آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

مثلا یک روز بعد تعطیلات که از مسافرت اومدیم

صبح تو خواب بمونی من بیدار شده باشم اما دلم نیاد تورو بیدار کنم بعد وقتی دارم

صبحانه حاضر می کنم بیدار بشی و ساعت را ببینی و غر بزنی، دعوام کنی که چرا بیدارت نکردم

بعد من بگم خوب دلم نیومد خیلی خسته بودی

تو بری حاضر بشی من برات لقمه درست کنم که وقتی داری میری سرکار توی راه بخوری

اما تو دستمو پس بزنی و و با صدای بلند بگی نمی خوام دیرم شده

در رو بکوبی به هم…

من هم با صدای در بغضم بشکنه, گریه کنم

اصلا هی توی کاناپه بشینم گریه کنم ناهار هم نخورم

تو هم مثل هر روز زنگ نزنی حالم را بپرسی، منم زنگ نزنم

منم لج کنم با خودم بلند بلند حرف بزنم، الکی خط و نشون بکشم

بعد بلند شم سبزی پلو بدون ماهی درست کنم

اصلا لج تر می کنم کوکو سبزی هم درست می کنم

وقتی در می زنی در رو باز کنم و زود برم تو اتاق

تو صدام کنی…خانومم کجایی؟

منم با خودم کلنجار برم که بیام برات چایی بیارم مثل هرشب یا نه!

بعد با خودم می گم بذار ادب بشه

میام که میز رو بچینم یه سلام آروم میدم

تو برام یه شاخه گل سرخ گرفتی

بگی ببخشید سرت داد زدم دیرم شده بود

منم بگم مهم نیست بیا شام بخوریم

تو هم با ذوق بگی وایییییی ماهی! بوی سبزی پلو میاد؟

کاش سبزی پلو درست نمی کردی

بگم حالا برو دستاتو بشور بیا

بعد شاخه گلم رو هم بذارم روی میز

با ذوق بیای سر میز

تو با تعجب بگی ماهی کجاس؟

من بگم ماهی! من گفتم ماهی داریم؟

تو بگی بوی سبزی پلو میاد خوب با ماهی هست

بعد منم با یه لبخند بگم: برات کوکو سبزی بیارم؟

عصبانی بشی

بگی می دونی من سبزی که پخته شده دوست ندارم گرسنه از سرکار اومدم

به من سبزی پلو میدی؟ از اون بدتر با کوکو سبزی؟

منم بگم جای تشکرت هست کلی زحمت کشیدم

تو بگی اون از صبح که بیدارم نکردی ظهر هم زنگ نزدی اینم از شام

بعد بری تو اتاق

شام خودم را کنار بذارم بقیه را بدم همسایه

تند تند شام بخورم کارامو کنم

تو هم کتاب بخونی

بعد من هیچی برات نیارم نه میوه، نه چای

خودت بری بیاری

بعد من برم بخوابم تو هم میوه بخوری

بعد نصفه شب منو بیدار کنی بگی عزیزم شام کجاست؟

بگم خونه همسایه، چطور؟

بگی یعنی چی من گرسنمه!

بگم می خواستی بخوری! دیدم نمی خوری منم که همش رو نمی خوردم

یه بشقاب گذاشتم برای همسایه!!!

الان هم یا خوردن با داخل یخچال همسایه هست

با اخم بگی تخم مرغ داریم؟

بگم نه برای کوکو مصرف کردم فردا زود بیا بریم خرید،

هیچی نداریم مسافرت بودیم خوب چیزی نمونده

تو هم بگی من الان گرسنمه

منم بگم می خواستی شام بخوری! شام نخوری دیگه شام نیست!

حالا برو نون و پنیر بخور

تو هم آروم بری یه چیزی بخوری

صبح زود بیدار شی میز رو بچینی من رو هم بیدار کنی

وقتی داری میری بگی لطفا شام قیمه درست کن!

منم بگم باشه شما زود بیا بریم خرید

بگی باشه من دیشب خیلی گرسنه بودم

من بگم دیگه اول صبح داد نزنی، غر نزنیا شام هم می خوری بهانه نمی گیری

وگرنه بشقاب سبز می ذارم جلوت!!!

تو بگی نه قربونت برم اصلا هر چی تو بگی

بعد با لبخند بری سرکار….

نویسنده: فیلوسوفیا

موضوع : داستان پند آموز, داستان جالب, داستان عاشقانه, داستان کوتاه
نویسنده :   ,   ۳ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۸ خرداد, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
melikaگفته :

akheey

vali dg ko in mard o ko in zan

[پاسخ]

nadiگفته :

جالب بود
ممنون

[پاسخ]

ناشناسگفته :

عالی بود حرف درسته گفتید

[پاسخ]