آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

حکایت عشق ما یا…

آری… همان دوست داشتن من…

به مانند امتحان دانشگاهی است

که استاد فقط بخاطر بدخطی

نمره کامل آن را لحاظ نکرد…

فقط یه نگاه سطحی…

غافل از اینکه من آن کلمات…

آری تمام کلمات آن را…

با احساسی نوشتم که شاید برای …

آنان که عشق را به خوشخطی نوشته ها می بینند بدانن..

حتی اگر آن کلمات بی بهت ترین باشه…

و خالی از احساس..

بگذریم…

دیگر چه فرقی میکند…

تو که هیچ حسی نداری به احساس بال بال زده من…

خوش باشی…

ودر پایان …

خوش خط

می نویسم…

فرصت بکامت…

سیاه قلم : سیاوشـ

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۶:

عالی بوددددددد
ممنون
کلام گیرا و قلم زیبایی دارین(ماشاء الله)

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۴۲:

ممنون از نظر لطف شما…
چوب کاری میفرمایین…
سپاس بی پایان از محبت شما…
پیروز . شکیبا باشین…

[پاسخ]

مونا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۲۱:

این خیلی عالی بود
کلا هرچی مینویسی تو اون لحظه حرف دل منه…………

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۰۹:

خیلی مرسی مونا عزیز…

باعث افتخاره بندست محبت و لطف همیشگیت…

آرام و سبز باشی…

[پاسخ]

افشین پسرک همیشه تنها پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۰۹:۴۴:

فوقالعاده بود به قول ماپسرا دمت داغ داغ…..

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۳۵:

سپاس بی پایان از محبت شما…

[پاسخ]

hich پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۳۰:

cheghadr ziba

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۲۱:۴۵:

خیلی ممنونم عزیز…

[پاسخ]

*فاطمه* پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۲۲:۰۳:

فرصت بکامت

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۰۸:۰۹:

همچنین شما فاطمه بانو…

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

حکایت عشق ما یا…

آری… همان دوست داشتن من…

به مانند امتحان دانشگاهی است

که استاد فقط بخاطر بدخطی

نمره کامل آن را لحاظ نکرد…

فقط یه نگاه سطحی…

غافل از اینکه من آن کلمات…

آری تمام کلمات آن را…

با احساسی نوشتم که شاید برای …

آنان که عشق را به خوشخطی نوشته ها می بینند بدانند…

حتی اگر آن کلمات بی جهت ترین باشه…

و خالی از احساس..

بگذریم…

دیگر چه فرقی میکند…

تو که هیچ حسی نداری به احساس بال بال زده من…

خوش باشی…

ودر پایان …

خوش خط

می نویسم…

فرصت بکامت…

سیاه قلم : سیاوشـ

[پاسخ]

setareگفته :

“یکی بود,یکی نبود”
زیر گنبد کبود,اون یکی که«یکی بود»
بی خیال آدما و دنیاشون,
دردا و غصه هاشون,
غم و شادیاشون,
دنیاشو توی شادی ساخته بود,,,
اون روزا خیلی کوچیک بود«یکی بود»
اولاش اون گریه میکرد,بی خودی,
بونه میکرد,الکی,
اون روزا,معنی«یکی نبود»و نمی فهمید,
توی دنیای کوچیکش معنی تنهاییا رو نمی فهمید,
همه ی درد و غم و تنهاییاشو توی وقتی میدونست,
که تو خونه تنها بود….
هفته ها,ماه ها و سالا یک به یک اومد و رفت,
«یکی بود»قصه مون بزرگ شدش,
البته,
اونقده بزرگ که نه,
اون به سن نوجوونی رسیدش,
دیگه اون بگی نگی,درک میکرد,
غم چیه,غصه چیه,
دردتنهایی چطور میاد سراغ آدما,
وقتی که یکی میگفت تنها شدم,
غصه دارم,
میتونست بفهمه که,
غم و غصه ش برای تنهایی تو خونه نیست,
برای ناز و ادا و اتفار و بهوونه نیست,
میتونست درک کنه,
اگه کسی گریه میکرد,
توی وقت تنهاییش گریه میکرد,
بی صدا گریه میکرد,
شبونه,زیر پتو,,,
دلیلش یه چیز دیگه س,
اون میفهمید
گاهی وقتا,بعضی جاها
زانوهای آدما چطور میلرزه,
دستاشون یخ میکنه,
قلبا میریزه…
اما این لرزش و تب کردن و یخ کردنو,
هیچ وقت تجربه نکرده بود.
اما به جاش,چندوقت بعد,
«یکی بود»جوانی رو تجربه کرد,
روزای روشن زندگانی رو تجربه کرد,
اولای جوونی,
انگاری رو ابرا بود,
پادشا بود,
هیچی از دنیا نمیخواست,
همه چی مهیا بود,
اما کم کم حس میشد,
نبود بعضی چیزا تو زندگیش,
و وجود چیزایی,که نباید حس میشد,
«یکی بود»فهمیده بود
«یکی نبود»و کم داره,
واسه اینه که همیشه غم داره
{این شعر از خودم بود,البته که نمیشه اسمشو شعر گذاشت,ولی شاید بشه گفت داستان زندگی خودمه به صورت موزون,}میشه لطفا همه نظرتونو بگید,آخه جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم که مطلبمو به اشتراک بذارم,
پیشاپیش مچکرم,,,

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۱۴:

بدون اغراق خیلى قشنگ بود..یه جور حقیقت بود.

[پاسخ]

setare پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۰۱:۵۹:

ممنون از توجه تون و اینکه وقت گذاشتین و خوندینش مریم جان,آره این حقیقت زندگی خودم تا به الانه,

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۸:۳۳:

لاااااااااااایک

[پاسخ]

setare پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۰۲:۰۶:

سپاس گذارم,,,

[پاسخ]

افشین پسرک همیشه تنها پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۰۹:۵۰:

ستاره جان میشه گفت فوقالعاده بووود با اجازت تو دفتر خاطراتم نوشتمش اسم خو دتم زیرش نوشتم تا دزدی نشه مووووووچکرم……

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۳ ۱۶:۵۴:

زیباستـــ…

پر از احساس پاکـــ و نابـــ…

لایکـــــــ…

[پاسخ]

hich پاسخ در تاريخ مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۳۳:

aliiiii

[پاسخ]

saraگفته :

هنوز هم دلواپست میشوم
و تو نیستی و دلواپست میمانم
تا یک شب که دوباره رفتنت را
باور کنم

[پاسخ]

saraگفته :

سخت افســـــــوس می خـــــــورم
برای تمام روزهایی کــــــــــه..
بی تـــــــــــو..
گذشتــــــــــند..
و تمام شــــــــب هایی که
که با تو نمی گذرنــــــد..
می بینی ..
هنوز رویایـــــــــت..
تمام زندگی من است ..

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

هر چه میخواهد دل تنگت ،
ســــــــــــــاکت
کسی درک نخواهد کـــرد…
.

[پاسخ]

rohollah jafari پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۴۴:

لایک قشنگ بود

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

خاک بر سرِ تمامِ این کلمات
اگر تو از میانِ تمامشان
نفهمی من دلتنگم . . . !
.

[پاسخ]

مريم پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۱۶:

هى خدا..
از تمام زیبایى تو فقط دلتنگیت سهم من بود.

[پاسخ]

rohollah jafari پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۴۵:

لایک ۳>

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

آرام بگیر دلم …
تنگ نشو برایش …
مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !
“چیزی بینمان نبوده

[پاسخ]

rohollah jafari پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۷:۴۶:

لایک ۳>

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــگفته :

هر دوی ما خیانت کاریم…

“تو “به جرم “انکار “گرداب دوست داشتن من…

“من “به جرم “پنهان” نگه داشتن خاکستر عشق تو…

سیاه قلم : سیاوشـ

[پاسخ]

setare پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۰۲:۱۶:

خیلی قشنگ بود,,,
منم این جرم رو مرتکب شدم,,,
میدونین دلیلش چیه???
وجود یه دوست ناباب,,,
همه باهاش دوستن,,,
اسمش(غرور)ه,,,
بدجور آدمو به زمین میزنه

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۹:۱۹:

نمی توتانی…

و نخواهی توانست…!!!

غرورم را

پیش از دوست داشتنت…

“خود” زندانی کردم…

آری نخواهی توانست…

این غرور

دیگر شکسته نمیشود…

دلم را بشکن…

اما

غرورم را نه…

او در انزوا و تنهاییست…

طفلکی گناه دارد…

کمی وجدان…

فقط کمی…

هر چند

تو با غرورت

و آن نگاه خود محورت…

غرورم را

به خود کشی وا داشتی…

دل جای خود دارد

“من” که دیگر هیچ…

سیاه قلم : سیاوشـ

[پاسخ]

ALFA پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۴:۳۸:

زیباســتـ

[پاسخ]

سیاوُشـ ستارهـ بیـ نشانــ پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۸:۵۹:

سپاس بیکران از لطف و محبت شما نیک سرشتان(ستاره بانو و آلفا عزیز) …

[پاسخ]

*فاطمه*گفته :

با تمام وجودم
دلتنگ توام

[پاسخ]

setareگفته :

سپاس گذارم آقا افشین,خوشحالم که خوشتون اومد,,,

[پاسخ]

setareگفته :

سپاس گذارم آقا افشین,خوشحالم که خوشتون اومد,,,
هر کاری کردم قسمت( پاسخ)باز نشد

[پاسخ]