آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

deldari [AloneBoy.com]

در شهر من این نیست راه و رسم دلداری
باید بفهمم تا چه حدی دوستم داری
موسی نباش اما عصا بردار و راهی شو
تا کی تو باید دست روی دست بگذاری
بیزارم از این پا و آن پا کردنت ای عشق
یا نوشدارو باش یا زخمی بزن کاری
من دختری از نسل چنگیزم که عاشق شد
بیگانه با آداب و تشریفات درباری
هر کس نگاهت کرد چشمش را درآوردم
شد قصه ی آقامحمدخان قاجاری
آسوده باش، از این قفس بیرون نخواهم رفت
حتی اگر در را برایم باز بگذاری
چون شعر هرگز از سرم بیرون نخواهم کرد
باید برای چادرم حرمت نگه داری
تو می‌رسی روزی که دیگر دیر خواهد بود
آن روز مجبوری که از من چشم برداری

فاطمه سلیمان پور

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۴ خرداد, ۱۳۹۴  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
*فاطمه*گفته :

شعر خیلی قشنگ و بامعنایی بود
حقیقت بود
ممنونم

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

عشق من تا چه حد دوستم داری؟
تا آن حد که مرا با عشق برای ابد به خانه ات ببری؟
میدانی
مدتهاست هروقت پیام میدهم میترسم!
میپرسی چرا؟
آخه دلم با هزاران ذوق و شوق
برای شادکردنت
برای یادکردنت
از من میخواهد پیامی بفرستم
اما وقتی اصلا جواب نمیدهی یا دیر جواب میدهی
دلم دق میکند
میترسم از اینکه محل ندهی و مرغ دلم جان دهد
هنوز هروقت دلم تنگ میشود و دوباره پیام میفرستم
برای دلم خط و نشان میکشم
که اگر جواب ندادی ناراحت نشود
اما باز ناراحت میشود
میترسم پیامم بدون پاسخ بماند
و دلم قهر کند
خودم به جای تو برایش قصه عشق میگویم
خودم به جای تو سلامش را پاسخ میدهم
دیر نکن عزیز من
تا کجا دوستم داری؟
تا آنجا که پایم بایستی در برابر همه ناملایمات
دلم را آزاد کرده ای اما نمیرود

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

سلام عشق من
حالت چطور است؟
دلم برایت تنگ شده است
قربونت بشم

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــد دلبنــــــــــــــدم(just m)گفته :

بیاد ۱۷۵ شهید
تصورش هم زنده به گورم میکند..
هوایِ داغِ جنوب..
لباسِ تنگ، چسبان و پلاستیکیِ، غواصی..
درست تا زیرلبت را محکم پوشانده..
دست و پاهای بسته..
دراز به دراز، کنارِ رفقایِ جوان، زخمی و ترسیده ات..
نمیدانی چه میشود.. تیر خلاص یا شکنجه در اردوگاه..؟؟!
اما..
صدای بلدوزر، وحشت را در نفست به بازی میگیرد..
ترس.. چشمهای مادر.. دستهای پدر.‌. زبان درازی های خواهر.. کتانی های برادر.. گل کوچک با توپ پلاستیکی با بچه های محل.. آب یخ که شقیقه ات را به درد میآورد..
آخ.. خدایا به دادم برس.. تنهایِ تنها..
بلدوزر، پذیرایی اش را آغاز میکند..
خااااااک.. خاااااک
نفست را حبس میکنی به یادِ زمان خریدن برای زندگی در زیر آب..
صدای ِ فریادهایِ خفه ی دوستان، قلبت را تکه تکه میکند..
بدنت رویِ زمین داغِ، زیر خاکِ سرد، چسبیده به لباسِ غواصی، آتش میگیرد..
دستهای بسته ات را تکان میدهی..
دلت با تمامِ بزرگیش، قربان صدقه های مادر را طلب میکند..
هوا برای نفس کشیدن نیست..
اکسیژن ذخیره شده ات را به یادگار از دریا میهمانِ ریه هایِ خاک میکنی..
اما انگار خاک ظالم است.. هی سنگین و سنگین تر میشود..
دلت نفس میخواهد..
ریه هایت گدایی میکنند، جرعه ایی زندگی را‌‌..
مهمان نوازی میکنی..
عمیق..
اما خاک..
فقط خاک است که در ریه ات، گِل میشود..
خدایا..
کی تمام میشود..
صدای ترک خوردن استخوانهایِ قفسه ی سینه ات را میشنوی..
دوست داری گریه کنی و مادر باشد تا بغلت کند..
کاش دستانت را محکم نمی بست..
حداقل تا دلت میخواست، جان میدادی..
نه نفس..
نه دستانی باز، برایِ جان دادن..
گرما و گرما و گرما..
خدایا دلم مردن میخواهد..
مادر بمیرد..
چند بار مردنت تکرار شد تا بمیری؟؟؟!!!

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۰۰:۵۳:

شهیدان نمی میرند

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۰۰:۵۵:

آنها به ملاقات پروردگار نایل شدند
آنها به جهانی زیباتر از این جهان پرگشودند
یادشان زنده و جاوید باد

[پاسخ]

مجیـــــــــــــــــد دلبنــــــــــــــدم(just m) پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۲۱:۵۹:

واقعا

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

امشب حالم گرفته بود
به خدا گفتم: بهم چیزی بگو تا حالم خوب بشه
همه آهنگامو ریختم توی مدیا پلی یر
گزینه تصادفی رو انتخاب کردم
باورم نمی شد
گفت: جایی نرو، نرو از پیش من
….منو تنها نذار
خدا با همه بزرگی و جلال و جبروتش
بدون نیازش به من
از من میخواست پیشش بمانم
پادشاه عالم خوشحال میشود که من کوچک کنارش باشم
خدایا
ای بهترین دوست من
از تو متشکرم
متشکرم که همیشه هوایم را داری
نمی توان از عهده شکرت برآیم، مرا ببخش
*بر بنده ناگهانی کردی نثار. رحمت
جز لطف بی حد تو آن را سبب ندیدم*

[پاسخ]