آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
ست دستبند 4 تایی مایا انگشتر استیل پروانه گردنبند زنجیری استیل الماسی
انگشتر مذهبی طلاروس انگشتر بوته گل رز انگشتر استیل شاین
گردنبند استیل شاین قرمز کیف پول 123 گردنبند فروهر اصل
   
محصولات فروشگاه عاشقانه سایت الون بوی
انگشتر استیل ورساچ انگشتر استیل lovely
پابند استیل پروانه دستبند قلب رنگی
انگشتر طرح کمربند کیف دستی MK
مینی نگین زن انگشتر طرح توپ مروارید
لیلاگفته :

بلــــــــه جملــــه بسیـــــار زیــبایـــی بــود
مــــــمنـــون..

[پاسخ]

anaگفته :

سلام

میشه لطف کنین والپیپر ماه اسفند رو بذارین.همونطور که واسه ماههای قبل رو گذاشتین.

ممنون

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۴۰:

با سلام. به زودی

[پاسخ]

m@hs@گفته :

?salam ghashang bod valy ta hala ezdevaje movafaghi nabode ke ba eshgh shoro beshe

[پاسخ]

moji.junگفته :

ﻋﺸﻖ ﻫﺮﮔﺰ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺗﻤﻠﮏ ﻧﯿﺴﺖ ٫ ﻋﺸﻖ
ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺳﺖ ٫ ﻫﺪﯾﻪ ﺍﯼ
ﻧﺎ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺍﺳﺖ … ﻋﺸﻖ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ

[پاسخ]

moji.junگفته :

ﺧﺪﺍﮐﻨﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ” ﻫﺴﺖ ” ﻫﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﻧﺸﻪ
” ﺑﻮﺩ …

[پاسخ]

moji.junگفته :

ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ …
ﻫﺮ ﮐﻪ ﯾﺎﻓﺖ ٫ ﻣﮋﺩﮔﺎﻧﯽ ﺍﺵ ٫ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺍﻡ …

[پاسخ]

moji.junگفته :

ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ
ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ٫
ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻥ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻫﺎ …

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

کاش میشدکلاغ هاروهوایی کرد

هوای این روزهاروخدایی کرد

کاش میشدخط بکشم رونحسی ها

عادت بدم دنیاروبه قشنگی ها

کاش میشدتکیه بدم به شونه هاش

خودموعادت بدم به خوبی هاش

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

هرچه قدرزندگی ام رازیررادیکال میبرم وجذرش رامیگیرم…توحاصل میشوی…

تویی که تمام معلوم هاومجهول های معادله ی زندگیم راشامل میشوی…

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

همه می پرسند « چرا شکسته دلت ؟ مثل آنکه تنهایی ؟ …
چقدر هم تنها !
پاسخ یک دریا را در قطره نمی توان پیدا کرد …
و سخن هزاران سال را در لحظه نمی شود جستجو کرد ….
حرفهای ساده من چقدر در هزارتوی ذهن پیچیده می شود ؟
مگر ساده تر از این هم می توان صحبت کرد ؟‌!
من از قله نمی آیم …
دره هم جای من نیست …
من شهسوار عشقم و عشق همراه باد همیشه فرار می کند…
جاده ترک برداشته است از استواری من …
من کوله بار خویش را بسته ام

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

مــارکــو : از بــوســه ی مــن خــوشــت نــیـومـد ؟

ورونـیــکــا : کـاش گـنـاه نــبــود تـا کـامـلـاً لـذت مـیـبـردم …

مـارکـو : ((مــا گـنــاه مـی کنـیـم تــا خــدا بــخــشـنـده بــمـونـه …))

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

از تمـاشـات
تـب مـی کنـم !

بـا مـات نگـات
بـه هـذیـان مـی افتـم !

. . و
با گـره ی نگـاه مان
از وفـور عشـق
در شعـر
سَـرریـز مـی شـوم !

. . امـا
سکــوت
تنهـا بضـاعـت
فـریـاد هـای عاشقـانـه اسـت !

. . پـس
جـای شـاعـری
بـاز هـم
ـ فقـــط ـ
تمـاشـات مـی کنـم . . . !

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

واژه هـا
بـرای ـ تــو ـ
کـالای مصـرفـی اند ! ،
… وقتـی کـه فقـط
گـاه گاهـی
کـه مسـتِ مسـتِ مستـی
شـعری
هـوس مـی کنـی ! ،
.. و گـاه تـر
کـه از مستـی
بـه بـدمستـی رسیـده ای
دُرُسـت ،
عاشقـانـه صحبـت مـی کنـی !

… ـ تــــو ـ
در ایـن سـال هـایِ قحطـی عشـق
چـه بـی رحمـانـه
هجـا هـایِ‌ عاشقـانـه را
اصـراف مـی کنـی !!!

ــ باشـد کـه فـرداهـا
در فـراوانـیِ عشـق
احتـکارشان نکنـی

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

از آن روز که رفته ایی…….

کارت شارژها را سیگار میخرم….

با خیابان ها حرف میزنم…

همینطوری پیش برود

گوشیم را هم باید بفروشم؛کفش بخرم

[پاسخ]

saharگفته :

یک روز پدربزرگم برایم یه کتاب دست نویس گران قیمت اورد و به من داد و تاکیید کرد این مال خودخودته .من اون کتاب روگرفتم ویه جاپنهونش کردم چندروز بعد پدربزرگ بایه روزنامه به خونه ما اومد گفت کتاب و خوندی گفتم نه پرسید چرا گفتم گذاشتم دریه فرصت مناسب بخونمش من داشتم روزنامه نگاهی مینداختم که گف مال من نیست.من شروع کردم روزنامه رو ورق زدن از هر صفحه حداقل یه مطلب میخوندم که وقتی پدربزگ میخواست بره انوازم گرفتو رفت.چندروز بعد دوباره به دیدنم امدوگفت ازدواج مثل اون کتاب و روزنامه میمونه یه اطمینان برات ایجاد میکنه که این زن یا مردماله خودته که فکرمیکنی وقت داری دلشوبدست بیاری وقت داری بهش محبت بکنی اگ نشود به دعوتش بری بیرون بایه شاخه گل از دلش دربیاری هرچقدر هم اون ادم با ارزش باشه مثل اون کتاب اما وقتی این باور درتونیست که اون ماله منه هرلحظه میتونی فک کنی ک این تعهدی به من نداره و میتونه هرلحظه دل بکنه بره،مثل یه شی باارزش ازش نگهداری میکنی وهمیشه تا جاییکه ممکنه ازش لذت میبری شاید دیگ فردا مال من نباشه مثل اون روزنامه.این تفاوته عشق و ازدواج!
ممنون

[پاسخ]

لیلا پاسخ در تاريخ اسفند ۱ام, ۱۳۹۱ ۲۰:۵۵:

جــــالــب بـــــود مــــــــــــرســــــــی

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

حوا
جان مادرت راست بگو!
تو مگر سیب را پوست کندی و خوردی ک دنیا این گونه پوست مارا می کند؟!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

تازگی ها از خواب ک بیدار می شوم،
تازه کابوسهایم آغاز میشود….

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

واحد سنجش دلتنگی چی میتونه باشه؟
نگاه به موبایل ب ثانیه؟
یا پک به سیگار،زانوهای بغل کرده؟
یا نگاه به عکس پراز خاطره؟

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

چه حماقتی…
که میرانی ام و باز میخواهمت!
چه غرور بی غیرتی دارم من!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

چندساعتی که باهم بودیم من به تونگاه میکردم و…
توبه ساعتت،
توقرارداشتی ومن بی قراری…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

خدایا میبینی؟!
حالا که پر از حرفیم,دیگه زنگ انشا نداریم…!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

بی وفا…
این روزها دیگر نه مجالی برای دلتنگی دارم و نه حوصله ی هیچ کاری…
فقط گاه گاهی دلم هوایت را میکند…
بیچاره دلم…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

یکى مى آید،یکى مى رود.
این قانون بقاى زندگیست
اما…
تو که رفتى،هیچ کس نیامد
انگار قانون بقا هم پوچ است
وقتى تو نیستى…!!!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

بهشت لبانت چقدر هوس انگیز است
بعضی وقتها هوس چیدن به سرم میزند.
دست خودم نیست،
هوای دلم آدم شدنی نیست…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

جای خالیت زندگی ام را تباه کرده….
حالا هی بگو:
‏”دوستان به جای ما!”

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

گاهى وقتا دلت از سن و سال هم میگیرد!
میخواهى کودک باشى…
کودکى که به هر بهانه اى به آغوش غمخوارى پناه میبرد و آسوده اشک میریزد….
بزرگ که باشى، باید بغضهایت را بى صدا دفن کنى…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

اى عزیزترین دروغگوى دنیا!
میشود یکبار دیگر….
فقط یکبار دیگر بگویی:
دوستت دارم!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

تو اگر میدانستى که چه زخمى دارد…
چه دردى دارد،
خنجر از دست عزیزان خوردن!
از من خسته نمى پرسیدى:چرا تنهایى…؟

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

مانند هیزم هاى شومینه میسوزم و پایان ندارم…
درد یعنى این!

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

بی خود باکلمات بازی می کنم،
نبود تو،
یعنی تنهایی…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

داشت از تنهاییش میگفت…
اما
صدای بوق پشت خطی اش امانش را بریده بود…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

اینجا همه خوبند،خیالت راحت
من مانده ام وچهارتا هم صحبت
یک گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم
من،عشق،خدا،عقربه های ساعت..

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

نبودن هیچکس سخت نیست،فراموش کردن یک بودن سخت است…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

اینجا همه خوبند،خیالت راحت
من مانده ام وچهارتا هم صحبت
یک گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم
من،عشق،خدا،عقربه های ساعت…

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

نبودن هیچکس سخت نیست،فراموش کردن یک بودن سخت است…

[پاسخ]

ماهيگفته :

دریاباش تا کسانی که لیاقت تورت ندارند در بزرگی تو غرق شوند..

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست ..
و غمــت سـهم ِ مــن!

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

دلم غمگین غمگین است
در این کومه
در این زندان
در این غوغای خاموشی
در این جشن فراموشی
در این دنیای بی مهر و کم آغوشی
دلم ترسیده و تنگ است
دلم ترسیده از آه پر از درد پدرهامان
و از چشم پر از اشک تمام مادر ها
دلم آشوب آشوب است
دلم سرد و تنم بی روح بی روح است
نمی خواهم، نمی خواهم دگر
این زندگانی را و دل را
نگاهم خیره بر بالا
به دنبال نگاهی ساده می گردد
و می بینم، و می بینم هوای گریه دارد آسمان هم پای چشمانم
می روم آرام
گونه ام خیس است
آسمان می بارد امشب بر من و بر گریه هایم سخت…

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

سالهاست شبها را بیدارم تا صبح
مبادا باور کنم در خانه کسی نیست تا به من بگوید
شبـــــــــــــــــــــ بخیـــــــــــــــــــــر…

[پاسخ]

مجیــــــــــــــــــــــددلبندمگفته :

چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند
گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

بی منطق ترین عضو بدنم چشمایم اند
که می بینند دیگر دوستم نداری اما هنوز تشنه دیدنت هستند…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

اینجا همه خوبند،خیالت راحت
من مانده ام وچهارتا هم صحبت
یک گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم
من،عشق،خدا،عقربه های ساعت…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

داشت از تنهاییش میگفت…
اما صدای بوق پشت خطی اش امانش را بریده بود…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

بی خود باکلمات بازی می کنم، نبود تو،یعنی تنهایی…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

مانند هیزم هاى شومینه میسوزم و پایان ندارم…
درد یعنى این!

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

تو اگر میدانستى که چه زخمى دارد…چه دردى دارد، خنجر از دست عزیزان خوردن!
از من خسته نمى پرسیدى:چرا تنهایى…؟

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

اى عزیزترین دروغگوى دنیا!
میشود یکبار دیگر….
فقط یکبار دیگر بگویی:
دوستت دارم!

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

می گویند مرگ حق است;
خدایا !
حقم را می خواهم…

[پاسخ]

هستــــــــــــی پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۰۵:

خیلی جالب بود عزیز

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

جای خالیت زندگی ام را تباه کرده….حالا هی بگو:
‏”دوستان به جای ما!”

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

بهشت لبانت چقدر هوس انگیز است
بعضی وقتها هوس چیدن به سرم میزند.
دست خودم نیست،هوای دلم آدم شدنی نیست.

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

بی وفا…
این روزها دیگر نه مجالی برای دلتنگی دارم و نه حوصله ی هیچ کاری…
فقط گاه گاهی دلم هوایت را میکند…
بیچاره دلم…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

خدایا میبینی؟!
حالا که پر از حرفیم,دیگه زنگ انشا نداریم…!

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

چندساعتی که باهم بودیم من به تونگاه میکردم
و…توبه ساعتت،توقرارداشتی ومن بی قراری…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

چه حماقتی…
که میرانی ام
و باز میخواهمت!
چه غرور بی غیرتی دارم من!

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

واحد سنجش دلتنگی چی میتونه باشه؟
نگاه به موبایل ب ثانیه؟
یا پک به سیگار،زانوهای بغل کرده؟
یا نگاه به عکس پراز خاطره؟

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

گریه کار کمی است برای توصیف نداشتنش..
دارم ب رفتار پر شکوهی شبیه ب مرگ فکر میکنم..

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

تازگی ها از خواب ک بیدار می شوم،
تازه کابوسهایم آغاز میشود…..

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

باید به بعضیا گفت عزیزم تو رو پاهات نمیتونی واستی چه برسه به حرفات…

[پاسخ]

☂چشمای بارونی ☂گفته :

همیشه باکسى دردودل کنید که دوچیزداشته باشد
یکى”درد”ودیگرى”دل”
غیرازاین باشدبه تومیخندد!

[پاسخ]

سایهگفته :

مردان در صید عشق به وسعت نامتنهی نامردند
گدایی عشق میکنند تا انجا که موفق به تسخیر قلب زن نشده اند، اما همین که موفق شدند
مردانگی را در کمال نامردی به جا می اورند…….

[پاسخ]

سمیراگفته :

برو به دنبال زندگیت و دیگر به یاد این شکست خورده نباش ،

که این دل دیگر یاد گرفته از نو ساختن را…

تو برای خود دنیایی بساز بدون لحظه ای از “یاد من “…

من هم دنیایی میسازم سرشار از “عشق دوباره”…

شاید خوشبختی ما در گرو این “جدایی” بوده باشد و لا غیر…!!!

[پاسخ]

yaghutگفته :

سلام،
کسی میتونه کمکم کنه؟
دارم دیوونه میشم.
مشاورا حرفای منو نمیفهمن،
جواباشون همه از رو عقله،عشق تو حرفاشون جایی نداره،من گیرکردم،کسی میتونه کمکم کنه،کسی که تو پیشنهاداش به من ازعشق وعقل به یه اندازه کمک بگیره

[پاسخ]

مسعود پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۴:

سلام.به یه مشاور دیگه مراجعه کنید اینجا ما متخصص نداریم. من بهتون کتاب “عشق بهتر است یا دوست داشتن” دکتر شریعتی رو پیشنهاد می کنم. البته این کتاب قسمتی از کتاب کویر هستش که جداگانه هم چاپ میشه. موفق باشید.

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

گاهــی باید نباشــی … تا بفهمــی نبودنت واسه کی مهمه …

؟! اونوقته که میفهمی بایــد همیشه با کی باشی ….

[پاسخ]

هستــــــــــــی پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۰۲:

بچه های اینجا که به یادتون بودن. چند بارم ازتون یاد شد.

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۱ ۰۳:۲۷:

شما و همه ی بچه های با معرفت اینجا لطف دارین مرسی از همه تون

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

کاش می فهمیدی
برای این که تنهایم ، تو را نمی خواهم
برعکس
برای این که میخواهمت ، تنهایم . . .

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

کم سرمایه‌ای نیست داشتن آدم‌هایی که حالت را بپرسند
از آن بهتر داشتنِ آدم‌هایی است که
بتوانی در جواب احوال‌پرسی‌هایشان بگویی :
“خوب نیستم . . . “

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

قلب عزیز لطفا خفه شو و در همه کارها “دخالت” نکن !
همان کـه خون “پمپاژ” کنی کافیست
اگر هم “خسته” شدی اجباری نیسـت به کار . . .

[پاسخ]

هستــــــــــــی پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۵:۰۴:

دلت خیلی پره ها!!!
بابا بیخیال این نیز بگذرد…..

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۱ ۰۴:۰۶:

این روزها میگذرد اما . . .
“من” از این روزها نمیگذرم

[پاسخ]

zahara پاسخ در تاريخ تیر ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۰۰:۵۵:

eivaaaal…daghighan

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

گاهی وقتا دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد
که بیاد تو تنهاییم …. و من اجازه ندم !
و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه و بگه
مگه من مردم که تنها بمونی … !

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝گفته :

شاید آرام تر میشدم

فقط و فقط ……..

اگر میفهمیدی…..

حرفهایم به همین راحتی که می خوانی

نــــوشته نشده اند!!

[پاسخ]

هستــــــــــــی پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۴:۵۷:

سلاام
ببین کی اومده!!!
چه عجب بابا. خیلی خوش اومدی جاتون خالی بوداااا آقای غمگین.

[پاسخ]

⎠︶︹︺⎝ پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۱ ۰۳:۱۶:

سلام هستی خانم!ممنون که به یادم بودین!راستش من هر از گاهی میومدم سر میزدم ولی فرصت نمیکردم چیزی بنویسم یا همه مطالب و بخونم هرچی خواستم وقتمو آزادتر کنم نشد!یه مدت هم که خودتون میدونین درگیر امتحان بودیم و نشد بیایم البته فکر کنم بچه ها هم اکثرا موقع امتحانات نیومدن چون یکی دو بار سر زدم ندیدم!ولی الان که یه خورده سرم خلوت تر شده سعی میکنم بیشتر بیام سر بزنم!خوشحالم که شما و بقیه بچه ها هنوزم دور هم جمعین!بازم بخاطر استقبالتون ممنون

[پاسخ]

yaghutگفته :

مرسی آقا مسعود،ممنون از راهنماییتون

[پاسخ]

سحرگفته :

خدایا به هرکس دوس داری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هرکس بیشتر دوس داری بچشان
که دوس داشتن از عشق برتر
دکتر علی شریعتی

[پاسخ]

سحرگفته :

دلمان که میگیرد
تاوان لحظه هایست که دل می بندیم
خدای خوبم……….
“هرگز کسی را به آنچه قسمتش نیست عادت نده”
دکتر علی شریعتی

[پاسخ]