آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۵۳ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۶ بهمن, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
مریمگفته :

بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند..بس که استفاده شده اند
دکمه های .. ک ا ش ب و د ی

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۴:

Like

[پاسخ]

★fateme★ پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۳:

Like

[پاسخ]

مریمگفته :

میدانم..
دیگر برایم نیستی..
اما
دلی که تنگ باشد این حرف ها را نمی فهمد.

[پاسخ]

مریمگفته :

خیلی ها مترسک هارو دوست ندارن
چون
پرنده هارو می ترسونه
اما
من دوستش دارم
چون
تننهایی رو درک می کنه.

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۵:

Like

[پاسخ]

مریمگفته :

به سلامتی اونایی که هزار تا خاطرخواه دارن ولی دلشون اسیر یه بی معرفته..

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۶:

به سلامتیشون…..

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۹:

like

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

این جا هیچکس شبیه حرفهایش نیست

این جا همیشه تر وخشک با هم میسوزند

این جا همیشه کاسه ای زیرنیم کاسه است

این جا نمیتوانی به کسی چیزی بیاموزی همه نمیدانند وبابت

نمیدانم هایشان پول میگیرند

این جا بیدسایه اش را به زمین میفروشد

این جا پراز دستهایست که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقاب

این جا بهشت را دوست دارندولی عجیب از مرگ میترسند

این جا فقط بایدزنها پاک و باکره باشند برای اسایش خاطر مردانی

که پیش از آنها پردها دریده اند

این جا همه همدیگر رامیشناسندو یک غریبه فقط این جاست اسمش خداست

این جا شیطان از شیطان بودنش دست میکشد

این جا بی دینی نماد روشن فکریست

این جا هیچ وقت عوض نمیشود مگر…

آلیس بیا این جا عجیب ترین سرزمین دنیاست

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۶:

واقعا دنیای عجیبی شده…

[پاسخ]

★fateme★ پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۶:

آلیس این جا از سرزمین تو عجیب تره…..

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

در شهر من ارزانی بیداد میکند

تن ارزان است” خدا ارزان است” آبرو ارزان است”

و فاحشه های ذهنی در کوچه بازار تخمه میشکنند

عشق از خیابان شروع میشود و پایانش

در اتاقی تاریک روی تختخواب است

گناه را رنگ میکنند و به جای خدا میفروشند

نگاهای هرزه به مادرها هم رحم نمیکنند

همه یک کتاب مقدس دارند که سالهاست خاک میخورد

دیگر بس است من بروم به گناهایم برسم…!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۴:

چرا اینجوری شده…
چقد دنیای کثیفی داریم متنفرم از این دنیا… ای کاش اینجوری نبود…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

این روز ها دوره ،دوره گرگ هاست !

مهربان که باشی می پندارند دشمنی ؛

گرگ که باشی خیالشان راحت می شود؛

که از خودشانی!

ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم !!!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

کاش یکی یاد آدم ها می داد..!

که رسوا شدن از همرنگ جماعت شدن بهتر است..

حداقلش دیگر همه جا پر نبود از آدم های که خودشان نیستند

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۵:

کاش…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

از وفا میترسم…!

دیشب سگ گله را در شب نشینی گرگها دیدم..

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

هوا چقدر خوب و دو نفرست..!

چه قدر خوبه که نفر دوم هیچ وقت تنهات نمیزاره

خداااا کجای بیا بریم..

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

خیالم راحت شد..!

وقتی دیدم خدا را هم به خاطر بهشت جهنمش دوست دارند

تازه فهمیدم برای به دست آوردن آدمها باید بدهی.

غرور تن دروغ احساس….

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

دیشب خدا را دیدم..!

کنار تختخواب پدر مریضم نشسته بود..

کیسو هایش سفید بود چشم هایش خواب داشت

انگار خسته بود..

دیشب خدا چقدر شبیه مادرم شده بود..!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۱:

LIKE

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

بعضی ها نمیتوانند ما را دوست داشته باشند..

واصرار ما فقط وقت تلف کردن است

مثل کار بیل ویلسون..

او سالها زیر درخت چنار دنبال سیب میگشت..!

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

..دل آدم است

کسی را که دوست داری می اید گندش میزند..

تمیز کاریش گردن کسیست که دوستت دارد ولی

تو هیچ گاه دوسش نداری..

چرا….

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۴۰:

واقعا چرا

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

چندیست ترجیح میدهم در خانه بنشینم..!

وبه علی(ع) هدف و زندگیش کمی فکرکنم..

تا این که در خیابان شربت شیرینی بخورم..

یا در مسجد و حسینیه گریه زاری کنم آن هم به زور

حرفهای مداح امروز دریافته ام حال ما گریه دارد..

نه علی که به آرزویش رسید

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۴۴:

علی(ع) در جوار حضرت دوست است، بیا ما هم کاری بکنیم تا در کنارش باشیم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

به آرزویم رسیدم!!

جایتان خالی دیشب خواب خوشبختی را دیدم

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۴:

like

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۸:

Like

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

واقعا قشنگ بود… ممنونم

[پاسخ]

faranakگفته :

گریه کردم بی صدا
دل سپردم به خدا
قصه ساختم عاشقانه
اشک ریختم بی بهانه
بی تو ماندم بی تو سوختم
رفتی اما بی صدا
اشکام میومد بی هوا
دست دادی تو بهش
عشق دادی تو بهش
چی شد حالا رها شدی
از اونی که می گفتی تو جدا شدی
دیدی گفتم اخرش مال منی
تو رفیق لحظه ها و بی کسی های منی
یادته گفتم بهت اخرش جدا می شی
از اون هوس زود گزر رها می شی
ولی همیشه تو و حرف تو بود
قلب منو عشق منو خود تو بود
اخرش تو مال من شدی
از اون که می خاستیش تو جدا شدی….!!!

[پاسخ]

faranakگفته :

خدا می دونه عشقمو …اون عشق پاک و مستم و…
ستاره ها چشمک زنون شبا میان سراغ من…قصه می گن برای من …
قصه ی اون چشای دریای تو رو … اون سرخی لبای شیرین تو رو …
من بهت نگفتم می رم … فقط گفتم از تو دلگیرم…
حرف منو دوست نداشتی … سر رو شونش گذاشتی…
یعنی انقدر از حرف من بدت اومد …که انقدر سریع از یه مهمون جدید خوشت اومد …
رفتی بی وفابه جون همه ی عاشقا …دوست دارم به اون خدا…
امشب دیگه ستاره ها قصه نمی گن واسه من …من که بهت گفته بودم هیشکی نمیشه مث من…
حس میکنم بوی تورو لحظه به لحظه دم به دم …خیره می شم به عکس تو هر روز و هر روز شب به شب…
قصه ی عشق منو تو دیگه سر رسید …صبح اومد و شب اومد و سحر رسید…
دیگه باید فراموشش کنم هر چی که بود …هر گله ای هر خنده ای هر اشکی که بود …
رفتی و تنهام گذاشتی …رفتی و پا رو قلبم گذاشتی …
دیگه برای همیشه من می رم …به اون خدای اسمون می رمو از تو دلگیرم…

[پاسخ]

mohabatگفته :

بگذار بگذرند روزهایی که روز ما نیست!!!
ای روزگار،
روز ماهم میرسد…

[پاسخ]

mohabatگفته :

به من می گویند: بی وفا…..اما ای کاش می گفتند،که من بی وفای کدام باوفا بودم؟!؟!

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﻣــــﯽ ﮔﻔـــــــﺖ : ﭘــــﺎﺕ ﻭﺍﯾﻤﯿــــــــﺴﻢ … ﺣـــَــﺮﻑِ ﻣــــــــﻦ ﺣــَـــﺮﻓــــــﻩ “… ﺭﻓــــــــــــــﺖ … ” ﻫـــــــﻪ !… ﺭﺍﺳــــــﺖ ﻣﯽ ﮔﻔــــــﺖ … ﺣﺮﻓــــــﺶ ﻓﻘــــــﻂ ” ﺣــــــﺮﻑ ” ﺑﻮﺩ…. !!

[پاسخ]

mohabatگفته :

شغل شریفی است،،،سوختن برای کسی که حتی یکبار هم برایت تب نکرد..!!

[پاسخ]

mohabatگفته :

خسته أم…
اماتحمل میکنم…خدایا!!!روزگارت بامن واحساسم بدتاکرد…

[پاسخ]

mohabatگفته :

خدایا!!!
آسمانت چه مزه ایست؟؟؟
منکه فقط زمین خورده ام….

[پاسخ]

mohabatگفته :

اکنون کجاست؟!؟
چه می کند؟!؟
کسی که فراموشش کرده ام…!!!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۷:

کسی که
فراموش کردیه ای را
یا
فراموش کرده ات …

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۴۶:

هر کجای این دنیاست
امیدوارم در سایه لطف عزیز مهربان باشد

[پاسخ]

★fateme★ پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۲:

Like

[پاسخ]

mohabatگفته :

همه هستند جز تو….
و من دیوانه وار تو رامی جویم
مگر نمی دانی تو برای من همه کسی?!?

[پاسخ]

mohabatگفته :

کآش فقط بودی ، وقتی بغـــض میکردم
بغلـم میکردی و میگفتی ، ببینــــم چِشــآتو
منـــو نیگــآ کُن
اگه گریــه کنی قهر میکنـم میرماااا….

[پاسخ]

mohabatگفته :

خوشـبـخـت تـرین مـردای دنیا
شـبـهای سـرد زمـسـتـون مـی شـنـوند ایـن جـمـلـه را ..ســـــردمـه..بـغـلـم کـن!!!

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۹:

LIKE

[پاسخ]

faranakگفته :

هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است که در خیال خودت بیخیال من نشده ای….

[پاسخ]

faranakگفته :

چقدر سخته!دلتنگ صدایی باشی که قول دادی هیچ وقت مزاحمش نشی …..

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۵:

لایک

[پاسخ]

faranakگفته :

خسته شدم!دیگر قایق نمی سازم پشت دریا هر خبری که می خواهد باشد وقتی از تو خبری نیست قایق می خواهم چه کار!
مرا همین جزیره ی کوچک تنهاییم بس است…!

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۵:

لایک

[پاسخ]

faranakگفته :

هیچوقت با کسی که دوسش داری طولانی قهر نکن چون بی تو زندگی کردن و یاد می گیره…

[پاسخ]