آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

delbakhte  [aloneboy.ir].

شب وداع
شب درد
شب سکوت
شب اشک
شبی که خیال صبح شدن نداشت
شبی که در اوج گرما یک نفر لرزید
شبی که عشق مرا نفرین کرد
شبی که دل هم مرا نفرین کرد
شبی که تو از من پرسیدی
و از حسی گفتی که من به آن ایمان داشتم
و آن شب، حست باز مرا لو داده بود
و باز تو می خواستی از زبان خودم بشنوی
اما مرا یارای گفتن نبود
لب فرو بستم
خاموش ماندم
بهانه آوردم
گویی قفل خموشی بر دهانم زده بودند
سکوت و سکوت از من
اصرار و اصرار از تو
گفتم که نمی توانم
اما تو باز هم اصرار کردی
شوقی در صدایت بود
و من می دانستم که منتظر شنیدن چه هستی
حست درست گفته بود
ولی مرا قدرت اعترافی آنگونه نبود
مرا تاب آن همه خجلت نبود
در دلم غوغایی بود
اما نمی توانستم
نمی توانستم
لاجرم از جدایی گفتم
از ترس هایم
و از حرف هایی که از وداع نشانی می داد
و تو چه زود به حست شک کردی
اما من هنوز ..
بگذریم
این روزها دائم با خودم زمزمه می کنم

سلاخی که می گریست به قناری کوچکی دلباخته بود
سلاخی که می گریست به قناری کوچکی دلباخته بود ..

احمدشاملو

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۶۱ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲ اسفند, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
مردابگفته :

هـیـسسسسسسسس میـخـوام چـنـد جـمـلــه از تـه دل بـگـــم . . .
اونـی که از مــن گـذشــت واسـه مــن در گـذشــت . . . روحـش شـاد و یـادش فــرامــوش . . .
گـرچــه بـعضـی وقـتــا راه رو عوضی مـیــرم امــا هـیـچــوقــت بـا یـه عـوضــی راه نـمـیــرم . . .
ایـن جـمـلــه را بـه خـاطــر بـسـپــار بـرای دوسـتـت دارم بـعضـی ها مـرسـی هــم زیــاد اسـت . . . !

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۰۸:

این روزها عشق را با دست پس می زنند…
و با پا پیش می کشند !
حیف از عشق که زیر دست و پاست ..!

[پاسخ]

دختر خوانسار پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۰۳:

like

[پاسخ]

mگفته :

به پرواز
شک کرده بودم
به هنگامی که شانه هایم
از توان سنگین بال
خمیده بود… شاملو

[پاسخ]

مردابگفته :

سهمیــه هــوای مــن هــم بـرای تـــو . . .
بــرای نـفـس نـفـس زدن در آغــوش او لازمـت مـیـشــود . . .

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

نه از خودم فرار کرده ام
نه از شما
به جستجوی کسی رفته ام که
“مثل هیچ کس نیست”
نگران نباشیدیا با او
باز میگردم
یا او
بازم میگرداند
تا مثل شما زندگی کنم ..

محمد علی بهمنی

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۵۰:

LIKE

[پاسخ]

behnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۷:

خوب…

[پاسخ]

mگفته :

بـــرای زیستـــن دو قلـــب لــازم اســـت ، قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند … شـــــاملو …

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۹:

LIKE

[پاسخ]

osetareho پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۱۰:

like

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

فال‌مان هرچه باشد
باشد …
حال‌مان را دریاب !
خیال‌کن حافظ را گشوده‌ای و می‌خوانی :
« مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید »
یا
« قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود »
چه فرق ؟
فال نخوانده‌ی تو
منم !

محمدعلی بهمنی

[پاسخ]

osetareho پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۱۰:

like

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم
و اصل دیگری را به آن افزودم
عزیز من
اصل سی و یکم :
هرانسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد.

پابلو نرودا

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۷:

میتونه دوست داشته باشه ولی شاید بهش نرسه …

[پاسخ]

mگفته :

آی مَردم !
من هم مثلِ شما آدمم .
فقط چشمهایم
خسته از خراشِ یک احساس ،
می بارد …
و فریادهای تب کرده ای که
پُر سر و صداترین سکوتِ زندگی ام شده ،
دلم را می سوزاند …
صدایِ ریشِ قلبِ مرا
فقط دل شکسته ای می شنود ،
که تاریکی بر روشناییِ زندگیش
سایه انداخته …

[پاسخ]

behnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۹:

اوهوم….. ایضا”…

[پاسخ]

mگفته :

این بازی نیست !
این کودکانه هایِ من نیستند …

اینجا
من …
به اندازه ی تمامِ خنده هایِ تو ،
دلخوشی لازم دارم ،
تا بفهمم که تنها نیستم …
سفسطه نمی کنم !
دلم گواهی می دهد که آمدنت ،
بزرگترین اتفاقِ لحظه هایِ سرشارِ من است …
اگر گُل می دهم در زمستانِ این روزهایِ زمین ،
برایِ باوری است
که سالیانِ دراز در دلم ریشه زده بود …
قبله ام را به چشم هایِ تو می دهم،
نماز کن
در سپیده دَمِ بارانیِ فردا ….

[پاسخ]

دختر خوانسارگفته :

عاشقش بودم
عاشقم نبود…
وقتی عاشقم شد که دیگر دیر شده بود
حالا میفهمم که چرا
اوا قصه ها میگن: یکی بود و یکی نبود…

[پاسخ]

vida پاسخ در تاريخ اسفند ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۱:

یادته زیرگنبد کبود دوتا دوست بودن و کلی حسود؟؟؟؟
تقصیر همون حسودا بود ک شد
یکی بود…..یکی نبود!!!!

[پاسخ]

مردابگفته :

کــاش می شــد زنــدگـــی را هــم عـوض کـرد …
مثل ” چایی ” وقـتــی که ســرد می شــود …

[پاسخ]

mگفته :

تو نیستی سرد و یخ بندون
تموم فصلا پاییزه
گذشتن از تو واسه من ، گذشتن از همه چیزه…!!!!

[پاسخ]

مردابگفته :

از این بیراهۀ تردید … از این بن بست میترسم
من از حسی که بین ما … هنوز هم هست میترسم
ته این راه روشن نیست … منم مثل تو می دونم
نگو باید برید از عشق … نه می تونی نه می تونم
نه می تونیم برگردیم … نه رد شیم ازتو این بن بست
منم میدونم این احساس … نباید باشه اما هست

[پاسخ]

مردابگفته :

عـشــق بـلایـیـسـت کـه هـمـه خـواسـتــارش هسـتـنـد . . . !

[پاسخ]

atenaگفته :

شکسته شده ام در لا به لای آهنگ غمگین این زندگی

بدون احساسی برای فردا

بدون خاطرات بارانی

هر روز دلم را به بهانه ای ورق میزنم تا شسته شوم

تا ارام شوم

آرام مثل کودکی

حالا که بزرگ شده ایم دلتنگیم

ای کودکی سا یه ات را بفرست

اینجا آفتاب ما سایه ندارد

اینجا احساس , بوی گم شدن میدهد

اینجا باران بوی سنگ و سیمان میدهد

من بوی خاک باران خورده را میخاهم

کاش میدانستیم رویای بزرگ شدن خوب نبود

پس

سایه ات را بفرست

[پاسخ]

behnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۳۶:

کودکیم چنگی به دل نمی زد…
دلم نمیخواد برگردم به دیروز دوووور..
دلم یه فردای دور میخواد.. دور… قد کودکیم !!!

[پاسخ]

atenaگفته :

شهر من اینجا نیست !
اینجا…
آدم که نه!
آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!
و جالب تر !
اینجا هر کسی
هفتاد رنگ بازی میکند
تا میزبان سیاهی دیگری باشد!
شهر من اینجا نیست!
اینجا…
همه قار قار چهلمین کلاغ را
دوست می دارند!
و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!
شهر من اینجا نیست!
اینجا…
سبدهاشان پر است از
تخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند! .
من به دنبال دیارم هستم,
شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است

[پاسخ]

atenaگفته :

حالا شده…

یه چیزی تو دلت سنگینی کنه؟؟….

خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه….

دلش لک بزنه که با یکی دردودل کنه ولی هیچکی نباشه…

نتونه به هیچکی اعتماد کنه….

هرچی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه نتونه…..

آخرش برسه به بن بست…..

تک وتنها با یه دلی که هی مجبورش میکنه اونو خالی کنه….

اما راهی رو نمیببینه…سرش رو که بالا میکنه آسمون رو میبینه…..

به اونم نمیتونه بگه

خیری از آسمون هم ندیده

مگه چند بار اشکای شبونش رو پاک کرده؟؟

بهش محل هم نداده

تا رفته گریه کنه زودتر از اون بساط گریشو پهن کرده تا کم نیاره…..

خیلی سخته آدم خودش رو به تنهایی خوش کنه ولی دلی داشته باشه که مدام از تنهایی بناله….

خیلی سخته آدم ندونه کدوم طرفیه؟؟…….

خیلی سخته آدم احساس کنه خدا اونو از بنده هاش جدا کرده…..

خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درد دل میکنی داره به حرفات گوش میده یا……

پرده ی گناهت اونقدر ضخیم شده که صدات به خدا نمیرسه………

خدااااااااااااااا جوووووووون صدامو میشنوی؟؟…………

امشب دلم خیلی گرفته

[پاسخ]

behnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۲:

آتناجان… دردتو به یکی بگی که چی شه..؟
نگهش دار عزیزم.. بش عادت میکنی..
دلت باید قدر تنهاییشو بدونه…(میدونم شعارگونه بود)
خدام لابد تو ترافیک مونده.. هولش نکن که دیررسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه…

[پاسخ]

لیلاگفته :

نمی توانم دوستت نداشته باشم
حتی امروز که مدتهاست مرا ترک کرده ای

می دانم که هیچ فایده ای ندارد اما
تمام این روز های من در رویای دیروز می گذرد

در رویای اولین ملاقاتمان

هر بار به این رویا فکر می کنم
قلبم مانند همان روز به تپش می افتد

دوستانم به من می گویند که با گذشت زمان عشق به فراموشی سپرده می شود

اما آنها نمی دانند که
از آن روز که ترکم کردی، زمان نیز متوقف شده است.

[پاسخ]

behnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۵:

قشنگه لیلاجونی…

[پاسخ]

elaa پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۸:

عالی بود

[پاسخ]

مردابگفته :

دم اونــایــی گـــرم که تــو دل مــا نـشـسـتــن . . .
نـه کـرایــه میـدن نـه پـیـاده میـشــن !

[پاسخ]

mگفته :

برای کسی بسوز

که برای خاموش کردنت
از اشکش مایه بذاره.

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۴۳:

واقعا …

[پاسخ]

ناشناسگفته :

انگار۵شنبه به دنیاآمده ام دل به هرچه میبندن بافاتحه اش را بخوانم

[پاسخ]

behnaz پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۶:

واقعا….

[پاسخ]

behnazگفته :

من تافته ی جدابافته نیستم…
من با همه بافته شده ام !!
تنها…
خواب آلود و بی حوصله بوده اند
خدا و فرشتگان سینه چاکش
به وقت بافتنم انگار….

[پاسخ]

سمیراگفته :

دلم برای تو…آیا دل تو هم تنگ است؟!
صدای هق هقِ… گویا دل تو هم تنگ است!

ببین! نمی شود این قدر دور بود از هم!
بیا… قبول… بفرما! دل تو هم تنگ است!

من از مسافت این جاده ها نمی ترسم
اگر بدانم آنجا دل تو هم تنگ است

اگر بدانم گاهی به یاد من هستی
و چند ثانیه حتی دل تو هم تنگ است-

پرنده می شوم اما… نمی پرم بی تو
پرنده می شوم و تا دل تو هم تنگ است-

برای تو پر پرواز می شوم حتی
اگر در آن سر دنیا دل تو هم تنگ است!

اگر در آن سر دنیا…اگر در آن دنیا…
اگر بدانم هرجا دل تو هم تنگ است-

بدون مکث می آیم که باورت بشود
دلم برای تو…حالا دل تو هم تنگ است؟!

نغمه مستشار نظامی

[پاسخ]

جواد خزگفته :

به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!! فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!! به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت: نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟!فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن

[پاسخ]

جواد خزگفته :

بخون به سلامتی هر چی عاشقه ۱- به سلامتی سه کس : غریب ، تنها ، بی کس ۲- به سلامتی گاو چون که نگفت من ، گفت ما ?- به سلامتی کرم خاکی به خاطر خاکی بودنش ۵- به سلامتی شلغم به خاطر اینکه غم داره ۶- به سلامتی کلاغ ، هر چند که سیاهه ولی عوضش یه رنگه ۷- به سلامتی دیوار که هر مرد و نامردی بهش تکیه میکنن ۸- به سلامتی شمع که تا آخرش به پات میسوزه
به سلامتی خودم که بی معرفتم

[پاسخ]

جواد خزگفته :

چشمهایم را به امید دیدن تو می بندم
در ماورای خیال
جایی که
هیچ کس
هیچ کس
نتواند تو را از من بگیرد

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۴۲:

به کسایی که بیشتر از من باهاشن حسودیم میشه . . . ای کاش فقط مال خودم بود . . .

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

تـــــو غافلگیــــری رگبار بودی

و من …

زنــــی که چتـــــر به همراه نداشت . . .

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

متـــاسفانه

آنقـــدر با “تــــو” خاطره نساختم،

تا بعد از رفـــ ــ تــ ـــ نــ ـــ تـــــ . . .

زورشان به کشتــن من برسد!

آنـــــقدر خاطره ساخته ام با تــــــو که …

تا همــــیشه

زندگی ام درد کند!

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

آنقــــــــدر دوستت دارم…

آنقــــدر زیــاد . . .

که جا نمــــی شود

در هیچ شعـــری!

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

مــــی ترسم!

نه مثل ِ دیوانه از بچــــه ها؛

نه مثل بچــه ها از دیوانه …

مــــی ترسم کسی

– نه خودت را –

که دوست داشـــتنت را …

از من بگـــیرد!

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

شاید

” تـــــــو ”

از شعــــرهای من چیزی نفهمی!

امــــا ،

شعـــرهای من…

خیــــلی خوب تو را می فـــهمند!

[پاسخ]

هستـــــیگفته :

چمـــدانت را بیــهوده نبند!

هیچ قطاری

بــرای بردن زنی که عاشق است هنـــوز…

توقف نمــی کند!

[پاسخ]

سالارگفته :

دلـَــم میــگوید :

می آیــــــــی

حریفــِــ دلــَـم نمیشوم . . .

[پاسخ]

faranakگفته :

به سلامتی اون پسری که به دختر دست نزد گفت:شاید مال هم نباشیم ….نمی خوام دست خورده بشی….

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۲۶:

دمش گرم****

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۸:

پسرا به این حرفشون عمل نمیکنن این فقط یه حرفه فقط حـــرفــــ . . .
اگه این پسر واقعا عاشق دختر باشه باهاش ازدواج میکنه این حرفو نمیزنه . . .

[پاسخ]

javad پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۴۶:

خب همه ی پسرا رو جمع نبندید ، من سه ساله دست بهش نزدم فقط منتظرم شرابط جور شه ازدواج کنیم…

[پاسخ]

silver پاسخ در تاريخ اسفند ۷ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۰۸:

مرداب لایک

[پاسخ]

vida پاسخ در تاريخ اسفند ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۷:

هنوزم هستن؟؟؟؟؟؟
چ عجیب!!

[پاسخ]

faranakگفته :

امروز نه حوصله ی دوست داشتن دارم نه می خوام کسی دوستم داشته باشه این روزا سردم مث دی…بهمن…اسفند…زمستان احساسم یخ زده ارزوهایم قندیل بسته امیدم زیر بهمن سرد احساسم دفن شده نه به امدنی دلخوشم و نه به رفتنی غمگین این روز ها پر از سکوتم سکوتی که دلیلش از دست رفتن خیلی چیزاست….!

[پاسخ]

faranakگفته :

دلتنگم.نه از کسی …از بی کسی…!
خسته ام.نه از تکاپو…از در به دری…!
نه دوستی.نه یادی.نه خاطره ی شیرینی…!
تنهایم…
تنها تر از سنگ کنار جاده…!
اما مشتاقم!
و هنور منتظر!
منتظر ان کس که شاید روزی ببینمش……!!!

[پاسخ]

مرداب پاسخ در تاريخ اسفند ۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۲۹:

ولی از انـــتــــظـــــار خـسـتــــه شدم . . .

[پاسخ]

هیچکس...گفته :

شبی که لحظه های بی تو بودن
نفس گیره…
سیاهه…
بی عبوره…
سکوتم آخرین فریاد عشقه
خیالت
آخرین
سنگ صبوره…

[پاسخ]

delshekaste751گفته :

شب است و دلم گریه میخواد شب است و تاریک تاریک تاریک
همچو رنگ دلم دلی که خواست دل باشه ولی شکست و لاشه ی بدبخت شد
لاشه یی که جونی ندارد ولی زنده ست
ظاهری بیخیال ولی درونی اشفته دارد

[پاسخ]