آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
mگفته :

کارم از یــکی بود یکی نبــود گذشتــه است …
من در اوج قصه گـــم شدم …
عشق یعنی :

یکی ” بــود ” یکی ” نابــــود “

[پاسخ]

zeynab پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۲۳:

بسیار زیبا

[پاسخ]

m پاسخ در تاريخ تیر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۷:

تشکر زینب جان!!!!

[پاسخ]

فاطمه پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۰۳:

بسیارزیبا

[پاسخ]

mگفته :

آنقدر باورت دارم ،که
وقتی می گویی ” باران ” خیس می شوم…

[پاسخ]

mگفته :

مرا می شکنی
سرت را با افتخار بالا می گیری
ببین از سقف بالای سرت
چگونه اشک چکه می کند . . .
مغرور نباش
که روزی این سقف شکسته
روی سرت خراب می شود . . .

[پاسخ]

mگفته :

اشکی که بی دلیل بیاید ،
اشک دلتنگی نیست، اشک بی کسی است…!

[پاسخ]

mگفته :

خسته ام….!
اما تحمل میکنم…
خدایا…
روزگارت با “من و ” احساسم” بد تا کرد..!!!

[پاسخ]

سحرگفته :

غمگینم ….
هماند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده
وبه این فکر میکند که چگونه بمیرئ……..؟گرسنه و ازاد یا سیر و اسیر؟!

[پاسخ]

سحرگفته :

غمگینم ….
هماند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده
وبه این فکر میکند که چگونه بمیرد……..؟گرسنه و ازاد یا سیر و اسیر؟!

[پاسخ]

*Negin*گفته :

روز مـــرگـــم در آخــریـن نـفـسم …
فـــقط یــک چــیـز بــه او خــواهــم گــفـت : اونـــــــطوری نـــه ! اینـــطوری میـــرَن !!!!

[پاسخ]

*Negin*گفته :

تکیه بده اما ….
به شانه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد…!!!

[پاسخ]

*Negin*گفته :

نگران خیس شدن پاهایش بود
در آن زمان که آب از سر من گذشته بود…

[پاسخ]

paniگفته :

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم……شیشه نیستم که با سنگ بمیرم…شاید خدا خواست که اینگونه بمیرم….شاید خدا خواست که دلتنگ بمیرم……

[پاسخ]

حامد پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۴۲:

ما مشکی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبدیم که به سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگه غریبیم
شاید خدا خواست که دلتنگ بمیریم

[پاسخ]

هستــــــــیگفته :

تو چه ساده می روی و …
من!
چقدر دوستت دارم هایی که بست نشسته بر گلویم!
.

[پاسخ]

هستــــــــیگفته :

ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ..
بتــراشمـ تــا بـرای دلتنگـی هــایــ تــازه جــا بــاز شـود ..
دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد
آدمـ را خفــه کننــد

[پاسخ]

هستــــــــیگفته :

چهار فصل کامل نیست !
هواــے تو ، هوای دیگریست

[پاسخ]

المیراگفته :

نمـــــیـدانــــی ،

چه دردی دارد !

وقـــتـی ..

حــــالـم ..

در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …!

[پاسخ]

mگفته :

وقتی خسته ام
وقتی کلافم
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دل تنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد
این بغض لعنتی است که میشکنم . . .

[پاسخ]

مـُــرداد بــــانوگفته :

انـقـضای خــاص بــودنـت بـه پـایـان رسـیـد…دیـگـه بـه تــو فکـر نـمـیـکـنـمگـنـاه اســت!!چـشم داشتـن بـه مال غـریـبـه ها …

[پاسخ]

مـُــرداد بــــانوگفته :

بعضی وقتا باید به بعضی آدما بگی :خب ! بازی خنده داری بود ، حالا دیگه از زندگیم برو بیرون !

[پاسخ]

*Negin*گفته :

این روزها به جای ” شرافت ”
از انسانها فقط ” شر ” و ” آفت ” میبینی ..

[پاسخ]

*Negin*گفته :

رفتم مرا ببخش…

و مگو او وفا نداشت

راهی به جز گریز برایم نمانده است

رفتم که داغ بوسه پر حسرت ترا

با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم …..

[پاسخ]

saloosگفته :

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟
تقصیر تو نیست
همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت دست نه ، دل تکان می دهم

[پاسخ]

saloosگفته :

برای رسیـــــدن به تو
خودم را قسمت کردم !!
تو را سهم تمام رویاهایم کردم !!
انصاف نبود….
تو که میدانستی با چه اشــتیاقی خودم را قسمت میــکنم
پس چــرا زودتر از تکه تکه شدنم جوابم نکردی؟؟
برای خداحــــــافظی خیـــــــــــــــــــــلی دیر بود!!
خیلی…..

[پاسخ]

saloosگفته :

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
“بادا” مباد گشت و “مبادا” به باد رفت
“آیا” ز یاد رفت و “چرا” در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا … در گلو شکست

[پاسخ]

saloosگفته :

خداحافظ پنجره ی من
که تنها تو به حرف های دل خسته ام گوش می دهی
خداحافظ ستاره ای که هرگز نورت را ندیدم
وخداحافظ ای اشک های بی گناه
من رفتم می روم جایز نیست
می روم تا پیدا کنم ان حقیقتی را که مرا باز می گرداند …شاید!
شاید تو ندانی دستی را که در دستم بود …هرگز باور نکردم
و صدایش را
غبار جاده ها را چه کسی انکار کرد
و ندانسته گفت و ندانسته خندید و ندانسته رفت
که هنوز زیر سنگینی نگاه هوس امیزش بیدار شده و به خواب می روم
و چه کسی گفت که مرگ را دوست ندارد
در حالی که مرده بود
و چه کسی اشکهای جا مانده از زمان مرا به جدایی هدیه کرد
هنوزمی توان گفت که گنگ است صدای نفسهایش
هنوزمی توان فکر کرد که امیدی هست… امیدی هست… امیدی هست
هیچ پژواکی نیست صدای قدم هایم را
به سکوت ویرانی من گوش کن
دریا ارام است…
و خبری نیست از امواج طولانی بی فکر
همه خوابیده اند
ای کاش شب بود
انگاه بیداریشان را باور نمی کردم
و قایقی را که می اید و دل می برد
و می گذرد بدون تأمل
که چرا هیچ قایق دیگری در دریا نیست
که چقدر تنها شده است
چرا بغضم را فرو دهم؟ چرا؟
بخاطر سنگ های اسمانی
یا تابلوی نقاشی گرانقیمت در موزه ی فرانسه
یا بخاطر سهراب و اشعارش
بخاطر هیچ کدام زندگی نمی کنم
بخاطر هیچ کدام هم نمی میرم
بغض من می خواهد ازاد باشد
و دوست دارد سایبان چشمانی باشد که هیچ گاه درکش نکردند
که هیچ گاه دوستش نداشتند
چقدر هوا سرد است
من می ترسم
می ترسم از ابلیسی که می گوید فرشته است
و از فردا و فردا ها
می ترسم…می ترسم…
کدامین قلب را باور کرده ای که حالا تو را باور کنند؟
شبهای من همیشه بی ستاره است…
اسمانت پر ستاره باد!
نباید اشک بریزم…!
نباید بغض کنم…!
و نباید لبخند بزنم…!
شمعی در باد را چه سود
شمعی در باد را چه سود….
شیوا را رها کنید
از زنجیر هایتان
از قفس هایتان
چاره ای نیست ای دوست
باید درخت بمانی!
باید درخت بمانی

[پاسخ]

saloosگفته :

خداحافظ گل لادن، تموم عاشقا باختن.
ببین هم گریه هام از عشق، چه زندونی برام ساختن.
خداحافظ گل پونه، گل تنهای بی خونه.
لالایی ها دیگه خوابی، به چشمونم نمی شونه.
یکی با چشمای نازش، دل کوچیکمو لرزوند.
یکی با دست ناپاکش، گلای باغچمو سوزوند.
تو این شب های تو در تو، خداحافظ گل شب بو.
هنوز آوار تنهایی، داره می باره از هر سو.
خداحافظ گل مریم، گل مظلوم پر دردم.
نشد با این تن زخمی، به آغوش تو برگردم.
نشد تا بغض چشماتو، به خواب قصه بسپارم،
از این فصل سکوت و شب، غم بارونو بردارم.
نمی دونی چه دلتنگم، از این خواب زمستونی،
تو که بیدار بیداری، بگو از شب چی می دونی ؟
تو این رویای سر در گم، خداحافظ گل گندم.
تو هم بازیچه ای بودی، تو دست سرد این مردم.
خداحافظ گل پونه، که بارونی نمی تونه،
طلسم بغضو برداره، از این پاییز دیوونه

[پاسخ]

saloosگفته :

می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که :…پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
… بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…..

[پاسخ]

آرزوووووووگفته :

مـَטּ رابطه هـایی را دوست دارم که دو طرفـه اند.
هـَر دو میکوشند برای ادامـه دار شدنش..
هر دو خطـَر می کنند…
هر دو وقت می گذارند…
هزینه می کنند…
هر دو برای یکـ لحظه بیشتر در کنـآرِ همـ بودטּ بـآ زمـآטּ همـ می جنگند.
مـטּ عـآشقِ رابطه هـاےِ دوطرفه اَم…
رابطه هایی که برای هر دو طرف ادامه اش،بـا ارزش تریـטּ چیزِ دُنیـآست
براے هر دو

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۳۴:

واقعا حرف دلمو زدی
خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

mahdisگفته :

سفید شد موهایی که برای برگشتنت آراسته بودم…!

[پاسخ]

بیگانه پاسخ در تاريخ تیر ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۵:

مو هایش سفید شد کودکی که دزدکی دفتر خاطراتم را خواند…………

[پاسخ]

mahdisگفته :

رد اشکهایم …

و گونه های شخم زده

مال #مـــن…!

و زمین حاصلخیزش مال #تــو!

هیس…

دلم به درد امده…!

[پاسخ]

mahdisگفته :

و تنهـــا همـــــــــــدرد یک لیوان نسکافــــــــه داغ!
تا عـــطرش مرا از دردهایم فــــــــــارغ کند ..
چه سخـــــت است نه؟!
وقتی که بــــوی عـــــطر تــنــی نیست
تا تسکین درد هایت باشد؛
آدم به عـــــطر یک لیوان نسکــــــــــــافه دل ببندد…!
ادامه

[پاسخ]

*Negin*گفته :

شــک نکــــن …!

” آینــــده ای ” خواهـــم ساخت که ,

” گذشتــــه ام ” جلویــــش زانــو بزنــــد …!

قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بســــوزانم …!

برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود ,

آنـــقـــدر خوشبخت می کنــــم کـــــه ,

به هـــر روزی که جــای ” او ” نیـستـی به خودت “لعنـــت ” بفـــرستـی….!

[پاسخ]

*Negin*گفته :

ترکت میکنم تا هر سه راحت شویم
من تو و رقیبم
من از قید تو
او از قید من
وتو از قید خیانت….

[پاسخ]

*Negin*گفته :

چرا ساکت نمی شوی؟
صدای نفسهایت …
در آغوش او…
از این راه دور هم آزارم می دهد…
لعنتی…آرام تر نفس نفس بزن…

[پاسخ]

ELI پاسخ در تاريخ مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۱:

negin matnat alie

[پاسخ]

*Negin*گفته :

به من گفت: برو گورت رو گم کن…
و حالا هروز با گریه به دنبال قبر من می گردد…
کاش آرام و پیش خودت زیر زبانی میگفتی زبانم لال…
زبانم لال

[پاسخ]

*Negin*گفته :

آنقدر تنهام که حتی کسی نیست ،
صندلی را از زیر چوبه ی دار بکشد …

[پاسخ]

*Negin*گفته :

ﺑﯽ ﺗـــــــــــﻮ ﺍﯾـﺴـﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ

ﺭﻭﯼ ﭘـﺎﻫﺎﯼ ﺧــــــــــــﻮﺩﻡ

ﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧـﮕـــــــــــﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨــــــــــــﻢ

ﮐـﻪ ﺣﺘـّـﯽ ﺭﻭﯼ ﺣــــــــــــﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻫـــــــــــﻢ

ﻧـﻤﯽ ﺗـــــــــــﻮﺍﻧﺴﺘـﯽ ﺑـــــــــــﺎﯾﺴﺘﯽ …

[پاسخ]

aramگفته :

حق الناس همیشه پول نیست…
گاهی دل است
دلی که باید می دادی و ندادی.

[پاسخ]

*negin*گفته :

طناب را به گردنم انداختند.گفتند : آخرین‌ آروزیت؟
گفتم : دیدار یار !
گفتند : خسته است، تا صبح طناب بافته …

[پاسخ]

*negin*گفته :

لای انگشتانم را باید انگشتان تو پر میکرد
بی انصاف ….
” نه سیگار “…

[پاسخ]

*negin*گفته :

از تشیع جنازه میایم …دلم را با تمام آرزوهایش زنده به گور کردم.

[پاسخ]

*negin*گفته :

یادت باشد بر پیله های درد تنت ،
با اشک بنویسی دنیا جای “پروانه شدن ” نیست…

[پاسخ]

*negin*گفته :

این دنیا جایی است که وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای بجای همدردی برایت پول خرد میندازند !!!!

[پاسخ]

*negin*گفته :

باز هم خیال تو
مرا
برداشت
کجا می برد نمیدانم …

[پاسخ]

elhamگفته :

خداوندا تفسیر کن دلتنگیهایم را…
برای کسی که قد دلتنگیهای دنیا دلتنگشم
………………
سلام بسیار زیبا بود .

[پاسخ]