آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۲۰ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۱ تیر, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
samiraگفته :

کتاب نامحرمانشو بسیار دوست میدارم …. : )

[پاسخ]

DAEMONگفته :

foqolade bud <3

[پاسخ]

شهریوریگفته :

آرام سر جایم نشستم بودم
اما حسابش از دستم در رفت
روز هایی که خودم را
تنها گذاشتمُ رفتم سراغِ تنهایی دیگران !
چقدر به خودم توجه بدهکارم …

شاهین مقدم

[پاسخ]

بی اسم پاسخ در تاريخ تیر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۰۳:۳۴:

یه ادم هایی هستند پای درد و دل و تنهایی همه میشیند اما خدا میدونه درد دلشونو به کی میگن
این ادمها چقدر ب خودشون بدهکارن

[پاسخ]

سوما پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۰۳:

حس میکنم از جنس همین آدمایی هستی که گفتی خوب درکت میکنم چون کار خودمم اینه همه رو میخندونم اما فقط خدا میدونه تو دلم چی میگزره اگه اینجوری هستی با خدا حرف بزن هر شب آخرای شب بشین باهاش حرف بزن هرچی تو دلته بهش بگو البته من براش مینویسم چند دفعه برام پیش اومده وقتی دوستام و خندوندم با حرفا و کارام بعدش زود دور شدم از اونا چون اشکم جمع میشد تو چشام به خودم میگفتم دیوونه شدم چه جوری وقتی دلم داغونه میتونم لبخند بزنم واقعا سخته. یه بار که دانشگاه بودم و بارون میبارید عوض اینکه برم سرکلاس زیر بارون قدم میزدم وگریه میکردم خیلی خوبه زیر بارون گریه کنی خیلی قشنگه. ولی اینشالا کارت به اینجاها نرسه هیچوقت

[پاسخ]

بی اسم پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۱۵:

اره همینطورم ابجی
ولی الن وضعم خیلی بده اونقدری که توی جمع نمیتونم باشم گریه م میگیره میخندم اما سرم و پایین میگیرم تا اشکامو کسی نبیبنه شوخی میکنم با دوستام
ولی دو دقیقه بعد ی گوشه میشینم و بهوای اینکه حال ندارم خسته م یواشکی گریه میکنم خیلی سخته ابجی خیلی زیاد
ایشالله که حالت خوب بشه و دیگه دلت درد و غصه نداشته باشه ایشالله همه ادم های دلشکسته خوب بشن

*فاطمه* پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۳۳:

منم درک میکنم
خیلی سخته، کنترل اشکها در جمع به یاد خاطره ای یا حرفی از عزیزی
منم تجربه کردم
ان شاالله همه گریه ها از سر شوق باشه

بی اسم پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۰۳:۴۹:

مرسی فاطی جونی که درکم میکنی
ان شالله که دیگه هیچ غمی نمونه برای هیچکس حتی دشمنامون

شهریوریگفته :

پیش از آنکه برف راه رابطه مان را ببند زمستان از دستان تو آغاز شده بود
علیرضا باقی

[پاسخ]

شهریوریگفته :

روزی عاقبت

عاشق می شوی

در باران قدم می زنی

ابر می پوشی و گریه می کنی

نافت را در پاییز بریده اند…

داود گراوند

[پاسخ]

شهریوریگفته :

هر صبح تولدی دیگر است
اگر ..
هر لحظه مرا
بوسه ای از گونه های تو باشد ..

جواد دهنوی

[پاسخ]

baranگفته :

Realllllllllllllllyyyyy nice

[پاسخ]

NAJMEHگفته :

MAN HANOOZAM NABAKHSHIDAMESH…….

[پاسخ]

سوما پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۰۶:

ببخشش نه به خاطر اون
ببخشش به خاطر خودت
تا نبخشیش خودت بیشتر اذیت میشی اینو خیلی باور دارم خیلی

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

از تو چه میگذرد در خیالم

که این چنین

قلم و کاغذ بی تابی میکنند …

[پاسخ]

reyhane پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۰۳:۴۹:

خیلی قشنگ بود لاااااایک

[پاسخ]

بی اسمگفته :

خیلی قشنگه مرسی رها جان

[پاسخ]

ebiگفته :

ساییتتون خیلی عالیه

[پاسخ]

ebiگفته :

غربت رانبایددرالفبای شهر غریب جست و جو کرد همین که عزیزت رانبینی غریبی

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۳۴:

آره واقعا اینجوریه

[پاسخ]