آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

چه شبی بود و چه فرخنده شبی
آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید
کودک قلب من این قصه ی شاد
از لبان تو شنید
زندگی رویا نیست
زندگی زیبایی ست
می توان
بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی
می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت
می توان
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست
قصه ی شیرینی ست
کودک چشم من از قصه ی تو می خوابد
قصه ی نغز تو از غصه تهی ست
باز هم قصه بگو
تا به آرامش دل
سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم
گل به گل،  سنگ به سنگ این دشت
یادگاران  تو اند
رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران  تو اند
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک، اما آیا
باز برمی گردی؟
چه تمنای محالی دارم
خنده ام می گیرد…

حمید مصدق

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۱۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۴ مرداد, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
roseگفته :

قشنگ بود. عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمی آید کی خوردمشان.

[پاسخ]

Fatemeh_m126 پاسخ در تاريخ مرداد ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۰:

لایک

[پاسخ]

Neginگفته :

خدایا تمامی خنده های تلخ امروزیم را می دهم
در ازای
یک گریه ی شیرین کودکی ام…!

[پاسخ]

khodam پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۸:

like

[پاسخ]

Neginگفته :

کاش میدیدی قلب کوچکم را در آستانه مرگ
کاش میدیدی خشک شدن چشمه ی اشکهایم را
کاش میدیدی ماندن نگاهم را در افق های دوردست
کاش میدیدی هیچ شدنم را بعد رفتنت ..
کاش میدیدی لحظه ای مرا و آنگاه بی دلیل ترکم می کردی

[پاسخ]

Neginگفته :

هنوز در سفرم
خیال می کنم در آبهای جهان قایقی ست
و من مسافر قایق، هزار ها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنه های فصول میخوانم
و پیش میرانم
مرا سفر به کجا می برد
کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت گشوده خواهد شد
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش
و بی خیال نشستن ….

[پاسخ]

helenگفته :

chashmanam ra migiry va migooyi gol ya puch?aram dar del miguyam:….faqat dastanat

[پاسخ]

لیلاگفته :

ﮔــــﺎﻫــﯽ …
ﻓﻘـــﻂ ﺍﺯ ﮐـــﻞ ﺩﻧﯿــــــﺎ …
ﺩﻟﺖ ﯾﮑـــﯽ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺧــــﻮﺍﻫــﺪ …
ﻭ ﻣـﯽ ﺩﺍﻧـــﯽ …
ﺗـﺎ ﺍﺑــﺪ ﻫـﻢ ﮐــﻪ …
ﺧــﺪﺍ ﺧــﺪﺍ ﮐﻨــﯽ …
ﺑــــﻪ ﺩﺳﺘـــﺶ ﻧﻤــﯽ ﺁﻭﺭﯼ …
ﻣـﯽ ﺩﺍﻧــﯽ ﮐــﻪ …
ﺑـــﺎﯾـــﺪ ﺑﮕــﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﮕــﺬﺭﯼ !!…
ﻭ ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ …
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ… !!

[پاسخ]

Fatemeh_m126 پاسخ در تاريخ مرداد ۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۲:

سکوت کن!!!
بگذار بغض هایت سربسته بمانند…
گاهی سبک نشوی سنگین تری.

[پاسخ]

Neginگفته :

به قول سهراب:
کاش دانه های دلم همچو اناری پیدا بود…
تا میدیدی هر دانه ، هزار دانه تو را دوست می دارد!
هر کجا باشی جایت سبز، لبانت پر خنده باد!
و مرا بس که دوستت دارم ….
مثل دیروز …
مثل امروز…
تا ته فردا …..

[پاسخ]

paniگفته :

خیلی زیبا بود لیلا جان ممنون

[پاسخ]

مجتبیگفته :

من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی
“هرگز،هرگز”
پاسخی سخت ودرشت
ومرا غصه ی این
“هرگز”
کشت
(حمید مصدق)

[پاسخ]

helenگفته :

dir gahist darin tariki
range khamooshi dar tarhe lab ast
bangi az door mara mikhanad
lik pahayam dar qire shab ast
hamid mosadeq

[پاسخ]

aramگفته :

هفت شهر عشق :

شهر اول : نگاه و دلربایی ،

شهر دوم : دیدار و آشنایی ،

شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ،

شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ،

شهر پنجم : بی وفایی ،

شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ،

شهر هفتم : اشک ، آه ،

“تنهایی”

[پاسخ]

سمیهگفته :

در دلم آرزوی آمدنت می میرد

[پاسخ]