آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۵۱ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۷ مرداد, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
… همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن

[پاسخ]

لیلاگفته :

تنهــــایی ام را با تـو قسمــت می کـنم
سهــم کمــی نیـست …
گستــرده تر از عالــم تنهــایی مـن ، عـــالمی نیـست …!

[پاسخ]

mahdisگفته :

نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام،
در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!
نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام
چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد…!

[پاسخ]

mahdisگفته :

دیـگر بغـضمـ

در چشمانـمـ گـیر مـی کـند ،

نگـاهمـ در صدایـمـ ،

اشک در گلویمـ ،

مـن که گفته بودمـ

آدمـ نمی شومـ …/!

[پاسخ]

mahdisگفته :

هـــــــی پسر . . .

زخمــی که به دلـم گذاشـتی

خیـلـی عمــیق تر از پــک های مردانه ای ست

که هـــر روز به ســـــیگـآرت میزنی!!

[پاسخ]

mahdisگفته :

ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !

یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله !

[پاسخ]

المیراگفته :

خــــدایــا یــه بُــــر بــه ایــن زنــدگیــمون بــزن

شایــد دو تــا حکــم افتــاد دستمــون

که هــر نامــــردی آســش رو بــه رخ مــا نکــشــه…

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۰۳:۱۰:

عالی بود

[پاسخ]

المیراگفته :

خیلی دردناکه

اینکه مرتب باید خودت رو به دیگری یادآوری کنی

تا فراموش نشی…

[پاسخ]

المیراگفته :

گاهی حرفم را برای نان ریزه های حیاطمان میزنم ،

شاید گنجشکان هضمشان کنند…

[پاسخ]

المیراگفته :

کم آوَرده ام …!

خـدایـ ـا اَعـ ـصابٍ مَن

فاحـ ــشه نـ ــیست

که روز وَ شَـ ـب

موردتَجـ ـاوز قـَ ـرارَش میـدهند

[پاسخ]

المیراگفته :

همیشه هم قافیه بوده اند، “ســ ـ ـیب” و “فریـ ـ ـب ”!

همانند سیبی که آدم و حوا را فریب داد و حالـــا هم با هم میگوییم

“سیــــــــ ــب”

و دوربین های عکاسی را فریب میدهیمـــ

تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخند مصنوعی…

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۱۴:

زیبا بود…و پر معنی…

[پاسخ]

المیراگفته :

خدا پرسید:
می خورید یا می برید؟
ومن پاسخ دادم:
می خورم!
چه می دانستم لذتها را می برند،و حسرتها را می خورند…..

[پاسخ]

المیراگفته :

هنوز اون روز فراموشم نمیشه
که بادست قشنگت روی شیشه
کشیدی عکس قلبی و نوشتی
واسه امروزو فردا و همیشه

[پاسخ]

المیراگفته :

پلک های مرطوب مراباورکن این باران نیست که می بارد
صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزد

[پاسخ]

المیراگفته :

کابوس میدیدم از خواب پریدم که به آغوش تو پناه ببرم

افسوس….
یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه بردم

[پاسخ]

المیراگفته :

دلـَــم ….

رُمـآنِ عاشقانهـ میخــواهد…

که تــــو…

آن پسرکِ بالـآ بلـــند ِ سینه ستـَـبرَش بـآشی….

و مَـ ـن…..

دخـــترکی سر بـه هـَــوا….

کـه با تمـآمـِ سر بـه هــ ـوا بودنـهایـَش…

به راه آورد تـــو و دلــَـت را….

[پاسخ]

المیراگفته :

این منم که نیستم،نه تو!
دارد چه برسرم می آید؟
چشمانم را بسته ام و گذاشته ام ثانیه ها،
لحظه هایم را دوباره تلخ کنند
در برابر روزها،
خسته تر ازآنم که حرفی بزنم
یاشاید فریادی از سرسکوت
تنهایی هر روزه ام پر رنگ تر از همیشه،
گذشته را به رخ دلتنگی کهنه می کشد.
اینجا کسی نیست برای شکستن روزه سکوت
یاری کند.
وقتی دلم تورامی خواهد، وقتی امید دیدنت از
طولانی ترین یاس ها طولانی تر می شود
خیال بودنت را نیز نمی خواهم!
وقتی دستانم را رها می کنم و نیستی تا
آنها را بگیری
باورم می شود این منم که نیستم نه تو!!!!!!

[پاسخ]

میترا پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۱:

خسته تر ازآنم که حرفی بزنم
یاشاید فریادی از سرسکوت
تنهایی هر روزه ام پر رنگ تر از همیشه،
گذشته را به رخ دلتنگی کهنه می کشد.

چقدر قشنگ، واقعا حرف دله

[پاسخ]

سمیراگفته :

کمکم شکسته شد، جبروت صدای تو
طاووس پـُرافاده ی مغرور، وای تو

تو بیپناه عالم و این کودکان خواب
بر شانه بسته اند طلسم دعای تو

من از کدام سو، به تو نزدیکتر شوم
افتادم از نفس، نرسیدم به پای تو

نفرت به عشق و عشق به نفرت شبیه شد؛
تلخ است ماجرای من و ماجرای تو

این عشق، جز حکایت دادوستد نبود
مردی برای من که بمیرم برای تو

عبدالجبار کاکایی

[پاسخ]

سمیراگفته :

تو رفته ای و …..یک سوال بی حواب….!!!!!

خیلی قشنگ بود….مرسی!

[پاسخ]

Neginگفته :

آری محکوم شدم.
محکوم به حبس.
حبس سکوتی سنگین در سینه.
سکوتی حاکی از احساس.
احساس وابستگی، تنهایی…
حالا باید تظاهر کرد، تظاهر به بی تفاوتی.
چه بازی ناعادلانه ای دارند اجزای بدن.
با چشم عاشق کردن.
با دل حرف زدن.
با دست پیش کشیدن و با پا پس زدن.
با قلب تصمیم گرفتن. وچه بی رحم با زبان احساس را فلج کردن…
آری ،
جزای سنگینی دادم برای “نفسی عاشق شدن “…

[پاسخ]

Neginگفته :

شبها زیر دوش آب ســـــــــرد …
بی صدا رها میکنم
بغض زخم هایم را…
و همه میگوینـــــــــــــــــد:
خوش ب حالش چه آسان
فراموش کرد!!

[پاسخ]

maryam* پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۴۸:

چقدر سخت است وقتی گلویت از بغض های پی در پی درد بگیرد
ان وقت اطرافیانت بگن لباس گرم بپوش
سرما خوردی….

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ مرداد ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۰۳:۱۳:

خیلی درد داره

[پاسخ]

Neginگفته :

بعضی هارو که که از دور میبینی میدرخشن
جلو که میان میبینی درخشش شون مال خرده شیشه هاشونه …

[پاسخ]

Neginگفته :

مثلِ همیشه عالی…مرسی لیلا جونم

[پاسخ]

Neginگفته :

دوست داشتن را تجربه کردم

دوست داشته شدن را نیز هم

هر دو اسباب آزردگی خاطر بود

زین پس به داشتن دوست اکتفا خواهم کرد…

[پاسخ]

Neginگفته :

آنقدر میوه های سمپاشی شده به خوردمان دادند
که این روزها
با حرف هایمان هم ، آدم می کشیم . . .

[پاسخ]

Neginگفته :

آدمها لالت می کنند …
بعد هی میپرسند ..
چرا حرف نمی زنی؟..
این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیا بود …
(نیل سایمون)

[پاسخ]

Neginگفته :

بعضی وقت ها بعضــــــــی ها “بی صـــــــــدا”

از زندگیَتـــــ می رونـــد”بی خــــــــــداحافظی”

بـا پـــای “بــــرهــــنــــه” روی “نوکِــــــ پــــــا”

پاورچین … پاورچین

تا مبادا صدایِ “تــــــــق تــــقِ ” کفش هاشان

آگاهتــــ کُنـــد از رفتنشان …!

و …این نهایـــت نامـــــردیســــت

[پاسخ]

nafasگفته :

…goft dostet daram
!…har chi gashtam mesle to peyda nashod
?!?!?! goftam khob gashti
goft: are
…goftam : age dostam dashti
!!! … nemigashti

[پاسخ]

Neginگفته :

هوای مردن…

بیخ گوش من است…!

همان جایی که روزی…

رد نفس های تو بود….!

[پاسخ]

nafasگفته :

che hal gharibi darad
…kebreti ke midanad sakhte shode ta sokhteh shavad

[پاسخ]

Neginگفته :

بهمـ میگفــت با دنیا عوضـم نمیکنــه …

راستـم میگفـــت !

با دنیا نه ،

امـا

با یکی دیگــه عوضــم کــرد …

[پاسخ]

maryam* پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۵۱:

نگین جون مرسی…
واقعن متنات فوق العادست عزیزم…

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۵:

خواهش مریم جون..مرسی از تو که متنامو میخونی!

[پاسخ]

Neginگفته :

تمام خستگی هایت را یکجا میخرم!!!

تو فقط قول بده…

صدای خنده هایت را به کسی نفروشی…!!!

[پاسخ]

Neginگفته :

تکه ای از آخرین شعر شهریار خطاب به عشقش:

عذر می خواهم پری !
من نمی گنجم در آن چشمان تنگ.
با دل من آسمان ها نیز تنگی می کند.

آب دریا ها کفاف تشنه این درد نیست

جویباری عزیزم… راه خود گیر و برو…!!!

[پاسخ]

zeynabگفته :

تنهــــــا چیــــــــزی که بایـد از زندگـــی آمــــوخت
فقــط یــک کلمـــــــه اسـت
* میگـــــــــــذرد *
امـــــا دق میدهــد تا بگـــــــذرد

[پاسخ]

nafasگفته :

!amokhtam khastan tavaestan nist
gahi khastan daghist ke ta abad bar del mimanad

[پاسخ]

nafasگفته :

jazaye balatar az in nist ke be kasi del bebandi
ke ghesmat to nist

[پاسخ]

aramگفته :

می گویند : سـاده نیست . . .

گذشتن از کسى که گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران کـرده …!!!

امـا من گذشتم . . .

[پاسخ]

aramگفته :

هــر آدمـی کــه مـــیـرود
یــک روز .. یــک جـایـی ..
بــه یـک هــوایــی بـــرمیـــگـردد !
همــیشه یـک چـــیـزی ، بـــرای ِ جــامــانــدن هــست !
حتّــی ؛
یــک خـــاطـــره !!

[پاسخ]

aramگفته :

دردهایم را ،

سرسری می خوانی و رد می شوی ….

صبرکن !

اگر راست می گویی،

قلبم را بخوان! …

مطمئنم

چون قاصدکی

در مسیر دلدادگیم پَرپَر خواهی شد!

[پاسخ]

aramگفته :

این روزها
گیسوانـــم
نــــوازش
دستــــی
را می خواهــد
با طعـــــم
نـــــاز … نه نیـــاز . . .

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۳:

این روزها تنم گرمی یک آغوشی میخواهد باطعم عشق نه هوس
لبانم خیسی لب هایی می خواهد با طعم محبت نه شهوت
اندامم نوازش دستی را می خواهد با طعم ناز نه نیاز
تنی را میخواهم که روحم را ارضا کند نه جسمم را

[پاسخ]

aramگفته :

دلتنگی آمده تا بگوید به یادت هستم

اشکهایم جاری شده تا بگویم خیلی دوستت دارم

حس و حال مرا خودت میدانی ، آنچه که قلب مرا به این روز انداخته را خودت میدانی

تو خودت میدانی چقدر برایم عزیزی ، خودت میدانی و اینگونه مثل من به عشق دیدنم مینشینی

در لحظه دیدارمان چه عاشقانه نگاه میکردی به چشمانم

وقتی فکر میکنم به آن لحظه نفس میگیرد این قلب خسته ام

وقتی فکر میکنم به تو را داشتن،با خود میگویم ای کاش که زودتر تو را داشتم

تو مرواریدی هستی پنهان در اعماق قلب زندگی ام

که زیبا کردی با حضورت زندگی مرا ، عاشقانه کرده ای صحنه بی پایان لحظه های تو را داشتن را

دلتنگی آمده تا بگوید همیشه در قلب منی

عشق تو در دلم غوغا کرده تا بگویم تا ابد مال منی

ناز نگاه تو ، هنوز برق نگاه زیبایت نرفته از روبروی چشمهایم

هنوز گرمی دستهایت ،گرم نگه داشته دستهایم را

هنوز احساس میکنم در کنارمی با اینکه تو آنجا مثل من به انتظار آمدن دوباره منی!

نفسهایم آمده تا بگوید به عشق تو است که زنده ام

احساسم آمده تا بگوید به عشق تو است که این شعر عاشقانه را برایت نوشته ام…

[پاسخ]

alirezaگفته :

فقط اهنک تصمیم علی لهراسبی را بهم تقدیم کردو رفت.

[پاسخ]