آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

دوباره صــدای ساعـــته روی دیــــــــوار
یه قلـــــم خستـــه و یه ذهــــن بیدار
یه کاغذ خالی واســه شــــروع قسمون
یه حـس مـــرده و یه بغض تو گلــــوم
که همیـــــــن کافیــــه خــــب باز تا دم صبح
نبـــش قبــــر کنـم باز خاطراتــــو
تا کــه ببینــم آخه چـــرا همیشـــه بن بسـت
روبــرومه تو جسمم یه روح مردس
سقف آرزوهامـــم همــــش کــه تــــرک
خــرده بــودو رفـــت اونـــــم بــه درک
بــزار عمــر بگـــذره بزار ثانیـه رد شـه
حــــرفام قصه نیس واسه لالایی بچـــــه
آره بدبختیا منـــــو دوره کـــــردن
من همـــــــون دیــــــوونه ی دوره گـــــــــردم
که الان گذشتـــــــــه آب از ســـــــــرم
یــــه اخلاق گنــــــــــــد، از سگ بـــدترم
میـدونی چرا چون بدبختیا فقط واسه ما بـود
ما شدیـــم پای لنگــو سنگ جلو پامون
که هرکس به سمتـــــــــــــم از بخــــــت بد
خنجــــــــــر زدش که از پشـت به من
آره من وصلـــــــــــم بــه دردم
همـــه زخمـــام مونــــــــــــدن بی مرهــــــــــــــم
اگــه کــــــــــوهم باشـــــــــــــم بازم من
تـــــــــــو این بازی بازم بازنـــــــــــــدم
این قصه تلخه
آره خیلـــی وقتـــه خب واقعیت همینــــه
روز خوش بــود مگه چشام نادیــده بگیره
الانم کـــــه میبینی بدجـــــــوری خســـــتم
از آدمای دورم که از خــــــــودم پست تر
که با منــــو روزگارم یه جــــوری وصلـــن
بی انصـــاف ؟!! نه نبـــــــــــودم اصلا
منی که ندیدم خوشـــــــی توی گذر عمــــــرم
حتی از عشقمـــم رو دست خـــــــوردم
حالا چــــــــــی مـــــــــونده بــــــــرام
از رفیق بگـــــــــم نداشتـــــــــش مـــــــــرام
یا که از مـــردم بگـم که ما رو پــس زدن
بـه زیــر زمیــن بـودنـمــون انــگ بــد زدن
ما که نخــواستیم شما به ما بال و پر بدین
اصلا نخواستیم یه کوچولو ما رو درک کنید
ولــی چیــزی که ندیدی به چشــم تهمـت نــزن
به یه مشـت حرف مفــت تو دامــن نزن
ما که گفتیـــم، صــد بار شکستیــــــم
از اول همیــــــــــــن بــودیـمـــــــو هستیـــــــــم
فــــرقی نـــکردیــــــم بازم همینیـــــم
از همــــه خــــوردیـم کـــه الان نقــش زمینیـــــم
پس تـــو بگـــو انتقــام از کی بگیــــــرم
منــــی کــه یــه عمــره با گریــه خوابیـــــــدم
بــه عشــــق اونایـــــی کــه تهـمــــــــت زدن
قاضـــی حکـــــم نــداد گـــــــــردن زدن
شایــــد راســــت میگنــــــــو اصلا من بـــــدم
تـــو خوب باشـــو بیــا بگــــــــــذر ازم
نــه واســـــــه دردام مــــــرهـم نبـــــاش
فقــط نمــــــــــک رو زخمــــــــــم نپــــــاش

ابیرام

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۳۴ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۹ اسفند, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

بگذر زمن ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم

دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سر گذشتم

می خواهم عشقت دردل بمیرد می خواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد

بگذر زمن ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم

دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سر گذشتم

هر عشقی میمیرد خاموشی می گیرد عشق تو نمیمیرد

باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمیگیرد

هر عشقی میمیرد خاموشی می گیرد عشق تو نمیمیرد

باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمی گیرد

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ اسفند ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۵:

بــا صــدای عـــــارف محـــــــشـــره

[پاسخ]

داش عرفان پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۵:

خیلی آهنگشو دوست دارم…عارف جوووووون

[پاسخ]

لیلاگفته :

صد بار چهار دادی دیدی ثمرش را
پنج چه بدی داشت که یکبار ندادی ؟

[پاسخ]

سکینه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۲۶:

ینی چی؟

[پاسخ]

لیلاگفته :

مـی گـویـند:
” عـــشـق آن اسـت کـه بـه او نـرسـی … ! ”
و مـن مـی دانــم چــرا …
زیــرا در روزگـــار مـن ،
کـسـی نـیـسـت کـه
زنــــــانـــه عــاشــق شـود و
مــــــردانــه بــایـسـتد . . . !

[پاسخ]

لیلاگفته :

تازگی ها دیگر عاشق نیستم
هستم اما مثل سابق نیستم
بادبان ها را شکستم یک به یک
فکر اقیانوس وقایق نیستم
طرح لبخندی پر از بی رنگی ام
دیگر اهل بغض و هق هق نیستم
آه من دیوانه ام ….ترکم نکن
با جدایی هم موافق نیستم
دوستت دارم ولی باور نکن
با خودم هم نیز صادق نیستم!
حرفهایم غیر هذیان هیچ نیست
تازگی ها دیگر عاشق نیستم

[پاسخ]

لیلاگفته :

چه قدر تلخ شده ای … انقدر که حتی … وقتی صدایت را می شنوم … احساس می کنم … دیگر دلم برایت نمی لرزد

[پاسخ]

لیلاگفته :

نمیدونم، کی اون روز میاد که ما آدما بفهمیم
هر خنده ای از دلخوشی نیست و
هیچ غمی از این بالاتر که بغضی رو همرات داشته باشی که ،
نتونی حتی با گریه کردن و حرف زدن با نزدیک ترین کست از شرش خلاص شی!
شاید هم این یکی از قانونهای روزگاره

[پاسخ]

لیلاگفته :

شانه هایم زیر بار غم شکست
شاخه های سبز امیدم شکست
عشق ما در شیشه فرهاد بود
عشق شیرین ریشه اش در باد بود
هیچ کس حرف صداقت را نزد
هیچ کس دل را بر این دریا نزد
یک نفر امروز در چشمم شکست
یک نفر بار سفر بست و گسست
یک نفر با خاطراتم دور شد
یک نفر با قصه ها محشور شد

[پاسخ]

لیلاگفته :

دل من تـنها بـود ،
دل من هرزه نـبـود …
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی …
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی …؟!!

[پاسخ]

لیلاگفته :

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این منزل ویرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

[پاسخ]

لیلاگفته :

انصاف نیست ، رفتنش با خودش باشد …
.

.

فراموش کردنش با من

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

رٌخ به رٌخ که شدیم
من مات شدم…
و تو چون پادشاهی که
اینگونه فتح ها را زیاد دیده است….

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

هنوز که هنوز است
نفهمیدم گنجشگ ها چگونه یکدیگر را از هم تشخیص میدهند؟
یعنی اگرعاشق شوند؛
عشقشان کدام است؟
هنوز که هنوز است
نفهمیدم چند نفر شبیه من بودند
که تو دیگر مرا نشناختی!!!

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

دلم کارِ دست است…خودم بافتمش!!
تارش از سکوت
پودش از تنهایی
همین است که خریدار ندارد….

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

روزگار لعنتی!…
هر سازی که زدی رقصیدم
بی انصاف یکبار هم تو به ساز من برقص؛
ببین…
دلم چه “شوری” میزند!!!؟

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

از عشـــــــــــــق حرف میزنم…
ببین!

سیگار میکشم
وسطِ پمپ بنزین!!!

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

اینقدر ورقهای زندگی ام را زیر و رو نکن!
حکم همان دل است
که دیگر برایت نمیزند….

[پاسخ]

farnoosh پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۳۴:

afarin kh ghashang gofti azizam

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

خدایا!
منو که آفریدی گارانتی هم داشتم؟؟
قلبم از کار افتاده….

[پاسخ]

هستـــــــــیگفته :

بد بیاری مال وقتیه که
بد
بی
یاری….

[پاسخ]

علیگفته :

من یک گلایم که توی این سرزمین شوم.راهم به قبر و سنگ گرانیت میرسه.
هر روز به قتل میرسم شعر تو فقط به انتشار شعله ی کبریت میرسه!

[پاسخ]

سمیراگفته :

این روزها می گذرند،
ولی من از این روزها نمی گذرم . . . !!!

[پاسخ]

farnooshگفته :

هی فلانی!
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…
هرجا که دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکنم
وقتی دوباره هوای من به سرت زد، آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت، باز هم آرام نگیری…
و اما من…
بر نمیگردم که هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی،با خاطراتم قدم بزنی!

[پاسخ]

farnooshگفته :

بعد از این بگذار قلب بی‌قراری بشکند
گل نمی‌روید، چه غم گر شاخساری بشکند

باید این آیینه را برق نگاهی می‌شکست
پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند

گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه‌ام
صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند

شانه‌هایم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگی زیر پای آبشاری بشکند

کاروان غنچه‌های سرخ، روزی می‌رسد
قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند

[پاسخ]

ghazalگفته :

مدام گفتی
خیالت “تخت” … من وفا دارم !
و من چه ساده لوحانه خیالم را ” تختی” کردم
برای عشق بازی تو با دیگری …

[پاسخ]

ghazalگفته :

گفتم بیا !
گفت پاهایم یخ زده …
رفتم به پایش سوختم ، گرم شد رفت به سوی دیگری …

[پاسخ]

ghazalگفته :

گفتی دوست دارم ، قلبم تند تر از همیشه تپید
لبخند زدم و باورت کردم با اینکه میدونستم لبها دروغ میگن .
با صدات نوازشم کردی ،
تپش قلبت رو حس کردم ،مهربونو پاک بود
نگاهت گرم و دلنشین ، صدات ارامش دل ، نفست بوی بهار عشق یود
یه تو تکیه کردم و اروم شدم
با تو همه چیز در امان یود …

[پاسخ]

ghazalگفته :

نبودن هایت انقدر زیاد شده اند
که هر رهگذری را شبیه ” تـــو ” میبینم …
نمیدانم غریبه ها ” تــو ” شده اند
یا ” تـــو ” غریبه …

[پاسخ]

ghazalگفته :

چقدر عجیب است دریا !
همین که غرقش میشوی تو را پس میزند ،
مثل ادمها …

[پاسخ]

maryamگفته :

baz ham dame khoda garm.ba in asemune abrish aberoye dele maro mikhare

[پاسخ]

maryamگفته :

dorogh gohaeeye nashi hastim .miprsand faramosh kardi ,labkhand mizanim ,are kheili vaghte ,ayare drogh hamoon umade peen.

[پاسخ]

mگفته :

دل آدم گاهی چه گرم می شود به یک دلخوشی کوچک …
به یک هستم…
به یک کجایی؟…
به یک خوبی؟
به یک حضور…
سلامتی رفقایی که اگه یک روز باهاشونی، هزار روز یادشونی…

[پاسخ]