آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

شکنجه گر از عمق شب تبر به دست آمدی
چه ظالمانه بی امان به شاخ و برگ من زدی
تو زهرخنده می کنی به این تن بریده سر
که پاره پاره مانده از فرود تیغ یک تبر
هراسم از عذاب نیست به درد خو گرفته ام
که دور نیست مقصدی که پیش رو گرفته ام
به قصد زجر کش شدن اگر به بند مانده ام
پر از تحملم ببین که سربلند مانده ام
طاقت من به طاقت مسیح مصلوب رسید
بزن بزن که صبر من به صبر ایوب رسید
اگر چه قامت مرا هزار تکه می کنی
اگر چه زخم می خورم تو ریشه را چه می کنی
که محکم است ریشه ام اگر تنم شکستنی است
چه باک از گزند تو که ریشه ناگسستنی است

موضوع : شعر و دل نوشته
نویسنده :   ,   ۳۷ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۲ بهمن, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
sinaگفته :

زمانی رو یادم میاد که میچزوندم خودمو . واسه کسی که اسمشو گذاشته بودم بانوی رویاها . هه هه . یه خواهش !! نذارید با تبر به جونتون بیفتند !!هر چند همش خودتون مقصرید (مسعود تو آخرش منو به خاطر نظرام میکشی)

[پاسخ]

سحرگفته :

کاش کسی یاد معلم ها میداد:
اول مهر ، شغل پدر ها را نپرسند ،
وقتی هنوز احترام به همه ی شغل ها را و افتخار به همه ی پدر ها را یاد دانش آموزانشان نداده اند!
حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم میخورد ، بماند…

[پاسخ]

سحرگفته :

چه در کار ، چه در عشق ، هرگز نگویید ” هنوز وقت است ” ، ” شاید دفعه ی بعد “!
زیرا مفهومی وجود دارد به نام ” دیر شدن “!

[پاسخ]

سحرگفته :

ما نسلی هستیم که ،
بهترین حرفهای زندگیمان را نگفتیم…
تایپ کردیم

[پاسخ]

سحرگفته :

ما همه با زندگی معامله می کنیم..!
با خودمان هم معامله می کنیم و با کسانی که دوستشان داریم هم..!
اگر نبخشی ، نمی بخشم
خیانت کنی ، خیانت میکنم
بدی کنی ، بدی میکنم
دروغ بگویی ، دروغ میگوینم
وهمیشه کوچک میمانیم،
بدون تجربه ی زندگی بالاتر و آرمانی تر…!
این را بدانیم با خوب، خوب بودن هنر نیست!

[پاسخ]

سحرگفته :

چقدر سخت است که لبریز باشی از ” گفتن ” ولی…
در هیچ سویت محرمی نباشد

[پاسخ]

سحرگفته :

قیافه ام تابلو شده بود!
گفتن : چی میکشی؟
گفتم: زجر!
گفتن : نه یعنی چی مصرف میکنی ؟
گفتم : زندگی….!

[پاسخ]

سحرگفته :

رابطه ای که توش التماس باشه…
ساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره…

[پاسخ]

سحرگفته :

به سلامتی اونایی که هزار تا خاطرخواه دارن
ولی دلشون گیر یه بی معرفته!

[پاسخ]

سما پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱:

مرسی.زیبابود

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۳:

خواهش میکنم عزیزم

[پاسخ]

wink پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۹:۱۹:

به سلامتی کسی که دوسش داری اما دیکه مال تونیست به سلامتی کسی که فکر میکنیم فراموشش کردیم ولی شب تو سرمای اتاقمون میبینیم حقدر دلمون هواشو کرده

[پاسخ]

سحرگفته :

بالشت خودم را ترجیح میدهم،
چراکه شانه های امروزی مثل بالشت های مسافر خانه اند،
خوب میدانم سر های زیادی را تکیه گاه بودند !

[پاسخ]

سحرگفته :

از استادی پرسیدند : آیا قلبی که شکسته باز هم میتواند عاشق شود ؟
استاد گفت : بله میتواند.
پرسیدند : آیا شما از لیوان شکسته آب خورده اید ؟
استاد پاسخ داد : آیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید ؟

[پاسخ]

سحرگفته :

برای اینکه
هنوز به تو فکر میکنم،
هنوز نگرانت میشوم،
هنوز دلتنگت میشوم،
هنوز دوستت دارم،
از خودم متنفرم!!

[پاسخ]

سحرگفته :

عشق یعنی
طوری نگاهت میکنه
که انگار تنها آدم دنیا هستی

[پاسخ]

سحرگفته :

دلتنگی
احساس قشنگیه
وقتی بدونی اونی که دوسش داری
فراموشت نمیکنه…

[پاسخ]

سحرگفته :

مردم می پرسند :
زندگی زیبا چیست..؟
دست تورا میگیرم
و به خود نزدیک میکنم
سرم را آرام برشانه ات تکیه میدهم
ودر چشمشان لبخند میزنم…

[پاسخ]

سحرگفته :

همیشه دلتنگی به خاطر نبودن کسی نیست
گاهی به خاطر بودن کسی است که حواسش به تو نیست..!

[پاسخ]

سحرگفته :

از دنیای واقعی و نامردیاش! پناه آوردم به دنیای مجازی!
غافل از اینکه آسمون ، همون آسمونه…

[پاسخ]

سحرگفته :

باران را دوست میدارم
بی دلیل
بی منطق
بی اختیار
دیوانه وار
مثل تو لعنتی

[پاسخ]

yaghutگفته :

من چاقوی مهربانیم را خوردم ! تو هم اگر مهربان باشی، شک نکن، یک روزی خنجری فرو میرود…یا به احساست..یا به غرورت..یا به پشتت !

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام اســت
گو شمع میارید در این جمع که امشـــب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام اســت
در مذهب ما باده حلال است ولیـــکـــــن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است!
حافظ

[پاسخ]

سکینهگفته :

مسعود نکشه من میکشم!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

دوره ای شده که حاضرم جای \”پَـــــــت\” باشم اما یه دوست واقعی مثل \”مَـــــت\”داشته باشم!!

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۲۶:

خیلی باحال بود…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

مــن شـیـفـتـــه ی میــزهــای کوچـک کـافـه ای هـسـتـــم …

که بـهــانـه نـزدیـک تــر نـشـسـتـن مــان مـــی شــــــــــود !

و مــــــن …

روبـه روی تــــــــــــو …

مـی تــوانــم تـمــام شـعــرهـای نـگـفــــــتـه دنـیــا را

یـک جـــا بـگــویـــــــــم …!!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

حرف هایی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هرکس

به اندازه حرف هایی است

که برای نگفتن دارد

و کتاب هایی هست برای ننوشتن

و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی

که باید قلم را بشکنم

و دفتر را پاره کنم

و جلدش را به صاحبش پس دهم

و خود به کلبه ای بی در و پنجره بخزم

و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

دیشب که نمی دانستم به کدام یک از دردهایم بگریم…

نشستم و کلی خندیدم!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.
وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.
وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.
وقتی خواستم گریه کنم، گفتند دروغ است.
وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.

دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم……..

[پاسخ]

سمیراگفته :

بی گناه پای چوبه ی دار میخندید…

انگار نمیداتست دوره ی ضرب المثل ها تمام شده است….!!!

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۴:

ای ول خیلی خوب بود..واقعا ک همینجوره..

[پاسخ]

moji.junگفته :

زمانه به من آموخت که:دست دادن معنی رفاقت نیست,بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست,ولی معرفت پاسخگوی تمام ماندنهاست…

[پاسخ]

رویاگفته :

کوچه را دیدی ب وقت شب؟ چقدر تنهامیشود! بی تو از ان کوچه تنهاترم……………….

[پاسخ]

لیلاگفته :

تنـــــهــــایــــم
امــا دلــتـنــگ آغــوشــی نـیـستــم
خستـــه ام
ولـــی بـــه تــکــیـه گــاه نمـی انـدیـشم
چــشــم هـــایــم تــر هــسـتـنـد و قــرمـــز
ولــی رازی نـــدارم
چــون مــدتـهـاسـت دیــگـر
کــســی را خیـــلی “دوســـت نــــدارم”
…………………..
مرســـــــــــی خیــلی شــعـر زیـبـایـی بــود مـسعــود

[پاسخ]

لیلاگفته :

صـــدا میـــکنــم “تــــــــــو” را…
ایــن “جـــــانـی” کــه میــگـویــی
جــانـــم را میــگیـــرد…
نـــزن ایـــن حـــرفــهـا را
دل مــن جــنـبــه نــدارد
مــوقــعــی کــه نــیــستــی…
دمـــار از روزگـــارم در مــی آورد..

[پاسخ]

لیلاگفته :

وقتی دلی نمی تپد
قلمی خشک می شود
و شعر می پژمرد
انبوه اندهان از یاد می روند
و جمله خاطرات بر باد می روند
در باغ کوچه های میعادگاه
دیگر کسی به انتظار کسی نیست
آنچه باز می ماند
درد بخیه است
که پس از التیام
آغاز می شود
“نصرت رحمانی”

[پاسخ]