آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

بر لبه تخت نشسته ام .اتاق تقریبا تاریک است و نور زرد کم رنگی که از سمت خیابان می تابد.
ازلابه لای پرده عبور کرده و بر روی قسمتی از صورت زیبایش جا خوش کرده است . پنجره اتاق نیمه باز است و گاهی نسیمی از لای پنجره در اتاق میوزد و با هر نسیم پرده های اتاق نیز به پرواز در می آیند و او نیز از خنکی نسیم ،پاهایش را به سمت شکم جمع میکند و من همچنان به او خیره نگاه میکنم .لبخندی بر لبانش نقش بسته است .انگار که رویای شیرینی را میبیند او در رویای خودش شاید خواب کسی یا چیزی را میبیند که برایش خوشایند است و بی خبر از من که در کنارش نشسته ام و من به زیباترین چهره ای که حالا در خواب عمیقی است نگاه میکنم.
سکوت اتاق فقط با صدای اتوموبیلی که از خیابان در حال گذر است میشکند و بعد از چند ثانیه دوباره سکوت بر اتاق حکم فرما میشود و او همچنان بر روی تخت خوابیده است .

از کنار تخت بلند میشوم و در تاریکی شب گشتی در خانه میزنم . همه چیز مثل سابق است و همه وسایل مثل همان روزها در سر جای خود هستند . وچند قاب عکس دونفره از من و او در کنار هم و یک قاب عکس بزرگ از من که درست بر روی میز کنار تلویزیون که در اطرافش چند شمع نیمه سوخته خاموش قرار گرفته اند ، دیده میشود.
از اینکه عکسم هنوز هم بر روی میز قرار گرفته خوشحال هستم و میدانم که هنوز هم مرا دوست دارد.

به سمت اتاق خواب بر میگردم و دوباره بر لبه تخت مینشینم. اینبار از لبخند بر روی لب خبری نیست . انگار که آن رویای شیرین به کابوسی برایش تبدیل شده باشد در خواب چندین بار اسم مرا فریاد میزند و ناگهان از خواب بیدار میشود.من همچنان او را نگاه میکنم. قطره اشکی در گوشه چشمانش جمع میشود .میخواهم او را در آغوش بگیرم ولی دستانم از او میگذرند و من فراموش میکنم که خیلی وقت است که از همه چیز رد میشوم …
از در ، دیوار و حتی او …

موضوع : داستان کوتاه
نویسنده :   ,   ۲۶ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۰ اسفند, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
چــشــمــای بــارونــیگفته :

درد داره

یکی می شه همه ی زندگیت

ولی هیچ جای زندگیت حضور نداره

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۵:

Likeeee

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۳۷:

LIKE

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی تمام نمی شوند
همش به آغوششان بدهکار می مانی
حضورشان گـرم است
سکوتشان خالی می کند دل ِآدم را
آرامش ِ صدایشان را کم می آوری !
هر دم هر لحظه کم می آوریشان
آخ که چقدر کم دارمت….

[پاسخ]

mahnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۴۲:

آغوش بعضی ها علم رو زیر سوال میبره اونقدر آرومت میکنه که هیچ مسکنی جاشو نمیگیره!

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

ته فنجان قهوه ام
کف دستم
یا پیشانی ام را ببین
چیزی نمی بینی؟
مثلا خطی
حرفی
یا چیزی که بتوان تو را
به من نسبت داد ؟

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

عاشق شدن چیز ساده ایست ….
آنقدر که همه ی انسانها
توان تجربه کردن اون رو دارند !
مهم عاشــــــــق ماندن است ؛
بی انتــــــــــها بی زوال
تا ابــــــد ؛ بی منـــــت …

[پاسخ]

چــشــمــای بــارونــیگفته :

تنهایی ام را کســی شریک نیست
مطمــــئن باش
دست احتــــیاج به سمت تــــو که هیـــچ
به سمت خودم هم دراز نخواهم کرد…
شایـــد کــه تنهایی هایم
از تنهایی دق کنــــد

[پاسخ]

behnazگفته :

کاش همیشه رد شدنا غیر ارادی بود و دوس داشتنا دس نخورده!
هستی لایک…

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۳:

ممنون عزیزم.
رد شدن غیر ارادی… اینطوری مهیچ دلی دلتنگ نمیشد هیچ چشمی به راه نمیموند و هیچ دلی بی قرار نمیشد..
گاهی خوب بود ولی گاهی این دلتنگی و این بی قراری ها آرامبخشه

[پاسخ]

جوادگفته :

قشنگ بود

[پاسخ]

سیناگفته :

هوای گریه دارم امشب دلم گرفته

اینقده هق هق زدم ببین صدام گرفته

این شبا به جای تو با خودم حرف میزنم

با مرور خاطراتت به خودم زخم میزنم

این روزا با کی میخندی وقتی تو گریه میسوزم

حتی با وجود این درد من به فکرتم هنوزم

پلکای خسته و بی خواب خبر از حال بدم داشت

تنها عکس تو کنارم که منو تنها نمیذاشت

***

تو خیابونا چقد تنهایی قدم زدم

تو خیالم تورو بخشیدم و باز بهم زدم

باورم نمیشه که اینقد ازم دور شدی

نگو قسمت این بود نگو مجبور شدی

این روزها با کی میخندی….

[پاسخ]

سیناگفته :

خدا کنه دوم نیارم امشب تو بغض این شب های گرگ و میشی

خدا کنه بمیرمو نباشم وقتی عزیز یه غریبه میشی تو لباس

عروس چه شکلی میشی وقتی که دستتو بغل گرفته چه

شکلی می بوسه تو رو عزیزم وقتی لبات طعم عسل گرفته

با گریه عکستو بغل می کنم دارم خدا خدا می کنم خدا کنه

بمیرمو نباشم دارم برای تو دعا می کنم..

خدا کنه همیشه خوشبخت بشی مثل من از زندگی سیر

نشی خدا کنه بمیرمو نباشم اللهی که به پای هم پیر بشید

[پاسخ]

سیناگفته :

چرا حس می کنم هستی کنارم

چرا این رفتنو باور ندارم

چرا گم می کنم روزو و شبامو

چرا حس میکنم داری هوامو

چرا هستی میون خوابو رویا

چرا پر میشی تو حرم نفسهام

دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم

میخوای بری تورو به این ترانه میسپارم

ولی نروووو ….نرو بمون

نرو که جز تو چاره ای به جز خودت ندارم

نرو بمون کنارم

اخه ترانه هام همش بهونتو میگیرن

اگه بری همه کهنه میشن بی تو میمیرن

اگه بری چشام رو پشت جاده جا میذارم

اگه بری خود بارون میشم برات میبارم

[پاسخ]

ستاره چینگفته :

کاش هنــوز بچــہ بودیــمــ …
لااقل شبهــا عروسڪ بغل میـڪرבیـــمـــ تا خوابمـاלּ ببرב ..!
حـالـا گوشــے را …
و یــڪ בنیــا انتظـــــار …

[پاسخ]

ستاره چینگفته :

شب ها خوابم نمی برد…

از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم

بی انصاف…

محکم زدی ،

جایش مانده است

[پاسخ]

سالارگفته :

ممنون قشنگ بودو غم انگیز
خدا قسمت هیچ کس نکنه.

[پاسخ]

هانیهگفته :

دلم گرفت چقد تلخ و غمگین بود..

[پاسخ]

مريمگفته :

خدا کنه بمیرم امشب.

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۶:

خدا نکنه عزیزم
ان شاالله روز و شبهای بهتری برات میاد
امید داشته باش

[پاسخ]

علیرضاگفته :

گفتم نیک نامی کنم چندی
دل ندهم به هیچ دل بندی
سعدیا دوره ی نیک رفت
نوبت عاشقی شد چندی

[پاسخ]

علیرضاگفته :

چقدر اشتباه دارد دنیا….
همیشه با تو میمانم
همیشه دوستت دارم
همیشگیم هستی

همیشه قید زمان نبود…

همیشه ثانیه ای بود که در گذشته ی با تو اتفاق افتاد

همیشه قید درد است که گاهی از قلب گذشته تو ، بغض بر گلویت و
نم اشک بر گوشه چشمانت می آورد

من از این همیشگی های عشق سخت بیزارم ..

[پاسخ]

osetarehoگفته :

وقتی می رسی رفته گر جارویم کرده !!!!!!
برگها، وقت ریختن ،
منتظر نمیمانند…

[پاسخ]

osetarehoگفته :

از مرد شب آواره
بگو
بگو که خورشید شبش کجاست؟

[پاسخ]

osetarehoگفته :

کلاغ پر
گنجشک پر
این روزگار درختی است
که دل به پرنده بسته بود

[پاسخ]

مردابگفته :

خیلییییییی قشنگ یود. ممنونم

[پاسخ]