آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل

جوابم نکن مردم از ناامیدی
شاید عاشقم شی، خدا رو چه دیدی
خیال کن جواب منو دادی اما
عزیزم جواب خدا رو چی میدی؟
همینجوری اشکام سرازیر میشن
دیگه از خودم اختیاری ندارم
من از عشق چیزی نمی خوام به جز تو
ولی از تو هیچ انتظاری ندارم
صبوریم کمه بی قراریم زیاده
چقد بی قرارم من صاف و ساده
عزیزم چقد سخته دل کندن از تو
عزیزم چقد تلخه کام من از تو
نذار زندگیم راحت از هم بپاشه
جوابم نکن مردم از بی جوابی
یه چیزی بگو پیش از اینکه بمیرم
به خوابم بیا پیش از اینکه بخوابی
شب از نیمه های زمستون گذشته
به خوابم بیا پیش از اینکه بمیرم
اگه پا به خوابم گذاشتی عزیزم
یه چیزی بگو بلکه آرووم بگیرم
صبوریم کمه بی قراریم زیاده
چقد بی قرارم من صاف و ساده
عزیزم چقد سخته دل کندن از تو
عزیزم چقد تلخه کام من از تو

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه
نویسنده :   ,   ۷۸ ديدگاه  ,   تاریخ ارسال : ۱۸ آذر, ۱۳۹۱  , 
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
zahraگفته :

واقعا زیبا بود..
تحت تاثیر قرار گرفتم

[پاسخ]

amir پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۱۲:

taraneye Mohsen chavoshie….

[پاسخ]

پرنیانگفته :

شاید برایت عجیب باشد اینهمه آرامشم!

خودمانی بگویم به آخر که برسی فقط نگاه میکنی…

[پاسخ]

نازنینگفته :

سلام دوستان صفحات گذشترو داشتم میخوندم متنایی که خیلی وقت پیش نوشته بودیم دوباره خوندمشون لذت بردم از ذوق همه بچه ها جا داره که یه تشکر از مسعود جان بکنم که این فضارو ترتیب داده دست مریزاد مسعود و اینکه یادی بکنم از مریم جان دوست خوب هممون که خیلی وقته دیگه ازش خبری نیست امیدوارم هرجا که هست موفق باشه و اگر هنوزم به این سایت سر میزنه بدونه که ما بیادش هستیم جای کامنت های زیبا و صادقانش با او لحن خاص خودش واقعا تو سایت خالیه ….
دوستان اگر کامنتم طولانی بود به خوبی خودتون ببخشید

[پاسخ]

الهه نازگفته :

قرعه کشی تمام شد…..

و تو به اسم دیگری درآمدی….

تقدیر جای خود….

لعنتی حداقل، اسم مراهم در کیسه ات میگذاشتی….

[پاسخ]

مهساگفته :

یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمیداند
نگاهش میکنم شاید بخواند در نگاه من
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند…
خودم سرودم.

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

رو نیمکت بی تو
تو قلب پاییزم
تا تو بیای خوبم هستم نمیریزم
رو نیمکت بی تو برگارو میشمارم
هر وقت میخندم ، هر وقت میبارم
تو نم نم بارون یاد تو همرامه
این شهر غمگین باز زیر قدم هامه
وقتی که تو نیستی دنیا بیاد پیشم
یادت که میافتم دلتنگ تر میشم…
روزام بدون تو مثل همن همه
هیچکی مثه تو نیست
شکل غمن همه
دورو برم پره از این و اون
ولی
جاتو نمیگیرن
خیلی کمن همـــــــــــه!!!!

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

زخمی عمیق بر پهلویم هست
روزگار نمک میپاشد و من …پیچ و تاب میخورم…
وهمگان گمان میکنند: من نستم و میرقصم…!!!

[پاسخ]

zibaگفته :

حلقه

دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او
اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت
حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
همه گفتند : مبارک باشد
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است
foroghe farrokhzad

[پاسخ]

zibaگفته :

ما “”مـــرد”” هستیم!
دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!!
صورتمان ته ریشى دارد!!!
قلبمان به وسعـــتِ دریــــا!
جـــاىِ گریـــــه کردن به بالکن میرویم و سیـــــگار دود میــــکنیم!!!
… … … … ما با همــــان دستان پهن و زبر تو را نوازش میکنیم!!!
آنقــــدر مارا نامــــرد “”نخوان””!!!
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروت مان را””نسنج””!!!
“”نــــخ بده”” تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!!
inam vase bachehaye site ke dideshon nesbat be pesara bade…bacheha hame ensanim hame faham o shour darim pas nabayad gonahe yenafaro be paye hame nevesht

[پاسخ]

zibaگفته :

لحظه ی دیدار نزدیک است.
باز من دیوانه ام مستم
باز می لرزد دلم دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم.
های!نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ!
های!نپریشی صفای زلفکم را دست!
و آبرویم را نریزی دل!
لحظه ی دیدار نزدیک است.
مهدی اخوان ثالث

[پاسخ]

یه مهندسگفته :

دق کردیم…!!!

[پاسخ]

زیبا پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۰۷:

دقیقا …. !!!

[پاسخ]

اتابکگفته :

پرواز – سیاوش قمیشی

منو تو دوتا پرنده تو قفس زندونی بودیم
جای پرزدن نداشتیم ولی آسمون میبودیم
ابرو بارونو میدیدم اما دنیامون قفس بود
چشم به دوردستا نداشتیم همینم واسه ما بس بود
اما یک روز اونایی که مارو باهم دوست نداشتن
تورو پر دادن و جاتم یدونه اینه گذاشتن
منِ خوش باور صادق فکر میکردم رو به رومی
گاهی اشتباه میکردم من کدومم تو کدومی
با تو زندگی میکردم قفسه تنگ و سیاهو
عشق تو از خاطرم برد عشق پر زدن تا ماهو

اما یک روز باد وحشی رویاهامو با خودش برد
قفس افتاد و شکست و آیینه افتاد و ترک خورد
تازه فهمیدم دروغ بود دنایایی که ساخته بودم
دردم از اینه که عمری خودمو نشناخته بودم
تو تو آسمونا بودی با پرنده های آزاد
منه تن خسترو حتی یه دفعه یادت نیوفتاد
حالا این قفس شکسته راه اسمون شده باز
اما تو قفس نشستم دیگه یادم رفته پرواز

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۸:

وااای مرسی خیلی قشنگ خونده اینو

[پاسخ]

shahab پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۱۵:

Like

[پاسخ]

لیلاگفته :

مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز
مرگ خود میبینم و رویت نمی بینم هنوز
بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم
شمع را نازم که می گرید به بالینم هنوز
آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت
غم نمی گردد جدا از جان مسکینم هنوز
روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم
گل بدامن میفشاند اشک خونینم هنوز
گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست
در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز
سیمگون شد موی و غفلت همچنان بر جای ماند
صبحدم خندید و من در خواب نوشینم هنوز
خصم را از ساده لوحی دوست پندارم رهی
طفلم و نگشوده چشم مصلحت بینم هنوز
رهی معیری

[پاسخ]

لیلاگفته :

باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
باز ای سپیده شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد بروی تو
افسوس ای شکوفه خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزلخوان نیامدی

گفتم بخوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست می دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ای است
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی

در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

استاد شهریار

[پاسخ]

ترانه * پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۵:

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید چها می بینی
تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی
همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی
من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینه بخت غبار آگینی
باغبان خار ندامت به جگر می شکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی
نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لب شیرینی
تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی
کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام آور فروردینی
شهریارا گر آئین محبت باشد
جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی
قبلا این شعرو گذاشتم ولی خیلی دوسش دارم

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۰۰:

همه شعرای استاد شهریار قشنگن حق داری

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۳۵:

هر به ماه دیده تو را یاد میکنم
با مه فسانه گفته و فریاد میکنم
شاید تو هم به ماه، ماه من کنی نگاه
با این خیال خاطر خود شاد میکنم…!!!

[پاسخ]

میثمگفته :

سلام.زیبا بود.واقعا دل کندن سخت هستش.ولی بیشتر در مورد کسی که واقعا بی اندازه دوستش داشته باشی.راستی کاشکی اهنگ این شعر رو با صدای محسن چاوشی واسه دانلود میذاشتی اون موقع حسد کاری خیلی بالا تر میرفت.ولی بازم ممنون.

[پاسخ]

حسینگفته :

وای خیلی زیبا بود.
سرشار از احساس بود این مطلب

[پاسخ]

sajadگفته :

من آن خنجر به پهلویم که دردم را نمی گویم/// به زیر ضربه های غم نیارم خم به ابرویم

[پاسخ]

سحرگفته :

یه وقتایی که دلت گرفته :
بغض داری ،
اروم نیستی !
دلت براش تنگ شده ..
حوصله هیچکسو نداری ..
به یاد لحظه ای بیفت که اون همه ی بیقراریهای تو رو
دید
اما…
چشماشو بست ور فت

[پاسخ]

ریحانه پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲۳:۱۳:

قشنگ بود

[پاسخ]

سحرگفته :

بعضیها یار نیستند بارند
وقتی می روند انسان سبک میشود…

[پاسخ]

سحرگفته :

از تنها بودنم راضی نیستم . اما …خوشحالم که با خیلی ها نیستم!!

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۴۰:

دقیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقا .
در جهان هرگز مشو مدیون احساس کسی
تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی…

[پاسخ]

یه عاشق. پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۴۱:

خدایا :هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن
که به هر بی لیاقتی بگه

عشقم

[پاسخ]

حدیثگفته :

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا

می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه

هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه

خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه

نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه

خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره

بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره

خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه

نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه

تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه

خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن

بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی

خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی

از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه

چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون

اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون

خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن

چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن

خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت

اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت

دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت

خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه

که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه

خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی

تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی

خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی

از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره

ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

[پاسخ]

یه عاشق. پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۳۷:

ممنون حدیث جون خیلی زیبا بود
ولی خیلی سخته خیلی سخته…

[پاسخ]

حدیثگفته :

حلالم کن دارم میرم …چقدراین لحظه دلگیره

گناهی گردن مانیست …همش تقصیر تقدیره

نگام کن لحظه ی رفتن …چه تلخه این هم آغوشی

چه وحشتناکه دل کندن …چقدر سخته فراموشی

پرازبغضم پرازگریه …پرازتلخی وشیرینی

حلالم کن دارم میرم …منوهرگز نمی بینی

حلالم کن اگه دستام …به دستای توعادت کرد

آخه دنیای عاشق کش …به ما دوتا خیانت کرد

کلاف آرزوهامو …چراهیشکی نمی بافه

برای ما دوتا عاشق …جدایی دورازانصافه

تمام سهم من از تو …یه حلقه س که توو دستامه

تمام سهم تو ازمن …یه عشق بی سرانجامه

تو بارونی ترین ابری …من از پاییز لبریزم

چه معصومانه می باری …چه مظلومانه می ریزم

[پاسخ]

هستیگفته :

بغض کردم
چقدر لال ماندم
….بین حرفهایم

[پاسخ]

زیبا پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۲۲:۲۲:

عالی بود

[پاسخ]

هستیگفته :

سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد میداد
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد

[پاسخ]

هستیگفته :

این روزها آنقدربا خودم به مشکل خورده ام
که میخواهم به تمام موریانه های شهر
رشوه دهم
تا این حافظه ی لعنتی را بجوند
که شاید خالی شوم
از این همه درد

[پاسخ]

حدیثگفته :

شب پاییزی احساس,مثل بارون منم نم نم

میریزم تو خودم,انگار دارم عاشق میشم کم کم

[پاسخ]

@ID@گفته :

بــه هـــرکــس مـــی گـــویـــم “تــــــــو”

بـــه خـــودش مــیــگـــیــرد. . .!

امـــا نـــمـــی دانــــــد کــــــه

هــیـــچ کــس بـــرای مـن

“تـــــــو”

نـــمــی شـــود. . . . !

[پاسخ]

@ID@گفته :

همیشه دلتنگی به خاطر نبودن کسی نیست !!!

گاهی بخاطر بودن کسی ست که حواسش به تو نیست .

[پاسخ]

@ID@گفته :

میتــرســم…

کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد

نغمــه ِ دلـت را بشنــود

و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!!

چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت!

ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن …

[پاسخ]

@ID@گفته :

نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید!
دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که
راهشان را گم می کنند!!
نـــــــه میتوانی خبری دهی
و نــــــــه خبری بگیری !

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۰۹:۴۲:

من به آن قاصدکم مژدگانی دادم!!!
گرچه میگفت :میان من و تو تا ابدیت دوریست…

[پاسخ]

علیگفته :

داش دلت نیمومد یه اسمی از محسن چاوشی بیاری ؟؟؟

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۰۱:۲۱:

شاعرش نبوده و الا میوردم

[پاسخ]

یاسیگفته :

می گویند یک روز طول می کشد تا شخصی را بشناسی ،
دو روز طول می کشد تا او را ستایش کنی ،
ولی یک عمر طول می کشد تا او را فراموش کنی

[پاسخ]

فاطمه پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۷:۴۷:

یاسى جون.
خیلى قشنگ بود♥

[پاسخ]

nilooگفته :

vaghan del kandan azash sakhte!!!! nemidonam bayad chjori inkaro bkonam vaghti har rooz jelo cheshmame

[پاسخ]

یاسیگفته :

به تو رسیدمنم اگه قیمت جون داره بگو، فرصت با تو بودنم اگه همین باره بگو، راضی نشو که قلب من عشقتو از یاد ببره، چشمای عاشقم هنوز دنبال تو در به دره، شب از سرم گذشته تو صدام بزن نفس نزار که قلب عاشقم بمیره توی این قفس

[پاسخ]

فاطمه پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۴۲:

سلام یاسى جون♥
خوبى؟
راستى شعر هایت خیلى قشنگن.

[پاسخ]

یاسیگفته :

تا کجای قصه را باید ز دلتنگی نوشت
تا به کی بازیچه بودن توی دست سر نوشت
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته ام از زندگی با خصه های بی شمار

[پاسخ]

tannazگفته :

فراموشـــــــت کرده ام…
فقط گـ ـاهی بی اختیـ ـار
اسمت را که می شنوم
می شــِکنم…!

[پاسخ]

mohammadگفته :

سلام سکینه خانوم

[پاسخ]

baranگفته :

ببین
هیس
هیچی نگو
فقط بیا بشین کنارم
بدجور سردمه
گرمای آغوشت رو میخوام…

[پاسخ]

یه عاشق. پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۴۶:

ای گفتی ای گفتی
داغوونم حسابی

[پاسخ]

baranگفته :

حالا حرف هایمان بماند برای بعد….
دلخوری هایمان….
دلتنگی هایمان…
و تمام اشک های من…..
با او چگونه میگذرد که با من نگدشت..؟؟؟!

[پاسخ]

غزالهگفته :

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در ان هیچ بادی نمی وزد…

[پاسخ]

یاسمن پاسخ در تاريخ آذر ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۶:۴۳:

خیلی قشنگ بود.کوتاه اما زیبا.مرسی

[پاسخ]

فاطمهگفته :

یه لحظه عاشقى اما،براش یک عمر مى جنگى…

[پاسخ]

مجییییدگفته :

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟﮕﯿﺮﻡ،ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﻮﻫﻢ ﺳﯿﺮﻡ@ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻇﺎﻫﺮﺃ
ﺷﺎﺩﺍﺏ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺩﻝ ﭘﯿﺮﻡ@ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻦ ﮔﻨﻪ ﮐﺎﺭﻡ ﺧﻮﺩﻡ
ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ@ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺭﺏ ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ﮔﺮﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﺩﺭﮐﺎﺭﻡ@ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺗﻮ ﻣﻌﺒﻮﺩﻡ ﺗﻮﻫﻢ ﺗﺎﺭﻭ ﺗﻮﻫﻢ ﭘﻮﺩﻡ@ ﺗﻮ
ﭘﻮﺷﺎﻧﻨﺪﻩ ﯼ ﻋﯿﺒﯽ ﺑﺒﺨﺸﺎ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﺑﻮﺩﻡ@ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺩﻟﻢ ﭘﺎﮎ
ﺍﺳﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺎﻣﺮﺩﻭ ﻧﺎﭘﺎﮎ ﺍﺳﺖ@ ﺍﻗﺎﻣﺘﮕﺎﻩ ﺁﺭﺍﻣﻢ ﻣﯿﺎﻥ ﯾﮏ
ﻭﺟﺐ ﺧﺎﮎ ﺍﺳﺖ@ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﺯﺟﺮﯼ
ﻣﯿﮑﺸﺪ ﺁﺩﻡ@ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﺪ ﻣﺤﺒﺖ ﭼﯿﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﭘﺴﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ
ﻋﺎﻟﻢ@ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺑﺮﺩ ﺍﺯﯾﺎﺩﻡ@ ﺧﺪﺍﯾﺎ
ﺧﻮﺍﻫﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺱ ﺑﺮ ﺩﺍﺩﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩﻡ@ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﭼﺸﻢ
ﻫﺎﯾﻢ ﺧﺴﯿﺲ،ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﻋﻤﻖ ﻗﻠﺒﻢ ﻧﯿﺴﺖ

[پاسخ]

masi پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۵۹:

مرسی . خیلی زیبا گفتی

[پاسخ]

مجییییدگفته :

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻫﺎ ﺑﻔﻬﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﮔﺮ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ
ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺎﯾﺪ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ
” ﺩﮐﺘﺮ ﻋﻠﯽ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ

[پاسخ]

KAMYARگفته :

بزرگترین حقیقت دنیا تنهاییست

[پاسخ]

KAMYARگفته :

باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک ها خشک شوند،باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد

[پاسخ]

یه عاشق.گفته :

به سلامتی هر کس که دلش از یکی خونه!
به سلامتی هرکس که دلش از یکی دوره!
به سلامتی اون کسی که دردامو میدونه!
به سلامتی اون کسی که میدونه ولی همیشه ساکت میمونه!

[پاسخ]

ساحلگفته :

ترکم کرده ای که تلخم کنی! هه.. شرابی شدم ناب، حسرتم را بکش…

[پاسخ]

بنفش پوس الون بويگفته :

دختر پسری با سرعت۱۲۰کیلومتر سوار بر موتور سیکلت !

دختر:آروم تر من میترسم .

پسر:نه داره خوش میگذره .

دختر:اصلا هم خوش نمیگذره تو رو خدا خواهش میکنم خیلی وحشتناکه !

پسر:پس بگو دوستم داری !

دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش میکنم آروم تر .

پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)

پسر:میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت؟ اذیتم میکنه !

و…..

روزنامه های روز بعد:

موتور سیکلتی با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت به ساختمانی اثابت کرد موتور سیکلت دو نفر سرنشین داشت اما …

تنها یکی نجات یافت حقیقت این بود که اول سر پایینی پسر که سوار موتور سیکلت بود متوجه شد ترمز بریده!

اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست یکبار دیگه از دختر بشنوه که دوستش داره …….

[پاسخ]

sajadگفته :

kheyli ghashang bod mersi

[پاسخ]

یاسیگفته :

یک روز پشت چراغ قرمز پسرکی با چشمان معصوم آمد جلو و گفت:
چسب زخم نمی خواهید ؟؟؟؟؟؟پنج تا صد تومان
با خود آهی کشیدم و گفتم: نه چرا که اگر تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
نه زخم های تو خوب میشود و نه زخم های من

[پاسخ]

یاسیگفته :

خیلی سخته وقتی از بغض گلو درد می گیری
ولی همه میگن:
لباس گرم بپوش

[پاسخ]

یاسیگفته :

خدایا……..
حالم خوب نبست، یه مسکن قوی می خوام
بدون تجویز روزگار مرگ میدی؟؟؟؟؟
میشه به زمینت بگی یه خمیازه بکشه زیر پای من؟؟؟؟؟

[پاسخ]

یاسیگفته :

عمر من قد نمی دهد به سفرت بگو کوتاه یابد…..

[پاسخ]

یاسیگفته :

همیشه تو بن بست زندگی همه برمیگردن سراغ عشق اولشون
ولی چقدر سخته اون روز عشق اولت رفته باشه
پیش عشق اولش……

[پاسخ]

یاسیگفته :

خدایا…….
وقتی ما رو آفریدی گارانتی هم داشت؟؟؟؟
دلم شکسته می خوام استعفا بدم

[پاسخ]

یاسیگفته :

سلام بچه ها
سلام اقا مسعود
می تونم ازت یه خواهش بکنم؟؟؟؟
ازت می خوام یادم بدی چه جوری از خودم عکس بزارم
مرسی

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۵۹:

سلام.
در قسمت نظر دیگر چنین امکانی وجود ندارد و در آینده سیستم های جدیدی به ساین اضافه خواهد شد که کاربران بتوانند به راحتی مطالب خود را ارسال کنند.
موفق باشید.

[پاسخ]

masiگفته :

مرسی مسعود عالی بود

[پاسخ]

مرواریدگفته :

عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالی بود!!

[پاسخ]