آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

 سر صبحه و تو تازه از خواب پا میشی
ولی من هنوز بیدارم تو باعث و بانیشی
که ۲۴ ساعت به تو فکر بکنم
فکر اینکه نباشی به کی تکیه کنم
ولی تو چی موهات خیسه و زیر دوشی
فکر اینی شب تو دور همی چی بپوشی
یا که چک میکنی زنگ زده کی به گوشیت
با کدوم تیک بزنی با یکی دیگه جور شی
تو چشام زل بزن بیا ببین بغضو
تا حالا اینطوری دیده بودی تو منه تغصو
تا حالا دیده بودی که اینقدر داغون بشم؟
با صد تا قرص و دری وری آروم شم؟
ولی تو چی پای الکلی و با نور شمع
آخر شب روتخت  ولوییی با اون امشب
همین چیزاست که یهو باعث میشه
من به ده نو خلاف دیگه الوده شم
دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم خب منم دیگه عین تو بدم
دروغ میگفتی دوستم داشتی منم تصمیم گرفتم دل به تو ندم
بگو بینم تو هم میکنی گاهی یادم
یا که الان اینقدر داری دور و ورت داری  ادم
که فاز فابریکی نه اضافه کارن و
پایه ی عشق و حال و مهمونی و شادیاتن
بگو بینم باهاشون هستی خودی اسمی از من میاری وقتی مست میکنی؟
یا وقتی بحث پیش میاد که با کی دوست بودی میگی هیشکی و بحث و عوض میکنی
بزار حالا که دارم از تو جدا میشم بگم فراموشیت اسون نی خداییشم
با اینکه هنوزم اون عاشق تو اتیشم و صبحا به عشق تلفن تو پا میشم
دیگه نمیخوامم یه لحظه با تو قاطی شم
چیه؟ فکر میکنی که تو خماریشم؟
مگه یادت رفته روزایی رو که چجوری با کارات میزدی تو اتیشم
دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم خب منم دیگه عین تو بدم
دروغ میگفتی دوستم داشتی منم تصمیم گرفتم دل به تو ندم
شاید حالا همش پشت سرم فحش بدی هیچ
حق انتخاب داری و این مشکلی نیست
ولی خدا خودش میدونه که اگه دوست داشتم
واسه خودت بوده و واسه خوشگلیت نیست
اصلا هر جایی میری برو اجازه داری
میدونی تو رو ساختن واسه اضافه کاری
اخه دست خودت که نیست یه کمی عقده ای شدی
خدایی من نمیخواستمت اینقدر گنده میشدی؟
ازت یه کم خورده بودم نه این مدلی
چرا دست دست میکنی بری نکنه دو دلی
چرا واسه رفتن میکنی استخاره
مگه کم کردی ازم سو استفاده
حالا برو به یاد من بکن هی مست
دیگه مسعودتم به خاطرات پیوست
برو و بدون بد بودی اما خداییش
روزا خیلی پر رنگ شبا کجایی
دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم خب منم دیگه عین تو بدم
دروغ میگفتی دوستم داشتی منم تصمیم گرفتم دل به تو ندم

دانلود برای اعضای ویژه:

لینک دانلود

عضویت در بخش ویژه

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۳۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲۱ تیر, ۱۳۹۲  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
دختر تنهاگفته :

اگه ما سهمِ همدیگه نبودیم…
چرا تویِ دل هم جا گرفتیم…

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

بیشعورترین موجود دنیا این دل منه !
روزی هزارتا دلیل و منطق براش میارم آروم میشه ، بازم دم دمای شب که میشه هی ازم میپرسه چرا

[پاسخ]

lonely girl پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۰:

like

[پاسخ]

دختر تنهاگفته :

دارم تقویم زندگیمو ورق میزنم
روزای با تو بودن یه طرف
روزای دیگه م برن به جهنم !

[پاسخ]

المیراگفته :

هیچ نگو
فقط برو
چشمام را میبندم
تو برو
همه میگن وقت رفتن بذار سیر نگات کنم
ولی من میگم نمیخوام نگات کنم
چشمام را میبندم
تو برو
بذار آخرین نگاهی که از تو در ذهنم میماند وقت آمدنت باشد نه وقت رفتنت

[پاسخ]

المیراگفته :

خسته ام
خسته از تکرار شنیدن “مواظب خودت باش”
تو اگر نگران من بودی که نمیرفتی

[پاسخ]

المیراگفته :

نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید!
دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که
راهشان را گم می کنند!!
نـــــــه میتوانی خبری دهی
و نــــــــه خبری بگیری !.

[پاسخ]

المیراگفته :

میـدانی،
گـاهی سـنگــدل تـریـن آدم دُنیـا هـم که بـاشی، یـک آن
یـاد کـسی روی قـفـسه سیـنه ات
ســنگــینی میکــنــد
آنوقــت به طــور کـاملا غریزی،
نـفــس عمیـقی میکــِشی
تـا ســَنگ کـــوب نـَکـُنی..!

[پاسخ]

المیراگفته :

یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی…
چرا که رسوا خواهم شــــــــــــد…!
و همه خواهند دید!!
لحظه لحظه تــــــو را در میان واژه هایم!!!…

[پاسخ]

المیراگفته :

چقدر دلم بهانه میخواهد
یک بهانه خوب
برای یک گریه !!!
و چه دلگیرن این روزمردگی هایم …!
و دلگیر تر این روزهای بهاری …
چقد تکراری ان این روزها بی تو …
چقدر سخت است ، نباشد و باشی
چقدر سخت ، نداند و باشی
چقدر سخت است …….. این روزها
چه سوختنی دارد این شبها و روزها ….
چقدر تلخ است این سیگار
چقدر تلخ است این بن بست های شعر هایم
اتاق نیم تاریک من!
دلم یک دنیا تنهایی میخواهد
با یک لیوان آب
یک تکه یخ
یک لیمو ترش
کمی نمک
دلم رهایی میخواهد!!!

[پاسخ]

المیراگفته :

وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر خنده معنایی ندارد …
فـقـط می خندی تا دیگران ،
غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد !
وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند …
فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای !
وقتی دلت خسته شــد ،
دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن…

[پاسخ]

المیراگفته :

من خیلی دلم تنگ شده
اما دلتنگی من برای ادمهای این دنیا نیست .
حوصله ام خیلی خیلی سر رفته
اما نه برای رفتن به پارک یا جاهای دیدنی که در این دنیاست
من خسته ام خیلی خسته ام
می خواهم استراحت کنم اما نه در این دنیا
می خواهم از این دنیا بیرون بروم
می خواهم مهمان نا خوانده ای خارج از این دنیا باشم.
لباس آخرت متری چند؟ خدا؟

[پاسخ]

المیراگفته :

روزا با قرص میخوابم شبا تا صبح بیدارم/
همه میگن حالم خوش نیست همه میگن جنون دارم

[پاسخ]

المیراگفته :

نگام کن ببین حال من ناخوشه/جدایی چه آسون منو میکشه

[پاسخ]

المیراگفته :

بوــے فـَـــراموشے گرفتــہ اَґَ
رَنگــــِ تَنـــ ـهایـــ‗__‗ــــ__‗ـــــــ__‗ـــــــ__‗ــــــــــ‗__‗ــے
دٍل شکستـگے
بُـغــــض وَ خـامـوشـــــــ‗__‗ـــــے
چـیـزــے نیستــــْ

تـآریـ ـخ مَصـــرَفـمْــ ـ گذشتـــ ـہ اَستـــْـ

[پاسخ]

المیراگفته :

نمیتوانم لحظه ای دور شوم از تو ، درک کن چه حسی دارم ، همیشه میمانم مال تو…
کاش میشد سهم من از با تو بودن تنها آرامش و عشق باشد نه دلتنگی و انتظار…
هر گاه نیستی و دلتنگ توام نامت را در دلم زمزمه میکنم ، اینگونه است که آرام میشوم ، دلم را راضی میکنم و اینگونه روزهای دلتنگی را سر میکنم
دلم به سوی آسمان دلتنگی پر میکشد در میان میگیرد یاد تو را ، درد دل میکند با خاطره هایت ، تکرار میکندحرفهایت ، حرفهایی که تو همیشه با دلم در میان میگذاری …
نه عزیزم نمیتوانم لحظه ای دور شوم از تو ، نشسته ام بر روی ابرهای خیالت ، و در رویاهای تو سیر میکنم آسمان دلتنگی ام را….
نه عزیزم نمیتوانم لحظه ای در فکر تو نباشم ، هیچگاه فکر نکن که در حال فراموش کردن تو باشم
درست است که روزها میگذرد، چه زود آسمان تاریک امشب ، روشنی فردا میشود اما نمیگذرد ، نمیگذرد ، نمیگذر هیچگاه آن عشقی که در قلبم نسبت به تو دارم ، تمام نمیشود ، تمام نمیشود ، تمام نمیشود هیچگاه آن احساسی که به تو دارم…
هر چه دوست داری از من بخوا جز فراموش کردنت ، اگر میخواهی بروی برو اما من هستم ، آنقدر میمانم تا ماندنم مرا یاری کند ، تا دوای عشقت مرا درمان کند…
میمانم و میمانم تا لحظه مرگم ، آنقدر عاشقت میمانم تا لحظه از دنیا رفتنم قصه عشق مرا بنویسند…
نه عزیزم به این خیال نباش که روزی سرد شوم ،جانم را از من بگیرند با تو دوباره زنده میشوم ،دنیا را از من بگیرند با تو دوباره صاحب دنیا میشوم ….
هیچگاه نمیتواند کسی تو را از من بگیرد، میدانی که قلبم بی تو میمیرد،تو در قلبمی و هیچگاه دنیای عاشقانه من نمیمیرد….

[پاسخ]

المیراگفته :

نمی دونم از کــجا شروع کنم قصه تلخ ســـــادگیمـــو

نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو

چــــــرا تو اول قصه همه دوســـــــــم مــــــــــــی دارن

وسط قــــــــــصه می شه سر به سر من مـــی ذارن

تا می خواد قـــــصه تموم شه همه تنهام مــی ذارن

مــــــی تونم مثل همه دورنگ بـــــاشم دل نــــبازم

مــــــی تونم مثل همه یه عـــــشق بادی بــــسازم

تا با یک نـــــیش زبــــــون بترکه و خراب بـــــــــــشه

تا بـــــــیان جمعش کنن حباب دل ســــــــراب بشه

مــــــی تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی

مـــــــی تونم درست کنم تـــــــرس دل و دلواپسی

مــــــــی تونم دروغ بگم تا خودمو شــــــــیرین کنم

مــــــــی تونم پشت دلا قایم بشم کــــــــمین کنم

ولی با این همه حــــــــرفا باز مـــــــــــنم مثل اونام

یه دروغگو مـــــــی شم همیشه ورد زبــــــــــــــونا

یه نفر پیدا بـــــــشه به مـــــــــن بگه چیکار کــــنم

با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم ؟؟؟؟

من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره ؟؟؟

توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره ………؟؟؟

[پاسخ]

المیراگفته :

نگو مرا نمیخواهی ، منی که به پایت نشستم و با همه چیز ساختم
نگو مرا نمیخواهی ، تو نمیدانی از انتظار به تو رسیدن تا انتظار تو را دیدن همه ی موهایم سپید شد
نگو مرا نمیخواهی ، تو که حرفهای مرا نمیخوانی ،تو که نگفتی تا آخرش نمیمانی ، منی که دلم خوش بود به اینکه تو را دارم تا همیشه….
نگو مرا نمیخواهی ، من که میخواهمت ، من که دلم همیشه در پی تو بوده و همیشه دلم میخواست یکی مثل تو را داشته باشم
نگو مرا نمیخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا نخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا دور بیندازی
حالا دیگر کار از کار گذشته ، دلم بدجور به تو دلبسته ، نا امیدش نکن ، دلم عاشق است بیش از این این خانه عاشقانه را ویران نکن ،دیگر بس است ، از حالا با ما مدارا کن….
نگو مرا نمیخواهی ، تویی که از آغاز گفتی تا ابد مرا میخواهی ، در کنارم میمانی و هیچگاه شعر تلخ رفتن را نمیخوانی
حالا که دیگر دلم عاشقت شده و همه را به خاطر تو رها کرده میگویی مرا نمیخواهی؟
قید همه کس را زدم به خاطرت ، من که اینجا ندارمت ، اینجا نمیبینمت، نیستی انگار دیگر در کنار دلم ، کجایی ؟ فریاد نمیخواهم ، سکوت کن تا بشنوم صدای نفسهایت
نگو مرا نمیخواهی ، نگو که دلم میلرزد ، باران در پشت پنجره چشمانم میزند، هیچکس جز تو نمیتواند به من آرامش دهد ، نگو مرا نمیخواهی که میمیرم ، نگو ، نمیخواهم بشنوم که بی تو باید دستهای غم را بگیرم
نگو مرا نمیخواهی ، که اگر نخواهی من نیز دنیا را نمیخواهم ، اگر مرا نخواهی همه دنیا را زیر پا میگذارم و دیوانه میشوم ….

[پاسخ]

المیراگفته :

نـــــــ ــــــــــ ـــــــــ ـــــــرو

دردنـ ـاکـ ـــ تــ ـریـــن

جــ ـــهـان اسـ ـتـــ” التـ ــمــ ـاس “

[پاسخ]

المیراگفته :

خواستم که دیگه دلتنگت نباشم

اما قطره اشکی که رو گونم سر خورد بهم فهموند

که هیچوقت نمیتونم

نمیری از یادم

[پاسخ]

المیراگفته :

به چه میخندی تو؟
به مفهوم غم انگیز جدایی؟
به چه چیز؟
به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟
به چه میخندی تو؟
به نگاهم که چه مستانه توراباور کرد؟
یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟
به چه میخندی تو؟
به دل ساده من میخندی که دگرتابه ابدنیز به فکر خود نیست؟
خنده دار است بخند……

[پاسخ]

المیراگفته :

می بینی سکوتم را؟!
می بینی درماندگی ام را؟!
می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده؟!
می بینی دیگر رؤیای داشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند؟
می بینی هق هق ِ نگاهم چه سرد بر دیواره ی همیشه جاودانه ی نبودنت مشت می زند؟
می بینی؟!…
دیگر شانه هایم تاب تحمل خستگی هایم را ندارد
دیگر حتی حسرت باران هم نمی تواند حسرت نداشتن تو را کم کند
دیگر آنقدر بغضم سنگین شده که توان گریستنم نیست
می بینی دستهایم سرد تر از هر زمانی عکس ِ نداشته ات را مسح می کند؟
می بینی؟!…
هنوز هم گمان می کنم پائیز است و قرار استتو بیایی…
بهار هم نتوانست برای من پاییز را به پایان برساند…
می بینی؟!…
تقویم من تنها یک فصل دارد!!!
فصل نداشتن و آه کشیدن از نبود تو
فصل تمنای وجود تو

[پاسخ]

المیراگفته :

سرت گرم است،مزاحمت نمیشوم
امابدان حرارت سرگرمیهایت مرامیسوزاند…

[پاسخ]

المیراگفته :

خدایا…به تنهاییت قسم !

دل هیچکس را به آنچه که قسمتش نیست…

عادت نده …!!

[پاسخ]

المیراگفته :

مـن امتـحان کـرده ام !
آدم پـیــــــر می شود !
وقتــــی عزیزش را صــدا می زنـد
و جـوابـــــی نمـی شـنـود ..!!

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

تو کردی
شوخی کردی و من دادم
گاف دادم
تو شوخی کردی و من گاف دادم
تو؟
اینجا درون آیینه من چیکار میکنی؟؟
من؟
من که گریه نکرده ام
ببین
ببین تمام سرم خیس است

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

پله پله به آسمان نزدیک میشوم
تمام عاقلان روی زمین طبقه طبقه کوچیک میشوند
از این بالا
زمین چه اشتیاقی به آعوش کشیدنم دارد

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

میزنم و میترکانم
خیال و
خیالم و
بیخیال هر خیال و
خیالو هر بی خیال و خیال و
خیال خیال خیال
بی خیال و هر خیال و
خیالمان راحت شود
اصلا به من جه که تاریخ رقم نمیخورد

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

وقتی خیال و خاطراتت اینچنین راک میزنند
دست ها و رنگ هایم برای همه تان کف میزنند

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

حافظا میدانم
هزار نفر را پیچانده ای
اینبار
حواست اینجا باشد
این یکی را گوش کن
اول فکر کن
بعد جواب بده
نیت میکنم به نام او
به نام فراموش کردنش
به نام راهی برای فراموش کردنش
یوسف گم گشته باز آید به کنعان
حافظا
همین تو من را اسگل نکرده بودی
که کردی

[پاسخ]

پسر تنهاگفته :

عزیزم
زیبایم
چشمانت راز
اصرار
دلتنگیت را
بر ملا میکند و
غریزه ام را بیدار
متاسفم عزیزم
امشب مغزم پرود است و
به انتقام آن همه شب که پرود بود
امشب با هم نمیخوابیم

[پاسخ]

mrtگفته :

ببخش اگه…

ببخش اگه تو قصه مون
دو رنگ و نامرد نبودم
ببخش که عاشقت بودم
خسته و دل سرد نبودم
ببخش که مثل تو نشد
خیانتو یاد بگیرم
اگر که گفتم به چشات
بزار واسه تو بمیرم
ببخش اگه تو گریه هام
دو رنگی و ریا نبود
اگر که دستام مثه تو
با کسی آشنا نبود
ببخش اگه تو عشقمون
کم نذاشتم چیزی رو
ببخش که یادم نمی ره
اون روزای پاییزی رو
لیاقت دستای تو
بیشتر از این نبود عزیز
نه نمی خوام گریه کنی
برای من اشکی نریز
لیاقت چشمای تو
نگاه ِ پاک ِ من نبود
ببین چی ساختی از منه
مغرور ِ عاشق ِ حسود

[پاسخ]

mrtگفته :

خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه … خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی … خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری … خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای … خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره … خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : نمی خوامت

[پاسخ]

mگفته :

آرامش ظاهرم گمراهت نکند…
” آشفته تر از این حرفها هستم..!!!!

[پاسخ]

mگفته :

آرزو دارم شبی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را
میرسد روزی که بی من سر کنی
میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی…

[پاسخ]

mahdisگفته :

لـــیوان اگر دستـتــــ هستـــ

زمــین بگـــذار

مـــوکــول کــن بــه بعــد

نــوشـیدنتــــ را

تشـــنه تــر از #لـبـــ ه هــای لیــــوان

#لـبــــ هــای #مـــن استـــ . . .

[پاسخ]

mگفته :

آنقـــدر دلـتنـگـم!!!
که حتــی ابلیـس بَـــر وُسعـتِ
ایــن دلـتنـگی سجده میکُـنـد….

[پاسخ]

میم رگفته :

خدایا…
وقتی وارد جمع هایی میشوم که تعداد افراد زوج هستند
سرد میشوم
مات میشوم
باز هم سوال:
من اضافی ام یا او کم؟؟؟

[پاسخ]