آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

 

avaze joghd  [aloneboy.ir].

جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می کرد. رفتن و ردپای آن را .. و آدم هایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند ..
جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند.
او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود.

او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کردشایدپرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.
روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری ..
قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند ..
سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است ..
جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند ..
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ
تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ ..
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست ..

عرفان نظرآهاری

موضوع : داستان پند آموز, داستان جالب, داستان کوتاه
نویسنده :   ,   ۵۰ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۲ بهمن, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

خیلی قشنگ بود..ممنون رها جون

[پاسخ]

Nothingگفته :

tank you raha
very goooog

[پاسخ]

love is wrongگفته :

قشنگ ،پر معنی ،آموزنده
ممنون

[پاسخ]

love is wrongگفته :

زیر پا ک لهت کردند…روی سر میذارندت ب عزت و شرف لا اله الا الله

[پاسخ]

love is wrongگفته :

ســــــخت است وقتی از شــــدت بــــغـض،

گــــلو درد بـــگیری…

و

هــــمه بـــــگویند

لبــــاس گــــــــرم بــــپوش!!

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ بهمن ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۸:

اره خیلی سخته…

[پاسخ]

love is wrongگفته :

یک نخ آرامش دود میکنم به یاد ناآرامی هایی که از سر و کول دیروزم بالا رفته اند …

یک نخ تنهایی به یاد تمام دل مشغولی هایم …

یک نخ سکوت به یاد حرفهایی که همیشه قورت داده ام …

یک نخ بغض به یاد تمام اشک های نریخته …

کمی زمان لطفا ، به اندازه یک نخ دیگر ، به اندازه قدم های کوتاه عقربه …

یک نخ بیشتر تا مرگ این دل نمانده !

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۲:

خیلی قشنگ بود
کمی زمان لطفا..

[پاسخ]

love is wrongگفته :

خرابم…

خرابه…

خراب…

به اندازه همون قاضی ک متهم اعدامیش رفیقش بود…

[پاسخ]

love is wrongگفته :

ب گمانم بغض هایم “ساخت چین” هستند!!!

لعنتی ها هرشب میشکنند…

[پاسخ]

فرزاد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۹:

خوش به حالت که بغضت میشکنه و راحت میشی
وای به روزی که بغض داشته باشی اما نشکنه….

[پاسخ]

love is wrongگفته :

صبحــــــــــی کــــــ بـــــــــــ جای عشـــــــق بــــــا

سیگـــــــــــــــــار شروع شــــــــــود…

یکــــــــــ شـــــــــروع دوبــــــــاره نیست…

امتـــــــــداد پــــــایــــــان استـــــــــ…

بـــــــــرای کــــــــسی کــــــــ دیگــــــــر امیدی بــــــــ

ادامــــــــــــه نـــــــــــدارد..

سیگاریم کرد.. آن کس که به سیگار کشیدنم گیر میداد…

[پاسخ]

love is wrongگفته :

برای من از دل شــکسته نگو
که دلــﮯ دارم شــکسته تر از سکوتـــ
شــکسته از درد
شــکسته از زخــم
شــکسته از عشــق

[پاسخ]

love is wrongگفته :

ﺩﯾـﺪﻩ ﺍﯼ ﺷــﯿﺸــﻪ ﻫـﺎﯼ ﺍﺗـﻮﻣﺒــﯿﻞ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺿﺮﺑــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽ ﺧـﻮﺭﻧـﺪ


ﻣـﯽ ﺷـﮑﻨـﻨـﺪ !؟
ﺩﯾــﺪﻩ ﺍﯼ ﺷـﯿﺸــﻪ ﺧــﺮﺩ ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ
ﻭﻟــﯽ ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧﻤــﯽ ﭘﺎﺷــﺪ !؟
ﺍﯾـــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﻫﻤـــﺎﻥ ﺷــﯿﺸــﻪ ﺍﻡ
ﺧــﺮﺩ ﻭ ﺗــﮑـﻪ ﺗــﮑــﻪ
ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧـﻤـــﯽ ﭘــﺎﺷـﻢ ﻭﻟـــﯽ ﺷــﮑـﺴﺘـــﻪ ﺍﻡ . . .

[پاسخ]

love is wrongگفته :

ماهایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشیم

نه کسی از کنارمون بره حوصله داریم نازشو بخریم که برگرده

ماها آدمای بی احساسی نیستیم

ماها بی معرفتو نامرد نیستیم

یه زمانی یه کسایی وارد زندگیمون شدن

که یه سری بــــاورامونو از بین بـــردن

فقط باید یکی باشه بفهمه مارو

یکی باشه از ما

از جنس خودمون

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ بهمن ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۶:

لایکــــــــ داری!

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ بهمن ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۸:

ناامید نباش
منتظر هر چیزی یا کسی باشی بالاخره دیر یا زود میاد
باوراتو باور کن

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۹:

Like

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۰:

فقط باید یکی باشه بفهمه مارو

یکی باشه از ما

از جنس خودمون….!
لایکــــــــ …

[پاسخ]

love is wrongگفته :

یه وقتایی که دلت گرفته

بغض داری ،

آروم نیستی !

دلت براش تنگ شده ….

حوصله ی هیچکسو نداری !

به یاد لحظه ای بیفت که :

اون همه ی بی قـراری های تو رو دید؛

اما ….

چشمـاشو بست و رفت … !!!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۵:

یه وقتایی نیست ..همه وقت است که…
یه عذاب تمام نشدنیه .. ولی وقتی تمام میشه که بریزیره یه خروار خاک..

[پاسخ]

love is wrongگفته :

روزی مردی داخل چاله گودی افتاده بود و نمی توانست بیرون بیاید . یک راهب او را دید و گفت : حتما

گناهی انجام داده

ای ؟ یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آنرا اندازه گرفت ! یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او

مصاحبه کرد.

یک پزشک برای او دو تا قرص آسپرین انداخت ! یک پرستار کنارچاله ایستاد و با او گریه کرد !

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند

پیدا کند !

یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است !

یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهایت را بشکنی !

سپس فرد بی سوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد !

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ بهمن ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۰:

چه زیبا وپند اموز

[پاسخ]

Aurora پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۸:

like

[پاسخ]

love is wrongگفته :

من دیگه حوصله ندارم فقط میخوام زندگی بگذره همین اعتراف می کنم عشق حیف شد که وارد زندگی من شد هر کسی نمی تونه بفهمه عشق چیه منم یکی از اونا (نفهم )بودم اشتباه فهمیدم اشتباه گرفتم حالا هم (برای خودم)اشتباهی شدم که هیچ لاکی پاکش نمی کنه فقط باید با این اشتباه کنار بیام و زندگی کنم
هههههههههههههههه
چه دنیای بی خودی…………………………لعنتی.

[پاسخ]

محمدرضا پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۰:

هممون این چیزا رو تجربه کردیم…حرفات کسیو ناراحت نمیکنه…
فقط گفتنش فایده ای نداره

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۵:

منم دقیقا وضیتم همینه . . . . !
اشتباهی ام ، اشتباه کردم ، چوب اشتباهامو میخورم ، و تا آخر عمر اشتباهی باقی میمونم
لــــــــعنت به این دنــــــــــــــیا
به این زندگــــــــــــــی
واقعا که بی خود….! :(

[پاسخ]

love is wrongگفته :

ببخشیدشاید حرفام بعضی ها رو ناراحت کرد تازه باسایتتون آشنا شدم عالیه ممنون که اجازه دادید این چند روزه وارد جمعتون بشم واین فرصت رو بهم دادید موفق باشید.

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۷:

خواهش می کنم عزیزم
اتفاقا بعضی از حرفات مثل حال و روز این روز هام بود..
موفق باشی.

[پاسخ]

mojtaba_alone پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۱۲:

درود بر شما خانم/آقای “عشق اشتباهه”
همه ی ما یه جورایی زخمهای عمیقی داریم که زندگی لعنتی بهمون زده.اینجا هم یه محیط برای درد دل کردنه.هرچند که دنیای مجازی برای دردها مرهم نیست اما یه آرام بخشه،اونم تا حد کمی.خوش اومدی

هر چند نیست درد دل ما نوشتنی

از اشک خود دو سطر به ایما نوشته‌ام

[پاسخ]

Auroraگفته :

like……….
داستان قشنگی بود .

[پاسخ]

مردابگفته :

تلـــخ است…
همه فکـــر کنند سرت شلوغ است و تــنها خودت بدانی چقــــدر … تـــنهایــی

[پاسخ]

مردابگفته :

دلــم برای حضور و غیاب مدرسه تنـــگ شده!
انگار برای یکــی مهم بود… ما باشیــم یا نباشیــم…!

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۷:

Like

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ بهمن ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۴۷:

امروز با تمام وجودم فهمیدم که آدما بدون منم میتونن زندگی کنن
انگار که نبودی
شاید هم من دلنازک شدم
نمیدونم فقط دلم میخواد گریه کنم
همین

[پاسخ]

رهاگفته :

ممنون از شماهایی که وقت گذاشتید و داستان رو خوندید…

[پاسخ]

love is wrongگفته :

آره آره سخته آدم ببینه همون کسی که وقتی بهش گفتی نیای میمیرم نیای مجبورم برم چیزی نگفت و بی خیالت شد کسی که که من تجربه ی اولش نبودم اما اون عشق اولم بود کسی که می گفت فقط به خاطر لجبازی و….جواب منو میده وگرنه چیزی نیس حالا حرفای منو میپسنده من به چی دل بستم ؟؟؟؟به کی دل خوش کردم ؟؟؟؟خدایا مطمئنم این عشق نبود من فقط یه کم سرما خوردم

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

نمی دانم چه کسی دست اتفاق های خوب زندگی را گرفت ،که دیگر نمی افتد…

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

لا به لای خاطره هایم را که ورق میزنم آن لحظه که با تو قدم بر می داشتم چه زیبا بود،حالا فقط یک خط فاصله مانده بین “من” و “تو” و “یک مشت سردی”….

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

سهمیه هوای من هم برای تو…برای نفس نفس زدن در آغوش او لازمت میشود!!

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

دلتنگ کودکیم!قهر میکردیم تا قیامت ،لحظه ای بعد قیامت می شد…

[پاسخ]

مردابگفته :

دلــــم واسه اون بدبختـــی میسوزه کـــه…
تــــو فقط واسه آزار من بهش اهمیت میـــدی…

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۴:

من با دل هیچ کس بازی نمیکنم
به نظرم او هم آزار نمی بیند اگر آنقدر دوستم داشت حتما کاری میکرد

[پاسخ]

Auroraگفته :

شاید میان این همه نامردی

باید شیطان را ستود که

دروغ نگفت و

جهنم را به جان خرید

اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد…

[پاسخ]

Auroraگفته :

بالاخره یه روز به آرزوم می رسم
در صف اول نماز جلوتر از پیش نماز می ایستم
و همه به من اقتدا خواهند کرد
نماز که تمام شد همه به سمت من خواهند آمد
چه قدر عزیز خواهم شد
چند قدم که حرکت کنند
کسی فریاد می زند
بلند بگو لا اله الا الله

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۹:

آرزومه اون روز خیییییییییییییییییییییلی نزدیک باشه ایشالا………..

[پاسخ]

رها پاسخ در تاريخ بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۳:

سخته
من خوب میفهمم
اما آرزوی مرگ!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه…………
درستش نیست

[پاسخ]

مردابگفته :

گستاخی خیالـــم را ببخش که حتــی لحظه ای یادت را رهــا نمی کند…

[پاسخ]

مردابگفته :

خـوب مـن…
سیب را چیــدم تـا ببـینـی تو را می خواهـم نـه بـهشـت را…

[پاسخ]

مجتبیگفته :

بسیار زیبا

[پاسخ]