آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل


دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای “کی ” پرسید:
اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟
آقای کی گفت:البته !اگر کوسه ها آدم بودند
توی دریا برای ماهی هاجعبه های محکمی میساختند
همه جور خوراکی توی آن می گذاشتند
مواظب بودند که همیشه پر آب باشد
هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند
برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد
گاه گاه مهمانی های بزرگ بر پا میکردند
چون که
گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است
برای ماهی ها مدرسه می ساختند
وبه آنها یاد می دادند که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند
درس اصلی ماهی ها اخلاق بود
به آنها می قبولاندند که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است
که خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک کوسه کند
به ماهی کوچولو یاد می دادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند
وچه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند
آینده یی که فقط از راه اطاعت به دست میایید
اگر کوسه ها آدم بودند
در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت
از دندان کوسه تصاویر زیبا ورنگارنگی می کشیدند
ته دریا نمایشنامه یی روی صحنه می آوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان
شاد وشنگول به دهان کوسه ها شیرجه میرفتند
همراه نمایش آهنگهای محسور کننده یی هم می نواختند که بی اختیار
ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها می کشاند
در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت
که به ماهیها می آموخت
“زندگی واقعی در شکم کوسه ها اغاز میشود”

برتولد برشت

موضوع : داستان پند آموز, داستان جالب, داستان کوتاه
نویسنده :   ,   ۱۰ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۰ اسفند, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
saharگفته :

خیلی برام جالب بود تشکر

[پاسخ]

saharگفته :

زندگی واقعی درشکم کوسه ها آغاز میشود
خیلی برام جالب بود تشکر

[پاسخ]

لیلاگفته :

آدمها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی میکنند !
همدیگر را میکشند . . .
لذت میبرند . . .
دود میکنند . . .
تمامت میکنند . . .
خاموشت میکنند و بعد از اندک زمانی سیگاری دیگر . . .
افسوس . . . !

[پاسخ]

لیلاگفته :

آنـچـه از هــمـــه دردنـــاکتـــــر است فـقــــر و بیــمــــاری نیــست
بــــی رحــمــی مــــــــــردم نســـبت بــــه یکـــدیگـــــــر است
……………..
قــشنــگ بـود
مـــــــــــــرســــــی

[پاسخ]

پیمانگفته :

هر کسی برای خودش خیابانی دارد…
کوچه ای…
کافی شاپی..
و شاید عطری…
که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!

[پاسخ]

هانیهگفته :

بعضی دردها مثل “چایی” میمونن با گذشت زمان “سرد” میشن ،ولی ” تلخیش ” از بین نمیره

[پاسخ]

moji.junگفته :

دنیا مثل شهربازی شده،جایزه بازی با ادما ۱عروسک دیگست….!!

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــــد دلبندمگفته :

دنیا” ،

بازیهایت را سرم در آوردی…

گرفتنیها را گرفتی…

دادنیها را ” ندادی “…

حسرتها را کاشتی…

زخمها را زدی …

دیگر بس است…

چیزی نمانده …

بگذار آسوده بخوابم …

محتاج یک خواب بی بیدارم…

[پاسخ]

maryamگفته :

gahi zakhmhato dust dari.misozi. dard mikeshi .ama dustesh dari .chon yadegari az une.

[پاسخ]