آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

ghahve chi [aloneboy.ir].

خرابم قهوه چی! قلیان برایم بار کن لطفاً
سری اش را پر از سوغاتی خوانسار کن لطفاً
بخوان آوازخوان! دارد دلم آرام میگیرد…
بزن تار و همین تصنیف را تکرار کن لطفاً
شش و هشتی بزن، شادم کن؛ امشب سخت غمگینم
بخوان! آزادم از این بغض لاکردار کن لطفاً
غریبم قهوه چی اما گمان کن اهل این شهرم
به رسم مشتریهای خودت رفتار کن لطفاً!
بگو تا غربت بعدی، چه مدت راه باید رفت
اگر دور است قربانت! نگو! انکار کن لطفاً
مرا امشب اگر رفتم که هیچ، اما اگر ماندم…
کمی مانده به هنگام اذان، بیدار کن لطفاً
عجب قلیان خوشکامی! چه آهنگی! خوشم آمد
بیا مَشتی، یکی دیگر برایم بار کن لطفاً

مجتبی سپید

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۳ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۸ دی, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دخترخوانسارگفته :

پیچیده‎ است بوی تو در قهوه ‎خانه‎ ها

تنها پناه م‎اند اگر قهوه‎ خانه‎ ها

تا طعم تلخ چشم ترا تازه ‎تر کنم

جایی نمانده‎ است مگرقهوه ‎خانه‎ ها

این خستگی هرشبه،این بغض،این شکست

آوار می‎شود همه بر قهوه‎ خانه ‎ها

آن لحظه‎ های سوخته را گریه می‎ کنند

هرشب در امتداد سفر، قهوه ‎خانه‎ ها

چشمانشان سپید شد و پیر گشته‎ اند

در هر گذر،چراغ به در،قهوه خانه ‎ها

کوچه به کوچه،شهر به شهر،آخرش زدند-‏

دنبال تو به کوه و کمر قهوه‎ خانه‎ ها

آنشب نبود مثل شب جمعه‎ های پیش

آنشب شدند زیر و زبر قهوه خانه‎ ها

سر کوفتم به میز،کشیدند مثل من-‏

از درد ناله ‎ها ز جگر قهوه ‎خانه ‎ها

سرگیجه بود و خلسه ‎ی تخدیر و گریه‎ ها

پیچیده ‎بود بوی تودر قهوه‎ خانه‎ ها

بیدار می‎ شوند چو پاییز سال پیش

هرصبح با صدای “قمر” قهوه ‎خانه ‎ها

صبحی صدای کفش زنی را شنیده ‎اند

بر سنگفرش سرد گذر قهوه ‎خانه‎ ها

صبحی دو چشم قهوه ‎ای آنسوی شیشه‎ ها…‏

(دودی غلیظ ریخته بر قهوه ‎خانه ‎ها)‏

-دیر آمدید سالی و آن مرد دود شد

از او نداشتند خبرقهوه ‎خانه‎ ها.
حسن صادقی پناه

[پاسخ]

محمدگفته :

این مست های بی سر وپا را جواب کن
امشب شب من است ،مرا انتخاب کن
مهمان من تمامی اینها و…پای من
قلیان وچای مشتریان را حساب کن
هی!قهوه چی!ستاره به قلیان من بریز
جای ذغال،روشنش از آفتاب کن

[پاسخ]

nadiگفته :

سبک و نگارش شعر جالب و دوست داشتنی بود
ممنون

[پاسخ]