آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
نازنینگفته :

خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

هستیگفته :

مدتهاست که در را باز گذاشته ام
…..اما نه تو می آیی …. نه خیالت میرود….

[پاسخ]

هستیگفته :

باز هم برای تو…
هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو مینویسم
هنوز هم در ازدهام این همه بی تو بودن,
از با تو بودنحرف میزنم
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است
این روزها دیگر پشت پنجره مینشینم و به استقبال باران می روم
میدانم… پاییز هنوز هم شور انگیز است
میدانم …یکی از همین روزها
کسی که نبض زندگی من است
….کسی که جز تو نیست…. باز میگردد
میدانم تمام میشود و ما رها میشویم
پس بگذار بخوانم:
“اولین عشق و آخرین عشق من تویی
نرو منو تنها نزار که تنها عشق من تویی”

[پاسخ]

هستیگفته :

من انتظار تو را میکشم وتو مرا در انتظار می کشی…
لعنت بر این فتحه و کسره وضمه ها…..

[پاسخ]

هستیگفته :

گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی مینگرم
من به نومیدی خود معتادم

[پاسخ]

هستیگفته :

هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم ازآن

[پاسخ]

سمنگفته :

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

کوچه مهتاب عشق شب بی تو

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب، آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا،‌ که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:‌
حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پیش تو؟‌
هرگز نتوانم!
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم، نه گسستم
باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم…!

اشکی ازشاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید،
یادم آید که از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم!
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

فریدون مشیری

[پاسخ]

عسل پاسخ در تاريخ آبان ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۳۶:

قشنگ بود.مرسی سمن جان.
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم،
برای انکه باید باشد و نیست…

[پاسخ]

سمنگفته :

سر خود را مزن اینگونه به سنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ

منشین در پس این بهت گران
مدران جامه جان را مدران

مکن ای خسته در این بغض درنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ

پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین

آن که می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلازارترین شد چه دلازارترین

نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند
نه همین در غمت این گونه نشاند

با تو چون دشمن دارد سر جنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ

ناله از درد مکن
آتشی را که در آن زیسته ای سرد مکن

با غمش باز بمان
سرخ رو باش ازین عشق و سر افراز بمان

راه عشق است که همواره شود از خون رنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ

فریدون مشیری

[پاسخ]

شهابگفته :

بی اعتمادم کن به همه ی دنیا اینکه با من باش
کنار من تنها، کنار من تنها، کنار من تنها
از اولین جملت، فهمیده بودم زود
عشق های قبل از تو سوء تفاهم بود
اونقدر می خوامت همه باهات بد شن
با حسرت هر روز از کنار ما رد شن

حالم عوض میشه، حرف تو که باشه
اسم تو بارونه، عطر تو همراشه
اون گوشه از قلبم، که مال هیچکس نیست
کی با تو آروم شد، اصلا مشخص نیست

[پاسخ]

Maedehگفته :

چقدر سخت است …
هم پاییز باشد …
هم ابر باشد …
هم باران باشد …
و هم خیابان خیس …

اما!

نه تو باشی ،
نه دستی برای فشردن ،
نه پایی برای قدم زدن ،
و نه . . . نگاهی برای زل زدن ! ! !

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۵:

واقعا سخته
ممنون..

[پاسخ]

samiraگفته :

jalebe , ama man fekr konam sare ghabramam nayad

[پاسخ]

لیلاگفته :

عجب دیونه یه دیونه ای هست این بابا :-)
مرسی مسعود جان قشنگ بود..
………..
نداشتن تو یعنی دیگری تو را دارد
نمیدانم نداشتنت سخت تر است
یا تحمل اینکه دیگری تو را دارد؟؟؟

[پاسخ]

naziگفته :

گاهی پروانه ها هم
اشتباه عاشق میشوند
بجای شمع
گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند …/!/

[پاسخ]

آرشگفته :

آه خدا لااقل تو تنهام نزار که تو …

[پاسخ]

مسعودگفته :

آن چنان رنجی که دنیا
بر دل ما می کند
بر دل هر کس کند
او ترک دنیا می کند
هر روز می گوییم که
فردا ترک دنیا می کنیم
چون به فردا می رسیم
امروز و فردا می کنیم

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

حوا که بغض میکند ، خدا هم اگر سیب بیاورد چیزی جز آغوش آدم آرامش نمی کند….!!!!

[پاسخ]

مسعودگفته :

دادا دمت گرم سائت بحالی داری من از ظهر اینجام

[پاسخ]