آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

be dadam beres ey ashk [aloneboy.ir].

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته
نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته
منو دریغ یک خوب به ویرونی کشونده
عزیزمه تا وقتی نفس تو سینه مونده
تو این تنهایی تلخ من و یک عالمه یاد
نشسته روبرویم کسی که رفته بر باد
کسی که عاشقانه به عشقش پشت پا زد
برای بودن من به خود رنگ فنا زد
چه دردیه خدایا نخواستن اما رفتن
برای اون که سایه س همیشه رو سر من
کسی که وقت رفتن دوباره عاشقم کرد
منو آباد کرد وخودش ویرون شد از درد
به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته
نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته
به آتش تن زد و رفت تا من اینجا نسوزم
با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم
هنوز سالار خونه س پناه منه دستاش
سرم رو شونه هاشه رو گونمه نفس هاش
به دادم برس ای اشک

اردلان سرفراز

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۳ آذر, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دخترخوانسارگفته :

چون اشک دویدیم و به جایی نرسیدیم…
بیدل دهلوی

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

تمام عمر بستیم و شکستیم
بجز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ

نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاری است دنیا

عجب بیهوده تکراری است دنیا

اردلان سرفراز

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

هر قطره ای ز اشک جگرگوشه ی من است
گاهش به دیده، گاه به دامن گرفته ام…
سنجرکاشانی

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

اشکم بدوید تا بگیرد راهش
بر وی نرسید و دامن من بگرفت…
کمال الدین اسماعیل

[پاسخ]

samiraگفته :

گاهـی حجم دلتنگی هایم
آن قدر زیاد میشود
که دنیا
با تمام وسعتش
برایم تنگ میشود …
… دلتنگم…
دلتنگ کسی که
گردش روزگارش به من که رسید
از حرکت ایستاد…
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید…
دلتنگ خودم…
خودی که مدتهاست گم کـرده ام …

[پاسخ]

samiraگفته :

من مانده ام و یک برگه سفید!!!

یک دنیا حرف نا گفتنی!!!

و یک بغل تنهایی و دلتنگی…

درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!!!

در این سکوت بغض آلود

قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!

و برگ سفیدم

عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!

عشق تو نوشتنی نیست…

در برگه ام , کنار آن قطره

یک قلب کوچک می کشم !

و , وقت تمام است!!!

برگه ها بالا..

[پاسخ]

شهریوریگفته :

سینه تنگ است، چه میشد نفسی گریه کنم

نفسی در غم جانسوز کسی گریه کنم

با خودم باشم تنها دل شب پیش خودش

دور از چشم رقیبان،نفسی گریه کنم

ای اجل! اشک همانی ست که دارم، ای کاش

تا به من، این من تنها برسی گریه کنم

در غم غربت جانسوز تو آهی بکشم

از غم دوری فریاد رسی گریه کنم

گل و شبنم دارد ، کاش اجازه بدهد

بین میقاتش مانند خسی گریه کنم

گریه، تنها گریه، صاف، زلال، آیینه

خالی از هرکسی و هر هوسی گریه کنم

گریه میخواهم آن هم چه گران اشکی را!

کاش اندازه ی بال مگسی گریه کنم

سید علی رکن الدین

[پاسخ]

شهریوریگفته :

چگونه بدرقه ا‌ت می‌‌کرد
شانه‌ای که طاقت گریستنت را نداشت ؟
دنیا رو به اتمام است
آسمان زخمه بر دل جنون وار می‌بارد
جاده ها بی‌ هیچ شفاعتی
تو را دور می‌‌کنند
و من طوری زانو می‌‌زنم که به یادِ تو
به یادِ اتفاقِ خوبِ خنده‌های تو
دوباره برخیزم ..
کاش بر شانه‌های من
یکبارِ دیگر گریسته بودی
کاش لحظه ی آخر
بر شانه‌های من ، گریسته بودی ..

{ نیکی‌ فیروزکوهی

[پاسخ]