آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

bi [AloneBoy.com] to

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه ‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی!
قطره‌ ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی…
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم
دگر از پای نشستم
گوییا زلزله آمد
گوییا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه ی شهر غریبم
بی تو، کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من؟
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی؟
نتوانم، نتوانم
بی تو من زنده نمانم!

هما میر افشار

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۹ دی, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
شهریوریگفته :

دروغ نمی‌گویم
باد را بنگرید
باد هم از وزیدنِ این همه واژه
به آخرین جمله‌ی غم‌انگیزِ جهان رسیده است :
را … را … راحت‌ام بگذارید،
من هم بدبین‌ام
من هم خسته‌ام
من هم بی‌باور …!

سید علی صالحی

[پاسخ]

شهریوریگفته :

تو تنها شعری هستی که بر روی دو پا راه می رود

چای می نوشد

و هنگامی که بر من

زیر باران نازل می شود

راه نفس کشیدنم بند می آید…

فاضل شاهچراغ

[پاسخ]

شهریوریگفته :

عاشقان را دوست می‌دارم

و دروغ عاشقان را نیز

آنچنان زیبا که گویی باورش دارند.

سید علی میر افضلی

[پاسخ]

شهریوریگفته :

ما عاشق هم بودیم
حسی که یه عادت نیست
از من که گذشت اما
این رسم رفاقت نیست ..

اینکه منو از قلبت
بی واهمه می گیری
اینکه منو می بازی
دنبال کسی میری ..

وقتی همه ی دنیات
تنهایی و غربت بود
وقتی همه جا با تو
احساس یه وحشت بود ..

کی با همه ی قلبش
بغض شبتو وا کرد ؟
کی حال تورو فهمید ؟
کی با تو مدارا کرد ؟

باشه… برو …حرفی نیست
من از همه دلگیرم
حالا که دلت رفته
دستاتو نمی گیرم

ما هر دو برای هم
هر ثانیه کم بودیم
کی جز تو نمی دونه
ما عاشق هم بودیم ؟

روزبه بمانی

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

در ژنو
از ساعتهایشان
به شگفت نمی آمدم
– هرچند از الماس گران بودند –
و از شعاری که می گفت:
ما زمان را می سازیم.
دلبرم!
ساعت سازان چه می دانند
این تنها
چشمان تو اَند
که وقت را می سازند
و طرحِ زمان را می ریزند.

“نزار قبانی”

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

گاهی که رنگ چشمان تو را گم می‌کنم
پاییز می‌شوم
و باد لهجه‌ای زرد
کشان کشان
هُلم می‌دهم تا سنگسار علاقه
همین کافی نیست که پلک نزنی، گلم؟
حالا شب به نیمه‌های عقربه می‌رسد
و من فکر می‌کنم دیروز سر انگشت پنجره
روی کدام سطر کوچه بود
که پاورچین و ساده
به آغوش تو ریختم
راستی، کجای شب بودی که خواب زمستان سفید شد؟
پنجره پیش بینی کرده بود
مرا که ببوسی برف می‌گیرد
حالا در عمق زمستان
کبوتری با آوازی از جنس سیب
روی لب‌هایم آشیانه کرده
کبوتری سبز که در آیینه پرواز می‌کند
چشم به راه کدام واژه از دهان دریایی؟
باور کن
هیچ ستاره‌ای قبل از آسمان متولد نشده
نخ بادبادک نگاهت را پایین بیاور
به من نگاه کن
امروز پنجم پنجره است
و من اندازه‌ی همین آسمان برهنه
دوستت دارم …
“مریم اسدی”

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

حرفت قبول، لایق خوبی نبوده‌ام
وقتی بدم، موافق خوبی نبوده‌ام
عذرای پاک دامن اشعار آبی‌ام
من را ببخش، وامق خوبی نبوده‌ام
فهمیدی این که خنده ی تلخم تصنعی است؟
اَلحَق که من منافق خوبی نبوده‌ام !
هر چه نگاه می‌کنم این روزها به خویش
جز شانه‌های هق هق ِخوبی نبوده‌ام
این بادها به کهنگی‌ام طعنه می‌زنند
من بادبان قایق خوبی نبوده‌ام
من هیچ وقت شاعر خوبی نمی‌شوم !
من هیچ وقت خالق خوبی نبوده‌ام !
فهمیدم این که فلسفه‌ی من شکستن است
هرگز دچار منطق خوبی نبوده‌ام
حرفت قبول، هرچه که گفتی قبول، آه
اما نگو که عاشق خوبی نبوده‌ام!
“امیر مرزبان”

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

رفتی دلم شکستی ، این دل شکسته بهتر
پوسیده رشته عشق ، از هم گسسته بهتر

من انتقام دل را هر گز نگیرم از تو
این رفته راه نا حق ، در خون نشسته بهتر

در بزم باده نوشان ای غافل از دل من
بستی دو چشم و گفتم ، میخانه بسته بهتر

چون لاله های خونین ریزد سر شگم امشب
بر گور عشق دیرین ، گل دسته دسته بهتر

آیینه ایست گویا این چهره ی غمینم
تا راز دل ندانی ، در هم شکسته بهتر

فرسوده بند الفت ، با صد گره نیرزد
پیمان سست و بیجا ، ای گل ، نبسته بهتر

گر یادگار باید از عشق خانه سوزی …
داغی هما بسینه ، جانی که خسته بهتر
هما میرافشار

[پاسخ]