آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو

در عمق لحظه ها جاری است

چگونه عکس تو

در برق شیشه ها پیداست

چگونه جای تو در جان زندگی سبز است.

هنوز پنجره باز است

تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

به آن ترنم شیرین، به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند.

تمام گنجشکان

که درنبودن تو

مرا به باد ملامت گرفته اند

ترا به نام صدا می کنند

هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج

کنار باغچه، زیر درخت‌ها، لب حوض

درون آینه‌یِ پاک آب می‌ نگرند.

تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است

طنینِ شعر نگاه تو در ترانه من

تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد

نسیم روح تو در باغ بی جوانه یِ من

چه نیمه شب‌ها کز پاره‌های ابر سپید

هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر

به چشم هم زدنی

میان آن همه صورت ترا شناخته ام

به خواب می ماند

تنها به خواب می ماند

چراغ، آینه، دیوار، بی تو غمگینند.

تو نیستی که ببینی

چگونه با دیوار

به مهربانی یک دوست از تو می گویم

تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار

جواب می شنوم.

تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو

به روی هر چه در این خانه ست

غبار سربی اندوه، بال گسترده است.

تو نیستی که ببینی دل رمیده یِ من

بجز تو یاد همه چیز را رها کرده است

غروب های غریب

در این رواق نیاز

پرنده ساکت و غمگین

ستاره بیمار است

دو چشم خسته یِ من

در این امید عبث

دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است

تو نیستی که ببینی…

فریدون مشیری

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۲۴ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲ مهر, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دخترخوانسارگفته :

درختی خشک رامانم به صحرا
که عمری سرکند تنهای تنها
نه بارارنی که آردبرگ وباری
نه برقی تابسوزدهستیش را
فریدون مشیری

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

امروزرابه بادسپردم
امشب کنارپنجره بیدارمانده ام
دانم که بامداد
امروزدیگری راباخودمیآورد
تامن دوباره آن را
به بادبسپارم
فریدون مشیری

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

اگر عمرگل
هفته ای بیش نیست
خدایا
نه خارم
چرامانده ام…
فریدون مشیری

[پاسخ]

سوگند پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۱۹:

like

[پاسخ]

سوگندگفته :

عشق ک نباشد،دل به چه کار آید

[پاسخ]

سوگندگفته :

کاش بودی تا دلم تنها نبود،تا اسیر غصهء فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی،بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

[پاسخ]

شهریوریگفته :

برای دلدارم گنجشکی نقاشی کردم
برایم قفسی کشید
برایش زنی نقاشی کردم
برایم کنده و زنجیر کشید
برایش دریا و افق نقاشی کردم
برایم سدّی کشید
برایش درختی نقاشی کردم
برایم تبری کشید
برایش قلبی نقاشی کردم
برایم اسکناس دلار کشید
برایش ماه را نقاشی کردم
برایم جمجمه و دو استخوان ، نشان مرگ کشید

هواپیمایی کاغذی نقاشی کردم و بر آن بر نشستم و در آسمان اوج گرفتم
دلدارم تفنگی کشید و به سوی هواپیمای کاغذی ام نشانه رفت
آیا دلدارم عزیزترین دشمن من نیست ؟

غاده السمان

[پاسخ]

شهریوریگفته :

آن که با هر نفسش مایه ی آرام تو بود
این که راه نفست را به تو می بندد نیست

رویا باقری

[پاسخ]

شهریوریگفته :

من خداوند بیستون بودم
تو به فکر کدام فرهادی ؟

علیر ضا آذر

[پاسخ]

شهریوریگفته :

ربطی به بودنت ندارد بانو
دلتنگی ما همیشگی بوده و هست

مجتبی صادقی

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

چو ماه از کام ظلمتها دمیدی
جهانی عشق در من آفریدی
دریغا با غروب نابهنگام
مرا در کام ظلمتها کشیدی
‏”فریدون مشیری”

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

بنفشه ای خوشرنگ
دمیده بود در آغوش کوه از دل سنگ
به کوه گفتم شعرت خوش است و تازه و تر
وگر درست بخواهی من از تو شاعرتر
که شعرت از دل سنگ است و شعرم از دل تنگ
‏”فریدون مشیری”

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

کاش
آنقدر
دوست داشتنمان
قوی بود
که روز پیوند
از بر خوردمان
کوهی فراتر از
انتظار
بالا می رفت
و دست هیچ کس
به بالاترین قله
دوست داشتن
نمی رسید…

ابر

باران

و برف

جور دیگری

معنا پیدا میکرد…

کاش
کمی تو هم
اینگونه فکر می کردی…
کاش اندیشه ها
کمی
آری اندکی
هم قدم بودند
و دوست میداشتند
واژه ها را…

به وقت رفتن
انگار می آمدی
و جاده
رنگین میشد از
هر وزنِ تو بر
هر جای جایِ راه…

فقط یک نگاه نرو…

و بمان
تا لمسِ
تازه ترین
لحظه ها رو
با هم
مسحورِ
ثانیه ها کنیم…

بگذار سِحر چشمانت
پرنده سبزه قبا رو
درگیر کند به وقت کوچ…

رها کن نفس هایت را
که جریان زنده رود
دوباره احیا شود…

شادی کن
واز خود بی خود شو
که وقفه ای جهان
به رقص گیسوانت
پرواز دهد
ماهی تنگ بلور را…
پیله کن
به دوست داشتنم
تا لمس کنم
پروانه شدن را…

آغوش گیر
گل واژه های
ذهن ملموسِ
جنگل را
که خورشید هم
گاهی بی تقصیر شود…
جادوی منظر تو
این گون هست…

آری فقط یک نگاه…….

بداههـ : سیاوشـ

[پاسخ]

سوما پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۵:

جان من این بداهه یعنی چی؟؟
خیلی قشنگ بود به خدا چرا چاپشون نمیکنین تو مجله مثلا مجله ی موفقیت خوب میلاد تهرانیم ازینا مینویسه البته باید بگم این واقعا قشنگ و احساسی بود زنده باد ذهنتون

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۵۴:

درود سومای عزیز و مهربانم…
بداهه ینی در یک لحظه و در حالت و شرایط خاص کاری انجام دادن…
در موسیقی بداهه نوازی داریم در نوشتن بخصوص شعر هم هست…
البته در کارای دیگه هم هست اما میشه گفت در مورد این دو معقوله بیشتر صدق میکنه…
بنده هدف برای این کار ندارم…از اینکه در وب خودم و سایت محبوبم ینی الونه بوی و برخی شبکه های اجتماعی داخلی میذارم کافیه…مجلات اگه بخوان کاری بکنن حتما میکنند…
ولی خب تلنگر خوبی بود…در ذهنم این ایده جرقه خورد..تا آینده چه رخ بده سوما جان…
ممنوم از محبت های همیشگیت عزیز…چون نیک سرشت و پاک احساس هستی خطخطی های بنده رو نسبت بهش لطف داری بزرگمهر…همچون باران با طراوت و مانا باشی…

[پاسخ]

Fatemeh پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۱۰:

خیلی قشنگ بود, مثه بقیه نوشته هاتون

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۰۰:

درود فاطمه بانو عزیز…سپاسگزارم که مانند همیشه لطف و محبت داری بزرگمهر…

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۵۹:

بار اوله که دلنوشته شما رو خوندم.خیلی زیبا و ملموس و تاثیرگذار.لذت بردم.امیدوارم بیشتر با کاراتون اشنا بشم.

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۰:

درود دوست عزیز و مهربانم
باعث افتخارمه این بارش
محبت شما به خطخطی ساده بنده…
ممنون و سپاسـ
خوشبخت و مسرورم از این آشنایی
در پناه آفریدگار باشید

[پاسخ]

موناگفته :

خییییییلی عالی بود,گل کاشتی…
شبکه اجتماعی ینی کجا؟!

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

درود مونا جان…خوبین؟کم پیدایینآآآآآ…

خیلی مرسی از محبت و لطفت بانو عزیز…

شبکه اجتماعی روروک و دوستی که از شبکه های اجتماعی داخلیه عضوم…

البته به دعوت عزیزان و بزرگواران…

[پاسخ]

مونا پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۴۶:

کم سعادتم آقا
میخواستم دلنوشته هاتونو کامل بخونم,همشوووووووووو

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۳۳:

لطف دارین خآنم…

۹۹% نوشته های بنده هست تدر سایت محبوبم…
یعنی سایت الونه بوی…

شمام که بیشترش رو افتخار خوندن دادین و محبت هاتونم ابراز کردین بانو…

[پاسخ]

مونا پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۵۵:

خواهش میکنم,لذت بردم….