آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

کم سرمایه ای نیست؛
داشتن آدم هایی که حالت را بپرسند.
ولی از آن بهتر
داشتن آدم هایی است که وقتی حالت را می پرسند،
بتوانی بگویی: خوب نیستم

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۶۴ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۳ بهمن, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
مردهگفته :

با تو..
با تو اگه باشم,وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میشه از تو…
وقت غم خوردن ندارم..

[پاسخ]

مردهگفته :

کاش
خوشبختی هم مثل
مرگ
حق بود..

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

سرم درد میکند…
و دردم سر میکند با من…!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

ای کاش ادم ازخندیدن میمرد انوقت انگیزه ای واسه خندیدن داشتم…!

[پاسخ]

تو....شاید من..... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۶:

like

[پاسخ]

mania پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۴:

لایکــــــــــ♥

[پاسخ]

erfan پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۳:

like

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

خدایا…
حواست به گریه های زیر پتویم هست… یا تو هم فکر میکنی خوابم…؟

[پاسخ]

تو....شاید من..... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۷:

like

[پاسخ]

دختر خوانسار پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۴:

like

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۸:

Like

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

حقایق گاهى وقتا توى شوخى پیـدا میشه…
اما خیلى احمقانه اس اگه فکر کنیم آدم ها توى شوخی دلشون نمی شکنه…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

حال من خوب است اما عالی می شوم وقتی که تو با نگرانی در آغوشم می گیری و می گویی
نه عزیز من ، تو خوب نیستی…!

[پاسخ]

یارقدیمیگفته :

کوچکترکه بودم فکرمیکردم تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خونه نیست!
امادراصل…تنهایی یعنی …کسی نیست بهت بگه شب بخیر…
تنهایی یعنی…ببینی گوشیت ازخودت ساکت تره…

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۲:۰۲:

Like

[پاسخ]

یارقدیمیگفته :

بمان وتمام دنیاروغافلگیرکن…
من حتی باخداهم سرتوشرط بستم…

[پاسخ]

آی دختر صحرا... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۰:

وقتی آدم پای رفتن نداره هر جایی که وایستاده باشه کوچه بن بسته
تو کوچه بن بست وایستادم اما زورم به دنیا نمی رسه منو هل میده تا بندازه تو جاده سرنوشت
من سر جام هستم تو بیا شاید زور تو به دنیا رسید و من تو کوچه ای که قلبم اونجاس بمونم تنهایی نمی تونم حتی یه کوچه رو غافلگیر کنم چه برسه به دنیا.
قیصر:کی واس من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من یه خروار رو کنم؟

[پاسخ]

یارقدیمیگفته :

دست به صورتم نزن میترسم بیفتد…
نقاب خندانی که برچهره دارم!وبعد…
سیل اشک هایم توراباخودببرد..
وباز…
من بمانم وتنهایی…

[پاسخ]

یارقدیمیگفته :

چه تلخه خودت مجبوربشی بزاری بری اما دلت باهات نیاد…

[پاسخ]

mohabatگفته :

نه نمیدانی …
هیچکس نمیداند … !
پشت این چهره ی آرام در دلم چه میگذرد …!
نمیدانی …!
کسی نمیداند …..!
این آرامش ظاهر و این دل ناآرام …!
چقدر خسته ام میکند …

[پاسخ]

mohabatگفته :

چقدر تازگی دارد برایم روزهایی که منتظر آمدن کسی نیستم و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمیشوم…بی کسی هم عالمی دارد…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۵:

واقعا چه عالمی داره…

[پاسخ]

mohabatگفته :

غربت را نباید در الفبای شهرغریب جستجو کرد….همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد….توغریبی!!!

[پاسخ]

nesa پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۲۲:

ohum… :(

[پاسخ]

mohabatگفته :

تنهایی تلخ است !
تلخ مثل نگاه نوازنده ای که با دست های بریده به پیانو می نگرد !!!

[پاسخ]

mohabatگفته :

عاشق که میشوی همه چیز بی علت میشود،،،و تمام دنیا علت میشود که عشق را از تو بگیرد…!

[پاسخ]

تو....شاید من..... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۴:

like

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۶:

اره واقعا..

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

ﺍﯾﻨﺠـﺎ ﻣﻬـﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﺠـﺎﺳﺖ….
ﺑـﯽ “ﺗـــﻮ” ﻫﻤﻪ جا “ﺩﻭﺭ” ﺍﺳـﺖ

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

یـادت بــاشـــد :

مـــــــرد تــــنــــهـــایـــی گـــریـه مــی کــنــد

تـــنـهـایــی و بـغـض بـــرای ” تـــــــو” . . .

چـــه غـــوغـــــایــــی بــــپـا مـی کــنـد

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۵:

Like

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟
مثل آرامش بعد از یک غم
مثل پیدا شدن یک لبخند
مثل بوی نم بعد از باران
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟
” من به آن محتاجم “

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۵۶:

محتاجم………

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

گیسوانم ،نوازش دستی رامی خواهد، با طعم نــــــــــاز…

[پاسخ]

یارقدیمیگفته :

باران که میبارددلم برات تنگ میشود…
راه میفتم ….
من بغض میکنم اسمان گریه…

[پاسخ]

Emo.Boyگفته :

خوبم:
خستم . دلتنگم . از پیشم رفته . خاطراتش خفم کرده . بر نمی گرده . بدون اون زندگی سخته . از همه چی بریدم . دلم می خواد بمیره . حالم بده . بغض راه گلوم بسته . دستام میلرزه . ساده می شکنم . گریه اومونم بریده . از خیلی ها دلگیرم . کوه دردم . صدام در نمیاد . حوصله ندارم . تنم سرده . احساسی نمونده . نشونی ازش ندارم . کلافم . سردردم . تنها آرزوی مرگ دارم…
گاهی پشت کلمه ی ” خوبم ” این همه حرف خوابیده، از کنار کسایی که می دونید حالشون بده و با یه لبخند میگن “خوبم” تورو خدا ساده رد نشید…
فــــــــــــــــدای همه تـــــــــــــــــــــــون

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۴۰:

واقعا عالی بود… ممنونم

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۹:

دقیقا حالم را توصیف کرده
حاله من تمام این نوشته ها و بیش تر از این هاست..

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

اعتقادات هر کسی‌ مثل مسواکه
خواهشا تو حلق بقیه نکنین…!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

به سلام ها دل نمی بندم…
از خداحافظی ها غمگین نمی شوم…
دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

روزگــار عجیبی شــده…
حتی وقتی میخـندیـم… منظـورمـان چیـزه دیگـریست…!

[پاسخ]

اقرارگفته :

مـــــن،

نبودنت را ، تــــــاب می آورم

رفتنت را ، تحمـــــّل میکنم . . .

فراموش شدنم را ، بــــاور میکنم . . .

امــــــا . . . . . .

فــــــراموش کردنــــــت . . .

دیگر . . . کـــــا رِ مــــــن نــــــیست . . . . !!!

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۲:

Like

[پاسخ]

اقرارگفته :

این روزها دلم بهانه میگیرد…

برای دلم گاهی مادر میشوم

دست نوازش بر سرش میکشم،میگویم”غصه نخور،میگذرد …”

برای دلم گاهی پدر میشوم

خشمگین میگویم:”بس کن دیگر بزرگ شدی …”

گاهی هم دوستی میشوم مهربان

دستش را میگیرم،میبرمش به باغ رویا …

دلم از دست من خسته است …!!!

[پاسخ]

mohabatگفته :

به سلامتی اون لامصبی که از زندگیم رفت ولی از دل لعنتیم نرفت…
به سلامتی اشکام که تو خلوت میریزه که هر بی لیاقتی نبینتشون….
به سلامتی اونی که رویا بود…ارزوبود…بغض شد..درد شد…کابوس شد…
به سلامتی خودم که توی پلک زدنام یاد ادمایی هستم که بد کردن باهام…

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۳:

واقعا به سلامتی
او…خودمو ..خودت…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

ﻣــﻬﺮﺑﺎﻧﺘـﺮ ﺍﺯ ﻣـﻦ ﺩﯾـﺪه اﯼ ؟؟؟
ﻧﺸﺎﻧـﻢ ﺑـﺪﻩ…!
ﮐﺴــﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺎﺭﻫﺎ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯿـﺶ ﻭ ﺑـﺎﺯ ﻫـم با ﻋــﺸﻖ ﻧـﮕﺎﻫﺖ ﮐﻨـﺪ … .

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ …

ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ , ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

سکوت را می‌پذیرم
اگر بدانم
روزی با تو سخن خواهم گفت

تیره بختی را می‌پذیرم
اگر بدانم
روزی چشم‌های تو را خواهم سرود

مرگ را می‌پذیرم
اگر بدانم
روزی تو خواهی فهمید
که دوستت دارم

“جبران خلیل جبران”

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

به نظر میرسد که من با تیری در قلبم متولد شده ام. تیری که تحمل فشار آن در قلب دردناک است و خارج کردن آن تیر دردآور…
جبران خلیل جبران

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

گر می نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غره به آن مشو که می می نخوری

صد لقمه خوری که می غلام است آن را

“خیام”

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

دستم نه،

اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

بی تو از آخر قصه های مادربزرگ می ترسم
می ترسم از صدای این سکوت سکسکه ساز

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

شعر هم اگر نگویم

مرا که هیچ گلی

هم‌نامم نیست ،

و هیچ خیابانی به نامم

چگونه به یاد خواهی آورد؟

“مژگان عباسلو”

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

این‌ جذبه‌ عاشقی‌ نگر تا چند است‌

نامِ تو شنیدم‌ و دلم‌ خرسند است‌

از نامِ تو شاد می‌شود دل‌، آری‌،

نامِ تو و نامی‌ که‌ بدان‌ مانند است‌

از: شفیعی کدکنی

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی است
و دوستت می دارم رازی است
که در میان حنجره ام دق می کند
وقتی تو نیستی
من فکر می کنم تو
آنقدر مهربانی
که توپ های کوچک بازی
تصویرهای صامت دیوار
و اجتماع شیشه های فنجان ها، حتی
از دوری تو رنج می برند
و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت و آیینه و هوا
به تو معتادند
و انعکاس لهجه شیرینت
هر لحظه زیر سقف شیفتگی هایم
می پیچد!

“حسین منزوی”

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

نامه ای در جیبم

و گلی در مشتم

غصه ای دارم با نی لبکی

سر کوهی گر نیست

ته چاهی بدهید

تا برای دل خود بنوازم…

عشق جایش تنگ است!

“حسین منزوی

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

آفتاب آمد دو چشمم باز شد
باز تکرار همان تکراره ها
چند و چون و کی کجا آغاز شد
پرسش صدباره ی صدباره ها

دیدگانم پر ولی دستم تهی
من نمی دانم کجایم کیستم

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

امروز….. تنهایی من آغاز میشود
مات و مبهوت و منتظر….
و من میدانم او حتی…
تولدم را به من تسلیت هم نمیگوید…!

امروز تولدمه و اون هنوز بهم تبریک نگفته… انگار منو یادش رفته… یعنی میشه… دلم خیلی گرفته…

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۱:

تولدت مبارک عزیزم ایشالا صدسال زنده باشی…امیدوارم کادوی تولدت از طرف خدا چیزی باشه که ته دلت میخوای…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۹:

مرسی عزیزم … ممنون از لطفت

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۲۱:

فکر کنم روز تولد منم از یادش رفت
ولی دلم باور ندارد
شاید او خبری دارد از دلش که من ندارم
که می گویند: از دل به دل راه است”
گاهی عجیب، دلم هوایش را میکند
و از سینه کنده میشود
فکر کنم
دلهایمان با هم سر و سری دارند که ما بی خبریم
*********************************
نیلوفر جان تولدت مبارک( ببخشید کمی با تاخیرست)

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۶:

ممنون عزیزم

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

دلم را لای پتو میپچم تا سرما نخورد…بس که رفتار این روزهایت سرد است!

[پاسخ]