو تو نبودنت با سیگارم سر کردم…
بلاخره برگشتی و بعده این همه وقت
اولین حرفی که زدی این بود :
اه چقدر سرفه میکنی اعصابم خورد شد

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

همیشه برام سوال بود ؟
که آدمها چطوری صبح ناشتا سیگار میکشن
امروز فهمیدم یه سری کابوس ها رو باید اول صبح دود کرد و فرستاد هوا وگرنه تا شب دودت میکنن …

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

اولین باری که عشقم فهمید سیگار میکشم ،مثل بارون بارید . . .
با گریه قسمم داد ” توروخدا دیگه نکش توروخدا ترکش کن ” صداش توگوشمه هنوز !
اما من هنوزم که هنوزه دارم میکشم . . .
آخه چون اونم قسم خورده بود ، که ترکم نکنه ولی رفت . . . . . . !

[پاسخ]

الیناگفته :

سیگار لعنتی ترین چیزه.. الهی هیچ جوونی جوونیشو پای دود سیگار حروم نکنه.. حیفه به خدا…. راستی یاد این متن افتادم که میگه ::::::””وقتی ی زن سیگار میشه یعنی گریه دردشو دوا نمیکنه و وقتی ی مرد گریه کنه یعنی کار از سیگار�گذشته…..

[پاسخ]