آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

 

az man  [aloneboy.ir].gozashti

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگر چه هیچ نذری عهده دار ِ وصل نیست
یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من!
من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۲۰ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۰ فروردین, ۱۳۹۳  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
* فاطمه *گفته :

” مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست، مشکل نشیند”

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

خیلی شعرزیبایی هست
واقعا لذت بردم…

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

ساده نگذشتم از این عشق خودت میدانی
من زمین گیر شدم تا تو مبادا….بشوی
من و تو مثل دوتا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم کاش تو دریا بشوی
بعدازاین مرگ نفسهای مرامیشمرد
فقط ازاین نگرانم کهتو تنهابشوی

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

این حق من نبود که من را رها کنی
بدبوده ام ولی نه به اندازه ای که تو قدر تمام عاشقی من خطاکنی
ازحق خود گذشته ام اما….به من بگو
چگونه حق دوست داشتنمرا ادا میکنی؟

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

تجربه های زندگی راباهم آموختیم
تو شدی زنی کامل برای دیگری
من شدم مردی کامل برای خودم

[پاسخ]

عرفان پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۶:

اون ی زن کامل شد …. خوشبخت باشه با اون

[پاسخ]

دخترخوانسارگفته :

سیگارهای بهمنش را دوست دارم
بوی بد پیراهنش رادوست دارم
گفتند:دیوانه! شنیدی زن گرفته؟
دیوانه ام حتی زنش رادوست دارم

[پاسخ]

mگفته :

عالــــــــــــــــــــــــــــــی

[پاسخ]

faranak پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۲۳:۰۴:

like

[پاسخ]

mگفته :

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم

تا که یک شب دیدمت، دل باختم، رسوا شدم

با نگاهی ساده قلبم را گرفتی، خوب من!

فکر می‌کردم که من عاشق نِمیشم امّا شدم!

مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها

سوختم، امّا عزیزم! با تو من معنا شدم

گفته بودی در کنارت تا ابد هستم ولی

باز رفتی، باز ماندم، باز من تنها شدم

[پاسخ]

mگفته :

گریه کن

گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت

واسه اینکه نمیشه دیگه بیام تولدت

گریه کن جدایی ها ما رو رها نمی کنن

آدما انگار برای ما دعا نمی کنن

گریه کن حالا حالا از هم جدا باید باشیم

بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم

گریه کن منم دارم مثل تو گریه میکنم

به خدای آسمون دارم گلایه میکنم

گریه کن تو بختمون یه برف سنگین نیومد

این همه پرنده رد شد یه مرغ آمین نیومد

گریه کن واسه شب هایی که بدون هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

گریه کن واسه روزایی که خورشید نداشت

دل های من و تو که به فردا امید نداشت

گریه کن فکر کن دلیلی ندارم فقط همین

واسه ی فاصله که از آسمونه تا زمین

گریه کن سبک میشی روزای خوب یادت میاد

گرچه نیست تو تقویمامون اون روزا زیاد

گریه کن برای قولی که به اون عمل نشد

واسه مشکلاتی که بود و هستش و حل نشد

گریه کن برای اون دلا که چینی بودن

بی وفایی یا که دیوی به چه سنگینی بودن

گریه کن برای نقشه ها که مهتابی بودن

برای عاشقی های ما که قلابی بودن

گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن

واسه آرزوهامون که همش حباب بودن

گریه کن واسه خوشی هایی که نازل نمیشن

واسه اون دیوونه هایی که دیگه عاقل نمیشن

گریه کن برای اولا که عاشقونه بود

حال هم رو پرسیدن فقط یه جور بهونه بود

گریه کن از یادمون رفتش و اسفند نزدیم

دستمون تو دست هم بودو یه لبخند نزدیم

گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمیشه

دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمیشه

گریه کن غرور واسه دیوونگی یه سد شده

مرغ آمین دیده این صحنه رو تندی رد شده

گریه کن بذار تمام عقده هات شسته بشه

حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته بشه

گریه کن واسه همه واسه خودت برای من

تویه بارونی ترین ثانیه حرفاتو بزن

گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه قربونه گریه کردنت

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۱۳:

امروز آنقدر گریه کرده ام که نمی دانستم چگونه جلوی اشک هایم را بگیرم چگونه چشمهای قرمزم را پنهان کنم
الان نصفه شبه و من به راحتی گریه میکنم

[پاسخ]

mگفته :

به لبهایم قفل زدم درباره عشق تو

به کسی چیزی نگویم

شاید روزی خودت

آدم شوی….

[پاسخ]

mگفته :

دیگر بهار هم سرحالم نمیکند

چیزى شبیه معجزه زلالم نمیکند

آه اى خدا مرا به کبوتر شدن چکار؟

وقتى که سنگ هم رحم به بالم نمیکند…

[پاسخ]

helenگفته :

میدانی…؟
آدمهای ساده…
ساده هم عاشق میشوند
ساده صبوری میکنند
ساده عشق می ورزند
اما سخت دل میکنند
آن وقت که دل میکنند:جان میدهند!
سخت میشکنند…سخت فراموش میکنند…
آدمهای ساده…!!!!!

[پاسخ]

* فاطمه * پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۳۳:

سادگی عالمی دارد

[پاسخ]

farimaگفته :

salam
vagheaan saite ziba va romantic va jalebi darin .
vaghean arzesh dare adam vaghtesh ro ba shoma begzarooneh
mamnoonam az hosne salighatoon

[پاسخ]

mگفته :

قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بشکنــــــــــــم …!

برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود ,

آنـــقـــــــــــدر خوشبـــــــــــ♥ـخت می کنــــم کـــــه ,

به هـــــــر روزی کـــــه جــای ” او ” نیـستــــی به خودت ” لعنـــت ”

بفــــــــرستـی

[پاسخ]

mگفته :

دلگیرم

از دنیآ و روزگآرش

از بی کسی هآ و سکوت هآ!

این منم که اینگونه خسته ام

منی که همیشه خوب بودم و خندآن

منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!

نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست

چون “تـو”، “من” نیستی!

پس مرا قضاوت نکن. . .

[پاسخ]