آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۱۳۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۸ مرداد, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
asmaگفته :

neveshtehat alian..

[پاسخ]

هستــــــــــی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۴۸:

خواهش گلم

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر)گفته :

اگه به تو نمیگفتم حرفامو.اگه نمی گفتم چقد دوس ات دارم.
الان بودی
شاید اگه نمی فهمیدی اینو.که تو رو زیادی از حد دوست دارم .
الان بودی
مثل یه سایه همرات اومدم.مطمئن شم که تو آرامشی.
نمیدونستم خستت می کنم یه روز
تورو اگه کمتر میدیدمت .اگه میذاشتم دلتنگم بشی.
اینجا بودی کنارم هنوز

بدون تو شبام.پر از غم و سرماست
آره بدون تو ته راهمه .ته دنیاست
بدون تو شبام پر از غم و آهه
اگه تنها بری.میبینی آخرش اشتباهه
آره این گناهه

نگرانت می شدم نمی دیدمت حتی چند ساعت.
به بودن تو دلم عاشقونه کرده بود عادت
ولی فایده نداش اون همه تلاش تو رسیده بودی به آخراش
از خدا میخوام روزات بگذره خوشحال و راحت
از ته دلم زندگی رو با عشق میخوام واست
باز خیسه چشام ولی نمیخوام دل تو بسوزه
دیگه برام…

بدون تو شبام.پر از غم و سرماست
آره بدون تو ته راهمه .ته دنیاست
بدون تو شبام پر از غم و آهه
اگو تنها بری.میبینی آخرش اشتباهه
آره این گناهه


اهنگ بسیار زیبای بدون تو-زانیار خسروی و دقیقا اتفاق هایی که واسم افتاد.
(اگه اینو نشنیدید حتما.حتما.حتما گوش کنید)

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۶:

daghighan….are bacheha dadash mohamreza 2rost mige ahange fogholadeye…manam asheghesham…

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۲۹:

ممنون لیلا خانوم.شب و روزم با این می گذره….

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۷:

دقیقا….
ولی اگه بهش نشون ندی دوسش داری و اون نفهمه دوسش داری پس چطوری بهش برسی؟!!!!

[پاسخ]

افشينگفته :

چقدر دوست داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند
و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند
چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید
چرا لبخندهای تو اینقدر بی رنگ است
اما کسی نبود همیشه من بودم و
من و تنهایی ..

[پاسخ]

mojtaba_alone پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۰:

درود بر شما آقا افشین
قشنگ بود.خیلی درد آوره که زورکی بخندی.
زندگی رقص واژگان است.یکی به جرم تفاوت تنهاست و یکی به جرم تنهایی متفاوت!

[پاسخ]

افشينگفته :

عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی .
عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .
عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه:
باعث می شی قلب من به ضربان بیفته .
عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟
فقط میگه: همیشه با منی .
عشق نمی پرسه دوستم داری؟
فقط میگه: دوستت دارم.

[پاسخ]

افشينگفته :

فقط یک پیک از شراب لبانت خوردم
چند ساله بودند این لبانت؟
عمری گذشت
و هنوز وقتی به تو فکر می کنم
تلو تلو می خورم…..!

[پاسخ]

افشينگفته :

مرخصی ندارد!
حتی وقت استراحت ندارد!
حقوق و مزایا ندارد!
بیمه ندارد!
ترفیع پست و مقام ندارد!
استعفا یا اخراج شدن ندارد!
بازنشستگی و از کار افتادگی ندارد!
با این حال، دوست داشتنی‌ ترین شغل دنیاست …
عاشق تو بودن!

[پاسخ]

افشينگفته :

در سرزمین من کسی بوسه فرانسوی بلد نیست..
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد
از گل رز هلندی هم خبری نیست..
اینجا عشق یعنی اینکه بخاطر چشم های دور و برت
معشوقت را فقط از پشت گوشی
بوسیده باشی.

[پاسخ]

افشينگفته :

تنها بی هوایی آدم را خفه نمیکند !
گاهی هوایی شدن ، آرام آرام و بدون روسیاهی خاموشت میکند !

[پاسخ]

افشينگفته :

پیشانی ام،
چسپیدن به سینه ات را میخواهد و
چشم هایم، خیس کردن پیراهنت را
عجب بغض پرتوقعی دارم من

[پاسخ]

افشينگفته :

ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﻨﺪ :
ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺒﻮﺩ ، ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻗﺒﺮﯼ ﻧﺒﻮﺩ …

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر)گفته :

ااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جل الخالق!!!!!!!!
از بس اعصابم خورده دارم میخندم!!!
خدا جون به من قلب دادی مثلا؟؟؟
دو تا رگ بهش وصله.هر کی میاد با یه خنجر سه سر به نام خیانت می پره روش تیکه پارش می کنه!!!
این هیچ!
منو سر پا نگه داشته.همه تلاش می کنن بزننم زمین.یه تیکه گوشته به نیم کیلو ام نمیرسه منو سر پا نگه داشته!!!
این هیچ!
یکی از اعضای بدنه.والا من نمی دونم کارش چه ربطی به بخشیدن این و اون داره؟؟؟؟
اما…………
کارش خون رسانی به بدنه.من دارم فقط به عنوان سطل آشغال احساسات روحیم ازش استفاده می کنم!
خدایا! یا تو ساده و نرم درستش کردی….
یا من فقط “فکر می کنم من اینجوری ام”….
چون نمونه های بعد من همشون سفت و آهنی هستن…
منو بد طراحی کردی……..

[پاسخ]

هــــانیه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۲:

لــــایک.خیلی قشنگ بود

[پاسخ]

میترا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۴۱:

چقد خوب و ساده اما”قشنگ و دلنشین ” حرف دلتون رو نوشتید.
مرسی

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۱:

ممنون از نظراتتون.مرسی

[پاسخ]

Erfaaaaaan پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۹:۰۰:

عالی محمدرضا جان فوق العاده

[پاسخ]

آرزوووووووگفته :

خیلی قشنگ بود. از نظر من هیچوقت هیچ عاشقی به عشقش نرسید. خب همینه که شوره عشقه. اما درد ناکم هس خب.

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۷:

وای توروخدا نگو ارزو جون تنها دلیل زنده بودن و نفس کشیدنای الان امید رسیدنم به عشقمه …بخدا هیچی و هیچی نمیخوام از خدا فقط در کنار فرهاد بودنمو میخوام..همین

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۳۲:

کار((شیرین))به جهان شور برانگیختن است!
عشق در جان کسی ریختن است!

کار فرهاد،برآوردن میل دل دوست
خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه در آویختن است.
————————————–
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هرچه میل دل دوست،
بپذیریم به جان؛
هرچه جز میل دل او،
بسپاریم به باد!
————————————-
هر قاعده ای استثنا هم داره آرزو خانم…نفس کشیدن و زنده موندن رو برای ماندن و رسیدن به عشقم “نگین”میخوام.کسی که به من زندگی بخشید و طعم عشق و رو چشاند.زندگی و جونم و میدم برای رسیدن بهش…این راه سختی زیاد داره ولی سختی هاش و به جون میخرم فقط به نگینم برسم…(شما هم برامون دعا کنید!)

[پاسخ]

rose پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۴۱:

واستون آرزو میکنم آرزوی کسی باشین که آرزوشو دارین…. از ته دل برای هر دوتون آرزو های قشنگ میکنم. امیدوارم راه کوتاه بشه و مقصد نزدیک!

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۰۹:

خیلی ازت ممنونم عزیزم بخاطر آرزوی قشنگی که برای من و عشقم کردی…امیدوارم شما هم به آرزوهای قشنگتون برسین

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۳:

yeki alan be man bege negin az farhad manzuresh hamin ferhade ke pasikh gozashte va belaks???????????????????????????

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۱۶:

اره عزیزم،عشقم همین فرهاد جونمه که با من کامنت میذاره …

[پاسخ]

nafas پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۳:

khosh behaleton
ishala hamishe donya be kameton bashe
manam dost dashtam hamedam neveshtehamo mikhond
va inja bod
ghadr baham bodaneton ro bedonid

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۵:

مرسی نفس عزیزم …. ایشالا تو هم به آرزو های قشنگت برسی ..

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۰۹:۳۷:

می گویند عشق آنست که به او نرسی
و من می دانم چرا …!
زیرا در روزگار من،
کسی نیست که زنانه عاشق شود
و مردانه بایستد…

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۰:

من و عشقم اگه خدا بخواد بهم می رسیم چون من زنانه عاشقش شدم و بخدا مردانه پای عاشق شدنم می ایستم…چون واقعا “عاشق ” شدم،عشقی پاک که زندگی بهم بخشید..از هیچ تلاشی هم برای رسیدن بهش دریغ نمیکنم…فقط امیدم به منشا عشقه پاکه!

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۹:

شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بی‌امان به دل ساکنان فلک ناله سازم
دل شیدا، حلقه را شکند، تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یک‌دم گرم و شعله‌فشان، تا به بام جهان بال و پر گیرد

خوشا ای دل بال و پر زدنت، شعله‌ور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم، دیدگان تری، جان پرشرری، شعله آهی
بیا ساقی تا به‌دست طلب، گیرم از کف تو، جام پی در پی
به داد دل، ای قرار دلم، نوبهار دلم، می‌رسی پس کی؟

چو آن ابر نوبهارم من، به دل شور گریه دارم من
می‌توانم آیا نبارم من؟

نه تنها از من قرار دل، می‌رباید این شور شیدایی
جهانی را دیده‌ام یکسر، غرق دریای ناشکیبایی
بیا در جان مشتاقان، گل‌افشان کن، گل‌افشان کن
به روی خود، شب ما را، چراغان کن، چراغان کن

چو آن ابر نوبهارم من، به دل شور گریه دارم من
می‌توانم آیا نبارم من؟

پسر تنهاگفته :

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !

از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!

صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید میشنید!

اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،

فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!

حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم !

اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!

آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !

گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!

[پاسخ]

parva پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۲۲:

خیلی قشنگه……..

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

وفای اشک را نازم که در شبهای تنهایی ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو

دارم .

[پاسخ]

nadi پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۰۱:

عالی بود

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران ، تو به اندازه

تنهایی من شاد بمان

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

خدایا!

همه از تو می خواهند بدهی ،من از تو می خواهم بگیری

خدایا این همه حس دلتنگی را از من بگیر ….

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

خداحافـظ و زهر مار !

بیخود کردی میگی خداحافظ !

مگه میذارم بری …؟!

مگه الکیه …!!!

چرا نمیفهمن نمیخوای بری …؟!!!

به خدا میخوام بمونم …!

چرا میذاری برم …؟!!

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

آسمـان هـم کـه بـاشی

بـغلت خـواهــم کـرد …

فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش

هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …

پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو

دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

این روزها

اگر خون هم گریه کنی

عمق همدردی دیگران با تو

یک کلمه است :

” آخـــــــی “

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۳:

واقعا

[پاسخ]

arezooگفته :

mohamad reza kheyli qashang bud matnet eyval baba

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر) پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۷:

مرسی.ممنون

[پاسخ]

محمدرضا(میم ر)گفته :

می ترسم روزی بیاید که فرزندم سوالی از من بپرسد…
پدر! تا حالا عاشق بودی؟
می ترسم…
سرخ شوم …
عرق سرد کنم…
اشک در چشمانم گردآب شود…
خودم را در آغوش بکشم….
رویم را برگردانم…
با تمام وجود فریاد بزنم:
نـــــــــــــــــــــــــــــــه!
می ترسم…
فرزندم پی ببرد قوی ترین پدر دنیا در خیالش را…
یک زن هم آغوش خاک کرد….

[پاسخ]

پسر تنها پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۰:

besiar aalii
merc dadash
فرزندم پی ببرد قوی ترین پدر دنیا در خیالش را…
یک زن هم آغوشش کرد

[پاسخ]

Neginگفته :

اشک رازی‌ست
لبخند رازی‌ست
عشق رازی‌ست

اشکِ آن شب لب‌خندِ عشق‌ام بود.

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…

من دردِ مشترک‌ام
مرا فریاد کن.

درخت با جنگل سخن‌می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن‌می‌گویم

نام‌ات را به من بگو
دست‌ات را به من بده
حرف‌ات را به من بگو
قلب‌ات را به من بده
من ریشه‌هایِ تو را دریافته‌ام
با لبان‌ات برایِ همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هایت با دستانِ من آشناست.

در خلوتِ روشن با تو گریسته‌ام
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مرده‌گانِ این سال
عاشق‌ترینِ زنده‌گان بوده‌اند.

دست‌ات را به من بده
دست‌هایِ تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن‌می‌گویم
به‌سانِ ابر که با توفان
به‌سانِ علف که با صحرا
به‌سانِ باران که با دریا
به‌سانِ پرنده که با بهار
به‌سانِ درخت که با جنگل سخن‌می‌گوید

زیرا که من
ریشه‌هایِ تو را دریافته‌ام
زیرا که صدایِ من
با صدایِ تو آشناست.

[پاسخ]

love sickگفته :

دلم واسه شنیدن صدای نفساش تنگ شده دلم تنگ شده واسه سر گذاشتن روسینش و گوش دادن صدای قلبش
واسه دستاش که موهامو شونه کنه
دلم مرگ میخواد
دلم یه نفس راحت میخواد
امیر خسته شدم از بس بیقراری کردم و آرومم نکردی
امیرم دیگه بسه بیا منو از اینجا ببر گلم

[پاسخ]

سایه یخ زده پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۹:

رها با این حاله داغونه خودم وقتی دلنوشته های تورو میخونم خودمو یادم میره….تمام درده خودم فراموش میشه…
رهای نازم اگه ازت یه سوال بپرسم امیدوارم ناراحتت نکنم!!!
الان چند وقت میشه ک امیر از پیشت رفته؟؟؟

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۵۲:

سلام سایه جان. خیلی ببخشید که انقدر دیر جواب میدم چند روز نتونستم به سایت سر بزنم
بیشتر دوساله گلم. چطور

[پاسخ]

سایه یخ زده پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۳:۱۷:

فدای تو عزیزم ایشالا هرکاری داشتی خیر بوده و شادی بوده باشه…..
همینطوری پرسیدم….
فقط میخواستم بدونم از رفتن امیر چقد گذشته…..
رهای نازم برا تولد امیر رفتی پیشش؟؟؟؟

love sick پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۱۰:

آره رفتم. مثل همیشه بود
میدونی چی آزارم میده سایه اینکه باهاش حرف میزنم اما جوابمو نمیده
جدیدا کمتر حرف میزنم و بیشتر سکوت میکنم

سایه یخ زده پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۴:

رها نمیتونم بگم درکت میکنم….
فقط میتونم بگم باهات هم دردم نه ولی واژه ی دیگه ای الان به ذهنم نمیرسه….
آره کاره خوبی میکنی ک سکوت میکنی….
کاره هر روزو شبه من شده….
گاهی سکوت کردن خیلی قشنگتر از حرف زدنه…
ولی وقتی میری پیشه امیر سعی کن همه ی سکوت هایی ک کردی پیشه اون خالی کنی….
رها بذار امیر آرومت کنه که مطمعنم تو با رفتن پیشه امیر آروم هستی….
چقد دنیای عجیبیه ما با زنده ها زندگی میکنیم ولی باید آرامشو از اونایی بگیریم که پیشمون نیستن…

nafas پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۰۰:

raha jan vaghti neveshtat ro dedam delam larzid
koli gerye kardam
vaghean sakhte
khoda vase hich kas nayare
kash mitonestam ye chizi begam ke arom shi
vali age inghadr bi tabi koni va khodet ro azeyat koni
bavar kon eshghetam onja narahat mishe
midonam sakhte tahamol in dard
vali bekhater on say kon arom bashi
to ke inghadr dostesh dari bekhater on khodet ro azeyat nakon
ye lahze fekr kon age bod taghat bitabet ro dasht na nadashte
pas talash kon bekhater amiret arom bashi azizam

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ شهریور ۱ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۵۸:

انقدر بیقراری میکنم تا بالاخره آرومم کنه

[پاسخ]

پسر تنها پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۸:۱۱:

are be khodaa dg base bia mano az inja bebar
ham dardim kash eshgham behem khianat mikard va tanham mizash vali bazam del khosh bodam ke zendas nafas mikesheee
kaaaash

[پاسخ]

rose پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۷:

واقعا سخته خیلی سخت.درست همین اتفاق برای پدر ومادر من افتاد.البته قبل از به دنیا اومدن من!کاش میشد بهتون یه چیزایی رو بگم شاید میتونستم یکم آرومتون کنم.

[پاسخ]

love sick پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۰۰:۳۲:

درد خیانت با درد ما فرق داره. نمیتونم بگم کدوم سخت تره.

[پاسخ]

Neginگفته :

گفتم مگر ببینمش که دلم ساکن
شود …بدیدم و مشتاق تر شدم ….
باور کن منم مث تو!

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۵۲:

در پی آن نگاه های بلند،
حسرتی ماند و
آه های بلند!

[پاسخ]

Neginگفته :

ﺭﻓﯿـــــﻖ !!!!!

اگهـ یهـ ﺭﻭﺯ ﻣــــُــــﺮﺩﻡ …

ﺩﯾــــ ـــﺪﯼ ﺗﺎﺑـﻮﺗـــــَـﻢ ﺭﻭ ﺷﻮنهـ ﻫـــﺎﯼ ﻣــَـﺮﺩُمهـ …

ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯿﺎﻣــ ﭘﺎﺋﯿﻦ ﻧﻮﮐﺮﯾﺘﻮ ﮐﻨﻤـــ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮﯾــــﺎ !!!

ﺣﻠــﺎﻝ ﮐﻦ ….

ﻗــــﻮﻝ ﻣﯿﺪﻣـــ؛

ﺑــﻪ ﺧﺪﺍ ﻗﻮﻝ ﻣﯿـــﺪﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﯾــﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﺯﺗـــ

ﺑﺎﻟـــــــﺎﺗﺮ ﺑﺎﺷﻢ

ﺑﻌﺪﺵ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻤﯿﺸــــﻪ ﺧﺎﮐـــــِ ﭘـــﺎﺗﻢ …. !

[پاسخ]

Neginگفته :

شبی گفتم به سیگارم که از جانم چه میخواهی؟

نوشت با خط دود خود به دردت میخورم گاهی…(!)

تو بر من مینهی آتش که درد خود کنی تسکین

منه بیچاره میسوزم،تو از حالم چه میدانی…(!)

[پاسخ]

Neginگفته :

سیگاری روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم
کام عمیق همراه آهی کوتاه…
بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه…
مثل خودم . . .
نفسم میگیره از زندگی اجباری…

[پاسخ]

Neginگفته :

ﻋﺸــــــﻖ …
ﻧــــﻪ ﭘــــﻮﻝ ﻣﯿﺨــــﻮﺍد …
ﻧــــﻪ زیبایــــی …
و ﻧــــﻪ هیــــچ چیــــز دیگـــــه ….
ﻓﻘـــــــــــﻂ ” ﺩﻭ ﺗــــﺎ ﺁﺩﻡ ” ﻣﯿﺨــــــــﻮﺍﺩ …
ﺗﺎﮐــــــــﯿﺪ ﻣﯿﮑﻨــــﻢ : ﺁﺩﺩﺩددﺩﺩﻡ …!

[پاسخ]

Neginگفته :

راهــ کـِـﮧ میـروے

عَقــَـب میـمــانَــم•••

نـَه بـَـرای اینـکـِـﮧ نـَخواهَـم با تــُـــو هـَـم قــَـدم باشَـم

میـخواهـم پا جاے پاهایـَـت بگــُـذارَـم

میـخواهـَـم مـُـراقبـَـت باشَم

میـخواهـَــم رد پایـَـت را هیچ خیابانـے در آغوش نکـِـشـَــد

تـــُــو فــَـقـَـط بـَــراے مـَـنے•••

[پاسخ]

Neginگفته :

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست
آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست
می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد
آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست
می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند
از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است
راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو
تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست
طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود
روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست

[پاسخ]

Neginگفته :

حَرفهایتـــ رآ ڪــہ مــے شِنَوَمــــ بیشتَر عاشِقَتــــ مــی شَوَمـــــ

گوشَمـــ، جآنَمــــ، رَوآنـَمــــ، آرآمــــ مــیگیرَد

بیشتَر مُبتَلا مــےشَوَمـــ ڪــہ ڪِـنآرَمـــــ باشیــــــــــ

ڪِـنآرَمـــ ڪــہ بآشــی تَمآمِــــ دُنیآیَمــــ هَمآטּ بآزوآטּ توستــــ

مَستــــــــ مــیشَوَمـــــــــ

هَمــــ آغوشــیـــ بآتو رآ بآ هیچـــــــ چیز عَوَضــــــــ نِمــیڪُـَنمـــــــــ …

[پاسخ]

Neginگفته :

کـوتـاه مـی گـویـم دوسـتت دارم
اما…….
از دوست داشـتـنـت کـوتـاه نـمـی آیم…

[پاسخ]

Neginگفته :

حقیقت دارد که مـن می توانمـــ
با شعــرهای تــــو
با بـاران مشاعــره کنمــــ
و بند نیایــم

[پاسخ]

Neginگفته :

همـه میگن عشق یعنــی
دوست داشتـن ..
امــا
مـن میگـم عشق یعنـی
یکی مثل تــو داشتن

[پاسخ]

Neginگفته :

امـشبـ هـیچـی نـمے خـوآهـم !

نـه آغـوشـتـ رآ

نـه نـوازش عـآشقـآنـه اتـ رآ

نـه بـوسـه هـآے شـیریـنتـ…

فقـطـ بـیـآ

مےخـوآهـم تـآ سحـر بـه چشـمـآن زیبــــایتـ خیـره بـمــآنـم

هـمیـن کـآفـی استـ

بـرآے آرامـش قلبـــ بــی قـرآرم

تـو فقـط بـیــآ . . .

[پاسخ]

Neginگفته :

پـلکـــ هـایـم را بـه امـیـد دیـدن تـو مـیبـندم

در ماورای ” خیال ”

جـایـی کـه هـیچ کـَـس

” هیچ کـَس ”

نـتوانـد ” تـــو” را از مـن بگیـرد.

[پاسخ]

Neginگفته :

همـچـوטּ بـادبـادڪـــ هــــا …

جــــاذبــﮧ ے زمیــטּ را بـه مـســـخرهــ مـے گیرمــ !

وقـتـے …

تـــ ــ❤ـــ ـــو ؛

در آغـوشـمــ مــے گیرے …!

[پاسخ]

Neginگفته :

همیــن خوبــﮧ

کـﮧ غیــر از تـــ ـــ❤ــ ـــو؛

همـﮧ از خاطــــرمــ مـیـرن …!

[پاسخ]

Neginگفته :

تڪیـﮧ گـآهَم بآش !

میخـوآهَم سَنگـینی نِگـآه ایـن مَرבمِ حَسـوב شَهـر رـآ تـو هـَم

حـِس کنـی ..

ایـن مَرבم نمیتَـوآننـَב ببیننَـב בست هآیِمـآن تـآ این اَنـدآزه بِہم
می آینـב

[پاسخ]

Neginگفته :

سیـبــــــــــــــ که هـیـچ

تـمـامی بـاغ را مـی چـیـنـم

اگـر در تبعـیـد گـاهـمــان
فـقط مـــــن و تــــــو بـاشـیــم …

[پاسخ]

Farhad پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۴:۴۱:

بسیار عالی…حرف دلمو زدی نگین جان

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۰:۵۵:

فرهادم باغ هم که هیچ من تموم دنیا رو میچینم
فقط و فقط من و تو کنار هم باشیم حتی یه لحظه…

[پاسخ]

nafasگفته :

Hemaghat ke shakh va dom nadarad
hemaghat yani man ke
inghadr miravam ta to deltang man shavi
khabari az deltangi to nemishavad 
barmigardam chon
deltangat mishavam .

[پاسخ]

nafasگفته :

می ترسم..می ترسم…
روزی مرگ هم بمیرد..
آن روز به که امید باید بَست..؟

[پاسخ]

nafasگفته :

آموختم که خواستن توانستن نیست!گاهی خواستن داغیست که تاابد بردل میماند!

[پاسخ]

nafasگفته :

میدونی پشت چشای لیلی چی نوشته بود؟ نفرین برجهانی که غمش قسمت ماشد. .

[پاسخ]

nafasگفته :

موهایش سفید شده بود…!
کودکی که یواشکی دفتر خاطرات مرا خواند….

[پاسخ]

nafasگفته :

بالشت خودم را ترجیح میدهم چرا که شانه های امروزی مثل بالشت های مسافرخانه اند،خوب میدانم سرهای زیادی راتکیه گاه است!

[پاسخ]

nafasگفته :

جزایی بالاتر از این نیست که به کسی دل ببندی که قسمت تو نیست…

[پاسخ]

nafasگفته :

این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدنش کردم؟؟

[پاسخ]

saloosگفته :

ممنون هستی عزیز
این پستت خعلی عالی بود
یه جورایی حال این روزامه
بچه ها واسم ۲آ کنید که بمونه:(

[پاسخ]

Negin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۸:

ایشالا میمونه پیشت عزیزم!

[پاسخ]

هستــــــــــی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۵:۵۱:

آرزوهات سبز گلم

[پاسخ]

saloos پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۲۰:

ممنون هستــــــــــی و نگین عزیزم
هنوز خبری نشده . . . .
خعلی بی تابو بی قرارم
خداجون تنها اونو ازت میخوام

[پاسخ]

nafasگفته :

وقتی که می رفت گفت تو را هم می برم!گفتم کجا؟؟
گفت:از یادم…

[پاسخ]

nafasگفته :

کسی که بتونه تو تنهایی خوشحال باشه
خیلی وقته آب از سرش گذشته….

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۳:

همینه

[پاسخ]

nafasگفته :

کاش انسان مثل شمع فقط یک شب زندگی میکرد اما درکنار پروانه اش”…

[پاسخ]

nafasگفته :

چقدسخته دلتنگی! ی لحظه میگذراما….ی عمربراش میجنگی!

[پاسخ]

nafasگفته :

hamedam , eshgham , hamekasam
delam vasat tang shode
kash inja bodi
ey khoda basame dige nemitonam
mage nemigan marg haghe
khoda jonam man haghamo mikham
akhe to ke mikhay margo bedi pas alan bede
khodaya akhe mikhay be chi bersi man kam avordam
mikhay sabet koni zayefam are man dar tavanam nist
ey khoda basame be jon khodet dige nemitonam bi hamedam
zendegi konam

[پاسخ]

saloosگفته :

من بزرگ شدم اما در من کودکی دوست دارد شیطنت کند….

دوست دارد به تمام زشتیهایی که میگویند برای من عیب است نزدیک شود…

دوست دارد بلند بلند بخندد…

دوست دارد بی چون و چرا بگرید…

دوست دارد روی زانو های تو بنشیند و سر بر سینه ات بگذارد …

دوست دارد با دستانِ کوچکش مهربانی بی حد خود را به تو تقدیم کند..

کودک ِ درونم دوست دارد با تو باشد…با تو بگوید …

دیگر حتی به دروغ راضی نمیشود که نمیشود …نمیخواهد

میدانم …میدانم

دلگیری …میدانم خسته ای …بی حوصله ای …همه را میدانم

اما بدان کودک ِ درونم بی قرار است…بی قـــــــــرار

[پاسخ]

saloosگفته :

آنقدر پیش این و آن از خوبی هایت تعریف کردم !

که وقتی سراغت را می گیرند …

شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت !!!

[پاسخ]

nafasگفته :

این روزهااگرخون هم گریه کنی،عمق همدردی دیگران باتویک کلمه است:آخی…

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

زن جنــس عجـــیبــی اسـتـــــ !

چــشمــ هــایــش را کــه مــی بنــدی ،

دیــد دلــش بــیشتــر مــی شــود…

دلــش را کــه مــی شــکنــی ،

باران لــطـافتـــ از چــشمــ هــایش ســرازیــر…

انــگار درسـتــــ شــده تــا…

روی عـشـق را کــم کــند…

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

می گــویند: دنیــــا بی وفــاســت؛

امـــا….. قدرش را بدانید!

مـن دنیــــای بـی وفــاتری هــــــــم داشتـــــه ام !!

[پاسخ]

leila پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۸:

ali bud mamnun hanie jan

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

בلـَمـ یـکـ تـَصـادُفـ جـבے مے خواهـב!
پُـر سـر و صــבا،
آمبـولانـس هـآ سـَراسیـمـﮧ شـونـב و
کــار اَز کــار بـــَــگـذَرَב…!

کَم آوَرבه ام …!
خـבایـ ـا اَعـ ـصابٍ مَـטּ
فاحـ ــشـﮧ نـ ــیستـ ــ
کـﮧ روز وَ شَـ ـب
مورב تَجـ ـاوز قـَ ـرارَش میـבهند…

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

اگـــر هــیــچ وقــت بــعــد از هـــر لــبــخــنــدی

خـــدا رو شــُـکـــر نــمــیــکــنــی

حــَقــی نــــداری بــعـــد از

هـــر اشــکــی اون رو ســَرزنــِش کـــنـــی

[پاسخ]

ندا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۳۹:

هانیه جون سلام.پس منیکه بعدهرخندم میگفتم خداشکرت چرا الان باید جشام پرگریه باشه واسم سواله بزرگیه؟

[پاسخ]

rose پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۰۱:۱۸:

سلام نداجان ساده س خدا میخواد ببینه تو فقط وقتی خوشحالی و میخندی اونو شکر میکنی ؟یا متقابلا وقتاییم که چشات پراشکه و دلت پر غم بازم سرت و میگیری بالا و بگی خدایا شکرت؟شکرکردن وقتی ارزش بیشتری داره که اوضاعمون رو به راه نباشه نه وقتی که همه چیز رو به راهه.

[پاسخ]

ندا پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۳۷:

سلام رز عزیزم.خیلی بده سعی کنی همرو باحرفات بخندونی اما وقتی خودت بخوای بخندی یادت بیوفته دلیل شادی نداری بعدهرخندت بترسی ده دیقه بعدگریت درنیادیوقت.

rose پاسخ در تاريخ شهریور ۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۷:

سلام نداجان میدونم خیلی سخته من سالهاست که از ته دل نخندیدم .مدت هاست که خنده هام بغض خفه مو یدک میکشن. میفهمم چی میگی عزیزم.من حتی دلیلی واسه زندگی کردنم نداشتم چه برسه به شاد بودن.

هــــانیهگفته :

اونــیـڪـﮧ مـﮯ خـوآســتــ مــטּو تــو

مـــآ نـَــشیـــم ..

כمــِـش گــرمــ .. !

تـــو رو مـﮯشـنآخـتــ ڪـﮧ چـــﮧ عـَــوَضــﮯاﮮ هــَـســتـﮯ…

[پاسخ]

saba پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۱:

mer30 hani jooon

[پاسخ]

هــــانیهگفته :

مشکے بـہ تـטּ کنید

عزا گرفتـہ ام ..

براے مرگ یکـ احسآس

احسآسے بـہ بزرگے یکـ غرور لـہ شده

بـہ زیر خیانت هاے یکـ عشق دروغیـטּ

اینجا ..

در خلوتگاه ایـטּ عشق

صداے شیونهاے دردناکم

صداے نفریـטּ هاے ایـטּ دل شکستـہ ام

روزے بـہ گوشت خواهد رسید ..

ایـטּ صدا را ..

دست سرسخت سرنوشـت بـہ گوشت مے رساند

براے زجرهاے ایـטּ قلب سوختـہ ام

براے هر نفس کـہ با مرگ کشیدم ..

براے تکـ تکـ ثانیـہ هاے تنهایے ام

و براے غرور شکستـہ ام ..

دیدار بہ قیامت عزیز لعنتے …

[پاسخ]

asmaگفته :

…کسی را از روی همدردی دوست داشتن،دوست داشتن حقیقی نیست..!

[پاسخ]

asmaگفته :

…با کسی زندگی کن که مجبور نباشی یه عمر برای راضی نگه داشتنش نقش بازی کنی…!

[پاسخ]

asmaگفته :

…به یاد آرزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد..!

[پاسخ]

مریمگفته :

مــَـن بـی تــو

شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛

تـــو بــی مـَـن

چــِـه خــواهــی کــــرد؟

اصـــلاً

یــــادت هَستـــ

کــِــه نیستــَـمــ …؟؟؟!!!!!.

[پاسخ]

parva پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۲:۱۰:

خوشم اومد

[پاسخ]

نداگفته :

خدا کاری بکن خدا اونم دلش تنگه اگه میگه مهم نیستم باحسش داره میجنگه اگه میگه مهم نیستم میخوادبیشترپیشش باشم درسته اون ولم کرده دلیله اشک چشماشم خدا کاری بکن اون رفت ازت میخوام که برگرده اینبارقدرشومیدونم اگرچه اون ولم کرده خداکاری بگوکه برگرده خداکاری بکن زودباش خدا اون دیگه تنهانیست بهش بگومردم چراعین خیالش نیست خدای مهربون من دلت میادکه تنهاشم بره عشقم تکوتنها تاکی دلواپسش باشم خداکاری بکن زودباش خداصبرم همین قدبودبگوحرفاشوبخشیدم بگوگنجایشم کم بود.بگو تقصیرمن بوده بگوحق داره میدونم بگوبه فکرجبراه بگوقدرتومیدونم بگوغرورش مردمیخوادپیش توبرگرده بگوسختی اینروزا اونوازراه به درکرده

خدا به امید روزیکه عشقم برگرده

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۶:

وای خیلی زیبا بود نداجون…
عشقم برگرد
اینجا شکلک گریه نداره؟!

[پاسخ]

خانوم گل پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۷:

چرا :(اینم گریه

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۱۶:۳۳:

مرسی :(

غـمگینم هـمانند…
یک عــاشـق،
کـه مــعشوقش،
حــتی یـک خـط از عـاشـقانه هــایـش
هــم نـخواند…. :(

rose پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۴۰:

این آهنگو هنوزم دوست دارم با اینکه قدیمیه.ممنون

[پاسخ]

aram پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۲۳:۲۵:

نه ندای عزیزم … از خدا نخوا عشقی که رفته برگرده…هیچوقت…

[پاسخ]

ندا پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۱۷:۱۹:

ارام جون از اینکه رفته ناراحت نیستم واسم مثه روز روشنه برمیگرده.
اما یسوال لطفا راستشوبگو؟۲سال پیش بادروغاش زندگیمونابودکرد من کشیدم کناراما اون همچنان پیغام ودوستاشومیفرستادمیگفت برگرد جبران میکنم اما من بایکی رفیق شدم اماهیچوقت دوستش نداشتم تااینکه دیدم پسره داره قضیروجدی میگیره واسه ازدواج من کشیدم کنارهمون روزا عشق قبلیم برگشت درغاشوبخشیدم فرصت جبران دادم اما سریسرس مسایل قضیه اون پسررو فهمید رفت کلی دعواکردوزدواوووف کلی شرشد.حالا به من میگه توچرا ۲سال بایکی رفیق بودی میگه خیانت من چقدگفتم لعنتی توبادروغات جایی نذاشتی زندگیموکرده بودی تولجن الان چرا زبونت درازه.قبول من اشتباه کردم امیدو دوست داشتموباحسین رفیق شدم اما من وقتی با امیدبودم همه زندگیموپاش گذاشتم تااینکه دروغاش روشد میگه من دروغی نگفتم همش واسه امتحان کردنت بود.وقتیم که باامیدبهم زدموباحسین بوم ۲سال کامل وفادارش بودم بااینکه دوستش نداشتم. اما الان جفتشون میگن خیانت کردی .من خیانت نکردم اما …..شمابگید حق باکیه؟؟؟؟؟؟/

[پاسخ]

نداگفته :

ارزومیکنم وازخدامیخوام که همه به اونیکه میخوان برسن.من وعشقم بخاطریسری سوتفاهم عشقمون بهم خورددعاکنید مثه قبل شه منم واسه همتون دعامیکنم. غذاازگلوم پایین نمیره هرچندمیدونم اون راحت داره زندگیشومیکنه اما کاش منم میتونستم خیلیاهستنه میخوان بیان توزندگیم ولی تاحالاشده نتونی کسیوتحمل کنیوفقط بگی همون همون.ازگریه هام خسته شدم دلم یه شادیه طولانی خوشحالیه ازته دل خنده ی ازته دل میخواد.خسته شدم ازتظاهربه شادی خستم……

[پاسخ]

rose پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۲۱:۵۱:

زنگ خورد
ناظم صبح آمد سر صف
توی برنامه صبحگاهی
رو به خورشید گفت:
باز هم
دفتر مشق دیروز خط خورد
و کتاب شب پیش را
ماه
با خودش برد
*
آی خورشید!
روی این آسمان
روی تخته سیاه جهان
با گچ نور بنویس:
زیر این گنبد گرد و کور و کبود
آدمی زاد هرگز
دانش آمور خوبی نبود………

[پاسخ]

arezooگفته :

masud jan kheyli sayteto dust daram mer30

[پاسخ]

مریمگفته :

عــــــــــبـــــــــور…یــــــــعــــــــنــــــــی…مـــــــــن…
کـــه از هــــمه ی حس سرد و بی تفاوتت آرومـــــــــــ…
و…عـــــاشــــــــــــــــــــــــــــــــــــقانه
میگــــــــــــــــــذرمــــــــــــــــــــــــــ…!

[پاسخ]

خانوم گلگفته :

ابراهیم نیستم اما غرورم را قربانی کسی کردم که ارزش گوسفند هم نداشت

[پاسخ]

نداگفته :

خیلی سخته کسیکه تاهفته پیش طاقت یک دقیقه دوریوجدایمونداش به شوخیم میگفتم خداحافظ هزاربارالتماس میکرد اماالان حتی جواب یه اسمسمم نمیده چقدادمازودتغییرمیکنن.میبیمی خدا این همون ادمیه که وقتی افریدیش به خودت احسنت میگفتی .این همونیه که به فرشته هات گفتی سجده کنن.بخاطرش شیطانیکه چندهزارسال عبادت میکردو روندیش.ادما همینن.نمیدونستم واسش تاریخ داشتم. تازه داشت باورم میشد حرفاش راسته هه خدا ببین.بازم احسن میگی به خودت؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

نداگفته :

چه معنامیدهدزندگی وقتی هیچ اتفاقی من وتورا سر راه هم قرارنمیدهد……

[پاسخ]

shaghayeghگفته :

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ “ﮔﯿﺮ” ﺑﺎﺷﻪ، ﮐﻞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﻭ “ﻧﺦ ﮐﺶ” ﻣﯿﮑﻨﻪ…

[پاسخ]

نداگفته :

گاهی معذرت خواهی نشان دهنده این نیست که تومقصری وطرف مقابلت بی تقصیر.گاهی نشاندهنده این است که یک رابطه بیشترازغرورت برات می ارزه……

[پاسخ]

kimiy jojoگفته :

روی دلم نوشتم دیگراحتیاط لازم نیست شکستنی هاشکست هرجورمایلیدرفتارکنید.ممنون ازسایت خوبتون

[پاسخ]

نداگفته :

فرداقراره امیدوببینم واسه اخرین بار دعاکنیم پیشش گریم نگیره.

[پاسخ]

ghazalگفته :

ان شاا… همه چی خوب پیش بره نداجان.

[پاسخ]

نداگفته :

سلام غزل جون.دیدمش احساس میکنم داره امتحانم میکنه.وسایلوکادوهاشو بردم پس بدم گفت خردشون میکنم گفتم سیم کارتمم بگیرتافراموشت نکنم نمیخرم حتی ازگوشیم دراوردم سیم کارتمواما خودش انداخت توگوشیم گفت برمیگردم البته شاید حتما نه.اما حسم میگه همش میخواست بگه بمون اما خب ناراحته حق میدم بهش بخاطرهمین منم فرصت دادم فکرکنه ته قلبم یه ارامش عجیبی هس انگاربرمیگرده یاشایدم واسه دلخوش کنکه خودم اینجوریم نمیدون به هرحال واسش یه نامه نوشتم حرفایکه نمیشدتوروش بگمو نوشتمودادم بهش.من باخدایه معامله ای کردم.بچه ها همه سختیاونبودش یه طرف اینکه مامانم راجبش میپرسه واقتنمیدونم چیبگم بهش.ته قلبم نوید روزای خوشیومیده واقاتوکل کردم به خدا وگذاشتم به مرور زمان حل شه.دعاکنید برام دعاتون میکنم.

[پاسخ]

احسانگفته :

مثل باران چشم هایت دیدنی است شهر خاموش صدایت دیدنی است مهربانی معنی لبخند توست خنده هایت بی نهایت دیدنی است

[پاسخ]

Aloneگفته :

عشق در زندگی یعنی به هم نرسیدن
چون وقتی ادم به معشوقش
میرسه دیگه عشق معنی نداره
و عشق میمیره…..

[پاسخ]