آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
yasnakhanomگفته :

سلامتی مادر که وقتی رسیدم خونه با اینکه همش خندیدم و خیلی عادی برخورد کردم و همه تلاشمو کردم که متوجه چیزی نشه بعد از چند دقیقه گفت : از چی ناراحتی ؟

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

آهـــــــــای فلانی !
یـــادت باشــد …
کـــم حوصلـه ســت ..
ظـاهـــرش جـــدیست ..
امـا دلـــی دارد کـه مــهربـانـی اش بـه وسعـت یک اقــیـانــوس است !
بــد قـول نــیـست .. امـــا گرفتار است
با او راه بیا….!
خــستـه کـه بــاشـد ..
تــنهـایش بــگــذار …!
تودار است ..
اما صبر کن خودش بعد حرفهایش رامی گوید !
او تمام دنیای من است …
مبادا بیازاریش ….

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند ! بس که استفاده شده اند .
دکمه های : ک ا ش ب و د ی. . . . !،
::

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

خیانت رو میگم …
بی صــــدا می کشتت .::..!

مثـل ِ این صدا خفـــه کن ها میمونه
که میـذارن سر هفت تیـــــــــر !

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

گــریان شده دلـــــم….
همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز…
پا به زمین می کـــوبد و…
تـــو را می خواه

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

:
چه فرقی می کند…
در سیرک یا در خانه ؟!
خنده ات که تلخ باشد،
دلت کــه خون باشد، ولی
خنده به لب داشته باشی
تو هم دلقکی..!

[پاسخ]

yasnakhanomگفته :

یعنی

میشـــــــه ..

یه روز تو آغوش تـــــــو بیدار بشم ؟؟

بعد خوابالو

نگات کنم

ببینم دراز کشیدی داری منو نگاه میکنی ..

اولش باورم نشه
..

فکر کنم هنوز خوابم ..

هی چشمامو باز و بسته کنم
..

بعد ببینم داری بهم لبخند میزنی ..

بعد بگی :

صبح بخیر

عروس خانم خوشگل من

دیدی آخر سر مال خودم شدی ..

منم محکم بغلت کنم و

بگم :

عاشـــقتم شوهـــــــــــ♥ــــــــــــر گلم…

[پاسخ]

شیدایتگفته :

برایت نوشتم …
گاه کمی فراموشی بد نیست … !!
گاه وقتی برایت مینویسم ، میخواهم …
از درون خویش بگریزم …
بگریزم از هر آنچه در من انباشته شد …
این دائم، تو را به یاد من می آورد …
خواستیم که دور شویم و راضی به تولد دوبارۀ باامید …
اما باز پایم به خیال تو گیر میکند …
پرتاب میشوم درست میان برکه ای
که پر است از زلالی تو و خاطرات تو …
برایت نوشتم …
میدانی … ؟!؟!
میخواهم بگویم …
کاش تو ، این همه خوب نبودی … !!

[پاسخ]