آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۱۶۵ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۴ مرداد, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
Neginگفته :

وه چه شب های سحر سوخته من
خسته، در بستر بی خوابی خویش
در بی پاسخ ویرانه ی هر خاطره را کز تو در آن
یادگاری به نشان داشته ام کوفته ام
کس نپرسد ز کوبنده ولیک
با صدای تو که می پیچد در خاطر من:
«کیست کوبنده در؟»
هیچ در باز نشد
تا خطوط گم و رویایی رخسار تو را
باز یابم من یکبار دگر
آه! تنها همه جا ، از تک تاریک، فراموشی کور
سوی من داد آواز
پاسخی کوته و سرد
«مُرد دلبند تو، مُرد »
راست است این سخنان :
من چنان آینه وار
در نظرگاه تو استادم پاک
که چو رفتی ز برم
چیزی از ماحصل عشق تو بر جای نماند
در خیال و نظرم
غیر اندوهی در دل ، غیر نامی به زبان
جز خطوط گم و ناپیدایی
در رسوب غم روزان و شبان
لیک ازین فاجعه ی ناباور
با غریوی که ز دیدار بناهنگامت
ریخت در خلوت و خاموشی ِ دهلیز‌ ِ فراموشی من،
در دل آینه باز
سایه میگیرد رنگ
شبحی می کشد از پنجره سر ،
در اجاق خاموش
شعله ای می جهد از خاکستر
من در این بستر بی خوابی راز
نقش رویایی رخسار تو می جویم باز
با همه چشم ترا می جویم
با همه شوق تو را می خواهم
زیر لب باز ترا می خوانم
دایم آهسته به نام
ای مسیـــــــــــحا!
اینک!
مُرده ای در دل تابوت تکان میخورد آرام آرام
احمد شاملو
هوای تازه ص ۱۳۷

[پاسخ]

Neginگفته :

خدایا
خداوندا
باد های نا آرامت را بر من فرو فرست
برگهای پاییزت روحم را فرو پوشانده اند
خداوندا
بارانهایت را بر من فرو فرست
گرد های پاییزت روحم را فرو پوشانده اند
ای خدای شادی
که روزهای آرام آفتابیت را دوس داشتم
که روزهای آرام آفتابیت را دوس دارم
خدایا
خداوندا

[پاسخ]

Neginگفته :

تو میایی تو با گلهای سرخ باغ
تو با نجوای شعر عشق
تو میایی
عزیزم ،آرزویم ، مهربانم
من این را خوب میدانم
تو با گلهای سرخ باغ میایی …

[پاسخ]

Neginگفته :

دستهایم را بگیر بودنت را در کنارم حس نمیکنم
بفشار دست هایم ر ا شاید گرمی دستهایت به وجودم گرمای زندگی بخشد
چه سرد و بی روح است دستت انگار قلبت با من نیست آری ..
دست های بدون تپش قلبت را نمیخواهم …

[پاسخ]

leilaگفته :

خنده ام میگیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری
بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری
میگویی : دلم برایت تنگ است
یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ارزانی خودت . . .

[پاسخ]

Neginگفته :

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت
علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت
عشق اسطرلاب اسرار خداست
من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام
دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها
می تپــد دل در شمیــــم یاسها
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود
حال من ، در شهر احسـاسم گم است
حال من ، عشق تمام مردم است
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا ، لبـخند هـا ، آوازهـــا
ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن
با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود
حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد
(واسه عشقم)

[پاسخ]

Neginگفته :

چـه کسی می گویــد:

جـاذبـه رو به زمیـن استـــ ؟

مـن کسانــی را دیـــدم،

فـارغ از هــر کششــی،

رفتـه انـد تـا بـالا . .

تـا اوج . . .

جــاذبه رو به خـــداستـــــــ

[پاسخ]

Farhadگفته :

سر خود را مزن اینگونه به سنگ،
دل دیوانه ی تنها!دل تنگ!
منشین در پس این بهت گران
مدران جامه ی جان را،مدران!

مکن ای خسته،درین بغض درنگ
دل دیوانه ی تنها،دل تنگ!

پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است

دیدی،آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش،سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دل آزارترین شد!چه دل آزارترین؟

نه همین سردی و بیگانگی ازحد گذراند،
نه همین در غمت اینگونه نشاند؛
با تو چون دشمن،دارد سر جنگ!
دل دیوانه ی تنها ، دل تنگ!

ناله از درد مکن
آتشی را که در آن زیسته ای،سرد مکن
با غمش باز بمان
سرخ رو باش ازین عشق و سرافرازبمان
راه عشق است که همواره شود از خون،رنگ
دل دیوانه ی تنها،دل تنگ!

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۱:

ali bud mamnun agha farhad faghat mishe begin in sher az kie?

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۴۴:

با اجازه ی اقا فرهاد عزیز…لیلا بانو این شعر از فریدون مشیریه…(:

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۴۷:

خواهش میکنم لیلا خانم ،شعر از فریدون مشیری ،کتاب لحظه ها و احساس

[پاسخ]

Neginگفته :

هیچکس را در زندگیتان ملالت نکنید.
آدمهای خوب برایتان شادی می آورند
آدمهای بد ،تجربه.
بدترین ها، درس عبرت میشوند،
بهترین ها ،خاطره…

[پاسخ]

Neginگفته :

تو را می خواهم و دانم که هرگز

به کام دل در آغوشت نگیرم

تویی آن آسمان صاف و روشن

من این کنج قفس مرغی اسیرم

ز پشت میله های سرد تیره

نگاه حسرتم حیران به رویت

در این فکرم که دستی پیش اید

و من ناگه گشایم پر به سویت

در این فکرم که در یک لحظه غفلت

از این زندان خاموش پر بگیرم

به چشم مرد زندانبان بخندم

کنارت زندگی از سر بگیرم

در این فکرم من و دانم که هرگز

مرا یارای رفتن زین قفس نیست

اگر هم مرد زندانبان بخواهد

دگر از بهر پروازم نفس نیست

ز پشت میله ها هر صبح روشن

نگاه کودکی خندد به رویم

چو من سر می کنم آواز شادی

لبش با بوسه می آید به سویم

اگر ای آسمان خواهم که یک روز

از این زندان خامش پر بگیرم

به چشم کودک گریان چه گویم

ز من بگذر که من مرغی اسیرم

من آن شمعم که با سوز دل خویش

فروزان می کنم ویرانه ای را

اگر خواهم که خاموشی گزینم

پریشان می کنم کاشانه ای را

(فروغ فرخزاد)

[پاسخ]

Neginگفته :

کاش دلتنگی نیز نام ِ کوچکی می داشت

تا به جان اش می خواندی:

نام ِ کوچکی

تا به مهر آوازش می دادی ،

همچون مرگ

که نام ِ کوچک ِ زندگی ست.
شاملو

[پاسخ]

Neginگفته :

همه
لرزش دست و دل‌ام
از آن بود
که عشق
پناهی گردد،

پروازی نه
گریزگاهی گردد.

آی عشق آی عشق
چهره‌یِ آبی‌ات پیدا نیست.

و خُنکایِ مرهمی
بر شعله‌یِ زخمی

نه شورِ شعله
بر سرمایِ درون.

آی عشق آی عشق
چهره‌یِ سرخ‌ات پیدا نیست.

غبارِ تیره‌یِ تسکینی
بر حضورِ وهن
و دنجِ رهایی
بر گریزِ حضور،
سیاهی
بر آرامشِ آبی
و سبزه‌یِ برگ‌چه
بر ارغوان

آی عشق آی عشق
رنگِ آشنای‌ات
پیدا نیست.

احمدشاملو

[پاسخ]

Neginگفته :

تو نمی دانی غریو یک عظمت

وقتی که در شکنجه یک شکست نمی نالد

چه کوهی ست!

تو نمی دانی نگاه بی مژه محکوم یک اطمینان

وقتی که در چشم حاکم یک هراس خیره می شود

چه دریایی ست!

تو نمی دانی مردن

وقتی که انسان مرگ را شکست داده است

چه زندگی ست!

تو نمی دانی زندگی چیست، فتح چیست

از : احمد شاملو

[پاسخ]

Neginگفته :

در آنجا برفراز قله ی کوه
دو پایم خسته از رنج دویدن
به خود گفتم در این اوج دیگر
صدایم را خداخواهد شنیدن
به سوی ابرهای تیره پر زد
نگاه روشن امیدوارم
زدل فریاد کردم که ای خداوند
من اورا “دوست دارم دوست دارم”
صدایم رفت تا اعماق ظلمت
به هم زدخواب شوم اختران را
غبار آلوده و بی تاب کوبید
در زرین قصر آسمان را
ملایک باهزاران دست کوچک
کلون سخت سنگین را کشیدند
زطوفان صدای بی شکیبم
به خودلرزیده در ابری خزیدند
ستون همچو ماران پیچ درپیچ
درختان در مه سبزی شناور
صدایم پیکرش راشستشو داد
زخاک ره درون حوض کوثر
خدا در خواب رویا بار خود بود
به زیر پلکها پنهان نگاهش
صدایم رفت و با اندوه نالید
میان پرده های خوابگاهش
ولی آن پلکهای نقره آلود
دریغاتا سحرگه بسته بودند
سبک چون گوش ماهی های ساحل
به روی دیده اش بنشسته بودند
صدا صدبار نومیدانه برخواست
که عاصی گرددو بر وی بتازد
صدا می خواست تاباپنجه ی خشم
حریر خواب اورا پاره سازد
صدافریاد می زد از سر درد
به هم کی ریزد این خواب طلایی؟
من اینجاتشنه ی یک جرعه ی مهر
تو آنجا خفته بر تخت خدایی
مگر چندان تواند اوج گیرد
صدایی دردمندو محنت آلود؟
چو صبح تازه از ره بازآمد
صدایم از صدادیگر تهی بود
ولی اینجا به سوی آسمانهاست
هنوز این دیده ی امیدوارم
خدایا این صدارا می شناسی؟
“من اورا دوست دارم دوست دارم”
(فروغ فرخزاد)

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۳:

mer30 negin jan man asheghe sheraye furugham va in shekr ke dige mahshare bazam mamnun

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۵:

خواهش میکنم لیلاجان.. خودمم به یاد اون کس نوشتم که خودش الان خبر داره!

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۵۲:

ممنون نگین خانم از انتخاب این شعر ، عالی بود و دلنشین

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۰:

خواهش میکنم فرهاد جونم…!

Neginگفته :

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم….از عشق تو…..از داشتن
تو…اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۵۶:

روزهائی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز می کشد فریاد:
در کنار تو می گذشت ای کاش!
(فریدون مشیری)

[پاسخ]

Neginگفته :

شـکـسـپـیـر:
خـیـانـت تـنـهـا ایـن نـیـسـت کـه شـب را بـا دیـگـری بـگـذرانـی!
خـیـانـت مـیـتـوانـد دروغ بـَر دوسـت داشـتـن بـاشـد ..
خـیـانـت تـنـهـا ایـن نـیـسـت کـه دسـتـت را در خــَفـا در دسـتِ دیـگـری بـگـذاری!
خـیـانـت مـیـتـوانـد جـاری کـردنِ اشـک بـر دیـدگـانِ مـعـصـومـی بـاشـد..

[پاسخ]

لیلاگفته :

از یک حدّی که بگذرد ، هرچه عمــیق هم کــام بگیرم دیگر خبری از سرفه و نفس تنگی نیست….

عمـــیقا احتیاج به یک کامِ سنگیــــن دارم…

تنگ آمده نفسم از این همه هوای بودنت

[پاسخ]

لیلاگفته :

دنبال یک کلمه می گردم
یک کلمه ی خاموش
مانند یک بوسه
که جمع کند همه ی کلمات را
روی لب های تو…
شهاب مقربین

[پاسخ]

لیلاگفته :

هیچ وقت …

هیچ وقت کسی را …

با تمام وجودت دوست نداشته باش !

یک تکه از خودت را نگه دار برای روزهایى که …

هیچ کس را به جز خودت ندارى !

[پاسخ]

man پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۴۲:

Fogholade bood!_!mamnun azizam!!

[پاسخ]

Neginگفته :

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست.ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم.ای مهربان پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید.تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم.

[پاسخ]

لیلاگفته :

و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند
سهراب سپهری

[پاسخ]

Neginگفته :

می دانم که از هم دوریم و میانمان فاصله است. میدانم بین من و تو دیواریست به بلندای آسمان اما برای با هم بودن نیازی در کنار هم بودن نیست تو یادم کنی و نکنی من به یادت هستم.همانقدر که دلهایمان پیش هم باشد کافیست.بگذار فاصله ها خود را به این جدایی ها دلخوش کنند وقتی دلهایمان با هم است خیالی نیست.

[پاسخ]

لیلاگفته :

خاطرات گاهی وسط یک فکر،

گاهی وسط یک خیابان،

سردت میکنند،

داغت میکنند!

رگ خوابت را بلدند،

زمینت میزنند!!

خاطرات ،

تـمام نمی شوند،

تمامت می کنند…

[پاسخ]

لیلاگفته :

نخست دیر زمانی در او نگریستم
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم
در پیرامون من
همه چیزی
به هیات او در آمده بود .
آن گاه دانستم
که مرا دیگر از او گزیر نیست .

ﺍﺣﻤﺪ ﺷﺎﻣﻠﻮ

[پاسخ]

لیلاگفته :

ﺩﻟﻢ ﻫﻮﺱ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﺮﺩﻩ
ﯾﮎ ﺭﻓﯿﻖِ ﺷﺶ ﺩﺍﻧﮓ
ﯾﮎ ﺁﺭﺍﻡِ ﺩﻝ ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻩ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺤﮏ ﺯﺩﻥ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ
ﻧﺒﺎﺷﺩ
ﺭﻓﯿﻘﯽ ﮐﻪ
ﻣﻦ ﻧﮕﻭﯾﻢ ﻭ ﺍﻭ ﺑﺸﻨﻮﺩ …
ﺑﺨﻨﺪﻡ ﻭ ﺣﺠــﻢ ﺑﻐﻀﻢ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻡﺑﺒﯿﻨد…
ﺭﻓﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺑﮕﻭﯾﻢ ﺑﺮﻭ ، ﺍﻣﺎﺑﻤﺍﻧﺪ…

[پاسخ]

Neginگفته :

من از تو دورم اما چشام به چشمای توست

کی میرسیم ما بهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اینم فقط دست توست.

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

خدایا …
آدم آفریدی یا تخم مرغ ؟
چرا همه تو زرد از آب در میان ؟

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

یـه روز خوب میاد کــه برگــه ترحیمیم برسه به دستت اونوقت توام بگی : آخی … اینــم مــُـرد ؟؟!

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۰۱:

فقط میخوام اون روز بیاد بعدش اصلا برام مهم نیست

[پاسخ]

هــــانیه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۰۴:

چه بخوایم چه نخوایم بالاخره اون روز میاد عزیزم.

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۰:

دقیقا .ببینم کی دلتنگم میشه.وقتی ببینم هیچکس.
می فهمم مرگم به موقع بوده

[پاسخ]

alireza پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۵۷:

تنها آرزویی که ته دلم مونده
.
.
بخوابم
.
.
فردا بیدار نشم:(

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۶:

آخ گفتی اقا علیرضا اینروزا فقط خسته م…
دلم میخواد پلکامو رو هم بذارم و اروم بگیرم بخوابم…
یه خواب عمیق ..
یه خواب ابدی ..
که دیگه هیچوقت بیدار نشم …
گور بابای آرزوهامو این دنیا..
آره این دنیا ارزونیه خودتون ..
نمیخوامش دیگه..!

هــــانیهگفته :

می نویسم که تو بخوانى، اما حیف ! دیگران عاشقانه هاى مرا می خوانند و یاد عشق خودشان می افتند ! و تو… حتى نگاه هم نمی کنى …!

[پاسخ]

پسر تنها پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۳:

خیلی زیبا بود
واقعا…
مرسی

[پاسخ]

asma پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۴۵:

واقعا قشنگ بود هانیه جون…

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

دیگر نمی گویم: گشتم نبود نگرد نیست… صادقانه میگویم: گشتم بود اما مال من نبود…

[پاسخ]

Neginگفته :

لمس کن کلماتی را
که برایت مینویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست…
تا بدانی نبودنت آزارم میدهد …
لمس کن نوشته هایی را
که لمس ناشدنیست و عریان …
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار…
لمس کن لحظه هایم را ….
تویی که میدانی من چگونه
عاشقت هستم،
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن …
همیشه عاشقت میمانم
دوستت دارم ای بهترین بهانه ام

[پاسخ]

هستیگفته :

مدتـــهاســـت

دلـــم شـــروعــی تـــازه میخــــــواهــد

تــو بیـــــــا

مــــــرا دوبـــــاره آغـــــــاز کـــن

[پاسخ]

هستیگفته :

دِلـــم چـِـه کــودکــانــه بَهــانــه ی تــو را میگیـــرد،

امـــا تــو بـــزرگـــانــه بِــه دِل نگیـــر…

فقـــط بگــــو : کــــودکـــ استـــ، نـِـمی فهمــد…

[پاسخ]

هستیگفته :

آدمی غرورش را خیلی زیاد ،
شاید بیشتر از تمام داشته هایش دوست میدارد !!!
.
حالا ببین اگر خودش ،
غرورش را به خاطر ” تو ”
نادیده بگیرد ،
چه قدر دوستت دارد !!
.
.
.

این را بفهم آدمیزاد !!!!

[پاسخ]

چرکن پاسخ در تاريخ شهریور ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۳۱:

هستی جون کیه که بفهمه

[پاسخ]

هستیگفته :

گاهی وسط یک خیابان
سردت می شود ،
بغض می کنی
نفست می گیرد
فقط
.
.
.
برای دیدن کسی
که پیراهنش شبیه او بوده !
.
نفس هایم را پاره پاره می کنم

باز به یاد تو دوخته می شوند

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۸:

آره تو اون لحظه کنترل بغضت خعلی سخته
مرسی هستی عزیز

[پاسخ]

هستیگفته :

به سلامتی اونی که
آرزو بود….
نفس بود….
آرامش بود….
رویا بود….

ولـــی “خاطره” شد…!

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۱:

like ************
بزن به سلامتیش

[پاسخ]

هستیگفته :

بـآید کسے رآ پـیدآ کـُنم

کـِﮧ دوستَم دآشتـﮧ بـآشد !

آنقَدر کـِﮧ یکے از ایـטּ شـَب هـآے لـَعنتے

آغوشَش رآ برآے مَـטּ و یک دُنیـآ خـَستگے ام

بـُگشـآید…

هیـچ نـَگوید !

هیـچ نـَپُـرسد ….

فـَقط مـَرآ در آغـوش بگیرَد …

بـَعد هـَمآنجـآ بمیرم .

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

برو
برو!!!
ترسے از ھیچ چیز ندارم
وقتے یقین دارم بیشتر از من
کسے دوستت نخواھد داشت
بیشتر از من کسے طاقت کم محلے ھایت را ندارد..
برو!!!
ترس براے چه؟؟
وقتے مےدانم که یک روز تف مےاندازے بر روے تمام آنھایے که به خاطرشان مرا از دست دادے…

برو!!

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

یه روزی میرسه که جای خالیم رو با هیچ چیز نمیتونی پر کنی …….
.
من ” خاص “نبودم ،.
.
فقط …
.
.
.
عشقم بی ریا بود…
.
و عشق بی ریا کیمیاست …!

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

به سلامتی اون که هر بار پیکمونو بردیم بالا شیرینترین آرزوها رو براش خواستیم . . .
ولی اون تلخ ترین لحظه هارو برامون رقم زد . . .!!

[پاسخ]

هستیگفته :

ساعت اتاق را خوابانده ام !
.
بی کوک ، بدون باطری
تا حتی هوس یک ثانیه حرکت هم
به سرش نزند . . !
.
.
.
.
.
گورِ پدر دقایق !
.
بی تو بودن شمارش نمیخواهد . . .

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

به سلامتی اون پسری که تمام گریه هاشو کرد بعد رفت دیدن عشقش..!

فکر نکرد که غرورش میشکنه..!

به این فکر بود که شاید عشقش با دیدن اشکاش مجبور به موندن میشه…..

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

می گویند : سـاده نیست . . .

گذشتن از کسى که گذشته هایت را ساخته و آینده ات را ویران کـرده …!!!

امـا من گذشتم . . .

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۵:

like *******

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

هَـمــیــــ×ـــــشه دَقــــیقَا وَقـــ ـ ـ ــتی پـُـر از حَـــرفـَــــــم

وَقـــ ـ ـ ــتی بــغـــــ×ضــــ میکــنم

وَقـــ ـ ـ ــتی داغـــــ×ـــــونم

وَقـــ ـ ـ ــتی دلم شـِـــکَســ×ــــــتـِـه

دقـــیقا همین وَقـــ ـ ـ ــتا

اِنــقـَـــد حـــَــرف دارمــــ×ــــــ کـــ فقـــط میــــتونم بـِگـــــــَــــــــم

بــــــــ×ــــــــــــی خیــــــــالــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

ایـن بـی تــفـآوتـیهـآ… ایــن بـی خــَـبــَـری هــآ… گــآهی دیــدآر از ســَـر اجـبـآر… نــَـبـودَن هآ … نـَـدیــدَن هــآ …. یــَـعـنـی بــُـرو …! گـــآهــی چـِـقــَـدر خِــنـگ مـیـشــویـم …!

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۰:

آره همینه
یــَـعـنـی بــُـرو …!
مر۳۰ هانی عزیز

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

از مـــن خـــــواست حلالــــــش کنــــــــم . . . .!
همـــان کـسی کـه بـا بـی رحمـی تمــام محبــت هایم را حــرام کـرده بــود . . . .

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

چــه قانــون ناعــادلانــه ای ! بــرای شــروع یــک رابطــه , هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد … امــا … بــرای تمــام شدنــش , همیــن کــه یــک نفــر بخواهــد کافیســت …

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

از تـــــمام دنیـــــــــا

شانــه ای مــی خواهـم برای ســـرم ،

و ســــری بـــــــرای شــــــــــانــ ـــه ام !

کســی خستــــه نیسـتـــ از این بالــش هــای پَـــری ؟!

.

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

دکتر پای نسخه ام بنویس “ممنوع ملاقات”

بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد . . .

.

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

فهمیده‌ام که نفرت هم مثل دیگر احساسات

مثل عشق ، قیمت دارد

تنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد . . .

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

صندوق صدقات نیست دل من

که گاهی سکه ای محبت در آن بیاندازی

و پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ای . . .

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

خدایا یادته؟ دستشو گرفتم آوردم پیشت گفتم من اینو میخوام گفتی نه یکی بهترشو واست سراغ دارم! من پامو کوبیدم زمین و گفتم نه من همینو میخوام جواب دادی: آخه قول اینو به یکی دیگه دادم…

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۳:

عالی بود.
قول اینو به یکی دیگه دادم…

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

نقــاش بـاشـی !
چـقــدر می گیـری ..
بیایی و صفحه های سیاه ِ
دلم را رنـگ کنی ؟
بـعـــد بـرای دیــوار اتاق ِ دلـــم
یــــک روز آفتابی بکشی که
نــــور ِ آفتـــاب تا میـانـۀ اتاق آمــــده باشد …
راستـــــی مـــن روی صـــورتــم
یـــک خنــــــده می خـــواهـــم
نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت ؟؟؟

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

“پیک آخرم” رو می نوشم به سلامتی” خدا”،،،
که تمام ” آرزوهامو” دونه به دونه جلوی چشمام پر پر کرد تا عظمتش رو نشونم بده..!؟

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۰۵:۲۰:

آخ که چی گفتی دختر
عالی بود تاحالا بهش فکر نکرده بودم
به سلامتی خدای بی رحم و ظالم من
یا به سلامتی همون خدای مهربون و عادل شما

[پاسخ]

alireza پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۵۸:

خدا
.
.
.
واقعا مگه خدایی هم داریم
.
.
من که ندیدم:(

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

پس از آفرینش آدم؛ خدا گفت به او: نازنینم آدم؛ با تو رازی دارم؛ اندکی بیشتر آی
آدم آرام و نجیب آمد پیش؛ زیر چشمی بخدا نگریست؛ محو لبخند غم آلود خدا؛ دلش انگار گریست. نازنینم آدم (قطره ای اشک از چشمان خدا چکید) یاد من باش که بس تنهایم
بغض آدم ترکید؛ گونه هایش لرزید و بخدا گفت: من به اندازه…من به اندازه گلهای بهشت…نه…به اندازه عرش…نه…نه؛من به اندازه تنهاییت ای هستی من؛ دوستدارت هستم… آدم کوله اش را برداشت
خسته و سخت قدم برمیداشت؛راهی ظلمت پرشورزمین
طفلکی بنده غمگین، آدم؛ درمیان لحظه جانکاه هبوط؛ بازاز خدا شنید که گفت: نازنینم آدم؛ نه به اندازه تنهایی من؛ نه به اندازه عرش؛ نه به اندازه گلهای بهشت؛ که به اندازه یک دانه گندم فقط یادم باش نازنینم آدم نبری از یادم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

گاه دلتنگ میشوم
دلتنگترازهمه دلتنگی ها
گوشه ای مینشینم و حسرت ها را میشمارم
باختن ها و صدای شکستن ها را
کدامین امید را ناامید کرده ام
کدامین خواهش را نشنیدم
به کدام دلتنگی خندیده ام
که این چنین دلتنگم

[پاسخ]

سایه یخ زدهگفته :

خدایا کفر می گویمـ
پریشانمـ،پریشانمـ
چه مے خواهے چھ از جانمـ
نمے دانمـ نمے دانمـ
مرا بے آنکه خودخواهمـ
اسیــــر زندگے کردے…
تو مسئولے خداوندا
بھ این آغاز و پایانمـ…

[پاسخ]

لیلاگفته :

در امتداد دود سیگارم ..!

خط گیسوان کسی تکرار می شود

که همه هستی مرا به باد داد ..!

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

سلامتی آدمای بی کینه که وقتی یکی رو دوست دارن
هرچقدرم اذیتشون کنه
هرچقدرم ناراحتشون کنه
باز یادشون میره و دلشون براش تنگ میشه!

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۶:

بزن به سلامتی شون…
واقعا

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۳:

هه هه . . . .
دقیقا همینجوریه

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

به سلامتی دختری که خنده و شوخی ها و لوس بازی هاش

فقـــــــــــــط واسه عشـــــــــقشه..با پسر غریبه شوخی نمیکنه ،نمیخنده … میدونه عشقش اذیت میشه با این کار

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

گاهی وقتا دلم میخواد بگم

:من رفتم…باهات قهرم..دیگه تموم…دیگه دوستت ندارم..

.وچقدر دوس دارم بشنوم

:کجا بچه لوس؟غلط میکنی که میری!مگه دست خودته؟

اما…نمیدانم چه حکمتیست که آدم همیشه اینجور وقتا میشنود:

“به جهنم“

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۲:

کاشکی حداقل همون جهنمو بگه
سکوت میکنه و هیچی نمیگه
یه داغ میذاره رو دلتو میره . . . .

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

گاهی نمیتوانی دست از دوست داشتن بعضی ها برداری…..حتی وقتی از آن ها متنفری…..!

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر)گفته :

دوباره حرف دارم خدا جون.خدایا از یه چیز سوال دارم:
نخواستم اما پامو تو دنیا گذاشتی
عشق خواستم .ندادی
مرگ طلبیدم .نکردی
خب مگه منو نفرستادی رو زمین که امتحان بدم؟
خب تو که از اول برنامه چیدی که ندی پس چرامن دارم تظاهر میکنم؟
مثل یه بچه میخوام ازت:
خدا جونم:بکش.
بکش دیگه.
آه؟ چرا نمیکشی؟
اصلا باهات قهرم…

[پاسخ]

افشينگفته :

خدایا
این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند
فکری کن
اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت .

[پاسخ]

saloosگفته :

پسر : چرا گریه میکنی‌ گلم؟
دختر : هیچی‌ ،همینطوری
پسر عشقشو بغل می‌کنه و میگه ،ببخشید.
دختر: چرا ؟ تو که کاری نکردی
پسر : چرا .من اونجا نبودم که ازت حمایت کنم جلوی کسی‌ که باعث ناراحتیت شد ..♥

[پاسخ]

saloosگفته :

به عشق در یک نگاه اعتقادی ندارم !

اما ….

به این که در یک لحظه یک نفر از چشمم بیفتد ؛

شدیداً معتقدم … !!!

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۲:

vaghean motaghedam ali bud

[پاسخ]

saloosگفته :

یافتن میلیون ها دوست معجزه نیست…
معجزه اینه که یه دوستی پیدا کنی که تو میلیون ها راه با تو بمونه…

[پاسخ]

saloosگفته :

لبخند ، شروع عشق است

محبت ، باغ عشق است

ناکامی ، داغ عشق

چشم ، راز عشق

وعده ، امتحان عشق

خاموشی ، درد عشق و رسوایی ، شرمندگی عشق . . .

[پاسخ]

saloosگفته :

تو را طلب نمیکنم…نه اینکه بی نیازم … صبورم . . .

[پاسخ]

saloosگفته :

چقدر خوبه آدم یکی را دوست داشته باشه
نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه
نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره ، نه به خاطر اینکه تنهاست
و نه از روی اجبار بلکه
به خاطر اینکه اون شخص ، ارزش دوست داشتن رو داره…!

[پاسخ]

saloosگفته :

در قانون عشق؛
بر خلاف رسم زندگی؛
قلب ها ربودنی و سارق ستودنیست …!

[پاسخ]

saloosگفته :

تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است

اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !

[پاسخ]

saloosگفته :

عشق یعنی توی گوشیت یه سری اس ام اس هست که عمرا دلت بیاد پاکشون کنی…

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۳:

like

[پاسخ]

saloosگفته :

هـر وقـت خیلی بهونه گیر و بد اخلاقـی
بدون که خیلی دلتنگی و دستت از هـمه جا کوتاه…

[پاسخ]

saloosگفته :

هیچ چیز جای خودش نیست………….!
یکی بی دل است .. دیگری دو دل………………..!
یکی هم اینجــا …
بی تــو ……

دل توی دلش نیست ……!

[پاسخ]

saloosگفته :

دختر اگه آدم باشه !
لازم نیست شما دورش رو از این و اون خلوت کنی خودش واسه بودن شما جا باز می کنه !
لازم نیست واسش دنیا رو بخرید تا بمونه… ! خودش قدر یه شاخ گلتون رو می دونه !
لازم نیست هر پسری رو توجیح کنید که ایشون ماله شماست ! خودش تورو به همه دنیا نشون می ده و می گه این ماله منه !
لازم نیست به فکر رفتنش باشید خودش به شما ثابت می کنه اومده که بمونه !
دختر اگه آدم باشه !
اگه شمارو دوست داشته باشه !دختر نیست ………. فرشتست

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۵:

harfe hesab ke javab nadare…mamnun

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۱:

fadayyyy tooooo leila jan
khahesh azizammmm

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۴۲:

like

[پاسخ]

saloosگفته :

یادت ای دوست بخیر…
نازنینم خوبی؟
دل من میخواهدکه بدانی بی تو…
دلم اندازه ی دنیاتنگ است…
جای من یک دل سیر،چشم درآینه اندازو بگو:
بهترینم
ای دوست یادگاردیروز
دل من سیر برایت تنگ است…

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

این روزها فقط ســـــکوت میکنم…

کنار مینشینم…

آرام میگیرم…

و

یواش یواش خودم را محو میکنم

از ذهن تو و از ذهن خودم

و

گور بابای

دلـــــــــــم و دلــــــــــت

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

نالــــه های شبانه ی فاحشـــه از روی “شهــــوت “نیســت

از نا عدالتـــــی های روزگاری است ….

که فــرق آدم ها را در “جیبشـــان “قرار داد …. !

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽِ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎﻫﺎﻡﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﻪ ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﻬﻤﺸﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ !

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

چرا دلت گرفته ؟

او هم آدم است…

اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت ,غصه نخور…..

اگر رفت….. گریه نکن…..

یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند….

یک روز معنی کم محلی را میفهمد . . .

[پاسخ]

sabaگفته :

تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف . . .
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد . . .
از این صدا متنفر بودم اما چشم هایم را میمالم . . .
New Message
تا لود شود آرزو می کنم ، کاش تو باشی . . .
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۱۰:

مرسی
عالی

[پاسخ]

پسر تنها پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۰۷:

ولی irancell بود
بازم مرام ایرانسلو عشقه

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

خدایا ….

خبر داری که

شوخی شوخی داریم پیر میشیم!؟

قرار نیست مارو یه خورده

به آرزو هامون برسونی … !!!

[پاسخ]

sabaگفته :

قدیما همه چیز بوی”مــــــــــــاندن”میداد…
آن روزها حتی بیسکویت ها هم مـــــــــــــادر بودند
ولی حالا
“های باااااااااااااااای”

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۷:

mer30000000000000 saba jan

[پاسخ]

sabaگفته :

ﮔﻔﺖ ﺑﯽ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍﺣﺖ !
میخام سر به تنت نباشه ، والا !
ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ !

[پاسخ]

sabaگفته :

دنیـــــــــــــــــــــــــــــا
اگر مردونگی سرش میشد
اسمش دخترونه نبود!

[پاسخ]

dokhtarekhoub پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۵۵:

میگویند دنیا بی وفاست چون اسمش دخترانه است توصدایش کن جهااان ببین فرقی میکند؟

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۵۹:

نه بخدا نمیکنه چه دختر باشه چه پسر همینیه که هست …ته نامردیه دنیا و جهانمون!

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

دلم می سوزد برای تو

که میشکنی روزی که من نیستم !

تو این دفتر را می خوانی ؛

خرد می شوی …

وقتی می فهمی

چقدر دوستت داشتم

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

ما را از کودکی

به جدایی ها عادت داده اند

همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند:

خوب ها / بدها

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

یادت هست مادر؟

اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛

تا یک لقمه بیشتر بخورم…

یادت هست؟

شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران

میگفتی بخور تا بزرگ بشی

آقا شیره بشی…

خانوم طلا بشی…

و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته

باشم قورت بدهم .

حتی بغض هایم را!!!

[پاسخ]

محمدرضا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۰۶:

عالی بوود…

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

ﮔـفـت دیـوآنـہ وآر دوستـت دآرمـ !

چـہ سـآده بـودمـ ڪہ نفهمـیـدمـ ،

بـہ دیـوآنـہ اعتـبـآرے نیـسـت …

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

بایــــد بــــه بعضــــی پســــرا گفــــت :

آهــــای پســــر …

حواســــت باشــــه …!

ایــــن دختــــری کــــه بــــه تــــو دل داده ,

خیلی هــــا در ” آرزوی نیــــم نگاهــــش ” هستنــــد …

لیاقــــت داشتــــه بــــاش …………..!

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

مدتیــــست دلم شکســــته از همان جای قبلـی … !

کاش میشد آخر اسمــت نقطه گذاشت تا دیگر شــــروع نشوی … !

کاش میشـــــــد فریاد بزنم : “ پایــــــان

دلم خیـــــــلی گرفته اســـت …………..

اینجا نمی تـــــوان به کسی نزدیـــــــک شـــــــد …

آدمهـــا از دور دوست داشتــــنی ترنــــد

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

مرد اگر این غرور لعنتی و این اسم کاذب را با خود یدک نمی کشید

مطمئن باش از هر زنی بیشتر مشتاق یک نوازش و یک آغوش بود…

و یک دل سیییییرررر گریه…

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

تو به من هیچ دِینی نداری…هیچی
اگه عاشقت شدم ….خودم خواستم
اگه همه دنیامو با تو ساختم….خودم خواستم
اگه بعد از رفتنت هنوز همین خیالتم با یه دنیا عوض نمیکنم…..خودم خواستم
ولی تو مدیونی به همه کسایی که بعد از تو
از تهِ دل بهم گفتن :دوستت دارم
و من یه پوزخند زدم و رد شدم…
چون دیگه این حرفو باور نمیکنم…

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۱:

آره مدیونه مدیونه
من دیگه نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم
ایول داداش باهات کاملا موافقم

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۲:

vaghean ziba bud… mamnun pesare tanha

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

ﺣﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ :
ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ، ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﮐﺮﺩﻡ …
ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻨﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ هرﮐس ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
ﺳﺴﺖ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﮐﻪ ﻧﮑﻨﺪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ …

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۵:

ashkam daromad….kheily ghashang bud…akhe khodamam haminjuriam…..

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

دلـــم کــُمـا مـــی خـــواهــداز آنــهـایـــى که دکـتـر مـــى گــویــد:مــتـــاســـفـــم فــقـط بــراش دعا کـنـیـد.

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

برات آرزوی مــرگ نمی کنم!
تو باید بمونی و خــــوش بختــی منو بــبــینــی .

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۸:

vaghean arezume khoshbakhtimo bebineo ba hasrat yade on ruzee biofte ke asheghesh budamo mano pas mizad……mamnoon

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

بچه که بودیم جاده ها خراب بود
نیمکت مدرسه ها خراب بود
شیرای آب خراب بود
زنگای در خونه ها خراب بود
ولی….
آأما سالم بودن

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

دعــا نـکـن مـادربـزرگ
نـمـے خـواهـَم پـیــر شـوم ،
جـوانـے کـہ خـیـری نـداشـت ؛
پـیــری هـم پـیـشکـش خـودتـان…!!!

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

مـــــــــــــرد است دیگر…
گاهی غیرتی میشود
گاهی تند میشود
گاهی عاشقانه میگوید..
مـــــــــــــرد است دیگر..
… غرورش آسمان و دلش دریاست…
تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..
تو چه میدانی تپش قلب و انتظار دیدنت چگونه است
تو چه میدانی تکیه گاه بودن و درد روزگار را به خود کشیدن برای آسایشت چگونه است
تو چه میدانی از هق هق شبانه او
که فقط خودش خبردارد و خدای خودش …

[پاسخ]

alone پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۸:

cheghadr sakhte gole arezooha to tu baghche digari bebini hezar bar tu khodet beshkanio aroom zire lab begi…
gole man baghche ye no mobarak…

[پاسخ]

manگفته :

Fogholade bood!_!mamnun azizam!!

[پاسخ]

aramگفته :

کـــــاش آدم هیـچـــــوقت نــفــهــمــــه،یه حـــرفـــایی دروغ بـــــوده…!!!

[پاسخ]

aramگفته :

خوشحال باش و لبخند بزن…
فقط برای خودت زندگی کن…
قبل از اینکه دعا کنی…ببخش…
قبل از این که صدمه بزنی…احساس کن…
قبل از تنفر…عشق بورز…
زندگی این است…
احساسی اش کن…
بی احساس من…!!!

[پاسخ]

aramگفته :

کاش کسی که عاشقش میشی بفهمه عشقتو
رد نشه ازت به سادگی و بهت بگه برو
کاش غرور ادمارو از هم دیگه دور نکنه
حسرت دوست دارم به دل هیشکی نمونه

[پاسخ]

aramگفته :

نمیدانم چرا ،کجا ،تا کی ،برای چه ،ولی رفتی…
بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی…

[پاسخ]

♀نــرگـــســ×‏ـــ♀گفته :

یه وقــــتایی که دلتـــــــــــــ گـرفته ؛بُغـــــــــــــض داری ،
آروم نـیستـــــــــــی !
دِلتـــــــــــــ بـــراش تـنگــــــــــــــ شده ….
حـوصله ی هـیـچـکســــــــــــــو نـداری !
به یــاد لحظه ای بیفتــــــــــــــ کـه :
اون هــمه ی بی قـراری هــای تـو رو دیـــد؛
امـــــــــــــا ….
چـشمـاشـو بستـــــــــــ و رفــتـــــــــــ … !!!

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۳:

injuri ke bishtar delet misuze akhe…….

[پاسخ]

♀نــرگـــســ×‏ـــ♀گفته :

آخـر جنـوטּ مےدانے کجـآسـت ؟!
بـﮧ خــاطـر تـــــو ،
از تـــــو عبـــور کردטּ !
همیشـﮧ کـﮧ نبـآیـد مجنـــــوטּ وار سـر بـﮧ بیـابـاטּ گـذاشـت!
مجنـوטּ هـآ گاهـــــﮯ مثـل مـــــטּ انـد!
منے کـﮧ تـــــــــو را بـﮧ لیسـت
آرزوهاﮮ نـداشتـﮧ ام اضـآفـﮧ کردم . . .
گـــــذشتـم ،
بـﮧ همـآטּ محـکمـﮯ کـﮧ
پاے داشـتنـت مانـده بـودم . . . . . .

[پاسخ]

♀نــرگـــســ×‏ـــ♀گفته :

◄◄ ایـטּ چــرنـכیــاتـے کــہ مـے نـویســم…
و کـسـے نمیـخـوانـכشـاטּ!
همـہ شـاטּ براے ِ روز ِمـبـاכاسـت !
وقـتـے بـیـایـے ایــــטּ هــا را مـیـگـذارم جـلویـت ،
تــا بـכانـے کـہ چـہ مـے گـذشـت وقـتـے نبـوכے ..
تـا بـبـیـنـے چـہ بـــــے بـهـانـہ تـو را مـرور میـکـرכم …

[پاسخ]

♀نــرگـــســ×‏ـــ♀گفته :

خیلــــے ‘درد’ دارد ….!
کســــے ” تنهایــــت ” بگــــذارد …
کــــہ بــــہ جــــرمِ بــــا ” او ” بــــودن …
همــــہ ” تنهایــــت ” گذاشته انــــد …………..!

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

خط زَدن بر مَن پایان مَن نیست..!

آغاز بےلیاقتی اوست.

[پاسخ]

nafasگفته :

چقدر بده که تو میتونی خودتو خر کنی …

داغون کنی …

بدبخت کنی …

اما نمیتونی خودتو بغل کنی،
آروم کنی و
از تنـهـایـی دربیاری. . . !!!

[پاسخ]

mohammadjavadگفته :

دیگر به دنبال ِ همراه ِ “اوّل” نیستم ! این روزها اول ِ راه ، همه همراهند….

این روزها ، باید به دنبال ِ همراه ِ “آخر” گشت …

[پاسخ]

mohammadjavadگفته :

**من و تنهایی و سردرد و سیگار** . . . از اون روزی که شب اومد به اصرار . . . از اون سالی که یارم رفت به اجبار . . . من عادت کرده ام تنها به این کار . . . **من و تنهایی و سردرد و سیگار**

[پاسخ]

محمدرضاگفته :

تختی که هر شب،
تنها ؛
با یاد کسی روش بخوابی ،
تخت که نیست…
تابوته…

[پاسخ]

محمدرضاگفته :

تا آخر عمرت هم اگه تنها موندی مهم نیست!!!
فقط نزار به جایی برسی که تو آغوش کسی با یاد کسی دیگه ای بخوابی

[پاسخ]

محمدرضاگفته :

خیالت راحت

من جـز آغوش تو حتـے به دیوار

هم تکیه نمے کنم

[پاسخ]

nesaگفته :

بهم میگفت با دنیا عوضم نمیکنه!با یکی دیگه عوضم کرد…):

[پاسخ]

nesaگفته :

دلم برا تو که نه!!!برا کسی که فکر میکردم تو بودی تنگ شده…!!!

[پاسخ]

daryaگفته :

دلتنگی خواست ما نبود. این روزها که سخت غریبانه می گذرند،فقط به درد این می خورند که بفهمیم
چقدر محتاج تبسمی،نگاهی،کلامی از هم هستیم…

[پاسخ]

daryaگفته :

دوری ات را چه کنم؟
درد تنهایی را
از نگاهم خواندی
و برایم گفتی
عشق درمان غمت خواهد بود
با تو لبریز شدم
مست از چشمه جوشان وجودت گشتم
اما
دوری ات را چه کنم
ای همه شور!

[پاسخ]

فاطمهگفته :

به سلامتی هرکی که تنهاست…
و تنهایی رو تحمل می کنه اما گدایی محبت نمی کنه…
به سلامتی
تویی که دلتنگی و داری این پست رو می خونی…!!!

[پاسخ]