آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

لب تر کنی، خیس می شوم در خشکسالی بوسه.
تمام فنجان‌های قهوه دروغ می گفتند؛ تو برنمی گردی
و حالا که خدای من شده ای، هر چقدر هم که دعا کنم، گوشت به حرفهام بدهکار نیست.
بی خیال تر از تو ، این خیابان است که دست در جیب، راه می رود!
دهن کجی می کند،
نکن خیابان؛ من از تو پاخورده ترم!
تمام مسیرهای تکه نان را که به تو می رسیدم، گنجشک ها خورده اند.
کفشهام پاشنه می خورند.
انتظاری ناقص الحروف را کوچه آبستن است، کوچه خواهد مُرد.
تو برنمی گردی…
من که چیزی نمی خواهم، جز این که بخواهی ام
و پنجره ای که مدام باز و بسته می کردی، باز و بسته کنی.
به دستهات بگو دوباره حادثه بیافریند، فاجعه ای بزرگ، حالا که در دست دیگری ست!
چقدر این شعر، بلند گریه می کند!
می خواهم بخوابم و دعا کنم بیدارم کنی: عزیزم! صبحانه آماده است.
بله قربان! آمدم.
مادر! نگو که من دیوانه شدم؛
هرچند فکر می کنم بهتر از این نمی شود، برای تمام بچه هایی که سنگم می زنند
تمام دوستانی که به من می خندند ، مفید باشم.
چرا هنوز من میز شام می چینم؟
پیراهنی را که تو دوست می داری، می پوشم، وقتی برنمی گردی؟
حق با مادرم بود که از خدا مرا می خواست
و من تو را.
چقدر شبیه من شده مردی که به تو می آید و با تو می رود
و خلاصه می کند همه دوستت دارم را در تختخوابی به وسعت یک من،
منی که از شما چیزی نمی خواستم جز این که گورتان را جای دیگری بکَنید.
این دل دیگر دل نمی شود.
شاید حق با مادرم بود…

“وحید پور زارع”

موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۱۴ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲ اردیبهشت, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
zenabگفته :

بسیار عالی

[پاسخ]

سپیدهگفته :

دوسش داشتم

[پاسخ]

سپیدهگفته :

گاه بی هیچ بهانه کسی را دوست داری..
گاهی با هزار دلیل یکی را نمیشود دوست داشت…..

[پاسخ]

ALFA پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۰۸:

واقعا

[پاسخ]

سپیدهگفته :

آدم های ساده را دوست دارم””””””””””
همان ها که بدی هیچکس را باور ندارند””””””””””
همان ها که برای همه لبخند دارند”””””””””
آدم های ساده را دوست دارم” ” ” بوی آدمیت میدهند*

[پاسخ]

سپیدهگفته :

دل وجانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست,
تا نداند حریفان که تو منظور منی,
دیگران چون بروند از نظر “از دل بروند,
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی*
(سعدی)

[پاسخ]

سپیدهگفته :

دلتنگی هم حس جالبیست
داغ نیست اما….
میسوزاند.

[پاسخ]

سپیدهگفته :

دوست داشتن این نیست که جاخالی هاشون رو با تو پر کنن””””
دوست داشتن اینکه به خاطر تو جا خالی کنن.

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۴۱:

احسنت
آره واقعا اینجوریه

[پاسخ]

saraگفته :

عالی…….
این دل دیگر دل نمی شود……..

[پاسخ]

مردابگفته :

خیلی زیباست.
چقدر شبیه من شده مردی که به تو می آید و با تو می رود.

دوباره داره بارون میادو منو یاده خاطره هام میندازه…
سخته مرور کردن خاطراتی که تو توش بودی ولی حالا نیستی….چرااااااا

[پاسخ]

سیاوشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

چه سرنوشتی…

من زمین…تو ماه…

باید به تو وابسته بشم…

که من گیج…

از اینکه خودم رو دور میزنم…

و تو غافل از اینکه به دور من به جهش…

چقدر سخته رو زمین باشیو…

به آغوش یک ماه وابسته بشی…

بی وفایی نکن…هر شب سر وقت بیا…..

که دل بی قراره…

من به این تقدیر راضیم…

هر چند تو هیچ نمی دونی…

اول…و آخر…

که با ما ناز میکنی…

همون وقتی که وسط وسطم…

کامل میای…و من…

هیچ…هیچ…

خالی از نیاز تو…

دلنوشتهـ : سیاوشـ

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۵:۳۱:

دلنوشته هاتون زیباست..

[پاسخ]

سیاوشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۰۸:

ممنونم از لطف و مهربانی شما…

[پاسخ]