آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۶۴ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۶ بهمن, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
تو ...شايد من....گفته :

خیلی قشنگ بود ممنون******

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸:

خواهش میکنم

[پاسخ]

لیلاگفته :

ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ
ﻓﮑﺮ ﯾﮏ ﺑﺮﻩ ﺭﻭﺷﻦ ﻫﺴﺘﻢ
ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻋﻠﻒ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﭽﺮﺩ …
ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ

[پاسخ]

تو ...شايد من.... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۱:

big like****

[پاسخ]

تو ...شايد من....گفته :

خسته ام
از خودم خسته ام
از شما
روزهای بی حوصلگی
شبهای کشدارِ تنهایی
از این شعرهای تکراری
عشق ها
عاشقانه ها
حتی شکستهای تکراری
از این حضورهای مترسک وارِ پر از تردید
از امتدادِ مستمر چهار فصلی که از کفِّ ما میروند
بدون هیچ چ چ چ تغییر … بدون هیچ تغییر
خالی شده ام
خالی میروم
هیچ فکری در سرم نمیماند … نمیآید که بماند
همین روز هاست که کاغذِ سفیدی به اشتراک بگذارم
فقط با یک امضا
یا چه میدانم
یک شکلک
یکی از این قلب هایی که همه برایِ هم میفرستند
یا دستی که باید تکان بخورد ولی نمیخورد
همین روز هاست که خودم را یک جایی گم کنم
نه … اینبار پشتِ دود سیگار نیست
یا میانِ انبوه واژههای بی سرانجام
یا در سوگِ نیمه رفاقتهای گاه و بیگاهی
این بار
در کوچه پس کوچههایِ کودکیِ کسی
که زود بزرگ شد
نیمه برهنه
عصیانی
شورشی
و با دلی پر بزرگ شد
کسی که این روزها … عجیب خسته است

نیکی فیروزکوهی

[پاسخ]

mohabatگفته :

خیلی زیبا بود ممنون….

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۵۳:

خواهش میشه

[پاسخ]

مریمگفته :

لبه پرتگاه ایستادی دو نفر در حال سقوط هستن
کدوم یکی را نجات میدی اونیکه دوستش داری یا اونیکه دوستت داره
چرا..

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۱۶:

چه سوال سختی!!!!!!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۰:

سخته… ولی اونیکه دوستش دارم چون دوستش دارم بدون اون نمیتونم…

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۰:

منم اون کسی که دوسش دارم هر چند که
بی وفاست ولی دوسش دارم دیگه….

[پاسخ]

مریمگفته :

کوتاه می گویم دوستت دارم اما ..
از دوست داشتنت کوتاه نمی ایم…

[پاسخ]

مریمگفته :

خدایا این قدر این هوای دو نفره رو به رخ ما
که یه نفریم نکش

[پاسخ]

مریمگفته :

انگشت فقط جای یک حلقه دارد
دلت را دست به دست میکنی
برای چه ..

[پاسخ]

مریمگفته :

چه بی تفاوت زندگی می کنند
ادمها…
بی انکه بدانند در گوشه ای از دنیا
تمام دنیای کسی شده اند..

[پاسخ]

لیلاگفته :

یهوده است پی‌ِ خاطرات رفتن
به باغی‌ میرسی‌ لبریزِ پاییز
به نیمکتی با یک جایِ خالی
و رهگذری … غروب …. و تنهایی‌

برای نوشتن باید بهانه باشد
مثلِ غروبِ ماتم زده ی کسل کننده ی یک روزِ تعطیل
یا خاطراتِ خاک گرفته ی کسی‌ پشتِ سالیانی که با درد گذشت

پرسید …. چرا می‌نویسی خاطراتِ خاک گرفته …
وقتی‌ هر روز ، همه را همانطور دست نخورده مرور میکنی‌ ؟؟
چه باید گفت …
هیچکس نمی‌‌داند
… آنکه رفت غریبه نبود
هیچکس نمی‌‌داند

نیکی‌ فیروزکوهی

[پاسخ]

houra پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۴۰:

like…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

آدمی ساخته افکار خویش است… فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است.

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

خداوندا نادانی دیروز ، شادی امروزم را گرفت…
پس نادانی امروزم را بگیر تا شادی فردایم را از دست ندهم…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

اینکه چقدر از آنروز ها گذشته،
یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم،
یا اینکه هرکداممان کجای دنیا افتاده ایم…
اصلا مهم نیست… !
باز باران که ببارد ، هر وقت که میخواهد باشد …
دلم هوایت را میکند …

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

این روزا خیلی آهنگ هایی با صدای بانو هایده ،مهستی و… رو گوش میدم آهنگ های قدیمی تر انگار درکشون برام راحت تر شده ولی قبلا ها این طوری نبودم شاید همه راس میگن شاید روح من پیر شده و شاید تفاوت زیادی بین روح و جسمم هست شاید باید اولین بار پیپ می کشیدم نه سیگار
متن آهنگ بزن تار از بانو هایده :
بزن تار که امشب، باز دلم از دنیا گرفته، بزن تار و بزن تار

بزن تا بخونم، با تو آواز بی خریدار، بزن تار و بزن تار

برای کوچه غمگینم، برای خونه غمگینم

برای تو، برای من، برای هر کی مثل ما، داره می خونه غمگینم

بزن تار ای همیشه با من و، از من قدیمی تر

واسه اون که، توی کار عاشقی می مونه غمگینم

بزن تار که امشب، باز دلم از دنیا گرفته، بزن تار و بزن تار

بزن تا بخونم، با تو آواز بی خریدار، بزن تار و بزن تار

به راه عاشقی مردن، به خنجر، دل سپر کردن، واسه هر کی که آسون نیست

برای جاودان بودن، واسه عاشق دیگه راهی، به جز دل کندن از جون نیست

بزن تا بخونم، همین رو می تونم

برای کوچه غمگینم، برای خونه غمگینم

برای تو، برای من، برای هر کی مثل ما، داره می خونه غمگینم

بزن تار ای همیشه با من و، از من قدیمی تر

واسه اون که، توی کار عاشقی می مونه غمگینم

بزن تار که امشب، باز دلم از دنیا گرفته، بزن تار و بزن تار

بزن تا بخونم، با تو آواز بی خریدار، بزن تار و بزن تار

بزن تار و بزن تار، بزن تار و بزن تار، بزن تار و بزن تار
ترانه سرا: منصور تهرانی

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

متن یه آهنگ از مهستی.

شاید اگر دائم بودی کنارم…یه روز میدیدم که دوست ندارم…

میخوام برم که تا ابد بمونم…سخته برای هردومون میدونم…

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی…قلب من اونجاست تو تنها نیستی…

خودم میرم عکسم ولی تو قابه…میشنوه حرفو ولی بی جوابه…

رفتن من شاید یه امتحانه…واسه شناخت تو،تو این زمونه…

غصه نخور زندگی رنگارنگه…یه وقتایی دورشدنم قشنگه…

مراقب گلدون عطلسی باش…یه وقتایی منتظر کسی باش…

کسی که چشماش یکمی روشنه…شاید یه قدری هم شبیه منه…

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۰:

مرسی من این آهنگو خیلی دوس دارم

[پاسخ]

تو....شاید من..... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۰:

خواهش میکنم
خودمم این آهنگ رو خیلی دوس دارم
ممنون از شما**

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

متن آهنگ خیال از احسان خواجه امیری:
بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی ***** هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی
بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم ***** اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم
بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی ***** روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی
بذار خیال کنم تو دلتنگیات ***** غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه طلوع عشقو ***** گفتی و دوست دارمو نگفتی
گفتی و دوست دارمو نگفتی
بذار خیال کنم منم اونکه دلت تنگه براش ***** اونی که وقتی تنهایی پر می شی از خاطره هاش
اونکه هنوز دوستش داری اونکه هنوز هم نفسه ***** بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه
اونی که بودنش بسه ***** دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی ***** اگر چه بی خیالمی
بذار خیال کنم تو دلتنگیات ***** غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه طلوع عشقو ***** گفتی و دوست دارمو نگفتی
گفتی و دوست دارمو نگفتی

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۹:

خیلی ترانه قشنگی .
یکی از طرفدارانش هستم از اون اتیشییییا.
بذار خیال کنم بذار اگرچه بی خیالمی….

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

متن آهنگ چشمای من

چشمای من میل به گریه داره میخواد بباره
دل نمیدونی که چه حالی داره چه حالی داره
از در و دیوار واسه دل میباره خدا میباره

چشمای من میل به گریه داره میخواد بباره
دل نمیدونی که چه حالی داره چه حالی داره
غصه به جز گریه دوا نداره خدا نداره

زندگی آی زندگی خسته ام خسته ام
گوشه ی زندون غم دست و پا بسته ام

زندگی آی زندگی خسته ام خسته ام
گوشه ی زندون غم دست و پا بسته ام

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزار بار دل من میشکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره خدا میاره
از در و دیوار واسه دل مباره خدا میباره

دل دیگه اون طاقتا رو نداره خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره خدا میاره
غصه به جز گریه دوا نداره خدا نداره

زندگی آی زندگی خسته ام خسته ام
گوشه ی زندون غم دست و پا بسته ام

زندگی آی زندگی خسته ام خسته ام
گوشه ی زندون غم دست و پا بسته ام

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

متن شعر پناه خواننده اش نمی دونم کیه ولی خیلی قشنگ خونده

به درگاهی پناه آورده‌ام کز در نمی‌راند

که هرکس را که درمانده‌ست سوی خویش می‌خواند

امید اولی که هر زمان او را رها کردم،

امید آخرم شد نام او را تا صدا کردم

خداوندا، خداوندا قرارم باش و یارم باش

جهان تاریکی محض است، می‌ترسم، کنارم باش

اگر گم کرده‌ام در این همه بی‌راهه راهم را

تویی که می‌بری سوی سپیدی‌ها نگاهم را

صدایم می‌کنی وقتی صدایم غیرِ آهی نیست

خطابخشی، به اشک و توبه می‌بخشی گناهم را

خداوندا، خداوندا قرارم باش و یارم باش

جهان تاریکی محض است، می‌ترسم کنارم باش

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۹:

خدای عزیزم
دلم را نور عطا کن
یارم باش
پناهم باش
دستم را در دستان پرقدرت خود گیر و رهایم نکن
ببخشای همه ما را
خواهش میکنم

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

Diamond .
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Find light in the beautiful sea
I choose to be happy
You and I, you and I
We’re like diamonds in the sky
You’re a shooting star I see
A vision of ecstasy
When you hold me, I’m alive
We’re like diamonds in the sky
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
I knew that we’d become one right away
Oh, right away
At first sight I felt the energy of sun rays
I saw the life inside your eyes
So shine bright, tonight you and I
We’re beautiful like diamonds in the sky
Eye to eye, so alive
We’re beautiful like diamonds in the sky
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shining bright like a diamond
We’re beautiful like diamonds in the sky
Shine bright like a diamond
Shine bright like a diamond
Shining bright like a diamond
We’re beautiful like diamonds in the sky
Palms rise to the universe
As we moonshine and molly
Feel the warmth, we’ll never die
We’re like diamonds in the sky
You’re a shooting star I see
A vision of ecstasy
When you hold me, I’m alive
We’re like diamonds in the sky
At first sight I felt the energy of sun rays
I saw the life inside your eyes
So shine bright, tonight you and I
We’re beautiful like diamonds in the sky
Eye to eye, so alive
We’re beautiful like diamonds in the sky
Shine bright like a diamond
Rihanna

[پاسخ]

mojtaba_alone پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۴۵:

الماس
مانند یه الماس بدرخش
مانند یه الماس بدرخش
روشنی را در دریای زیبا پیدا کن
شادی را انتخاب کردم
تو و من ، تو ومن
ما مثل الماس تو آسمونیم
تو شهاب ثاقبی هستی که من دیدم
تصوری از خلسه
وقتی منو می گیری زنده ام
ما مثل الماس تو آسمونیم
سریع دونستم که یکی می شیم
آه،سریع
در نگاه اول انرژی پرتوهای خورشید رو احساس کردم
زندگی رو تو چشای تو دیدم
مثل الماس بدرخش
………؟
گرما رو احساس کن.ما هیچ وقت نمی میریم
ما مثل الماس تو آسمونیم
تو ستاره ثاقبی هستی که دیدم
تصوری از خلسه
وقتی منو نگه می داری زنده ام
ما مثل الماس تو آسمونیم
تو نگاه اول انرژی پرتو خورشید رو احساس کردم
زندگی رو تو چشای تو دیدم
پس بدرخش
ما مثل الماس تو آسمونیم
چشم تو چشم،زنده

ما مثل الماس تو آسمونیم
دستها به سوی دنیا برمی خیزند

پس بدرخش ، امشب تو و من
ما مثل الماس تو اسمونیم
.
.
.
.
سریع ترجمه کردم.وقتش رو نداشتم.خالی از اشتباه نیست.ببخشید

[پاسخ]

.. پاسخ در تاريخ بهمن ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۰۳:

ممنون از شما
خواهش
خودم ترجمه کردم
فک نمی کردم کسی معنیش رو بخواد
الان معنی کردم
فک کنم درست باشه
تقدیم شما :
مثه الماس بدرخش
مثه الماس بدرخش
نور رو تو دریا ی زیبا جستوجو کن
من خوشحال بودنو انتخاب کردم
من و تو منو تو
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
تو ستاره ی در حال حرکتی من میبینم(ستاره ی دنباله دار)
دور نمایی از سرمستی
وقتی بغلم میکنی زنده می شوم
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
میدونم ما هم سریعا یه یکی از اونا میشیم
اوه , فورا
تو نگاه اول من انرژی پرتو های خورشید رو احساس کردم
من زندگی رو تو چشات دیدم
درخشش روشنایی , امشب, من و تو
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
چشم تو چشم , سرزنده و سرحال
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
مثه الماس بدرخش
مثه الماس بدرخش
مثه الماس بدرخش
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
مثه الماس بدرخش
مثه الماس بدرخش
مثه الماس بدرخش
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
درخت خرما تا کهکشان رشد می کنه
همانند درخشش ماه و ماهی
گرمی رو حس کن , ما هیچ وقت نمی میریم
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
تو ستاره دنبال داری من می بینم

دور نمایی از سرمستی
وقتی بقلم میکنی زنده می شوم
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
تو نگاه اول من انرژی پرتو های خورشید را احساس کردم
من زندگی رو تو چشات دیدم
درخشش روشنایی , امشب, من و تو
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
چشم تو چشم , سرزنده و سرحال
ما به زیبایی الماسها در آسمانیم
مثه الماس بدرخش

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

متن آهنگ مثل هیچ کس از خواجه امیری
به نابودی کشوندیم تا بدونم ، همه بود و نبود من تو بودی
بدونم(بی تو تنهام)هرچی باشم،بی تو هیچم ، بدونم فرصت بودن تو بودی
همه دنیا بخواد و تو بگی نه ،نخواد و تو بگی آره ، تمومه
همین که اول و آخر تو هستی ، به محتاج تو ، محتاجی حرومه
پریشون چه چیزا که نبودم ، دیگه میخوام پریشون تو باشم
باشم تویی که زندگیمو آبرومو ، باید هر لحظه مدیون تو
فقط تو می تونی کاری کنی که، دلم از این همه حسرت جدا شه
به تنهاییت قسم تنهای تنهام ، اگه دستم تو دست تو نباشه

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۲:

تمام ترانه های احسان زیباست و احساسی.
تنهای تنهای تنها هستم..

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

دلم تنگ است …
پرواز میخواهم؛
تا کجایش را نمیدانم؟
از زمین بیزارم …

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۵:

خدایا زمینت دیگر بوی زندگی نمی دهد
اسمانت متری چند..

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

خدایا…
آغوشت را امشب به من می دهی ؟
برایِ گفتن!چیزی ندارم
اما برای ِ شنفتن ِ حرفهایِ تو گوش بسیار . .
می شود من بغض کنم
تو بگویی : مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی . .
می شود من بگویم خدایا ؟
تو بگویی : جانِ دلم . .
می شود بیایی ؟

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۰:

Like

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

ﺩﻟﻢ ﮐﻤﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﮐﻤﯽ ﺳﮑﻮﺕ ، ﮐﻤﯽ ﺁﺧﺮﺕ …
ﺩﻟﻢ ﺩﻝ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﮐﻤﯽ ﺍﺷﮏ ، ﮐﻤﯽ ﺑﻬﺖ ،

ﮐﻤﯽ ﺁﻏﻮﺵ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ …

ﺩﻟﻢ ﯾﮏ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﯽ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ !!!
ﻭ ﯾﮏ ﺧﺪﺍ ﺗﺎ ﮐﻤﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯿﻢ …
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ …

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۶:

فقط همین..
like.

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

خدای من
مردم همه شکر نعمت های تو را می کنند،
اما من،
شکر بودنت
تو نعمت منی
لحظات دل گرفتگی ام

ثمره دل سپردن به غیر توست
به تو احتیاج دارم

خدای من

میدانی خدایا….

هرچه فکر میکنم

هیچ حرفی نمیماند

جز…..

نگاه “تو”

همین که تو نگاهم کنی

برایم کافیست

تنها عذاب دنیایم این شد :
که گمان می کردم اولین نگاهم تنها نگاهم آخرین نگاه من است
به نگاهی دل سپردم که ذره ای باور نکرد اولین نگاهم است
خدایا اولین نگاهم اسم گناه رو با خوش یدک می کشه
خدایا
ببخش من خطا کار رو
که به اصرار از تو گناه خواستم

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۱:

زیبا و پرمحتوا بود
ممنونم

لطف خدا بیشتر از جرم ماست
و
آغوشش همیشه باز باز

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

گاهی ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﻡ
دلم تنگ می شود

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﮐﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﯼ
قلبم میگیرد

ﮔﺎﻫﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺩﻟﯽ ﻧﺒﻮﺩ
تا تنگ شود
ﺗﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﻮﺩ
ﺗﺎ ﺑﺸﮑﻨﺪ…..

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

این روزها در سکوت سر سخت
بی صدا میگریم
ولی خدایا مواظبم باش
قلبم هنوز زنانه میزند
با اینکه برای خودم مردی شده ام.

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

وقتی به چشمای یه نفر نگاه می کنی
اجازه میدی به رو یاهات وارد بشه
گناه من این بود

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۷:

Like

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

من مانده ام با بُغضی که دارد خفه ام می کند … ،

بُغضی که نه اشک می شود نه واژه … ،

شاید زنده به گوری همین است .. !

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۷:

درگوشه ای از گلوم قبرستانیست از احساساتی
که زنده به گور شدن به نام /بغض/.

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

این روزها…”بغض” دارم!
“گریه” دارم!
تــــــــا دلت بخواهـــــــد…
“آه” دارم…!
ولی “بازیگر”خوبی شده ام…
”می خنــــــــدم”

نــه نمـے دانــے…!
هیچــکس نمــے دانــَـد…!
پشت ِ ایــ ن چهــره ے آرامـ در دلـَـــ م چه میگــذرد…!
نمـے دانـے…!
کســے نمـے داند…..!
ایــ ن آرامش ِ ظاهــــــر و این دل ِ نـــــــا آرام…!
چقــدر خسته امـ میکنــد

هیچ انتظاری از کسی ندارم !
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۸:

like.

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۶:

Like

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

میشه پرنده باشی اما رَها نباشـی

میشه دِلت بِگیره اَسیر غُصه ها شـی
حالا که آسمونَم دنیای تـاازه ای نیسـت

اونوَقت یه جا بشینی مَحو گُذشته ها شـی

تَرسیده باشی از کـــوووچ اوجُ نَدیده باشــی

واسه یه مُشـــتِ دوونــه اَهلیِ آدما شـی

توو سایه ها بمونی دَرگیر سایه ها شــی

مَفهومِ زِندگی رو از یاد بُرده باشــی

دِلـت بخواد دوبـاااره ِ از تـهِ دِل بخونـــی

از تَرس ریزشِ اشک ، غمگینُ بی صدا شــی

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

شده گاهی خودت را ورق بزنی؟
یادت بیاید که یادت نیست؟
شده گاهی هیچ چیز و هیچ کس مداوا نکند دلتنگیت را؟
شده گاهی آنقدر نباشی که فراموش کنی خودت را؟
شده گاهی با کسی در تلفن خدا حافظی کنی و مدتها
گوشی همان گونه که زنگ می خورد به گوشت بماند؟
شده گاهی یک خط کتاب را ده بار بخوانی؟
شده گاهی با گلدان خالی خانه حرف بزنی؟
شده گاهی در این دنیای مجازی دنبال کسی باشی
که مجازی نیست؟
شده گاهی سرت را آنقدر محکم گرفته باشی که گریه کنی
و گریه نکردی و خندیدی؟
شده گاهی با آهنگ شاد گریه کنی؟
شده گاهی یک فنجان چای را ده بار گرم کنی؟
شده گاهی بغض میان حرفهایت بپرد؟
شده گاهی …….
اینها یعنی مرگ بدون جان دادن هم امکان دارد

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۴:

Like

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۴۹:

آره، برام اتفاق افتاده
قشنگ بود
متشکرم

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

روز ها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم؟

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

پس چه بوده است مراد وی از این ساختنم؟

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم

من بخود نامدم اینجا که به خود باز روم

آنکه آورده مرا باز برد در وطنم

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم

خداوندا خیلی خسته ام

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

من سلام بی جوابی بوده ام

طرح وهم اندود خوابی بوده ام.

زاده پایان روزم، زین سبب

راه من یکسر گذشت از شهر شب.
شاملو

[پاسخ]

موناگفته :

بعضیا تو ۱۷ سالگی میمیرن… تو ۷۰ سالگی خاکشون میکنن…!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۹:

like

[پاسخ]

مونا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۵۳:

مرسی نیلوفرجان

[پاسخ]

mortezaگفته :

bakhtam dar refaghat ama bakhtan taghdir nist sokhtam ba dard tanhaey maghar taghdir chist

[پاسخ]

shimaگفته :

همیشه آخر قصه
یکی راهی شده رفته
یکی مبهوته و یاده
روزای رفته میفته
نه اونکه میره میخواد و
نه اینکه مونده میخنده
شاید اینجوری قسمت بود
چی میشه بی تو آینده
چی میشه بی تو مرتضی که هر لحظ اش یه دنیا بود

[پاسخ]