آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

صبح، خورشید آمد
دفتر مشق شبم را خط زد
پاک کن بیهوده است
اگر این خطها را پاک کنم
جای آنها پیداست
ای که خط خوردگی دفتر مشقم از توست!
تو بگو!
من کجا حق دارم
مشق هایم را
روی کاغذهای باطله با خود ببرم؟
می روم
دفتر پاکنویسی بخرم
زندگی را باید
از سر سطر نوشت

قیصر امین پور

موضوع : بخش آزاد
نویسنده :   ,   ۷۳ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۴ بهمن, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
mگفته :

اگه کسی دلتو شکست غصه نخور…
فقط بهش بگو:
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیـــــــــــر بودی…!!!

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

این روزها
در بطنِ من
زنی سکته میکند
که در هر نفس
زندگی را سخت تپیده است….تمامِ وجودم قلبی شده که درد میکند

نیکی فیروزکوهی

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۸:

دلنشین بود.ممنون

[پاسخ]

تو....شاید من..... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۸:

خواهش میکنم هستی جان ممنون از تلاش شما و دوستان من وممنون از شاعر خوب این اشعار این روزا خیلی دلم گرفته احساسم به این اشعار نزدیک و نزدیک تر میشه و خودم دور و دورتر فک کنم دیگه مرگ احساسم نزدیک باشه ممنون که این فرصت بود تا یه کم دل تنگی هام و غصه هام رو بگم وآروم بشم ****

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

اینجا همه هر لحظه می پرسند :

« حالت چطور است ؟ »

اما کسی یک بار

از من نپرسید :

« بالت … »

از : قیصر امین پور

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

من

سال های سال مـُـردم

تا اینکه یک دم زندگی کردم

تو می توانی

یک ذره

یک مثقال

مثل من بمیری ؟

از : قیصر امین پور

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

می خواستم بگویم :

« گفتن نمی توانم »

آیا همین که گفتم

یعنی

همین که

گفتم ؟

از : قیصر امین پور

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد

ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

« بادا » مباد گشت و « مبادا »‌ به باد رفت

« آیا » ز یاد رفت و « چرا » در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا…در گلو شکست

قیصر امین پور

[پاسخ]

هستی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۹:

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا…در گلو شکست

ممنون

[پاسخ]

تو....شاید من.....گفته :

خیلی ممنون ازپست زیباتون
من ارادت خاصی به قیصر و قیصر امین پور دارم
چند وقتی بود از قیصر مطلبی نذاشتید
ممنون****

[پاسخ]

یارقدیمیگفته :

ساک چشمانمراخواهم بست!
ومسافرخواهم شد!…
اشکهاراجمع کنید!…
روزهای گریه نزدیک است؟…ونگاه همیشه خسته ام رابه خاطربسپارید…
که شایدیکی ازهمین روزهاچشمانم رابرای همیشه ببندم!!!!

[پاسخ]

سمیراگفته :

“دلتنگی”…

خوشه ی انگور سیاه است …

لگد کوبش کن

لگد کوبش کن

بگذار ساعتی سربسته بماند !

مستت میکند “اندوه”…!

[پاسخ]

لیلاگفته :

بیا تا
چشم هایم را
بد عادت به دیدنت کنم
و زندگی را
آنقدر باتو جدی بگیرم که
نای خون گرم بودن
برای پذیرایی از مرگ نداشته باشم..
دوباره بیا.. بیا
می خواهم در قامتِ کسی قدم بر دارم
که سرش به تنش می ارزد..
حمید رضا هندی

[پاسخ]

لیلاگفته :

به خودت رحم کن
به روزهایی که بیخود می گذرانی
بیا چند دقیقه از دنیا مرخصی بگیریم و منطقی برخورد کنیم
صبح که بیدار شدی فکر کن وجودت چه سودی دارد

[پاسخ]

لیلاگفته :

پیش از آن که واپسین نفس را برآرم
پیش از آن که پرده فرو آفتد
پیش از پژمردنِ آخرین گل
بر آنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم.
برآنم که باشم.

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

امروز براتـون عشــــق آرزو میکنم
از اون عشقایــــی کـــه ..
هــــر روز با لبخنــــد از خواب بیدار بشید و بگیــــد :
” زنـدگــــی یـعـنـی ایــن … چقــــــــدر خوشبختـــــــم .. ”

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

پر از اشکم… ولی میخندم به سختی
به قول فروغ که میگفت:
شهامت میخواهد سرد باشی و گرم بخندی!

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

سلامتی دختری که خنده و شوخی ها و لوس بازیاش فقط واسه عشقشه…!
با پسر غریبه شوخی نمیکنه ، نمیخنده
میدونه عشقش اذیت میشه با این کار…

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۲۰:

به سلامتی همه با محبتا، همه با وفاها

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

هر شب چشمهایم را می بندم
دستهایم را باز می کنم
و حضور ناگهانی ات را آرزو می کنم…
آدم عاشق که باشد…
به غول چراغ جادو هم ایمان می آورد!

[پاسخ]

maniaگفته :

بدرقه اش کن..شاید بادیگری خوش ترباشد..
مگه خوشی هایش آرزویت نبود؟؟…

[پاسخ]

maniaگفته :

فکر میکردم هدیه ی خداوندی…حالا فهمیدم تقاص اشتباهاتمی..!!

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۴:

Like

[پاسخ]

maniaگفته :

سوگنـــــــــــدمیخورم به جــــــز حضور تو هیچ چیز را جدی نگرفتم حتـــــــــی عشــــــــــق را….

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻓﺼﻞ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ ﺑﺰﻥ ﺑﺮ ﺳﻨﮓ ﺳﺨﺖ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺁﺏ ﮔﺮﺩﺩ ﮐﯿﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺰﻥ ﺑﺮ ﻣﺮﮔﺰﺍﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺰﻥ ﺑﺮ ﺷﺎﺧﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﻦ ﺑﺰﻥ ﻣﻦ ﺗﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﭘﺎﮐﻢ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺑﺮ ﻏﺼﻪ ﻣﻦ ﺑﺰﻥ ﺑﺮ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﻦ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ، ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﺁﻏﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺰﻥ ، ﺍﯾﻦ ﻏﺼﻪ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻣﻨﻢ ﻗﺼﻪ ﻣﻨﻢ ﻏﺼﻪ ﻣﻨﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﻣﻦ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﻡ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﺮﺩﻣﯽ ﻫﺎ ﺑﯽ ﻏﺒﺎﺭﻡ ﺷﺮﺍﺑﻢ ﺧﺎﻟﺼﻢ ﺁﺑﻢ ﺯﻻﻟﻢ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﮔﻞ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺳﻨﮓ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮔﻮﯾﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﻭﯾﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺑﻬﺎ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺼﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻣﺎ ﺭﻓﯿﻊ ﻗﻠﻪ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﯽ ﺑﺎﺯ؟ ﺑﺰﻥ،ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﺴﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺳﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺗﻢ ﺑﺒﺎﺭﻡ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻋﺸﻘﻢ ﺑﺒﺎﺭﻡ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺩﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۰:

این جدایی بی بهونه همه هستی مو فدا کرد..

[پاسخ]

mohabatگفته :

مرا حبس کن در آغوشت ؛
من برای حصار بازوان تو مجرم ترین زندانی ام !

[پاسخ]

mohabatگفته :

بغض میکنم…
از ترس روزهایی که سهممان ازهم،،،فقط یک “یادش بخیر”شود…

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۷:

like

[پاسخ]

mohabatگفته :

چه کسی میگوید دوری سردی میآورد؟!؟
وقتی که هنوز با یادت،،،بندبند وجودم گرم میشود…..

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۰:

گرمترین احساسات را به کسی تقدیم کن
که در سرد ترین لحظات به یادته…

[پاسخ]

mohabatگفته :

سر چوبه دار چشمم به رفیقی افتاد که به گریه های مادرم می خندید!
یاد روزهایی افتادم ،که مادرم را *مادر*خطاب میکرد!!!

[پاسخ]

مریمگفته :

به سلامتی کسی که سیگار نمیکشه
چون یه عمره از زندگی داره میکشه.

[پاسخ]

مریمگفته :

معزه یعنی…
تو در خیالت…
گاهی به من فکر کنی.

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۴:

Like

[پاسخ]

مریمگفته :

مانند هیزم های مصنوعی شومینه می سوزم و
پایان ندارم
/درد/یعنی این…

[پاسخ]

mohabat پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۵:

Like

[پاسخ]

mohabatگفته :

» دختر و پسری با سرعت ۱۲۰ کیلومتر سوار بر موتور دختر: یواشتر من میترسم پسر : نه خوش میگذره دختر : نه نمی گذره . خواهش میکنم خیلی وحشتناکه پسر : پس بگو دوستم داری دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش میکنم آرومتر پسر : حالا محکم بغلم کن (دختر بغلش کرد.) پسر : میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت ؟ اذیتم میکنه روزنامه های روز بعد : موتور سیکلتی با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت به ساختمانی اصابت کرد موتور ۲ نفر سر نشین داشت اما فقظ ۱ نفر نجات یافت حقیقت این بود که اول سر پایینی پسری که سوار موتور بود متوجه شد ترمز بریده اما نخواست دختر بفهمد در عوض خواست که یک بار دیگر بشنود دوستش دارد…»

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۲۸:

چه زیبا.وغمگین بود .مرسی.

[پاسخ]

mohabatگفته :

غرورت نمیزاره برگردی ?!
میدونم…
جوابمو نمیدی ?!
میدونم …
سکوت کردی ?!
میدونم….
محلم نمیزاری ?!
میدونم …
دستاتو بهم نمیدی ?!
میدونم …
میرسه اون روزی که میخوای برگردی !!!
تلفن رو برمیداری ..
زنگ میزنی .
بوق ..
بوق …
بوق….
بر نمیدارم !!
عصبی میشی
فحش میدی ..
باخودت میگی
کلاس گذاشتم ..
روز دوم زنگ میزنی
بوق..
بوق…
بوق….
بر نمیدارم ..
با خودت میگی
غلط بکنم دیگه بهش زنگ بزنم ..
روز سوم
از جلو کوچمون رد میشی ..
میبینی حجله یه بنده خدایی رو زدن سر کوچه
دلت میسوزه ..
میگی بیچاره جوون بود ..
میای نزدیک تر
جوان ناکام …!!!
چقد قیافش اشناست
عه ! اینکه منم
بالاخره برگشتی ?!
ببخشید
نمیتونم جلو پات بلند شم
اخه زیر خاکم ..
دیدی همه چیزم خاک شد ?!
عشقم !
چقد خوشگل شدی !
چه مشکی بهت میاد ..
کاش زود تر میمردم
عه .. گریه نکن دیگه
التماس میکردم ..
میگفتم نرو ..
روزای بعدش
یادته ?!!!
النماس میکردم
برگردی ..!
گریه نکن
اخه نمیتونم اشکاتو ببینم ..
اخه زیر خاکم
اخه نمیتونم بلند شم…
چی دارم میشنوم …
التماس میکنی برگردم ?
عشقم !
اروم باش
غرورت !
نذاشت که زود تر برگردی…….

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۴۸:

خیلی قشنگه…
غرورت ! نذاشت که زود تر برگردی…….

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۷:

خیلی زیبا بود.امیدوارم یه روزی همین طور بشه…

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﻧﺸﺪﯼ ﻭﻟﯽ … ﺍﺯﺕ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻢ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻣﻮ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ بی ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﻟﺸﻮ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺸﮑﻨﻢ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻢ ﯾﺎد ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺻﺖ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﺪﻡ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﻡ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﺧﻮﺏ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻧﻪ …. ؟ ﻣﻌﻠﻢ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩﯼ

[پاسخ]

تو ...شايد من.... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۳:

like

[پاسخ]

mohabatگفته :

آهای سرنوشت… اسکار حق توست… سالهاست که مرا فیلم کرده ای…

[پاسخ]

تو....شاید من..... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۱:

like

[پاسخ]

mohabatگفته :

سرت گرم است، مزاحم نمیشوم… اما بدان حرارت سرگرمیهایت مرا بد میسوزاند…

[پاسخ]

mohabatگفته :

بعضی وقتا سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی ک نمیخوای حرفی بزنی بعضی وقتا سکوت میکنی چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری گاه سکوت یه اعتراضه. گاهی هم انتظار اما بیشتر وقتا سکوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمیتونه غمی رو ک تو وجودت داری….توصیف کنه ..

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۵۶:

اصلا نمی تونه توصیف کنه..

[پاسخ]

تو ...شايد من.... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۴:

like

[پاسخ]

mohabatگفته :

تنهایــــــى مالِ آدماى پاکـه وگـرنه هــرزه ها که تنها نمیمونن … ! به سلامتی بعضی از ما ها که تنهاییم…. نه اینکه نتونستیم با کسی باشیم ،نخواستیم” با هر کسی باشیم….

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۰:

like

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۱۰:

به سلامتی همه با مرامها و با اصولها

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۳۹:

like

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﺎﯾﺪ خیانت ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺑﺮﺍﯼﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪﻣﺸﺨﺺﺷﻮﺩ !ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭﻧﻔﻬﻤﯿﺪ !ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒﺮ ﮐﺮﺩ !ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ﺭﻓﺘﻦﺭﺍ ﺑﻠﺪﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ !ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﯽﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ !ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ !ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ..ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺻﺒﻮﺭ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ …ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ … !‏

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۵۱:

اره واقعا

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﺕ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺗﺮ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼِ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻟﻪ ﻣﯽ ﺷﻪ ، . ﺷﮏ ﻧﮑﻦ !!! . . . ﺍﯾـــــــــــــﻥ ﻗﺎﻧــــــــــــــــــــــــــــــﻮﻥِ ﻃﺒﯿﻌـــﺘــــــــــــــــــــــــــﻪ ……!

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۴۰:

like

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

دست بر دلم مگذار که میسوزی …داغ خیلی چیزها بر دلم مانده….

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

به هوایت بگو اینقدر بر سر من نزند….!
من سرم درد میکند…

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

من گمان می کردم رفتنش ممکن نیست…
رفتنش ممکن شد، حال باورش ممکن نیست …

[پاسخ]

نیلوفرگفته :

ما هم بزرگ شدیم و زندگی چه ساده از دستمان رها شد…
مثل حبه قندی که ناخواسته در استکان چای تلخ رها می شود…

[پاسخ]

تو ...شايد من.... پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۵:

like

[پاسخ]

mohabatگفته :

ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﻋﻄﺮ ﺭﻭ ﺑﻮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺎﻣﻪ ﺍﺵ ﺑﻮﯼ ، ﻋﻄﺮ ﺑﻬﺘﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺭﻭ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻧﻤﯿﺪﻩ . . . . . . ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺻﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﯽ ﭘﺮﻩ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺸﻖُ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻧﻤﯿﺪﻩ !!!

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۴۸:

واقعا like.

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۱۰:

LIKE

[پاسخ]

Nothing پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۱۰:

LIKE

[پاسخ]

mohabatگفته :

بعضی وقت ها خداحافظ یعنی :نذار برم… یعنی :برم گردون.. یعنی :سفت بغلم کن.. و سرمو محکم بچسبون به سینه ات و بگو: خداحافظ و کوفت.. خداحافظ و زهر مار.. بیخود کردی میگی.. خداحافظ! دفعه آخرت باشه!! مال خودمی…

[پاسخ]

mohabatگفته :

ترکت کرده؟؟ شب ها به یادش گریه میکنی؟! ناراحت نبــــاش….. یه روز تو تنها آرزوی زندگیش میشی!! این بدتـــــرین انتقامـــــه

[پاسخ]

نیلوفر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۴۱:

Like

[پاسخ]

mohabatگفته :

خــدایـــــا . . .گـِـــله نـمی کــنم ؛ ولــی کـمـی آرامــتــر امتحانم کُــن ؛بـه خـودتــ قَسَـمــ خســتـهـ ام

[پاسخ]

سونیا پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۱:

عزیزم عالی بود….
like

[پاسخ]

* فاطمه *گفته :

جعبه مداد رنگیت را بردار
و تابلوی زندگیت را زیبا ترسیم کن
شک نکن
با کمک استاد(خدا) نقاشی بی نظیری میشود

[پاسخ]