آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

گرمای تابستون و آفتاب دم ظهرش یه طرف و گردوخاک و آشغالای کوچه هم یه طرف.عرق رو پیشونیم میشینه. با پشت دستم از پیشونیم پاکشون میکنم.
و باز ادامه میدم .خششش… خششش…
یکی از درها باز میشه. پسر بچه ای یه لیوان آب دستشه و به طرفم میاد.
-عمو جون تشنتونه بفرمائید
گردوخاک دستامو با لباسام پاک میکنم.
– قربون دستات عمو. آب نطلبیده مراده ،سلام بر حسین تشنه لب.
و تموم آب لیوانو یه نفسه سر میکشم. چقدر تشنه بودم.
– خیر ببینی پسرم..
و بعد باز شروع به جارو زدن میکنم.
کمی جلوتر دخترمو میبینم که با دوستاش به طرفم میان.
گل نازم چقدر قشنگ شدی. چقدر بهت میاد.
دیروز وقتی پول لباسشو ازم گرفت چقدر خوشحال شد. این پولا که چیزی نیست. تموم روز رو کار میکنم تا چیزی از بقیه کم نداشته باشی.
نمیخوام پیش دوستات سرافکنده و خجالت زده شی.
دست از کار میکشم. لبخند رو لبام میشینه و نگاش میکنم. بهم نزدیک تر میشه. سرشو میندازه پائین و آروم و بی صدا از کنارم رد میشه.

لباس پدرم بوی خاک می دهد ، دست هایش بوی نان

موضوع : داستان جالب, داستان کوتاه
نویسنده :   ,   ۶ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
setareگفته :

من پدرم کارگر سازمان آب بود(الان بازنشسته س)به خدا وقتی تو خیابون با لباس گل گلی,شل شلی,بالای کانال میدیدمش با افتخار به دوستام میگفتم اون پدر منه.

[پاسخ]

هستـــــی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۳۸:

پدر یعنی اعتماد به نفس
کوه غرور حتی با دستای خاکی
کاش همه مثه تو باشن

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲۰:۰۶:

آره
شخصیت آدم به لباسش نیست به قلب بزرگشه

[پاسخ]

saharگفته :

به تو بدهکارم…
دست کم یک جان برای هر لبخندت ….!

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

ممنون هستی جان…

[پاسخ]

هستـــــی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۳۸:

خواهشات عزیزم

[پاسخ]