آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دختر خوانسارگفته :

وقتی که بود میگفتم
دیگر هیچ چیز نمیخواهم
حالاکه نیست بازهم میگویم
دیگرهیچ چیزنمیخواهم
اما آن نخواستن کجا و این نخواستن کجا

[پاسخ]

ماهنوش پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۲:

اگه دنیا مال من بود بخاطره تو میفروختمش

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۱۳:

چقد متفاوته این نخواستن ها …

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۱۴:

مـــن از زندگـــ ـے کســـ ـے
حذفــــ شــــدم
که بــــرا ـے داشتنـــــش
و بـــــرا ـے بودنـــش
خیلـــ ـے ها رو از از زندگــــ ـیم
حذفــــ کــــردم

[پاسخ]

shگفته :

میان ان همه الف وب مشق دبستان انچه درزندگی واقعیت داشت خط فاصله بود………

[پاسخ]

shگفته :

پرسید روبه راهی….امانفهمیدروبه همان راهی بودم که ازان رفته بود…….

[پاسخ]

سمیراگفته :

باید تو را همیشه به دقت نگاه کرد
یعنی نه سرسری، سر فرصت نگاه کرد
خاتون! بگو که حضرت خالق خودش تو را
وقتی که آفرید چه مدت نگاه کرد
هر دو مخدرند که بیچاره می کنند
باید به چشم هات به ندرت نگاه کرد
هر کس نظاره کرد تو را دلسپرده شد
فرقی نمی کند به چه نیت نگاه کرد
عارف اگر برای تقرب به ذات حق
زاهد اگر برای ملامت نگاه کرد
تو بی گمان مقدسی و کور می شود
هر کس تو را به قصد خیانت نگاه کرد

مسلم محبی

[پاسخ]

saloosگفته :

عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست پرسیدند: کجا میروی؟
گفت: می روم با آتش، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند، نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم……..

[پاسخ]

نازیلا پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۳ ۰۹:۴۸:

like

[پاسخ]

saloosگفته :

آدمهای ساده را دوست دارم

همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند؛

همان ها که برای همه لبخند دارند؛

آدم های ساده را دوست دارم؛

بوی ناب آدمیّت می دهند…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۵:

فرشتن ولی کم پیدا میشه

[پاسخ]

فاطیما پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۰۰:

اگه کم هستن ادمای که شمامیگید پس بایدخیلی باارزش باشم……
باورنداری که خودتم جزء همون ادمای؟؟
من که باوردارم ومیدونم…

[پاسخ]

saloosگفته :

مبادا شوخی شوخی…

وارد دل کسی شوید که…

او جدی جدی شما را..

به قلبش دعوت کرده باشد…

یادتان باشد..

هرگز باعث گریه کسی نشوید…

چون خدا اشکهای او را می شمارد و…

به وقتش با شما حساب می کند…

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۷:

خدا کند….

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۸:

خدا کند….

[پاسخ]

فاطیما پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۰۴:

اگه دلیل
ریه هام خودخداباشه چی؟؟
اون وقت بایدچیکارکنم؟؟
خدایاجواب دلموبده…

[پاسخ]

saloosگفته :

ایــــن خیلـــــی مهمهـ بعضـــــــی از دختــــــــرا بخاطـــــر طرفــــــ مقابلشــــون

از اعتقادشــــــون.ایمانشـــــون.پاکیشـــــون میـــــگذرن

وقتــــی اون شخـــــص تنهاتـــــ گذاشتـــــ

تو میـــــمونی و تمامـ چیــــزهایی که از دستــــــ دادی

پاکیتــــــــــــــــــ. . نجابتتــــــــــــــــــــ. . ایمانتـــــــــــــ

هیچوقتــــــ خــــــودتو دستـــــــــ کمـ نگیریــــــــــد

یه کمـ فکــــــــــ کــن

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۶:

خیلی زیبا بود . ممنون

[پاسخ]

saloosگفته :

واقعا عشــــــــــــــــــــــــــق یا سرگـــــــــــــرمی؟

عشق های کاذب (دوست دختر.دوست پسر)

فقـــط وفقـــط یه سرگرمیـهـ مثـــــــــ ادمــــــایی که وقتـــی

گـــــرسنه انـد چون تحــــــمل ندارند تلــــــاش کنند

غـــــــذا درســــت کنند با پفـــــــــــــــک گرسنگیشـــــــون رو رفعـ میکننـ

اینطور مســـــــائل باعث میشه

ادمـ مســــیر زندگیـــش به بیـــــــــــراههـ کشــیده بشـــه

و از رســــیدن به مقـــــصد(عشـــــــق واقـــــعی) باز بمــــــونه

و باعثـــــ میشــه لــــــذاتــــ زودگـــــــــــذر را بـــا

یه لذت پاکــــــــــــــ و همیشـــــگیـــــ عوض کنه

جـــــــــــــــــــــــالبـــهـ کهـ همیشــه اینطــــور ادمـــا هســـتند که بــــدونـ اینکـــهـ دنــبال اشـــتباهشونـ بگردند

طلبــــــــــکار خـــــــــــــــــــــــدا و دیــــــــــــــگراننـ

حرفــــــــــــــــــــــ حــــــــقـ تلخـــــهـ دیـــــگهـ…

پســـــرا با چشمــــــ و دخترا با گوشـــــ (حرفـــــ های دروغینـ) گــــــــول میخورند

مواظبـــــــ چـــــشمــ و گوشتـــــــــونـ باشـــــــــــین

[پاسخ]

mojtaba_aloneگفته :

پای سگ بوسید مجنون،خلق گفتند این چه بود
گفت این سگ گاه گاهی کوی لیلی رفته بود

[پاسخ]

خودمگفته :

آرزویش کردم
آرزویم نکرد
راست گفتند
مثبت در منفی
میشود
منفی

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۳:

اولیـــــــــن حس مادرم به من…. حالت تهـــــ ــــــوع بود …!!!!! از تو چه انتظاریست ….

[پاسخ]

دانیالگفته :

نباشی….من هیچ حسی به روز برفـی ندارم
نمیخوام بباره…
آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۳:

شبا این حال و روزا خیره به عکست این شده کارم

دیگه طاقت ندارم

دلم میخواد یه جایی اونور دنیا خودمو جا بذارم

آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره

خیلی دلم میگیره

فراموشم نمیشه خاطره هامون واسه من خیلی دیره

[پاسخ]

atenaگفته :

چقدر سختهوقتی پشتت بهشه

دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه

اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه

که هنوز هم

دوسش داری

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۷:

خـیــلـــی سختــه . . .

[پاسخ]

پسر باران پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۳۶:

دوستش دارم خدایا ………………….

[پاسخ]

atenaگفته :

بخشیدمت

امــــا……

بعد از مرگـــم همه چیز را درباره “تــــو” با خــدا خواهم گفت !!!

[پاسخ]

atenaگفته :

کنارم که هستی

زمان هم مثل من دستپاچه میشود

عقربه ها دوتا یکی میپرند

اما همین که میروی

تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم

جانم را میگیرند ثانیه های

بی تو…

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۰:

واقعاااا…

[پاسخ]

atenaگفته :

برای دیگران تنـهـا یک نامی

و تنهـا نامت بـرای من یک دنیا!

دنیـای کــوچکی ست!

خلاصه شده در چهار حرف…

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۸:

likeeeee
۴ harf……..

[پاسخ]

atenaگفته :

هی رفیق . . .

زیادى خوبى نکن !!!

انسان است، فراموشکار است !!!

از تنهایى اش که در بیاید تنهایى ات را دور میزند !!!

پشت مى کند به تو ، به گذشته اش !!!

حتی روزى میرسد که به تو میگوید: شما…؟

[پاسخ]

mahnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۱:

فاصله تان را با آدمها رعایت کنید چون یکدفعه میزنند روی ترمز و آنگاه شما مقصرید!!

[پاسخ]

atenaگفته :

هی تو با خود چه فک کرده ایی…

این منم که شکسته ام…

این منم که زیر باران مانده ام…

این منم که خسته ام…

دیگر احساسی ندارم…

خنده گریه دیگر برایم معنا ندارد

مانند شیشه شکستنم آسان بود….

ولی دیگر به من دس نزن این بار…

زخمی ات خواهم کرد….!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۵:

زخمی ات خواهم کرد…..

چون به دست خودت شکستم م م ..

[پاسخ]

atenaگفته :

کـاش هنــوز بچـّه بودیــمـ …

لـااقل شبهــا عروســـک بغل میکردیـــمـ تا خوابمــان ببرد …!

حـالـآ گوشــــــی رآ …

و یــک دُنیــا انتظــــــــآر…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۹:

کـــاش . . . بچگی چقد خوب بود.

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۰:

(-:

[پاسخ]

atenaگفته :

هرکس از این دنیا چیزی برداشت ، من از این دنیا دست

برداشتم…

[پاسخ]

atenaگفته :

دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!

هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!

آخرین باری که شمردمشان

تنها یک دلیل برایم مانده بود..!

آنهــــــــــم دیدن تو بود !!

[پاسخ]

delshekaste751 پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۴:

تنها ارزوم اینه اگر ثانیه ای دیگر از عمرم باقی ماند تو رو ببینم

[پاسخ]

atenaگفته :

یه وقــــتایی که دلت گـرفته ؛

بغض داری ،

آروم نـیستی !

دلت بـــراش تـنگ شده ….

حـوصله ی هـیـچـکسو نـداری !

به یــاد لحظه ای بیفت کـه :

اون هــمه ی بی قـراری هــای تـو رو دیـــد؛

امــا ….

چـشمـاشـو بست و رفــت … !!!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۷:

نا مرد… بی معرفت …. بی وفا…

[پاسخ]

نازیلا پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۳ ۰۹:۵۶:

چقد براش گریه کردم !
چقد….
هوایی شده بود !
رفت …
دستاشو تودستای رقیبم دیدم…
وقتی تنهاشد..وقتی اونم دورش زد…اومدو گف دو دلم نمیدونم باهات بمونم یان …
به اینجور آدما چی باید گف؟
گفتم دلتو قرص کن…میون همون اشکایی که برات ریختم از چشمم افتادی!
هرررررررررررررررررررررررررررررررری ی ی ی

[پاسخ]

atenaگفته :

تو را به خدا می سپارم …

به شرطی که عاشقانه تر از من

دوستت داشته باشد ..!

[پاسخ]

atenaگفته :

در زندگی گفتن دو چیز بسیار سخت است

اولین سلام

و آخرین خدا حافظی . . .

[پاسخ]

atenaگفته :

تاس من جفت ۶ هم که بیاورد…

بازهم…

خانه ی مارها سهم من است…

[پاسخ]

atenaگفته :

نگران نگاه های خیره ی مردم

به اشک هایم نباش!

بعد از تو

نا مردم اگر بخندم…!.

[پاسخ]

atenaگفته :

دیر آمدی …

یادم رفت عاشقت بودم !

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۰:

LIKE

[پاسخ]

atenaگفته :

شب ها خوابم نمی برد…

از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم

بی انصاف…

محکم زدی

[پاسخ]

atenaگفته :

آدمــی که غــرق بشــه قطــعا میــمیره….

چـه در دریا،چــه در رویا!

اونــقدر غرقتــــ شده ام کــه روز بــه روز مردنــم رو دارم حــس میکنــم و تــو هیچوقتــــ نفهــمیدی

ونمیتــونیم بفهمـــی.

[پاسخ]

atenaگفته :

کم کم میفهمی که چه اسباب بازی بودی برای این زندگی…

کم کم میفهمی که دیگر نمیخندی…

کم کم میفهمی که دیگر حتی گریه هم نمیکنی…

کم کم میفهمی که گوشه ی دلگیر و تاریک خانه ات با هیچ کجای دنیا فرقی ندارد…

کم کم میفهمی که آرام نیستی…

کم کم میفهمی که چیزی از درون آزارت میدهد…

کم کم میفهمی که در تمام دندان به جگر گذشتن هایت,

جویده شدی,

له شدی,

کم آوردی…

کم کم میفهمی که بد برزخیست اینجا…

کم کم میفهمی که مرده ای و تاریخ مرگت را به یاد نمیآوری…

زیرا…

کم کم مرده ای…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۲:

وقتی میفهمی که خیلی دیر شده ….

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۵۳:

like********

[پاسخ]

دانیال پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۱:

زیبا بود…(کم کم میفهمی که گوشه ی دلگیر و تاریک خانه ات با هیچ کجای دنیا فرقی ندارد…).
ممنون…

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۳۴:

like

[پاسخ]

atenaگفته :

همه گفتند می گذرد

اما هیچ کس نپرسید

چگـــونه؟!!…

[پاسخ]

atenaگفته :

شنیدن “هرجور راحتی” از اونی که عاشقشی ، از سیلی دردناکتره!

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۷:

بستگی به طرز بیانش داره
گاهی هر جور راحتی یعنی آنقدر دوستت دارم که به تو هدیه آزادی را میبخشم تا تو آنگونه که راحتی عمل کنی که راحتی تو باعث خوشحالی منست

[پاسخ]

mahnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۴۲:

دقیقا!!!

[پاسخ]

atenaگفته :

هر روز…

این عشق یکطرفه را طی میکنم…

یکبار هم تو گامی بدین سو بردار…

نترس…!

جریمه اش با من!

[پاسخ]

atenaگفته :

تنـــــهایــی شایــــد روزای آدمــو خـــراب نکنـــه

امــــــا

شبـــــای آدمــو نابـــــود میکنـــه

[پاسخ]

delshekaste751 پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۵۷:

وای به حال شباهای تنهایی وقتی در تک تک ثانیه ها جان میدهی

[پاسخ]

atenaگفته :

در آینـــه

دختــری دارد بغـض می کند

بیـاییـــد بغـلـش کنیــد

دست روی شـانه اش بگـذاریــد…

به او بگـوییــد همـه چیــز درست می شـود…

دلــش می خواهـد کمـی دروغ بشنــود…

آینــه را پاییـن تـر نصب کنیـد …

گـمانـم دیـگر بـه زانــو در آمـده..

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۴:

بیش تر کامنت هایت حرف دلم را زد ….
ممنون …عالی بود.

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ..
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ،
ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺯﺷﺖ …
ﭼﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﻻﻏﺮ …
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽﺟﻨﮕﺪ
ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ..
ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻨﺖ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ …
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ
ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺶ … ﻣﺎﻟﺶ … شخصییتش …
حتی ﺁﺑﺮﻭ ﻭ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ …
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗــــــﻮ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ …

[پاسخ]

تنهای تنها پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۵:

خیتم از حرف های تکراری خستم …..
از لبخن های اجباری………

[پاسخ]

mگفته :

کلاغ ها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست …

اما انقدر باوفایند که شاخه های خشک درختان را در فصل سرد زمستان تنها نمی گذارند

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۲۵:

لایک

[پاسخ]

mگفته :

آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد،

امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی،

نــــــــه..،

آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی،

“سنـــگِ تمــام” را میگذارنـد و مــی رونــد..

[پاسخ]

mگفته :

روزگاری خواهد رسید….
همچنان که در آغوش دیگری خفته ای،
به یاد من…
ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی!
دلت هوایم را خواهد کرد…!
به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را…
به یاد خواهی آورد خنده هایم را…
به یاد خواهی آورد اشک هایم را…حرف هایم را…
مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی:
من تو را می خواهم…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۷:

ولی دیگه دیر شده … شاید داری تاوان بدی هایی که در حقم کردیو پس میدی …. بهتره اینجوری عذاب بکشی وقتی که تنهام گذاشتی رفتی پیش اون فکر اینجاشو نکردی … اینجور آدما خیلی نامردن

[پاسخ]

خودم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۱:

سرخ می شوی وقتی میشنوی دوستت دارم
زرد می شوم وقتی میشنوم دوست اش داری
چهار شنبه سوری را انداخته ایم
سرخی تو از من زردی من از تو
احمد حسینی

[پاسخ]

دل شکستهگفته :

گفتم بگیرد از من این جان را نمیگیرد قابل نمیداند که جان از ما نمیگیرد دل گیرم از تاریکی شب های بی مهتاب با او دلم حتا در این شب ها نمیگیرد بی او دلم میمیرد اخر گر چه میدانم از مرگ ماهی ها دل دریا نمیگیرد انبوه غم ها در دلم طوفان به پا کرده است دریا درون قطره اری جا نمیگیرد

[پاسخ]

mگفته :

دوست داشتن به تعــــداد دفعات

گفـــــتن نیست !

حسی

است ؛

که باید بــــــی کلام هم لمــــــس شود …

[پاسخ]

mگفته :

خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده
یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛
دوستـش داشتـم , دوستـم داشت
دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد
مانـــــده ام , رفتـــــه
… هستـــــم , ولــــی او نیـــست
به همیـن سادگی …
فقــــط …
فقـط یک نفــر ایـن حـوالی
بـدجــــوری…
سیگـــــــــاری شده…..

[پاسخ]

mگفته :

یه وقتایی که دلت گرفته . . .

بغض داری, آروم نیستی ,دلت براش تنگ شده. . .

حوصله ی هیچکس رو نداری!

به یاد اون لحظه ای بیوفت که بی قراری هاتو دید

اما چشماشو بست و رفت . . .

[پاسخ]

mگفته :

یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند

جلوی ویترین یک مغازه می ایستند

دختر:وای چه پالتوی زیبایی

پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟

وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده

پسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟

فروشنده:۳۶۰ هزار تومان

پسر: باشه میخرمش

دختر:آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری؟

پسر:پس اندازه ۱ساله ام هست نگران نباش

چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند

دختر:ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد علاقه ات رو بخری

پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه:

مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم برای خرید گیتار میتونم ۱سال دیگه صبر کنم

بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن

پسر:عزیزم من رو دوست داری؟

دختر: آره

پسر: چقدر؟

دختر: خیلی

پسر: یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی؟

دختر: خوب معلومه نه

یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگویید بیا فالت رو بگیرم

دست دختر را میگیرد

فالگیر: بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی عاشق

چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند

فالگیر: عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی

دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند

پسر وا میرود

دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد

چشمان پسر پر از اشک میشود

رو به دختر می ایستدو میگویید :

او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم

دختر سرش را پایین می اندازد

پسر: تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی

ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده بودم نفهمیدم چرا با من اینکارو کردی چرا؟

دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد.

[پاسخ]

خودم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۲۹:

میگن یه روز لیلی واسه مجنون پیغام فرستاد که انگار خیلی دوست داری منو ببینی؟ اگه نیمه شب بیای بیرون شهر کنار فلان باغ می بینمت .

مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .

نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید ، از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و ریخت تو جیبهایمجنون و رفت .

مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت : ای دل غافلیار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون برگشت به شهر.

در راه ، یکی از دوستانش اونو دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟! و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه ! آخه نشونه اینه که ، لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !

دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده! و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟!

و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت پس برات گردو گذاشته تا بشکنی و بخوری !

مجنون سری تکان داد و گفت : نه ! اون می خواسته بگه : تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد ! تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی !

[پاسخ]

mگفته :

برایش نوشتم:
“به امید فردای بهتر”
دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرد !
بعدهـــــــــــا فهمیدم
آن روز “الف” فردا را
یادم رفته بــــــــــود

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

خــدایـــا

نــرسـان زمـانی را کـه بــرای زنـدگی همـه چیـز داشتـه باشیـم غیـر از زمـان . . .

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

چـقــدر سـخـتــه دلــت بـخـواد سرت رو بـــاز به دیواری تکیـه بدی کـه یه بــار زیـر آوار خیـانـتـش وجـودت لــه شـده ….

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

چـه زخــم هایی بر دلـــم خورد تا یـــاد گـرفتـم هــیــچ نـوازشــی بـی درد نـیـسـت … !

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

امــروز دلــم تـنـگ دیــروزی است که میگفتی:

” فردایت را میسازم”

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

لعنت به روزگاری که همه چیز را ” قسمت” کرد ؛

جز خوشبختی!

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۶:

واقعااا

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

به آینده بگویید نیاید…

حال من آینده ای نیست که انتظارش را داشتم… یک جای کار میلنگد…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

سخت است اتــفــاقــی را انـتـظـار بکشی که خــودت هم مـیـدانـی در راه نیست … !

[پاسخ]

delshekaste751 پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۰:

خیلی سخته

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

بــه سـلامتـی کسـی کـه دوست داشتن رو بـا تـمــام وجــود یـادش دادیـم و اون رفــت و بـه یـکـی دیـگـه امـتـحــان پــس داد … !

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

دلم میخواست زمان را به عقب برگردانم … نه برای اینکه آنهایی که رفتند را برگردانم …!

نه!!! برای اینکه نگذارم بیایند… !

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

بعضی آدما تکیه گاه که نیستن هیچ…

پرتگاهن…!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

بهم میگفت: با دنیا عوضت نمیکنم…

با دنیا نه ، با یکی دیگه عوضم کرد…!

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۷:

تو حتی به یادم نبوووودی ببین

خیاااانت تورو تا کجا پست کرد

همون عطری که عاشقش بودمو

یکی دیگه رو جای من مست کرد

بگو تا کجاها تورو بو کشید

کی از جسم بی حال تو سییییر شد؟؟؟؟

چه جوری بهش زل زدی با هوس

که خوابم به این خوبی تعبیر شد

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

زنــدگـــی به مــن آمـوخت:
که هـیـچ چـیــز از هـیـچـکـس بـعـیـد نیست!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

هــی لـعـنـتــی…

از وقتی رفتی اسمتو عوض کردم …! گذاشتم ” تــجــربـــه”

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

بــعــضــی هــا آنـقـدر فـقـیـرنـد کـه تــنــهـــا دارایــیــشــان ” پـــول ” اسـت!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

مـیـگـفـت همـه دخــتــرا مـثــل هـمـنـد . . .
بـگــو آخــه لـعـنـتـی مـجـبــور بودی همه رو امـتـحــان کـنـی !!!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

هیچ میدانی جای قــول و قــرار هایمان امــن است ، زیــر پــاهــای تـــو …

[پاسخ]

* فاطمه *گفته :

تلخ ترین سوالی که محبوب یه دختر میتونه ازش بپرسه:
چرا تا حالا ازدواج نکردی؟
شیرین ترین و عاشقانه ترین جملات:
چقدر عالیه که تا حالا تو ازدواج نکردی
یا
چقدر من خوش شانسم که تا حالا تو ازدواج نکردی
**********************
من تا حالا ازدواج نکردم چون هیچ کدام از خواستگارانم، خواهان واقعی نبودند

[پاسخ]

خودمگفته :

حالا دیگر
یک خط در میان گریه می‌کنم،
حالا دیگر
شانه‌هایم صبورتر شده‌اند
و با هر تلنگری که گریه می‌زند
بی‌جهت نمی‌لرزند!

انگار دیگر هیچ اتفاقِ عاشقانه‌ای
از چشم‌هایم نمی‌افتد
و پاییزِ من
اتفاق زردی‌ست
که می‌تواند
ناگهان در آغوشِ هر فصلی بیفتد!

حالا تو هی به من بگو
بهار می‌آید ..

{ نسترن وثوقی }

[پاسخ]

خودمگفته :

من،
هیچ کسی را آن سوی دیوار نداشته باشم شاید ..
اما در این غروب کسالت بار
هیچ چیز
به اندازه ی تلفنی از زندان ،
خوشحـالم نمی کند!
و مـــردی که ..
اعــتراف کند
گاهــــی ..
به جای آزادی ،
به من می اندیشد !

{ رویا شاه حسین زاده }

[پاسخ]

mگفته :

تو خیابونا چقد تنهایی قدم زدم

تو خیالم تورو بخشیدم و باز بهم زدم

باورم نمیشه که اینقد ازم دور شدی

نگو قسمت این بود ، نگو مجبور شدی

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۰:

خیلى زیبا بود
تو خیابونا چقدر تنهایى قدم زدم.

[پاسخ]

mگفته :

سرنوشتت اگه بی اون رقم خورد

بدون حتماً که یه حکمتی داره

نشستی گریه میکنی که چی شه

هر آدمی یه قسمتی داره

[پاسخ]

atashگفته :

اینجا زمان وزن دارد….هرلحظه که میگذردسنگینی ندیدنت خمیده ترم میکند…….

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

داغونم خدا
عذاب دیگری نبود برای تاوان گناهانم
خیلی زجر اورست عاشق کسی باشی که عاشق دیگریست

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

چندیست نه کسی را نفرین میکنم نه عشق را لعنت میکنم
میگویم خودم کردم که لعنت بر خودم باد

[پاسخ]

mahnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۲۹:

نترس نفرینت نمی کنم !!نفرین ته دل میخواهد ..دل شکسته هم که دیگر سروته ندارد!!!!!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۱۳:

اره خودم کردم که لعنت بر خودم باد…

[پاسخ]

mگفته :

همیشه یک ذره حقیقت پشت “فقط یک شوخی بود” هست
یک کم کنجکاوی پشت”همین طوری پرسیدم” هست
قدری احساسات پشت”به من چه اصلا”هست
مقداری خرد پشت”اشکالی ندارد”هست
واندکی درد پشت”مهم نیست”هست…
بالاخره خواهی فهمید…….

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

سیگار پشت سیگار
نفس یکی در میون
سرفه تمام نشدنی
عمر من تمام شدنی

[پاسخ]

mگفته :

روزے مے رسَـد کـِﮧ دَر خیال خُـود

جای خالے ام را حِس کـُـنے

دَر دِلَت با بغض بگـُویے :

” ڪاش اینجآ بود ”

اما مَـטּ دیگـَـر

بـﮧ פֿـوآبَت هَم نِمے آیَم!!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۰۲:

روزی این حرفو میزنی که خیلی دیره

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

از خودم متنفرم از اینکه نمیتونم فراموشت کنم از اینکه اشتباه از خودم بود از اینکه گناهکارم از خودم متنفرم
از اینکه دارم جون میدمو نمیمیرم متنفرم از دنیا متنفرم از روزهای تکراری متنفرم
تز سیگار و سرفه هام متنفرم
از درد قلبم متنفرم
از تنهایم متنفرم
از اتاقم متنفرم
متنفرمممم

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۰۵:

از خودم مـتـنــفـــــرم

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

تو همچون یوسف پاک بودی و من همچون زلیخا گناهکار
خودم با اشتباهای خودم تورو از دست دادم و مثل زلیخا هر روز به انتظار ت میمانم

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

خوشحالم از اینکه مادرم دلیل سرفه هایم را سرماخوردگی میداند نه سیگار
خوشحالم مادرم فکر میکند دلیل استفاده ی زیادم از عطر خوشبو شدن است نه پنهان کردن بوی سیگار
کاش هیچوقت نفهمد

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

بازم داغونم کرد وقتی بعد از۲۲۴روز بهم گفت هنوزم دوستت دارم اما توی وبلاگش از عشق دیگری میگفت

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

من از نسلیم که شبها یواشکی سیگار میکشد
از نسلی که درد و دلهایش را در دیوار مجازی مینویسد
از نسلی که از نامردی های دنیای حقیقی به دنیای مجازی پناه برد اما بازم شکست
نسلی که حقیقی عاشق نشد مجازی عاشق شد و تا اخر عمرش حقیقی عاشق میماند

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

دلم میگیرد وقتی مینویسم و نمیخوانی

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۳:

منم همین طور..

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

میگویند وقتی به بهشت بروی هرچه را بخواهی بدست میاوری
من اگر روزی به بهشت بروم ارزو میکنم نابود شم و دیگه زنده نشم

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

تموم زندگیم شده یک سوال
من زنده ام ؟یا مرده؟

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

خودم را گول میزنم که عشق وجود نداره خودم را گول میزنم و میگم دوسش ندارم اما گول را حذف میکنمو فقط خودم رامیزنم تا دروغ نگویم

[پاسخ]

saloosگفته :

تغییر کردی از مجید خراطها
اگر غمهاتو از یادت نبردم

ولیکن پا به پات غصه خوردم

اگر به قول تو هیچی نداشتم

واست از مهربونی کم نذاشتم

***اگر واسه تو “دلگرمی” نبودم

ولی در حد “سرگرمی” که بودم

بی انصافی نکن “تغییر کردی”

منو از زنده بودن “سیر کردی”

ولی باز به تو “حسی خاص” دارم

عزیزم خب منم “احساس” دارم***

از عشقت بی رمق شد تارو پودم

منو برگردون اون جایی که بودم

منو برگردون اون جایی که بودم

پیشم بودی ولی مغرور بودی

بهت نزدیک بودم دور بودی

ستاره بودی اما توی شبها

همیشه سرد وسوت وکوربودی

همیشه سرد وسوت وکوربودی

بلاهایی سرم آوردی اما

بگو من کی شکایت کرده بودم

بیا برگرد همون جوری که رفتی

به بی مهریتم عادت کرده بودم

کی مثل من کنارت پا به پا بود

کی با خوب و بد تو زندگی کرد

چقد آسون تو رفتی و ندیدی

یکی پشت سرت خون گریه میکرد

یکی پشت سرت خون گریه میکرد

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

اینجا تاریکه
سرده
اینجا دختری گریه میکند
اینجا دختری احساساتش را زنده به گور میکند
اینجا دختری ارامشش را مدیون قرص اعصاب است
اینجا دختری خودزنی میکند تا ارام شود
اینجا دختری با صدای بلند سکوت میکند
انقدر بلند که گوش هارا کر میکند
و کر ها شنوا میشوند
اینجا اخر است
مرگ است

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۶:

اینجا دختری دید عشقش داره ازدواج میکنه ولی نتونست به کسی بگه عاشقش بود نتونست جلو ازدواجشو بگیره…
آهای غریبه…کنارش مینشینی و با یک آیه محرمش میشوی و من با یک دنیا عشق و حسرت نامحرمم …!

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

برگرد نگو دیگه برای عاشقی دیره
برگرد که دلم بی تو از این زندگی سیره
برگرد یکی اینجا به پای عشق تو گیره
(کامران مولایی)

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

به من میگفت زندگیم
به اون میگه نفسم
هه

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

من اونیم که گریه میکنه همون که بغضو ول نمیکنه
همون که هیچکی باورش نکرد
اشک و عاشقه گونه میکنه
صدام که سر به اسمون کشید دلای عاشقو به این جنون کشید
خدا ببخشه اونو که نموند که قلب ساده مو اون به خون کشید

[پاسخ]

mahnazگفته :

نزدیکت می شوم بوی دریا می آید…دور که می شوم صدای باران…بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟؟لنگر بیندازم و عاشقی کنم یا چتر بردارم و دلبری کنم؟

[پاسخ]

خودمگفته :

ساکت نیستم…
لب هایم هم نسوخته است…
تنها تمام وجود من تاول زده از آشی که نخورده ام…

[پاسخ]

mگفته :

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو

[پاسخ]

mگفته :

وقتی اشکهایم بر روی زمین ریخت تو هرگز ندیدی که چگونه میگریم

تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی

و چشمانم را به انتظار نگاهت گریان گذاشتی…خیلی نامردی…

[پاسخ]

mگفته :

ترسیدم ازت بپرسم دوسم داری یه وقت بگی نه

ترسیدم بری و بازم یه عمری و به پات بشینم

ترسیدم نباشی و من با عکس تو آروم بگیرم

ترسیدم یه روز یه جایی بازم تو رو ببینم

[پاسخ]

atena پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۲۰:

ترسم از این بود که بری آخرشم تو رفتی …………. :(

[پاسخ]