آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

من همان قدر از شرح حال خودم شرم می‌کنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجمین مشورت کرده‌ام اما پیش بینی آن‌ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقه خوانندگانست؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانه ی زندگیم قدر و قیمتی قائل شده باشم بعلاوه خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچه ی چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیده ی خود آن‌ها مناسب تر خواهد بود مثلا اندازه ی اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند. از این گذشته، شرح حال من هیچ نکته ی برجسته‌ای در بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و روئسایم از من دل خونی داشته‌اند به طوری که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌ است. روی‌هم‌رفته موجود وازده ی بی مصرف قضاوت محیط درباره ی من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.

 

صادق هدایت

موضوع : صادق هدایت, نویسندگان
نویسنده :   ,   ۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۸ بهمن, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

۲۸ بهمن… روزی بود که مردی پا به جهان گذاشت، “مردی که نفسش را کشت” ،مردی که “سگ ولگرد” را می شناخت…
آن “حاجی آقا” که شبها با “علویه خانم” ها بود و روزها “سه قطره خون” از مردم می خورد و آنان که اعتراض می کردند را “زنده به گور” می کرد …
آری..
۲۸ بهمن سالروز تولد ” میهن پرست”ی است که در “بن بست” یک “تاریکخانه” “داش آکل” وار “بوف کور”ی را خلق کرد که چشم بینای نسل بعد از خود که با “عروسک پشت پرده” سرگرم بود باشد…
…………………….
یـــــــــــــادش گـــــرامـــــــــی

[پاسخ]

لیلاگفته :

هدایت آنقدر بزرگ بود که ده ها سال دیگر ..شاید طول بکشد که بفهمیم… بانوی اثیری
میان آن حیاط چه میکرد…که سگ ولگرد آیا سگ بود؟ پیرمرد خنزرپنزری میان آینه دنبال چه میگشت؟ کاسه ی سم در میان قلم و کاغذ یک نویسنده دیوانه چه میکرد؟
زینت ادبیات داستان نویسی بود و آنقدر بالا رفت که ..ولی زود رفت…
تولد صادق هدایت هدیه ای بود به انسانهای عصر که قدرش را ندانستند.
بخاطر همین دیگر مانند اورا هدیه نشد….نه سلینجر نه کافکا …
…بوف کورش آنچنان روشندل شد که سالهاست پرواز میکند و بالاتر از پشه و سوسکهای کافکا زندگی میکند تا ابد.

[پاسخ]

لیلاگفته :

«دیگر نه آرزویی دارم و نه کینه‌ای، آنچه که در من انسانی بود از دست دادم، گذاشتم گم بشود، در زندگانی آدم باید یا فرشته بشود یا انسان و یا حیوان، من هیچ کدام از آنها نشدم، زندگانیم برای همیشه گم شد.»
“صـــــادق هــدایــت”

[پاسخ]

winkگفته :

بازم برای مطالب زیبا تون ممنون متشکرم

[پاسخ]

لیلاگفته :

«حالا دیگر نه زندگانی می‌کنم و نه خواب هستم، نه از چیزی خوشم می‌آید و نه بدم می‌آید، من با مرگ آشنا و مأنوس شده‌ام. یگانه دوست من است، تنها چیزی است که از من دلجویی می‌کند.»
“صـــــــادق هــدایــت”

[پاسخ]