آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

to nemikhahi [AloneBoy.com] azizat beshavam

تو نمی خواهی عزیزت بشوم، زور که نیست
یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست
شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی؟
با تو اَم! خانه ی تنهایی من دور که نیست
آن که با دسته گلی حرف دلش را می زد
پر درد است ولی مثل تو مغرور که نیست
نازنین، عشق که نه، اخم شما قسمت ماست
عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست
تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی
تو نگو نه، دل دیوانه ی من کور که نیست
خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد
لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست
مشکل اینجاست نگفتی تو به من، می دانم
تو نمی خواهی عزیزت بشوم، زور که نیست

زهرا حسینی

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۱۱ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۱ دی, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
mojtaba_aloneگفته :

تا شب نشده
خورشید را لای موهایت می گذارم و
عاشق می شوم
فردا
برای گفتن دوستت دارم
دیر است.
“جلیل صفربیگی”

[پاسخ]

دخترخوانسار پاسخ در تاريخ دی ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۵۸:

خورشید را می دزدم
فقط برای تو !
می گذارم توی جیبم
تا فردا بزنم به موهایت
فردا به تو می گویم چقدر دوست دارم !
فردا تو می فهمی .
فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت , می دانم !
آخ .. فردا !
راستی چرا فردا نمی شود ؟
این شب چقدر طول کشیده ..
چرا آفتاب نمی شود ؟
یکی نیست بگوید آفتاب کدام گوری رفته ؟

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

دیگر رسیده است به اینجام گوش کن
من،این من مزخرف خر،دوست دارمت
“امید نقوی”

[پاسخ]

pesar atashگفته :

زیبا بود

[پاسخ]

aynaziگفته :

Aali matalebeeet film:-)

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

اگر خواستن توانستن بود
محال نبود
وصال…

[پاسخ]

mino0o0o0oگفته :

من سوگوار نبودنت نیستم
من شرمسار این همه تحملم

[پاسخ]

سوديگفته :

هرکجا میبینم نوشته است
“خواستن توانستن است”
آتش میگیرم
یعنی او نخواست که نشد؟

[پاسخ]

شهریوریگفته :

گفتمش برف ؟ گفت : بر این بام سبز فام ،
چون مرغ آرزوی تو لختی نشست و رفت ..

گفتم تگرگ ؟ چتر به سردی تکاند و گفت :
چندی چو اشک شوق تو ، امید بست و رفت ..

مهدی اخوان ثالث

[پاسخ]

شهریوریگفته :

گفتم: چشمم، گفت: به راهش می‌دار

گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می‌دار

گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل

گفتم: غم تو، گفت: نگاهش می‌دار

ابوسعید ابوالخیر

[پاسخ]